حوزه/ سیره پیامبر اسلام(ص) در ماجرای غزوه تبوک و توصیه امیرالمؤمنین(ع) درباره قاعدین، الگویی از مسئولیت‌خواهی اجتماعی را ترسیم می‌کند؛ الگویی که در آن، مواجهه با انفعال با هدف اصلاح رفتار و بازگشت به مسئولیت‌پذیری دنبال می‌شود.

خبرگزاری حوزه | در فلسفه سیاسی و حقوق عمومی، مواجهه با پدیده‌ی «قعود» یکی از خطیرترین آزمون‌های بقای هر جامعه است. قعود صرفاً یک خانه‌نشینی ساده نیست، بلکه وضعیتی است که در آن، افرادی هنگام هجوم بحران و نبرد سرنوشت‌ساز، نه‌تنها شانه از زیر بار مسئولیت دفاعی خالی می‌کنند، بلکه با انتشار تحلیل‌های مأیوس‌کننده، شایعه‌پراکنی و سست‌کردن اراده عمومی، عملاً جبهه خودی را تضعیف می‌نمایند. در ادبیات حقوقی معاصر، چنین رفتاری هرگز یک ترجیح شخصی قلمداد نمی‌شود؛ بلکه مصداق بارز تمرد و اخلال در امنیت ملی است. در مدرن‌ترین نظام‌های حقوقی—نظیر کد ۸۸۵ از قوانین فدرال نظامی ایالات متحده (10 U.S. Code § 885) یا قانون نیروهای مسلح بریتانیا (Armed Forces Act 2006)—برای استنکاف، فرار و کارشکنی در زمان جنگ، سنگین‌ترین مجازات‌ها اعم از حبس ابد و حتی مجازات مرگ (اعدام) تعیین شده است.

با این حال، سیره پیشوایان دینی الگویی اصیل، پیشرو و متکی بر «مسئولیت مدنی و نظارت اجتماعی» را پیش روی ما می‌گذارد؛ الگویی که در آن، پیش از کاربست ابزارهای قهری خشن، این آحاد مردم هستند که با اراده جمعی، مهار منفعلان و کارشکنان را در دست می‌گیرند.

نمونه بنیادین این رویکرد، در غزوه تبوک و در سیره رسول گرامی اسلام (ص) متجلی است. هنگامی که سپاه اسلام عازم نبردی سهمگین با رومیان بود، سه تن از مسلمانان به نام‌های «کعب بن مالک»، «مراره بن ربیع» و «هلال بن واقف»، بدون عذر موجه و از سر عافیت‌طلبی از حضور در جبهه سرباز زدند. واکنش پیامبر اکرم (ص) پس از بازگشت به مدینه، حبس یا خشونت فیزیکی نبود، بلکه فعال‌سازی سازوکار تربیتی «بایکوت فراگیر اجتماعی» بود. به فرمان ایشان، جامعه موظف شد هرگونه ارتباط، دادوستد و حتی پاسخ سلام به این افراد را قطع کند. انزوای اجتماعی حاصل از این تصمیم چنان سنگین و تأثیرگذار بود که قرآن کریم می‌فرماید: «وَضَاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنْفُسُهُمْ» (توبه: ۱۱۸)؛ زمین با همه فراخی‌اش بر آنان تنگ شد و در وجود خود احساس خفقان کردند. همین فشار مدنی یکپارچه بود که وجدان آنان را بیدار ساخت و پس از توبه‌ای حقیقی، عفو الهی شامل حالشان گردید.

عین این خط‌مشی مترقی را در کلام و سیره امیرالمؤمنین علی (ع) پس از پایان نبرد جمل و ورود به کوفه مشاهده می‌کنیم. شیخ مفید در کتاب ارزشمند «الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» (جلد ۱، صفحه ۲۵۹) خطبه حضرت به اهل کوفه را چنین نقل می‌کند:

«وَقَدْ قَعَدَ عَنْ نُصْرَتِی مِنْکُمْ رِجَالٌ وَأَنَا عَلَیْهِمْ عَاتِبٌ زَارٍ، فَاهْجُرُوهُمْ وَأَسْمِعُوهُمْ مَا یَکْرَهُونَ، حَتَّی یَعْتِبُوا وَنَرَی مِنْهُمْ مَا نُحِبُّ.»

«و همانا مردانی از شما از یاری من سر باز زدند و خانه‌نشین شدند؛ و من از آنان ناخشنودم و سرزنششان می‌کنم. پس با آنان قطع رابطه کنید (آنان را بایکوت نمایید) و سخنان ناخوشایند (حقایق تلخ و ملامت‌های بیدارگر) به گوششان برسانید، تا زمانی که رضایت ما را جلب کنند و از آنان آنچه را که دوست داریم (اصلاح مسیر و بازگشت به صفوف جامعه) مشاهده نماییم.»

تحلیل و وظایف اجتماعی مردم:

بررسی این کلام علوی در کنار سیره نبوی، نشان‌دهنده یک مانیفست دقیق برای کنشگری اجتماعی مردم در قبال قاعدین است:

۱. بایکوت اجتماعی هدفمند («فَاهْجُرُوهُمْ»): دستور امام به «هجران»، دقیقاً احیای همان سنت نبوی در قضیه تبوک است. جامعه نباید به قاعدین و کسانی که در کوران حوادث پشت نیروهای مدافع را خالی کرده‌اند، اعتبار، تریبون و احترام اجتماعی پیشین را اعطا کند. سلب مرجعیت اجتماعی، نخستین هزینه ملموسی است که متخلّف باید پرداخت نماید.

۲. جهاد تبیینی و توبیخ کلامی («أَسْمِعُوهُمْ مَا یَکْرَهُونَ»): عبارت «اسماع ما یکرهون» به معنای سرکوفت زدن بیهوده یا خشونت زبانی نیست، بلکه به معنای رساندن حقایق تلخ، سرزنش‌های منطقی و پرده‌برداری از زشتی عافیت‌طلبی آنان است. جامعه پویا جامعه‌ای است که اجازه ندهد منفعلان و بانیان تضعیف روحیه عمومی، در حاشیه امن آسودگی روانی زندگی کنند؛ بلکه باید قبح سکوت و خیانتشان مدام به آنها یادآوری شود.

۳. رویکرد اصلاحی، نه انتقام‌جویانه («حَتَّی یَعْتِبُوا…»): غایت این فشار مدنی و بایکوت اجتماعی، کینه‌توزی نیست، بلکه «اصلاح، جبران مافات و بازگشت به دایره مسئولیت‌پذیری» است؛ همان‌طور که امام شرط پایان این فشار را جلب رضایت جامعه و بازگشت به راه درست عنوان می‌کنند.

سیره اهل‌بیت (ع) به ما می‌آموزد که امنیت و انسجام یک ملت، تنها با سلاح رزمندگان در خط مقدم حفظ نمی‌شود؛ بلکه نیازمند غیرت مدنی مردمی است که مرز میان عافیت‌طلبی مخرب با منافع حیاتی کشور را بشناسند و نگذارند قاعدین و کارشکنان، با رفتار و کلمات خود، جبهه پشتیبانی را از درون متلاشی کنند.

این حقیقت امروز در سپهر اجتماعی ما به شکلی پویا در جریان است؛ چنان‌که در بیش از دویست شب متوالی، شاهد کنشگری مدنی مردمی هستیم که با حضور مستمر و استفاده از شعارها و پلاکاردها، می‌کوشند «حرف حق» را به گوش کسانی برسانند که در یک جنگ وجودی، راه «قعود» و سکوت و یا عدم همراهی و مخالفت در پیش گرفته‌اند. این استمرار آگاهانه، مصداق عینی همان رویکرد «أَسْمِعُوهُمْ مَا یَکْرَهُونَ» است؛ یعنی برهم زدن آسایش ذهنی عافیت‌طلبان و بیدار کردن وجدان کسانی که گمان می‌کنند می‌توانند در هنگامه آزمون‌های بزرگ، با سکوت و بی‌تفاوتی و آیه یأس خواند و کارشکنی، از مسئولیتِ تاریخیِ خود شانه خالی کنند.

حجت الاسلام حبیب عباسی استاد حوزه و دانشگاه