پژوهشی تازه نشان می‌دهد اینفلوئنسرهای سیاسی برخلاف تصور رایج، سیاست را ساده‌سازی نمی‌کنند؛ بلکه بیش از رسانه‌های حرفه‌ای بر تأثیر تصمیمات سیاسی بر زندگی مردم تمرکز دارند.

اینفلوئنسرها بیشتر از رسانه‌ها از تحلیل «عدالت و برابری» استفاده می‌کردند؛ یعنی درباره توزیع منافع و هزینه‌ها، گروه‌های برخوردار و محروم و اینکه چه کسی تحت تأثیر سیاست قرار می‌گیرد صحبت می‌کردند. آنها همچنین بیشتر سراغ چارچوب اقتصادی و عدم‌قطعیت و پیامدهای درجه دوم می‌رفتند.

در مقابل، رسانه‌های حرفه‌ای بیشتر از چارچوب سیاسی استفاده می‌کردند؛ یعنی رقابت سیاسی، بازیگران سیاسی و کشمکش‌های قدرت در مرکز توضیح آنها قرار داشت.
 
اینفلوئنسرها الزاماً خبر را ساده نمی‌کنند

شاید مهم‌ترین نتیجه پژوهش همین باشد. نویسندگان می‌گویند تفاوت این دو گروه بیشتر از آنکه در نحوه تحلیل یک سیاست مشخص باشد، در این است که کدام سیاست یا کدام بخش از آن سیاست را برای تحلیل انتخاب می‌کنند.

مثلاً رسانه‌ها درباره لایحه بودجه و تعطیلی دولت بیشتر روی تعطیلی دولت، کشمکش حزبی و اختلال در عملکرد دستگاه‌های دولتی تمرکز داشتند؛ در حالی که اینفلوئنسرها بیشتر سراغ بخش‌هایی از لایحه می‌رفتند که مستقیماً با مالیات، کسورات و وضعیت مالی مخاطب ارتباط داشت.

در نهایت، پژوهشگران به این نتیجه می‌رسند که اینفلوئنسرها الزاماً روایت نهادی رسانه‌ها را کنار نمی‌گذارند؛ بلکه یک لایه دیگر به آن اضافه می‌کنند: چه کسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد، چه کسی کنار گذاشته می‌شود و بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.

به بیان دیگر، تفاوت اصلی شاید دیگر «خبرنگار در برابر اینفلوئنسر» نباشد. هر دو می‌توانند درباره واقعیت یک سیاست صحبت کنند؛ اما یکی بیشتر از زاویه ساختار سیاسی و نهادی و دیگری از زاویه پیامد آن برای زندگی مخاطب به همان سیاست نگاه می‌کند. پژوهشگران تأکید می‌کنند این تفاوت‌ها در مجموع نسبتاً محدودند و نباید آنها را به‌عنوان دو مدل کاملاً متضاد روزنامه‌نگاری تفسیر کرد.