واشنگتن، تهران، کییف و اورشلیم، همگی ساعتهای خود را با انتخابات میاندورهای ایالات متحده تنظیم کردهاند. این رأیگیری مانع اقدامات ترامپ در عرصه بینالمللی نخواهد شد. نتیجه هر چه باشد، دست او را دستکم برای دو هفته نخست ماه نوامبر باز میگذارد.
انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است نه نقطه پایان بحرانهای خارجی دونالد ترامپ، بلکه آغاز مرحلهای خطرناکتر باشد. با بستهشدن صندوقهای رأی، فشار افکار عمومی بر کاخ سفید کاهش مییابد و پرونده ایران، تنگه هرمز و اوکراین وارد مرحلهای سرنوشتساز میشوند.
انتخابات؛ سپر موقت ترامپ در برابر فشار داخلی
وعده دونالد ترامپ در هشتم اکتبر مبنی بر حملهنکردن به ایران پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، بیش از آنکه نشانه عقبنشینی نظامی واشنگتن باشد، از محدودیتهای سیاسی کاخ سفید پرده برمیدارد. همزمان با اعلام این وعده، حدود ۹ هزار ملوان و تفنگدار دریایی دیگر به منطقه اعزام شدند و شمار نیروهای آمریکایی به حدود ۲۰ هزار نفر رسید؛ حضوری که با استقرار دستکم سه گروه رزمی ناو هواپیمابر همراه است.
تناقض میان توقف اعلامشده حملات و تقویت آرایش نظامی، نشان میدهد گزینه جنگ از محاسبات واشنگتن کنار گذاشته نشده است. مسئله اصلی، زمان مناسب برای استفاده از آن است. ترامپ در شرایطی با مخالفت حدود ۶۰ درصد آمریکاییها با عملکرد خود در پرونده ایران مواجه است که افزایش هزینه سوخت میتواند موقعیت جمهوریخواهان را در انتخابات تضعیف کند. از این منظر، سوم نوامبر نه لزوماً پایان بحران، بلکه نقطه عبور کاخ سفید از محدودیتهای انتخاباتی خواهد بود.
تنگه هرمز؛ کانون تصمیم میان جنگ و توافق
محور اصلی تقابل تهران و واشنگتن، کنترل تنگه هرمز و شروط پایان جنگ است. آتشبس ژوئن بر سر این آبراه راهبردی فروپاشید و محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا ادامه یافت. تهران پیشنهاد بازگشایی تنگه ظرف ۶ روز را مطرح کرده، اما خواستار رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده خود نیز شده است؛ شروطی که ترامپ نسخه اخیر آن را نپذیرفته است.
واشنگتن در برابر دو مسیر قرار دارد؛ پذیرش توافقی که مستلزم عقبنشینی از بخشی از فشارهای اقتصادی است یا تشدید فشار نظامی برای تحمیل شروط خود. بازگشایی تنگه میتواند به کاهش تنش در بازار انرژی کمک کند، اما ازسرگیری حملات، خطر جهش قیمت نفت و گاز و گسترش درگیری در منطقه را افزایش میدهد. بنابراین، تصمیم ترامپ صرفاً یک انتخاب نظامی نیست؛ آزمونی برای سنجش میزان تحمل اقتصادی آمریکا در برابر جنگی است که هزینههای سیاسی آن نیز رو به افزایش است.
اوکراین و روسیه؛ فشار پیش از تغییر کنگره
محاسبات ترامپ به خاورمیانه محدود نمیشود. او در شانزدهم اکتبر اجرای بخش عمدهای از تحریمهای پیشبینیشده در قانون گراهام علیه روسیه را معلق کرد؛ تصمیمی که نشان میدهد کاخ سفید حتی در مواجهه با فشارهای کنگره نیز بهدنبال حفظ آزادی عمل خود است.
در مقابل، اوکراین مذاکرات با نمایندگان آمریکا را پس از توافق واشنگتن و مسکو بر سر معامله گازوئیل کوتاه کرد و حملات به پالایشگاههای روسیه را از سر گرفت. کییف ممکن است به پیروزی احتمالی دموکراتها در مجلس نمایندگان و افزایش نظارت کنگره بر دولت ترامپ امید بسته باشد، اما کنگره جدید تا سوم ژانویه آغاز به کار نمیکند. این فاصله زمانی برای واشنگتن فرصتی ایجاد میکند تا پیش از تغییر موازنه سیاسی، کییف را به پذیرش چارچوب توافق با روسیه تحت فشار بگذارد. در چنین شرایطی، انتظار برای مداخله مؤثر کنگره میتواند به زیان اوکراین تمام شود.
نوامبر؛ پنجره تشدید بحران یا توافق شکننده
سه سناریو برای تحولات پس از انتخابات قابل تصور است: تداوم محاصره و افزایش فشار دیپلماتیک، ازسرگیری حملات در دو هفته نخست نوامبر یا پذیرش توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز. برآوردها، احتمال سناریوی نخست را ۵۰ درصد، حملات نظامی را ۳۰ درصد و توافق را ۲۰ درصد میدانند؛ ارقامی که قضاوت تحلیلی هستند، نه پیشبینیهای آماری.
در اسرائیل نیز احتمال طولانیشدن مذاکرات ائتلافی و ادامه نخستوزیری موقت نتانیاهو، هماهنگی تلآویو با جدول زمانی واشنگتن را محتمل میکند. در نتیجه، انتخابات آمریکا بهتنهایی تضمینی برای کاهش تنش نیست. حتی پیروزی دموکراتها نیز پیش از آغاز به کار کنگره جدید، ابزار فوری و مؤثری برای مهار رئیسجمهور فراهم نمیکند.
مسئله تعیینکننده، پاسخ واشنگتن به پیشنهاد تهران درباره هرمز است. اگر این پاسخ با ضربالاجل همراه باشد، احتمال استفاده از گزینه نظامی افزایش مییابد؛ اگر مسیر مذاکره بدون مهلت تحمیلی ادامه پیدا کند، توافق همچنان امکانپذیر خواهد بود. سوم نوامبر بیش از آنکه پایان بحران باشد، آغاز مرحلهای است که در آن ترامپ میتواند با محدودیت سیاسی کمتری میان توافق و تشدید جنگ تصمیم بگیرد.
