چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در حالی میزبان اهالی رسانه و سینماست که بررسی جریان تولیدات مستند، ابعاد تازهای از ضرورت تمرکز بر حقیقتگویی را پیش چشم مخاطبان قرار میدهد. در همین راستا، محسن اسلامزاده، مستندساز برجسته کشور، با اشاره به رسالت بنیادین سینمای مستند در بازنمایی واقعیتهای عریان جامعه، تأکید کرد که در روزگار هجمه اخبار فیک و پروپاگانداهای رسانهای، این فرم مستند است که میتواند به عنوان معتبرترین ملجأ، اعتماد ازدسترفته مخاطبان را بازسازی کرده و به عنوان آینده سینما قد علم کند.
محسن اسلامزاده با اشاره به چالشهای پیشروی مستند کوتاه در عرصه جشنوارهای در گفت و گو با میزان گفت: یکی از معضلات جدی این است که بعضاً در رویدادهای جشنوارهای، مستند کوتاه کمتر جدی گرفته میشود و موجی از گرایش عمومی به سمت آثار نیمهبلند و بلند شکل میگیرد. در حالی که ضرورت دارد سیاستگذاران با ضریب دادن به مستند کوتاه و تکریم فیلمسازان این عرصه، فضایی فراهم کنند تا همه به دنبال ساخت کار بلند نباشند؛ چراکه بیان برخی مضامین و حرفها اساساً ظرفیتی جز قالب کوتاه را برنمیتابد.
وی افزود: من همواره منتقد رویکرد دوستانی بودهام که بدون طی کردن مسیر تجربی، کار خود را بلافاصله با مستند بلند آغاز میکنند. ساخت مستند بلند دشواریهای پیچیدهای دارد و فیلمساز ابتدا باید در کار کوتاه تجربه کسب کند، مهندسی ریتم را بیاموزد و درام را صیقل دهد. در سالهای دور، ما به دلیل وسواس روی حفظ درام و قصه، کارها را از ساختار صرفاً مصاحبهمحور جدا میکردیم و با حذف اضافات، مدت زمان اثر را در محدوده هجده دقیقه مهار میکردیم.
این مستندساز با مرور الگوهای موفق سینمای مستند یادآور شد: شهید سید ابراهیم اصغرزاده حتی در دورانی که در کنار چهرههایی مانند ابراهیم حاتمیکیا یا مرحوم سیفالله داد در پروژههای بزرگ سینمایی فعالیت داشت، ساخت فیلم کوتاه را رها نکرد و آثاری ماندگار مانند سکوت طولانی و کاغذهای بیپاسخ را در همین قالب خلق نمود؛ بنابراین جایگاه مستند در جشنواره فیلم کوتاه تهران بسیار شاخص است و این نگاه فرصتآفرین شایسته تقدیر به نظر میرسد.
رهایی از بند مدت زمان و اصالت درامپردازی
اسلامزاده پیرامون نسبت میان زمان اثر و کیفیت روایت داستانی تصریح کرد: ارزشگذاری اثر نباید وابسته به مدت زمان آن باشد؛ بلکه هسته اصلی، توانایی خلق یک ساختار کاملاً دراماتیک است. ممکن است سخنی در ۱۰ دقیقه بیان شود و حرفی دیگر به ۵۰ یا ۷۰ دقیقه زمان نیاز داشته باشد. بنابراین زمان نباید به فیلمساز تحمیل شود و از سوی دیگر نباید چنین پنداشت که جدیت یک اثر مستند تنها در گروی بلند بودن آن است.
وی در ادامه با ذکر مصادیقی از تولیدات خود گفت: ما پیشتر اثری به نام آلوسان را درباره پاسداران و مرزبانان تولید کردیم و در جریان فرایند تدوین به این جمعبندی رسیدیم که اصرار برای کش دادن اثر به نسخه هفتاد دقیقهای به ساختار ضربه میزند. جدی گرفتن قالب کوتاه از سوی فیلمسازان و مسئولان منجر به ارتقای ساختار دراماتیک میشود؛ زیرا چیدن مصاحبههای متوالی و اصطلاحاً شیوه کلههای سخنگو دشواری چندانی ندارد، اما معماری یک درام استخواندار مهارتی بسیار تعیینکننده است.
حقیقتجویی مخاطب در عصر رسانههای غبارآلود
این مستندساز، هویت ذاتی سینما را پیششرط ورود به ساحت مستند دانست و بیان کرد: مستند در نخستین گام باید فیلم باشد و قواعد قصهگویی، طراحی صحنه و درام را رعایت کند؛ تنها پس از تثبیت فرم سینمایی است که میتوان حرفهای منطقی را در جان فیلم جانمایی کرد. تماشاگر امروز آثاری را میپسندد که قصه داشته باشند و بازتابی از دردهای واقعی خودش را پیش چشمش قرار دهند.
وی تأکید کرد: سینمای مستند به دلیل برخورداری از عنصر باورپذیری، آینده سینما به شمار میرود؛ چنانکه امروز نیز بسیاری از آثار تحسینشده سینمای داستانی از فرم مستند وام گرفتهاند. در روزگاری که فضای رسانهای جهان درگیر پروپاگاندا و اخبار جعلی است، مستند تنها ابزار مطمئنی به شمار میرود که اعتماد و باور مردم تشنه حقیقت را بازسازی میکند.
اسلامزاده در پایان به تنوع مخاطبان در ژانرهای مختلف و تازهترین اثر خود اشاره کرد و اظهار داشت: هرچند مخاطب همواره پیگیر اثر باکیفیت در هر موضوعی، از مقاومت تا مسائل منطقهای است، اما ژانر اجتماعی پیوندی فراگیرتر با جامعه دارد.
