تهران-ایرنا- استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی، با انتقاد از رویکرد وزیر امور خارجه آمریکا گفت: مارکو روبیو با طرح روایت جنگ تمدنها و تقابل نهایی، جهان را در چارچوب تعارض دائمی میان تمدنها تفسیر میکند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، حسین سلیمی، استاد روابط بینالملل و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، امروز شنبه ۱۸ مهرماه در نشست رونمایی از سه کتاب تألیفی وزیر امور خارجه پیشین ایران، با بیان اینکه گفتمان مطرحشده در آثار محمد جواد ظریف در برابر نظام معنایی حاکم بر سیاست خارجی کنونی آمریکا قرار دارد، به بررسی مؤلفههای این دو رویکرد پرداخت. مشروح سخنان حسین سلیمی را در زیر میخوانید:
روایت وزیر خارجه آمریکا از تقابل ایران و غرب، تاریخ را نادیده میگیرد
گفتمان یا نظام معنایی که آقای دکتر ظریف در کتاب های خود مطرح میکند، دقیقاً در برابر نظام معنایی قرار دارد که دستگاه کنونی سیاست خارجی آمریکا، بهویژه شخص وزیر امور خارجه این کشور، در حال صورتبندی آن است. من نمیدانم چه کسانی به وزیر امور خارجه آمریکا مشاوره میدهند که با چنین اطمینانی درباره مباحث نظری و حتی موضوعات اسلامی اظهارنظر میکند؛ موضوعاتی که به نظر میرسد شناخت کافی از آنها ندارد. او در حال ترسیم گفتمانی است که میتوان مؤلفههای اصلی آن را مشخص کرد.
به نظر من، یکی از مؤلفههای اصلی این گفتمان، تبیین جهان امروز بر مبنای یک تضاد بنیادین و آخرالزمانی است؛ تضادی که در نهایت به جنگی فراگیر منتهی میشود و در یک سوی آن، اندیشه سیاسی شیعه مبتنی بر مهدویت قرار میگیرد. او در سخنرانیهای خود بارها به این موضوع اشاره کرده است.
به اعتقاد من، اظهارات او نشان میدهد که درک دقیقی از مفهوم مهدویت، اندیشه شیعی و معنای آخرالزمان در سنت اسلامی ندارد. در اندیشه اسلامی، بهویژه در برداشت شیعی از آخرالزمان، موضوع صرفاً جنگ نهایی و رویارویی فراگیر نیست؛ بلکه میتوان بر مؤلفههایی همچون تکامل عقلانی بشر نیز تأکید کرد. بنابراین، فروکاستن این اندیشه به یک جنگ نهایی، تصویری ناقص از مبانی فکری آن ارائه میدهد. این یکی از پایههای گفتمانی است که او مطرح میکند.
مؤلفه دیگر این گفتمان، که در سخنرانی اخیر او در یونان نیز بازتاب یافته، بازتولید ایده جنگ تمدنی است؛ این تصور که از گذشتههای دور، جنگی تمدنی میان ایرانیان و یونانیان وجود داشته که بعدها به تقابل ایران با تمدن غرب تبدیل شده و تا امروز ادامه یافته است. این روایت از نظر تاریخی با اشکالات جدی مواجه است. برای مثال، نمیتوان نسبت تمدن یونانی با تمدن غربی را بهگونهای ساده و خطی تعریف کرد و از سوی دیگر، پیوندهای تاریخی و فکری میان تمدنهای ایرانی، یونانی و اسلامی را نادیده گرفت.
نمیتوان تاریخ روابط ایران و یونان را یکسویه روایت کرد
در انتقال و حفظ میراث اندیشه یونانی، تمدن اسلامی و دانشمندان ایرانی نقش مهمی داشتهاند. همانطور که برخی پژوهشگران تاریخ اندیشه، از جمله لوسترا، بر اهمیت انتقال میراث فکری یونان از طریق تمدن اسلامی تأکید کردهاند، این پرسش مطرح است که اگر این فرایند انتقال و ترجمه صورت نمیگرفت، میراث فلسفی یونان چگونه و تا چه اندازه در اختیار اروپاییان قرار میگرفت.
همچنین، در روایتهایی که از تقابل تاریخی ایرانیان و یونانیان ارائه میشود، گاهی برخی رویدادهای تاریخی ویرانگر نادیده گرفته میشوند، در حالی که همان رویدادها میتوانند برای فهم دقیقتر مناسبات قدرت و جنگ میان طرفین اهمیت داشته باشند. به اعتقاد من، نمیتوان با نادیده گرفتن این پیچیدگیها، روایتی یکسویه از تاریخ ارائه کرد و آن را مبنای داوری درباره ماهیت تهاجمی ایرانیان قرار داد.
از این منظر، آنچه در این گفتمان اهمیت دارد، صرفاً طرح یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه بازتاب دادن نوعی کنش مبتنی بر تعارض و جنگمحوری در عرصه بینالمللی است. در این چارچوب، جهان بهمثابه عرصه تقابل دائمی تمدنها و نیروهای متعارض ترسیم میشود و نوعی تضاد نهایی و فراگیر، بهعنوان منطق اصلی تحولات جهانی معرفی میشود.
البته چنین نگاهی به تعارض و تقابل، در برخی گفتمانهای داخلی نیز دیده میشود و محدود به عرصه سیاست خارجی آمریکا نیست.
به گزارش ایرنا، در این نشست سه کتاب، چالش شناخت و ادراک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی ایرانی در جهان پسا قطبی و جهان پیشرو (گفتارهای پیرامون نظام جهانی) با حضور و سخنرانی «محمدجواد ظریف» وزیر اسبق امور خارجه و «سیدمحمدکاظم سجادپور» استاد روابط بینالملل و عضو هیات علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه رونمایی و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
