افزایش مخاطرات امنیتی در تنگه هرمز، انتقال نفت از یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را با سخت کرده است.
باشگاه خبرنگاران جوان - افزایش مخاطرات امنیتی در تنگه هرمز که تنها به دلیل گندهگویی و زیادهخواهی ترامپ اتفاق افتاده است، انتقال نفت از یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را با هزینههایی بیسابقه مواجه کرده است؛ از پرداخت دستمزدهای ویژه به ناخداها و پاداشهای سنگین برای پذیرش مأموریتهای پرخطر گرفته تا جهش کرایه حمل نفتکشها، افزایش حق بیمه جنگی و رشد هزینه سوخت.
مجموعه این عوامل، اقتصاد حملونقل دریایی را تحت فشار قرار داده و صاحبان کشتیها و محمولههای نفتی را به بازنگری در مسیرها و شیوههای فعالیت خود واداشته است؛ مشکلی که فقط و فقط یک دلیل داشته و دارد؛ جنگافروزی همیشگی روسای جمهور آمریکا که این بار با حضور تروریستی مثل ترامپ به بالاترین حد خود رسیده است.
تنگه هرمز؛ گلوگاه راهبردی بازار جهانی انرژی
تنگه هرمز سالهاست که بهعنوان یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان شناخته میشود. بخش مهمی از صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس از این آبراه عبور میکند و هرگونه اختلال در امنیت یا تردد دریایی آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.
اهمیت این مسیر تنها به حجم نفت انتقالیافته محدود نیست؛ بلکه شبکهای از پالایشگاهها، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، بنادر، خریداران و مصرفکنندگان در اقتصاد جهانی به جریان منظم عبور نفت از آن وابستهاند. به همین دلیل، افزایش خطرات امنیتی در تنگه هرمز میتواند در مدت کوتاهی هزینه فعالیت شرکتهای حملونقل دریایی را افزایش دهد و بر قیمت تمامشده نفت و فرآوردههای نفتی اثر بگذارد.
نشریه فایننشالتایمز تصویری از تغییر شرایط فعالیت نفتکشها ترسیم میکند؛ شرایطی که در آن، عبور از مسیرهای دریایی دیگر صرفاً به محاسبه مسافت، ظرفیت کشتی و نرخ معمول حملونقل محدود نیست، بلکه ریسکهای امنیتی به یکی از عوامل اصلی تعیینکننده هزینه تبدیل شدهاند.
دستمزدهای نجومی برای پذیرش مأموریتهای پرخطر
یکی از مهمترین بخشهای هزینههای جدید، به نیروی انسانی و بهویژه خدمه و ناخداهای کشتیها مربوط میشود. بر اساس آمارهای منتشرشده، پرداختهایی تا سقف ماهانه ۱۰۰ هزار دلار برای ناخداها مطرح شده است؛ رقمی که از فشارهای اقتصادی ناشی از افزایش مخاطرات دریایی حکایت دارد.
در شرایطی که احتمال بروز حادثه، اختلال در مسیر حرکت یا مواجهه با تهدیدهای امنیتی افزایش مییابد، مسئولیت ناخدا و خدمه کشتی نیز سنگینتر میشود. تصمیمگیری در چنین شرایطی نیازمند مدیریت دقیق مسیر، ارزیابی مداوم وضعیت امنیتی و آمادگی برای واکنش به موقعیتهای پیشبینینشده است.
افزایش دستمزدها را میتوان بخشی از هزینه جبران ریسک و حفظ نیروی انسانی متخصص دانست. شرکتهای کشتیرانی برای ادامه فعالیت در مسیرهای پرخطر ممکن است ناچار شوند شرایط مالی جذابتری به کارکنان پیشنهاد دهند تا انگیزه لازم برای پذیرش مسئولیتهای دشوار فراهم شود.
البته رقم ۱۰۰ هزار دلار و تعمیم آن به همه ناخداها، شرکتها یا سفرهای دریایی، باید دقیقتر و بیشتر بررسی شود. با این حال، نفس مطرحشدن چنین ارقامی نشان میدهد که مخاطرات امنیتی چگونه میتوانند هزینه نیروی انسانی در صنعت کشتیرانی را افزایش دهند.
پاداش ۵۰ هزار دلاری برای هر سفر
در کنار دستمزدهای ماهانه، پرداخت پاداش برای پذیرش سفرهای پرخطر نیز از دیگر هزینههای مطرحشده است. پاداشهایی در حدود ۵۰ هزار دلار برای هر سفر دریایی در نظر گرفته میشود.این نوع پرداخت میتواند با هدف جبران خطرهای اضافی، تشویق کارکنان به پذیرش مأموریت و حفظ آمادگی عملیاتی کشتیها انجام شود. در وضعیت عادی، شرکتهای کشتیرانی هزینه سفر را بر اساس عواملی مانند مسافت، مدت حرکت، مصرف سوخت و هزینههای بندری محاسبه میکنند؛ اما در شرایط بحرانی، ریسک امنیتی نیز به این مجموعه افزوده میشود.
پرداخت پاداشهای ویژه در واقع نشاندهنده شکلگیری هزینهای فراتر از مخارج معمول حملونقل است؛ هزینهای که ممکن است مستقیماً در قیمت قراردادها منعکس شود یا از طریق کاهش حاشیه سود شرکتها بر عملکرد مالی آنها اثر بگذارد.
از سوی دیگر، افزایش هزینه نیروی انسانی تنها یکی از اجزای فشار مالی است. هنگامی که شرکتها همزمان با دستمزدهای بالاتر، حق بیمه سنگینتر، سوخت گرانتر و کرایههای بیشتر مواجه میشوند، مجموع هزینهها میتواند بهمراتب بیشتر از افزایش هر یک از این اقلام بهتنهایی باشد.
کرایه حمل نفتکشها؛ روزانه ۱.۳ میلیون دلار
یکی از چشمگیرترین بخشهای افزایش هزینه انتقال نفت، جهش نرخ اجاره و حمل نفتکشهاست. طبق گزارش فایننشالتایمز، نرخ کرایه برخی نفتکشهایی که محمولههای نفتی را از مسیر تنگه هرمز منتقل میکنند، به حدود ۱.۳ میلیون دلار در روز رسیده است؛ در حالی که این رقم در سال گذشته حدود ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار در روز بود. این اختلاف، ابعاد تغییر شرایط اقتصادی حملونقل دریایی در منطقه را نشان میدهد.
افزایش کرایهها از چند عامل ناشی میشود. نخست، شمار شرکتها و خدمهای که حاضرند نفتکشهای خود را در معرض خطر قرار دهند، کاهش یافته است. دوم، مالکان کشتیها برای پوشش هزینههای بیمه، سوخت، دستمزد و ریسک عملیاتی به درآمد بیشتری نیاز دارند. سوم، طولانیشدن مسیرها، تغییر شیوه انتقال محمولهها و ضرورت اتخاذ تدابیر امنیتی میتواند بهرهوری ناوگان را کاهش دهد.
در چنین وضعیتی، حتی اگر تقاضا برای انتقال نفت همچنان بالا باشد، کاهش ظرفیت مؤثر حملونقل میتواند نرخ کرایه را افزایش دهد. این مسئله بهویژه برای شرکتهایی اهمیت دارد که باید نفت را در بازههای زمانی مشخص به پالایشگاهها و مشتریان تحویل دهند.
افزایش هزینه حمل همچنین میتواند قدرت رقابت محمولههای نفتی را تغییر دهد؛ زیرا خریداران دیگر تنها قیمت خرید نفت را در نظر نمیگیرند، بلکه هزینه رساندن آن به مقصد را نیز محاسبه میکنند.
حق بیمه جنگی؛ هزینهای تا سقف ۲۰ میلیون دلار
بیمه جنگی یکی دیگر از سنگینترین هزینههای انتقال نفت از تنگه هرمز است. هنگامی که احتمال حمله به کشتی، آسیب به بدنه یا از بین رفتن محموله افزایش پیدا میکند، بیمهگران برای پذیرش این ریسک، حق بیمه بالاتری مطالبه میکنند.بنا بر اعلام فایننشالتایمز، حق بیمه جنگی برخی نفتکشها در منطقه به حدود ۶ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی میرسد. برای یک نفتکش بسیار بزرگ، این میزان میتواند به ۲۰ میلیون دلار برای یک سفر به خلیج فارس برسد.
چنین ارقامی میتواند اقتصاد یک سفر دریایی را بهطور اساسی تغییر دهد. مالکان کشتی باید میان پذیرش هزینه بالای بیمه، خودداری از ورود به منطقه پرخطر یا استفاده از مسیرها و روشهای جایگزین تصمیم بگیرند. هرکدام از این گزینهها پیامدهای مالی خاص خود را دارد.
البته رقم ۲۰ میلیون دلار سقف گزارششده برای برخی شرایط و کشتیهاست و نباید آن را هزینه ثابت بیمه تمام نفتکشها دانست. ارزش کشتی، شرایط پوشش بیمه، مسیر حرکت و ارزیابی ریسک از جمله عواملی هستند که بر مبلغ نهایی اثر میگذارند.
سوخت گرانتر؛ فشار مضاعف بر شرکتهای کشتیرانی
افزایش هزینه سوخت نیز به مشکلات صنعت حملونقل دریایی افزوده است. قیمت سوخت مورد استفاده کشتیهای بزرگ در بندر فجیره امارات در پنجم اکتبر به حدود ۶۸۶ دلار برای هر تن رسید؛ رقمی که ۶۷ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل گزارش شده است. سوخت از مهمترین هزینههای عملیاتی کشتیهای بزرگ به شمار میرود. افزایش قیمت آن، بهویژه در سفرهای طولانی یا شرایطی که کشتی ناچار به تغییر مسیر و انتظار بیشتر میشود، هزینه نهایی حمل هر بشکه نفت را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، بالا رفتن همزمان قیمت سوخت، حق بیمه، دستمزد خدمه و کرایه کشتی باعث میشود شرکتهای کشتیرانی نتوانند فشار مالی را صرفاً با مدیریت یک بخش جبران کنند. در نتیجه، انتقال نفت از مسیرهای پرخطر به فعالیتی تبدیل میشود که به سرمایه بیشتری نیاز دارد و در عین حال با عدم قطعیت بالاتری همراه است.
کاهش تردد و تغییر مسیر نفتکشها
افزایش هزینهها تنها پیامد شرایط امنیتی نیست؛ الگوی رفتوآمد کشتیها نیز دستخوش تغییر شده است. در بخش دیگری از تصویر ارائهشده، به کاهش شدید تردد نفتکشها و محدودشدن شمار کشتیهای حاضر در منطقه اشاره شده است.
در چنین شرایطی، برخی شرکتها بهجای اتکا به سفرهای معمول، از روش انتقال مرحلهای نفت استفاده میکنند. در این روش، نفتکشها محموله را از بنادر منطقه به آبهای اطراف فجیره در دریای عمان منتقل میکنند و سپس نفت به کشتیهای دیگری تحویل داده میشود تا ادامه مسیر را به سمت بازارهای مقصد طی کنند.
این شیوه میتواند انعطافپذیری بیشتری برای انتقال محمولهها فراهم کند، اما لزوماً ارزانتر نیست. استفاده از چند کشتی، عملیات انتقال نفت میان شناورها، هماهنگیهای اضافی و افزایش زمان انتظار میتواند هزینههای جدیدی ایجاد کند.
گزارش رویترز در هشتم اکتبر نیز از کاهش تردد کشتیها در تنگه هرمز در پی افزایش حملات به نفتکشها خبر داد. بر اساس دادههای مورد استناد این گزارش، در یکی از روزهای مورد بررسی تنها هفت کشتی حامل کالا از تنگه عبور کردند؛ موضوعی که از فشار امنیتی بر جریان حملونقل دریایی حکایت دارد.
پیامدهای جهانی افزایش هزینه انتقال نفت
افزایش هزینه عبور از تنگه هرمز، در نهایت میتواند از صنعت کشتیرانی فراتر برود و بر زنجیره تأمین انرژی اثر بگذارد. هزینههای بالاتر حمل، بیمه و سوخت ممکن است در قیمت تمامشده نفت تحویلی به مشتریان منعکس شود؛ هرچند میزان انتقال این هزینهها به قیمت نهایی به شرایط بازار، قراردادهای تجاری و میزان عرضه و تقاضا بستگی دارد.
برای پالایشگاهها، افزایش هزینه حمل میتواند حاشیه سود را کاهش دهد یا آنها را به جستوجوی منابع جایگزین سوق دهد. برای صادرکنندگان نیز ممکن است درآمد حاصل از فروش نفت با هزینههای بیشتری برای رساندن محموله به بازار همراه شود.
با این حال، افزایش هزینه حمل بهتنهایی به معنای افزایش قطعی و هماندازه قیمت جهانی نفت نیست. قیمت نفت به عوامل متعددی از جمله میزان تولید، سطح ذخایر، تقاضای جهانی، سیاستهای کشورهای تولیدکننده و تحولات سیاسی وابسته است. بنابراین، هزینههای تنگه هرمز یکی از عوامل اثرگذار بر بازار انرژی است، نه تنها عامل تعیینکننده آن.
عبور از هرمز، مأموریتی پرهزینه و پرریسک به شرط ادامه حیات
مجموعه ارقام منتشرشده درباره دستمزد ناخداها، پاداش سفر، کرایه نفتکشها، حق بیمه جنگی و قیمت سوخت نشان میدهد که افزایش مخاطرات امنیتی چگونه میتواند ساختار اقتصادی حملونقل دریایی را تغییر دهد.
پرداخت ماهانه تا ۱۰۰ هزار دلار به ناخداها، پاداش ۵۰ هزار دلاری برای هر سفر، کرایه روزانه حدود ۱.۳ میلیون دلار و حق بیمهای که برای برخی نفتکشها به ۲۰ میلیون دلار میرسد، تصویری از هزینههای سنگین فعالیت در این آبراه راهبردی ارائه میکند.
در چنین شرایطی، امنیت تنگه هرمز فقط مسئلهای نظامی یا منطقهای نیست؛ بلکه با هزینه انرژی، تجارت بینالمللی و ثبات زنجیره تأمین جهانی ارتباط مستقیم دارد. هرچه نااطمینانی در این مسیر افزایش یابد، شرکتهای کشتیرانی برای حفظ جریان انتقال نفت با هزینههای بیشتری روبهرو خواهند شد؛ هزینههایی که پیامدهای نهایی آن، بسته به تداوم بحران و واکنش بازارها، میتواند در سراسر اقتصاد جهانی احساس شود.
