میانجیگری در سایه احتمال جنگ دوباره
با افزایش نشانههای تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از دور تازه درگیری بار دیگر اهمیت پیدا کرده است. در این میان، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، میکوشد با میانجیگری میان تهران و واشنگتن، جایگاه مسکو را در معادلات منطقهای تقویت کند؛ تلاشی که با موانع جدی روبهروست.
بر اساس تحلیلهایی که پایگاه المانیتور منتشر کرده، ایران در محاسبات خود برای احتمال ازسرگیری جنگ، تنها به دفاع از خاک و زیرساختهای داخلی محدود نمیشود، بلکه بر تحمیل هزینههای اقتصادی و امنیتی به طرف مقابل نیز تأکید دارد. مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که در صورت حمله دوباره، دامنه پیامدهای جنگ ممکن است به زیرساختهای انرژی منطقه، مسیرهای کشتیرانی و حتی مراکز داده و تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی کشیده شود.
راهبرد ایران؛ افزایش هزینه جنگ برای طرف مقابل
در این چارچوب، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین ابزارهای فشار ایران به شمار میرود. این گذرگاه راهبردی نقش مهمی در انتقال نفت و گاز جهان دارد و هرگونه اختلال در تردد کشتیها میتواند قیمت انرژی، هزینه بیمه حملونقل و فشار تورمی در اقتصادهای مختلف را افزایش دهد.
پیام تهران این است که حمله به ایران لزوما به یک رویارویی محدود جغرافیایی منتهی نخواهد شد و ممکن است منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا و متحدانش را نیز تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، چنین راهبردی دو سویه است؛ زیرا تهدید زیرساختهای منطقهای، علاوه بر افزایش هزینههای احتمالی جنگ، میتواند به تشدید درگیری و محاسبه اشتباه طرفها نیز منجر شود.
پوتین در نقش میانجی؛ ابتکار عمل یا محدودیت؟
در چنین فضایی، پوتین تلاش کرده است روسیه را بهعنوان واسطهای مؤثر برای انتقال پیامها و تسهیل توافق میان تهران و واشنگتن معرفی کند. دیدارهای اخیر او با مسعود پزشکیان و گفتوگو با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بخشی از این تلاشها بوده است.
با این حال، توان مسکو برای اثرگذاری بر روند بحران نسبت به گذشته با محدودیتهایی روبهروست. جنگ اوکراین، تحریمهای غرب و کاهش نفوذ روسیه در بخشهایی از خاورمیانه، از جمله عواملی هستند که قدرت مانور کرملین را محدود کردهاند.
روسیه از یک سو با ایران روابط راهبردی دارد و از سوی دیگر، ملاحظات خود در ارتباط با آمریکا را دنبال میکند. این دوگانگی باعث شده است که حمایت مسکو از تهران الزاماً به معنای آمادگی برای ورود به یک رویارویی گسترده با واشنگتن نباشد.
پرونده هستهای؛ مانع اصلی توافق؟
یکی از پیشنهادهای مهم روسیه برای کاهش تنش، انتقال ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران به خاک روسیه بوده است؛ پیشنهادی که میتوانست بخشی از نگرانیهای آمریکا درباره برنامه هستهای ایران را کاهش دهد. با این حال، این طرح با مخالفتهایی روبهرو شده و تهران نیز بر حفظ ذخایر اورانیوم غنیشده خود در داخل کشور تأکید کرده است.
در نتیجه، یکی از مهمترین ابزارهای پیشنهادی مسکو برای پیشبرد توافق، دستکم در شرایط فعلی، با مانع مواجه شده است. اختلاف بر سر پرونده هستهای، تحریمها و تضمینهای لازم برای جلوگیری از حمله دوباره، همچنان مسیر دیپلماسی را دشوار میکند.
آینده میانجیگری در سایه تهدید نظامی
مسئله فقط توان روسیه برای میانجیگری نیست؛ میزان آمادگی تهران و واشنگتن برای مصالحه نیز تعیینکننده خواهد بود. اگر دو طرف همچنان بر مواضع حداکثری خود پافشاری کنند، حتی ابتکارهای دیپلماتیک قدرتهای دیگر نیز ممکن است به نتیجه نرسد.
در شرایطی که خطر ازسرگیری جنگ همچنان مطرح است، میانجیگری پوتین میتواند فرصتی برای ادامه ارتباطات دیپلماتیک فراهم کند؛ اما موفقیت آن به این بستگی دارد که مسکو تا چه اندازه بتواند پیشنهادهایی قابلقبول برای هر دو طرف ارائه دهد و همزمان، ایران و آمریکا اراده لازم برای جلوگیری از دور تازه درگیری را داشته باشند.
در نهایت، دیپلماسی زیر سایه تهدید نظامی زمانی میتواند مؤثر باشد که علاوه بر انتقال پیامها، راهی عملی برای کاهش تنش، حل اختلافهای هستهای و ایجاد اطمینان از عدم تکرار حملات فراهم کند.
