تهران- ایرنا- اهمیت پویش «تامین کتاب کودک برای کتابخانههای استان تهران» تنها در تعداد کتابهایی نیست که به قفسهها میرسند؛ این حرکت زمانی اثر عمیقتری خواهد داشت که توجه به نیازهای فرهنگی کودکان را به دغدغهای عمومی و پیوسته تبدیل کند.
قفسهها منتظرند، کودکان تهران هم. این فقط عنوان یک پویش برای تامین کتاب کودک نیست؛ تصویری است از فاصلهای که گاهی میان کتاب و کودکی که به آن نیاز دارد، شکل میگیرد. کتابها ممکن است در دسترس عدهای از کودکان باشند، اما آیا همه کودکان فرصت یکسانی برای دسترسی به آنها دارند؟ آیا کودکی که در یکی از شهرها و شهرکهای پیرامونی استان تهران زندگی میکند، به اندازه کودکی در مناطق برخوردار، فرصت تجربه دنیای کتاب را دارد؟ برای کمرنگ کردن چنین پرسشهای دغدغهمند، پویش «تامین کتاب کودک برای کتابخانههای استان تهران» با هدف تامین ۱۵۰۰ جلد کتاب تازه برای بخش کودک کتابخانههای عمومی استان آغاز شده است. این حرکت، علاوه بر آنکه میتواند بخشی از نیاز کتابخانهها به منابع تازه را پاسخ دهد، بهانهای برای توجه دوباره به مسالهای مهمتر است: دسترسی برابر کودکان به کتاب و فرصتهای فرهنگی.
نام تهران گاهی تصویری از برخورداری و امکانات گسترده را به ذهن میآورد؛ اما واقعیت استان تهران به مناطق ۲۲ گانه پایتخت خلاصه نمیشود. این استان شهرها و شهرکهای متعددی را در بر میگیرد که از نظر امکانات اقتصادی و فرهنگی شرایط یکسانی ندارند. در برخی از این مناطق، خرید کتاب کودک برای خانوادهها هزینهای دشوار یا غیرضروری در میان اولویتهای متعدد زندگی است و دسترسی به کتابفروشیها، برنامههای فرهنگی و منابع متنوع مطالعه هم آسان نیست. در چنین شرایطی، کتابخانه عمومی میتواند نقشی تعیینکننده داشته باشد؛ فضایی که کودک، مستقل از توان مالی خانوادهاش، امکان آشنایی با ادبیات، قصهها و تجربههای متفاوت زندگی را پیدا کند.
از این منظر، تامین کتاب برای کتابخانهها فقط به معنای افزودن چند عنوان به قفسهها نیست؛ موضوع به عدالت فرهنگی مربوط میشود. عدالت فرهنگی هم زمانی معنا پیدا میکند که محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده، تا حد امکان، تعیینکننده میزان دسترسی کودک به امکانات فرهنگی نباشد. اگر کودکی به مجموعهای متنوع از کتابهای مناسب سن خود دسترسی داشته باشد و کودکی دیگر در فاصلهای نهچندان دور از او از چنین امکانی محروم بماند، فرصتهای فرهنگی این دو کودک برابر نیست.
با این حال، مساله را نمیتوان تنها با شمار کتابهای اهدایی یا تعداد جلدهای موجود در کتابخانهها سنجید. کتاب زمانی به بخشی از زندگی کودک تبدیل میشود که متناسب با سن، نیاز و علاقه او انتخاب شده باشد، در دسترسش قرار بگیرد و فرصت آشنایی با آن فراهم شود. کتابخانهای که منابع بهروز و متنوع دارد و برای معرفی کتاب، قصهگویی و گفتوگو با کودکان برنامهریزی میکند، میتواند از یک محل نگهداری و امانت کتاب به فضایی زنده برای تجربه خواندن تبدیل شود. بنابراین، کیفیت کتابهای اهدایی و تناسب آنها با نیازهای مخاطبان کودک و نوجوان هم به اندازه تعدادشان اهمیت دارد. پویشهایی از این دست، افزون بر تامین منابع مورد نیاز کتابخانهها، میتوانند فرصتی برای فرهنگسازی و تقویت مسئولیت جمعی در قبال کتابخوانی کودکان باشند. اما فرهنگسازی صرفاً با انتشار فراخوان و دعوت مردم به اهدای کتاب شکل نمیگیرد؛ باید زمینههای آن هم فراهم شود. خانوادهها، مدرسهها، کتابخانهها، رسانهها و نهادهای فرهنگی هر یک میتوانند در ایجاد پیوندی ماندگار میان کودک و کتاب نقش داشته باشند. همچنین لازم است مشارکت در چنین حرکتهایی به اقدامی مقطعی و مناسبتی محدود نماند و فرصتهایی مستمر برای آشنایی کودکان با کتاب، گفتوگو درباره آن و تجربه لذت خواندن فراهم شود. هدف نهایی این نیست که تنها کتاب بیشتری به کتابخانهها برسد، بلکه این است که کتابخوانی به بخشی طبیعی از زندگی کودکان تبدیل شود.
در این میان، نباید از مسئولیت نهادهای عمومی غافل شد. مشارکت مردم و خیرین در تامین منابع کتابخانهها ارزشمند است و میتواند کمبودها را کاهش دهد؛ اما نباید جایگزین مسئولیت مستمر نهادهای متولی در تامین و بهروزرسانی کتابها، توزیع متناسب منابع و حمایت از فعالیتهای فرهنگی شود. دسترسی کودکان به کتاب، نیازمند برنامهریزی پیوسته است و نباید تنها به میزان مشارکت خیرین یا برگزاری پویشها وابسته بماند.
عنوان «قفسهها منتظرند، کودکان تهران هم» پرسشی را پیش روی ما میگذارد: چه چیزی میان این دو ایستاده است؟ کمبود کتاب، محدودیت اقتصادی خانوادهها، فاصله جغرافیایی یا نبود فرصتهای کافی برای پیوند دادن کودکان با کتاب؟ پاسخ احتمالاً در ترکیبی از این عوامل نهفته است؛ عواملی که برای کاهش آنها، هم مشارکت عمومی لازم است و هم برنامهریزی و حمایت مداوم نهادهای مسئول.
پویش تامین کتاب کودک برای کتابخانههای استان تهران میتواند گامی موثر برای پر کردن بخشی از این فاصله باشد. اهمیت آن اما تنها در تعداد کتابهایی نیست که به قفسهها میرسند؛ این حرکت زمانی اثر عمیقتری خواهد داشت که توجه به نیازهای فرهنگی کودکان را به دغدغهای عمومی و پیوسته تبدیل کند. قفسهها باید از کتاب پر شوند، اما هدف نهایی این است که هیچ کودکی برای رسیدن به دنیای کتاب، ناچار نباشد منتظر پویش بعدی بماند.
نویسنده و روزنامهنگار
