احسان صالحی، تحلیلگر سیاسی در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرگزاری میزان گذاشت نوشت: سونامی آبی در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا طبعا تاثیراتی در سیاست داخلی و همچنین پرونده‌های خارجی آن همچون جنگ ایران خواهد داشت. در نظرسنجی فاکس‌نیوز ۷۴ درصد اعلام کردند رأی آنها متأثر از جنگ بوده است. خود ترامپ، ونس و روبیو هم اذعان کردند جنگ متغیر اصلی در نتایج انتخابات بوده است. از طرف دیگر، کمپین دمکرات‌ها هم مبتنی بر هزینه‌های جنگ افروزی ترامپ بود. با توجه به این قرائن، پس از استقرار ترکیب جدید کنگره از دو ماه دیگر، شاهد تلاش‌هایی برای فشار دمکرات‌ها به ترامپ برای تغییر سیاست‌ها در پرونده‌های مختلف همچون جنگ علیه ایران، جنگ اوکراین، جنگ تعرفه‌ای ترامپ، سیاست‌های هوش مصنوعی خواهیم بود. همچنین انتظار می‌رود دمکرات‌ها در انتقام از دو سال تحقیر مستمر از طرف ترامپ، موجی از اقدامات مشغول کننده و دردسرساز علیه او همچون تحقیق و تفحص از مسائل و روابط مالی او و اعضای خانواده و نزدیکانش را آغاز کنند، پرونده اپستین را دوباره روی میز بیاورند و از ابزارهای خود همچون ایجاد دست‌انداز در بودجه دولت فدرال بخصوص بودجه نظامی و یا استیضاح برخی وزیران مانند هگست استفاده کنند.

انتظار رأی‌دهندگان به نامزدهای دمکرات، متوقف کردن ترامپیسم در سیاست خارجی است که باعث افزایش هزینه‌های زندگی آنان شده است. بر خلاف گذشته که حمایت از اسرائیل یک سیاست دو حزبی در آمریکا دانسته می‌شد، امروز حجم انبوهی از انتقادها علیه سیاست‌ها و اقدامات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در فضای عمومی آمریکا مطرح است و حتی حمایت از اسرائیل در میان طرفداران حزب جمهوریخواه که به صورت سنتی گرایش بیشتری به آن دارند، در نظرسنجی‌ها و بخصوص در سنین زیر ۵۰ سال به شکل معناداری رو به افول است.

بنابراین دمکرات‌ها ناگزیر باید از خود برای مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های ترامپ تلاش نشان دهند. به تعبیر محمد عبدالرحمن السید نماینده منتخب ایالت میشیگان، مردم به دمکرات‌ها رأی ندادند بلکه در مخالفت با سیاست‌های ترامپ و برای تغییر آنها رأی دادند و ما باید نشان دهیم که به خواست آنها عمل می‌کنیم.

با این اوصاف، سؤالی که برای ما اهمیت دارد این است که تغییرات سیاسی در آمریکا چه تغییری در سیاست‌های ایالات متحده در قبال ایران و جنگ کنونی خواهد داشت؟

پاسخ به این سؤال از دو جنبه قابل بررسی است: ۱) اراده و ۲) توانایی. آیا با این تغییرات، ترکیب جدید هیئت حاکمه آمریکا در کنگره اراده تغییر در سیاست‌ها علیه ایران را دارد. در صورت پاسخ مثبت، توانایی تغییر سیاست‌ها وجود دارد؟

بر اساس توصیفی که از فضای انتخابات و مطالبات رأی‌دهندگان مطرح شد، دمکرات‌ها باید به هر شکل ممکن اراده خود را برای تغییر مسیر جنگ به رأی‌دهندگان نشان بدهند. اشتباه نشود؛ رأی‌دهندگان به دمکرات‌ها لزوماً همگی با فشار و حتی جنگ علیه ایران مخالف نیستند. سیاستمداران دمکرات نیز همین‌طور. اما آنچه رأی‌دهندگان را به ستوه آورده و باعث موج آبی شد به شکلی که پیش‌بینی می‌شود حداقل تا ۶ سال دیگر کنترل سنا در اختیار دمکرات‌ها باقی بماند، طراحی و توانایی ایران به توسعه درد و هزینه‌های جنگ ترامپ به اتاق‌های پذیرایی آمریکایی‌ها و پمپ‌های بنزین آمریکا بود. بنابراین فارغ از نگاه هنجاری به جنگ، ترکیب جدید سیاسی آمریکا باید کاری کند که حاکی از تلاش برای کاهش این هزینه‌ها باشد. ایران نشان داده است که به هیچ‌وجه حاضر نیست قبل از اطمینان یافتن از خاتمه پایدار جنگ و تحقق شروط خود، از اهرم توسعه دهنده فشار یعنی تنگه هرمز صرف‌نظر کند بنابراین ترکیب جدید حاکمان کنگره باید اراده خود را برای پایان جنگ و توافق با ایران به شکلی که نتیجه آن باز شدن هرمز باشد نشان دهند.

اما آیا دمکرات‌ها توانایی تحمیل تغییر سیاست به ترامپ را دارند؟ آیا صرف تکیه بر محدودیت بودجه می‌تواند دست ترامپ برای تشدید جنگ ببندد؟

به نظر می‌رسد دمکرات‌ها بتوانند پس از استقرار با ترکیب جدید با اتکا به فشار بر روی بودجه محدودیت‌هایی ایجاد کنند اما در فاصله دو ماهه تا اوایل ژانویه چنین امکانی ندارند. ضمن اینکه شاید دمکرات‌ها نیز از اینکه ترامپ در این مدت با تشدید نظامی هم ضربات جدیدی به ایران وارد شود چرا که آنها هم در اصل دشمنی تفاوت چندانی با رقبای جمهوریخواه خود ندارند در باطن مخالفتی نداشته باشند بخصوص که با تجربه جنگ قبلی، این تشدید می‌تواند ترامپ را بیشتر به درون باتلاق خودساخته بکشد و موقعیت او را بیشتر تضعیف خواهد کرد.

از طرف دیگر این سناریو هم می‌تواند محتمل باشد که ترامپ که جنگ ایران به میراث او تبدیل شده است، از فشار دمکرات‌ها برای خود فرصت و پنجره خروج از جنگ بسازد و هزینه‌ها و امتیازات به ایران را به گردن دمکرات‌ها و فشارهای آنها در جلوگیری از کاهش جنگ بیندازد.

واکنش او به سقوط شدید بورس در روز ۵ نوامبر و متهم کردن دمکرات‌ها به عنوان عامل این وضعیت نشان می‌دهد ممکن است او برای خلاصی خود از وضعیت باتلاق‌گونه کنونی بررسی چنین گزینه‌ای را در نظر بگیرد اما با توجه به شخصیت عمیقاً خودشیفته و متوهم او و همچنین الگوی قماربازی در رفتارها و انتخاب‌های او، من پیش‌بینی می‌کنم او تصور می‌کند با یک دور دیگر تشدید نظامی تا قبل از استقرار ترکیب جدید کنگره به امید کاهش ضرر و افزایش سود، خواهد توانست در موقعیتی بهتر وارد مذاکره و توافق شود.

در مقابل ما باید چه کنیم؟ به نظر می‌رسد راهبرد جمهوری اسلامی ایران تا مرحله انتخابات میان‌دوره‌ای، مقاومت و پرهیز از توافق و ساختن پل پیروزی برای ترامپ بود. این راهبرد توانست از ترامپ عبرت‌سازی کند و نشان دهد جمهوری اسلامی ایران لقمه‌ای گلوگیر است و متجاوز را خفه و تبدیل به اردک لنگ و عبرت در تاریخ آمریکا می‌کند. کاری می‌کند که هر گاه خیال حماقت به سر کسی در کاخ سفید زد با مرور این تجربه تاریخی و فضاحتی که بر اثر پیروی از نتانیاهو برای آمریکا خلق شود، به راحتی سمت گزینه نظامی نرود.

اما از اینجا به بعد اگر ترامپ وارد دور جدیدی از تشدید نظامی شود، راهبرد ما باید «تشدید بیشتر در برابر تشدید» یا همان «مرد دیوانه‌تر» باشد. ما باید نشان دهیم هر رفتار متجاوزانه، مسئله ایران را برای متجاوز پیچیده‌تر و غیرقابل حل‌تر می‌کند، امکان توافق را از دسترس خارج می‌کند و اگر در وضعیت قبل از هر تشدید نظامی، شانسی برای مصالحه وجود داشت این شانس به صورت تصاعدی کاهش می‌یابد و در مقابل، احتمال دست زدن ایران به اقدامات پر ریسک و غیرقابل کنترل چه در زمینه ساخت تسلیحات و چه آسیب رساندن به منابع و زنجیره‌های تامین با هدف گسترش و تعمیق درد اقتصاد جهانی از اقدامات ترامپ به شکل تصاعدی افزایش می‌یابد.

توانایی ایران در اعمال این راهبرد در طول جنگ ۴۰ روزه برای دشمن و همکاران آن معتبر شده و از سطح تهدید صرف خارج شده است. بنابراین تکیه بر این تهدید بخصوص بیان جزئیاتی از اهداف احتمالی ایران در کانال‌های انتقال پیام ضروری و بازدارنده است و می‌تواند دشمن را مجاب کند که جنگ جدید برعکس محاسبه او، نه موجب کاهش ضرر و افزایش سود و دست برتر آمریکا در میز مذاکره برای توافق احتمالی، بلکه باعث افزایش ضرر و کاهش اعتبار و آبروی آمریکا خواهد شد، ضمنا هرگونه مذاکره و توافق را تا زمان نامعلومی متوقف خواهد کرد.