چرخش ونس درباره غنیسازی ایران؛ واشنگتن در آستانه انعطاف هستهای؟
اظهارات جیدی ونس درباره ضرورت کاهش معنادار غنیسازی ایران، در مقایسه با درخواست قبلی برای توقف کامل آن، میتواند نشانهای از باز شدن فضای مذاکره باشد؛ هرچند موضع سختگیرانه واشنگتن همچنان پابرجاست. تهران نیز بر رفع تحریمها، آزادسازی داراییها، پایان محاصره دریایی و تضمینهای امنیتی تأکید دارد. بنابراین، اختلاف ایران و آمریکا تنها هستهای نیست و ترتیب اجرای تعهدات همچنان مانع اصلی توافق است.
فرارو- کائولان مگی، خبرنگار بخش بین الملل شبکه الجزیره.
به گزارش فرارو به نقل از الجزیره، اظهارات تازه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا درباره ضرورت کاهش «معنادار» ظرفیت غنیسازی اورانیوم ایران، این پرسش را مطرح کرده است که آیا واشنگتن در موضع هستهای خود در حال ایجاد انعطاف است یا همچنان خواهان محدودیتهای گسترده بر برنامه هستهای تهران است. ونس گفته است ایران برای اثبات پایبندی خود به نساختن سلاح هستهای باید برنامه غنیسازی خود را تغییر دهد؛ موضعی که در مقایسه با درخواستهای قبلی برای کنار گذاشتن کامل غنیسازی، فضای بیشتری برای مذاکره باقی میگذارد.
این اظهارات در حالی مطرح شده که سایر مقامهای ارشد دولت آمریکا همچنان موضع سختگیرانهای اتخاذ میکنند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا تأکید کرده است که ایران «نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد» و دونالد ترامپ نیز هشدار داده است که جنگ یا «به روش خوب» پایان خواهد یافت یا «به روش نهچندان خوب». همزمان، مقامهای ایرانی درباره اینکه واشنگتن واقعاً به دنبال مذاکره است یا از گفتوگو برای پیشبرد اهداف نظامی و سیاسی خود استفاده میکند، تردیدهایی مطرح کردهاند.
غنیسازی؛ نقطه اختلاف اصلی واشنگتن و تهران
ونس در گفتوگو با رویترز گفته است اگر ایران واقعاً قصد ساخت سلاح هستهای ندارد، دلیلی برای غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد وجود ندارد. به گفته او، توقف تولید سوخت با غنای بالا میتواند نشانهای روشن از تعهد تهران به عدم حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای باشد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده است که ایران اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی کرده؛ سطحی پایینتر از حدود ۹۰ درصد که معمولاً بهعنوان سطح تسلیحاتی شناخته میشود. با این حال، در ارزیابی مه ۲۰۲۵، آژانس اعلام کرده بود که نشانه معتبر و سازمانیافتهای از وجود یک برنامه ساختاریافته برای تولید سلاح هستهای پیدا نکرده است.
ونس همچنین گفته است آمریکا با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران و عباس عراقچی، وزیر خارجه در ارتباط است، هرچند به گفته او هنوز مشخص نیست تصمیمگیری در ایران دقیقاً چگونه انجام میشود. در مقابل، روبیو تأکید کرده است که ایران فرصتهای متعددی برای دستیابی به توافق را از دست داده و فشار اقتصادی همچنان بخش مهمی از سیاست واشنگتن است. او همچنین مدعی شده است که اقتصاد ایران تحت تحریمها با فشار شدیدی مواجه شده و تهران کنترل کامل تنگه هرمز را از دست داده است.
تهران؛ مذاکره بدون تغییر رفتار آمریکا را نمیپذیرد
مسعود پزشکیان روز دوشنبه مذاکرات با آمریکا را «بیفایده» توصیف کرد و گفت هر بار که تهران وارد گفتوگو شده، جنگ یا فشار نظامی در پی آن آمده است. او مدعی شد آمریکا پس از مذاکرات قبلی چند بار به ایران حمله کرده و هدف واشنگتن در نهایت تغییر نظام جمهوری اسلامی است.
با این حال، موضع عباس عراقچی اندکی متفاوت بود. او چهارم اکتبر در دیدار با سفیران خارجی در تهران گفت تنها مذاکراتی که بر پایه «عدالت و انصاف» انجام شود میتواند به جنگ پایان دهد. این اظهارات نشان میدهد که در کنار بیاعتمادی شدید تهران به واشنگتن، همچنان امکان ادامه مسیر دیپلماتیک بهطور کامل کنار گذاشته نشده است. این مواضع پس از آن مطرح شد که ایران در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک پیشنهادی برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات ارائه کرد؛ پیشنهادی که ترامپ آن را رد کرد.
پیشنهاد ایران چه تفاوتی با توافقهای قبلی داشت؟
پیشنهاد جدید تهران بر اساس تفاهمنامه ۱۷ ژوئن شکل گرفته بود؛ توافقی که برای مدتی کوتاه موجب کاهش درگیریها شد اما در نهایت دوام نیاورد. در طرح جدید، ایران پیشنهاد کرده بود ابتدا در تمام جبههها، از جمله عملیات اسرائیل در لبنان جنگ متوقف شود. در مرحله بعد، آمریکا میبایست محاصره دریایی و تحریمهای نفتی را لغو و داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند. سپس تنگه هرمز پس از هفت روز بازگشایی شود و مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران آغاز شود.
این ترتیب زمانی از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا به گفته کارشناسان میتوانست به دولت ترامپ امکان دهد پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر، وضعیت کشتیرانی در هرمز را بهبود بخشد. با این حال، اختلاف بر سر اینکه کدام اقدام باید ابتدا انجام شود، همچنان پابرجاست.
مسئله فقط هستهای نیست
سایمون مابون، استاد روابط بینالملل دانشگاه لنکستر به الجزیره گفته است که تمرکز واشنگتن بر غنیسازی ممکن است اهمیت سایر مطالبات تهران را کمرنگ کند. به گفته او، مسئله اصلی از نگاه ایران تنها برنامه هستهای نیست؛ بلکه رفع تحریمها، لغو محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان درگیریهای منطقهای نیز اهمیت اساسی دارد.
هرگونه توافق که غنیسازی محدود ایران را بپذیرد، احتمالاً با توافق هستهای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، مقایسه خواهد شد. آن توافق محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران اعمال کرد و در مقابل، کاهش تحریمها را در نظر گرفت؛ اما ترامپ در سال ۲۰۱۸ آمریکا را از آن خارج کرد. مابون معتقد است پیش از جنگ نیز امکان دستیابی به توافق هستهای وجود داشت و مذاکرات قبلی میتوانست به توافقی مشابه برجام منجر شود، اما در نهایت مسیر به سمت جنگ تغییر کرد.
یکی از مهمترین موانع باقیمانده، امنیت تردد کشتیها در تنگه هرمز است. با وجود افزایش قابلتوجه صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، حملات به کشتیها همچنان ادامه دارد. بر اساس دادههای شرکت کپلر، صادرات نفت کشورهای خلیج فارس ــ بدون احتساب ایران ــ در سپتامبر به بیش از ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ رسید و صادرات نفت خام خاورمیانه نیز در ۱۴ روز آن ماه از سطح پیش از جنگ فراتر رفت. این روند میتواند فشار اقتصادی بر آمریکا برای دستیابی سریع به توافق را کاهش دهد، اما ادامه حملات به کشتیها همچنان درباره امنیت کامل مسیر کشتیرانی تردید ایجاد میکند.
از این منظر، موضع ونس درباره کاهش ظرفیت غنیسازی میتواند نشانهای از تلاش واشنگتن برای یافتن نقطهای میانی در مذاکرات باشد؛ اما تا زمانی که درباره تحریمها، داراییهای مسدودشده، محاصره دریایی، جنگهای منطقهای و آینده تنگه هرمز توافقی شکل نگیرد، اختلاف تهران و واشنگتن همچنان فراتر از پرونده هستهای باقی خواهد ماند.
