عصر رأی‌دهندگان سیال؛ پایان وفاداری‌های حزبی

فرید زکریا معتقد است وفاداری حزبی رأی‌دهندگان در آمریکا و دیگر کشورها تضعیف شده و نگرانی‌های اقتصادی، بی‌اعتمادی به رهبران و ناکامی احزاب سنتی، جابه‌جایی سریع آرای انتخاباتی را رقم زده است. تغییر گرایش لاتین‌تبارها و جوانان در آمریکا و تجربه انتخابات برزیل، نشانه این سیالیت سیاسی است. به باور او، جریان‌های میانه‌رو برای جذب رأی‌دهندگان ناراضی باید به‌جای مخالفت با رقبا، برنامه‌ای عملی برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی ارائه کنند.

فرارو- فرید زکریا، مجری شبکه سی ان ان و ستون نویس روزنامه واشنگتن پست

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، فرید زکریا، تحلیلگر سرشناس مسائل بین‌المللی معتقد است برخلاف تصویر رایج از جوامع عمیقاً دوقطبی، بخش بزرگی از رأی‌دهندگان در آمریکا و دیگر کشورهای جهان دیگر وفاداری سیاسی ثابتی ندارند. افزایش نگرانی‌های اقتصادی، نارضایتی از احزاب سنتی و بی‌اعتمادی به رهبران سیاسی باعث شده است جابه‌جایی آرای انتخاباتی با سرعتی کم‌سابقه اتفاق بیفتد؛ روندی که می‌تواند معادلات انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و رقابت‌های سیاسی اروپا و آمریکای لاتین را تغییر دهد.

تصویری که در سال‌های اخیر از جامعه آمریکا ارائه شده، کشوری عمیقاً دوقطبی است که در آن شکاف‌های طبقاتی، فرهنگی و آموزشی، مردم را به دو اردوگاه سیاسی متخاصم تقسیم کرده است. دونالد ترامپ در کارزارهای انتخاباتی خود و شبکه‌های اجتماعی نیز همواره این برداشت را تقویت کرده است. با این حال، فرید زکریا، ستون‌نویس روزنامه واشنگتن‌پست معتقد است نظرسنجی‌های نزدیک به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا واقعیت متفاوتی را نشان می‌دهند: جامعه آمریکا بیش از آنکه به دو اردوگاه ثابت تقسیم شده باشد، در وضعیت سیال سیاسی قرار دارد و بخش بزرگی از رأی‌دهندگان آمادگی تغییر انتخاب خود را دارند.

آمریکا امروز با جامعه‌ای مواجه است که نسبت به آینده نگران است و وفاداری سیاسی بسیاری از شهروندان آن تضعیف شده است. این وضعیت به معنای آن است که هیچ حزب و جریان سیاسی نمی‌تواند آرای بخش بزرگی از جامعه را از پیش تضمین‌شده بداند.

جابه‌جایی آرای انتخاباتی؛ تغییراتی که در دو سال رخ داد

آمارهای انتخاباتی آمریکا نشان می‌دهد تغییر گرایش رأی‌دهندگان در فاصله‌ای کوتاه می‌تواند بسیار چشمگیر باشد. دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۴ توانست ۴۴ درصد آرای لاتین‌تبارها را به دست آورد؛ اما در نظرسنجی اخیر نیویورک‌تایمز، تنها ۳۱ درصد از این گروه گفته‌اند قصد دارند در انتخابات میان‌دوره‌ای به نامزدهای جمهوری‌خواه رأی بدهند.

تغییرات در میان رأی‌دهندگان جوان حتی چشمگیرتر است. ترامپ در سال ۲۰۲۴ توانسته بود فاصله سنتی جمهوری‌خواهان با دموکرات‌ها در این گروه را به کمتر از ۱۰ واحد درصد کاهش دهد. اما اکنون بر اساس نظرسنجی عمومی انتخابات کنگره، برتری دموکرات‌ها در میان رأی‌دهندگان جوان به ۴۴ واحد درصد رسیده است؛ فاصله‌ای حتی بیشتر از آنچه در انتخابات سال ۲۰۰۸ و دوران باراک اوباما ثبت شده بود.

زکریا این تحولات را تغییراتی بزرگ و کم‌سابقه در چنین بازه زمانی کوتاهی می‌داند. به اعتقاد او، سرعت تحولات سیاسی افزایش یافته و جابه‌جایی‌هایی که در گذشته چندین سال زمان می‌برد، اکنون ممکن است طی چند ماه یا حتی چند هفته اتفاق بیفتد.

برزیل؛ وقتی شکست در دور نخست به پیروزی نهایی تبدیل می‌شود

این پدیده محدود به آمریکا نیست و در کشورهای دیگر نیز نشانه‌های آن دیده می‌شود. زکریا برای توضیح این روند به انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل اشاره می‌کند؛ جایی که لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا در دور نخست انتخابات پس از فلاویو بولسونارو قرار گرفت و بیش از دو میلیون رأی از رقیب خود عقب بود.

با این حال، لولا در فاصله سه هفته توانست حدود ۱۰ میلیون رأی‌دهنده دیگر را به حمایت از خود متقاعد کند و در دور نهایی به پیروزی برسد. به نوشته زکریا، در تاریخ انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل سابقه نداشت نامزدی که در دور نخست دوم شده باشد، بتواند در چنین فاصله کوتاهی آرای لازم را برای پیروزی نهایی به دست آورد. این نمونه نشان می‌دهد رأی‌دهندگان نه‌تنها از نظر سیاسی انعطاف‌پذیرتر شده‌اند، بلکه سرعت تغییر تصمیم آنها نیز افزایش یافته است.

عصر اضطراب؛ چرا مردم از احزاب سنتی فاصله می‌گیرند؟

یکی از مهم‌ترین دلایل این تغییرات را ورود جوامع به دوره‌ای از اضطراب و نگرانی نسبت به آینده است. در کشورهای اروپایی، رأی‌دهندگان در سال‌های اخیر از احزاب جریان اصلی فاصله گرفته و به سمت احزاب جدید از جمله جریان‌های راست افراطی و چپ رادیکال حرکت کرده‌اند. بخشی از این تغییر واکنشی به عملکرد احزاب میانه‌رو در حل مسائل اساسی جوامع است. احزاب سنتی راست و چپ در مدیریت مهاجرت غیرقانونی، اصلاح نظام پناهندگی و مشکلات ساختاری دولت رفاه با انتقادهای گسترده مواجه شده‌اند.

از نگاه بخشی از رأی‌دهندگان، این احزاب نه توانایی حل بحران‌ها را دارند و نه اراده کافی برای انجام اصلاحات اساسی نشان داده‌اند. در چنین شرایطی، جریان‌های سیاسی خارج از ساختار سنتی توانسته‌اند نارضایتی عمومی را به سرمایه انتخاباتی تبدیل کنند. زکریا معتقد است این الگو احتمالاً در فرانسه نیز با نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده تکرار خواهد شد؛ به‌ویژه اگر نارضایتی‌های اجتماعی و اعتراض‌های خیابانی ادامه پیدا کند.

رأی‌دهندگان مستقل؛ وفاداری کمتر، نارضایتی بیشتر

یکی دیگر از نشانه‌های تغییر فضای سیاسی، افزایش تعداد رأی‌دهندگان مستقلی است که خود را به‌طور رسمی وابسته به هیچ‌یک از دو حزب اصلی آمریکا نمی‌دانند. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو، حدود یک‌چهارم کسانی که در انتخابات ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودند، اکنون نگاه نامطلوبی به حزب جمهوری‌خواه دارند. از میان این افراد نیز تنها حدود نیمی گفته‌اند که در انتخابات کنگره از نامزد جمهوری‌خواه حمایت خواهند کرد. در مجموع، نزدیک به نیمی از آمریکایی‌ها خود را مستقل می‌دانند. حتی کسانی که به یکی از دو حزب گرایش دارند، لزوماً به دلیل علاقه و وفاداری عمیق به آن حزب از آن حمایت نمی‌کنند.

در همین زمینه، ۶۴ درصد از مستقل‌های متمایل به دموکرات‌ها گفته‌اند یکی از دلایل اصلی گرایش آنها، آسیب‌هایی است که سیاست‌های جمهوری‌خواهان وارد می‌کند؛ در حالی که تنها ۲۷ درصد، عملکرد مثبت دموکرات‌ها را دلیل اصلی ترجیح خود دانسته‌اند. در میان مستقل‌های متمایل به جمهوری‌خواهان نیز الگویی مشابه دیده می‌شود. این ارقام از نگاه زکریا نشان می‌دهد بخش مهمی از حمایت انتخاباتی احزاب نه بر پایه اعتماد و رضایت، بلکه بر اساس مخالفت با رقیب شکل گرفته است.

بحران جمهوری‌خواهان؛ نارضایتی از ترامپ به معنای رد ماگا نیست

بخشی از مشکلات انتخاباتی جمهوری‌خواهان نتیجه مستقیم عملکرد خود این حزب است. افزایش تعرفه‌های تجاری ترامپ و جنگ با ایران، در ذهن بخشی از رأی‌دهندگان با افزایش قیمت‌ها و بحران هزینه‌های زندگی پیوند خورده است. گروه دیگری از شهروندان با سیاست‌های سخت‌گیرانه دولت در کنترل مرزها موافق بوده‌اند، اما از شیوه برخورد نیروهای اداره مهاجرت و اجرای عملیات علیه مهاجران غیرقانونی ناراضی هستند. همچنین آشکارتر شدن فساد در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، برای بخشی از حامیان سابق او قابل‌قبول نبوده است.

نباید این نارضایتی‌ها را به معنای کنار گذاشتن اصول اصلی جنبش «ماگا» دانست. به اعتقاد او، ممکن است نامزدی جمهوری‌خواه که همچنان به ایدئولوژی این جنبش پایبند باشد، اما کمتر خودمحور و گرفتار فساد باشد، بتواند بخشی از رأی‌دهندگان ناراضی را دوباره جذب کند.

فرصت برای جریان میانه؛ عبور از مخالفت با ترامپ

تغییرات سیاسی کنونی فرصتی برای جریان میانه در آمریکا ایجاد کرده است؛ اما این فرصت صرفاً با شعار بازگشت عقلانیت به سیاست و پاسخگو کردن ترامپ محقق نخواهد شد. احزاب میانه‌رو باید برنامه‌ای مثبت و قابل‌اجرا ارائه دهند که نگرانی‌های مردم درباره آینده را کاهش دهد.

چنین برنامه‌ای ترکیبی از سیاست‌های راست و چپ باشد: حفظ کنترل مرزها و اصلاح نظام پناهندگی، کاهش هزینه‌های درمان با استفاده از فناوری‌های جدید و مداخله مؤثر دولت، تحول در آموزش با بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای فراهم کردن معلم خصوصی برای هر دانش‌آموز، افزایش گسترده ساخت‌وساز مسکن و تغییر نظام مالیاتی به‌گونه‌ای که مالیات بر سرمایه افزایش و فشار مالیاتی بر دستمزد و نیروی کار کاهش یابد.

مسئله اصلی دیگر صرفاً پیروزی در انتخابات آینده نیست؛ بلکه احزاب باید بتوانند تصویری قابل‌اعتماد از آینده ارائه دهند تا شهروندان احساس کنند در تحولات اقتصادی و اجتماعی پیش رو جایگاهی خواهند داشت. در عصر جدید سیاست، رأی‌دهندگان بیش از گذشته آماده تغییر هستند و هیچ حزبی نمی‌تواند وفاداری آنها را قطعی بداند. جریانی که بتواند به جای تکیه بر ترس از رقیب، برنامه‌ای روشن برای پاسخ به نگرانی‌های اقتصادی و اجتماعی مردم ارائه کند، نه‌تنها شانس بیشتری برای جذب آرای سرگردان خواهد داشت، بلکه می‌تواند اعتماد سیاسی بلندمدت‌تری نیز ایجاد کند.