در حالی که مناقشه هسته‌ای ایران سال‌هاست در صدر پرونده‌های امنیتی خاورمیانه قرار دارد، برخی تحلیل‌های راهبردی در واشنگتن روایت متفاوتی را طرح می‌کنند.

همشهری آنلاین - بهنام صدقی: مسئله صرفا سانتریفیوژها نیست. بر اساس ارزیابی اندیشکده کوئینسی و داده‌های نهادهایی چون SIPRI شورای روابط خارجی و سرویس پژوهش کنگره آمریکا، «تهدید ایران» به یکی از ارکان پایدار معماری امنیتی منطقه تبدیل شده است، تهدیدی که هم توجیه‌گر استقرار ده‌ها هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه است، هم پشتوانه سالانه میلیاردها دلار کمک نظامی به اسرائیل و هم عاملی برای تثبیت دکترین بازدارندگی تل‌آویو. در این چارچوب، حتی توقف برنامه هسته‌ای نیز الزاما به پایان رقابت نمی‌انجامد، چراکه نزاع، بیش از آنکه فنی باشد، راهبردی است، نزاعی که در آن «زمان»، «بازدارندگی» و «توازن قوا» مهم‌تر از هر توافق مقطعی عمل می‌کنند.

۱. ایده محوری تحلیل

بر اساس تحلیل اندیشکده کوئینسی، مناقشه ایران و اسرائیل صرفا یک اختلاف مقطعی بر سر برنامه هسته‌ای نیست، بلکه بخشی از یک معادله راهبردی بلندمدت در امنیت خاورمیانه است.

فرضیه کلیدی تحلیل:

حتی اگر ایران برنامه غنی‌سازی خود را متوقف کند، احتمالا کانون اختلاف به موضوعات دیگری منتقل می‌شود، مانند برنامه موشکی، حضور منطقه‌ای یا شبکه متحدان ایران. در این چارچوب، «تهدید ایران» نقش یک متغیر پایدار در معماری امنیتی

۲. چرا تقابل با ایران برای اسرائیل کارکرد راهبردی دارد؟

۱) تثبیت حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه

داده‌ها

حدود ۳۰ تا ۴۵ هزار نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه مستقر هستند.

آمریکا حداقل ۱۹ پایگاه نظامی فعال در منطقه دارد.

تحلیل

تهدید ایران یکی از مهم‌ترین استدلال‌های امنیتی برای استمرار این حضور نظامی محسوب می‌شود.

۲) تضمین حمایت راهبردی واشنگتن

اعداد کلیدی

مجموع کمک نظامی آمریکا به اسرائیل: بیش از ۱۵۸ میلیارد دلار از ۱۹۴۸ تاکنون.

بسته کمک نظامی ثابت: ۳.۸ میلیارد دلار در سال (توافق ۱۰ ساله ۲۰۱۶–۲۰۲۶).

برجسته‌سازی تهدید ایران، اتحاد امنیتی آمریکا و اسرائیل را تقویت کرده و حمایت سیاسی و نظامی واشنگتن را تثبیت می‌کند.

۳) جابه‌جایی تمرکز رسانه‌ای از مسئله فلسطین

داده رسانه‌ای

در دوره‌های تشدید تنش با ایران، سهم پوشش رسانه‌های غربی از پرونده هسته‌ای ایران گاهی تا سه برابر بیشتر از پوشش مسئله فلسطین شده است.

نمونه

۲۰۱۲ (سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل)

افزایش چشمگیر پوشش رسانه‌ای تهدید هسته‌ای ایران در رسانه‌های آمریکایی.

۴) تقویت دکترین امنیتی اسرائیل

بر اساس دکترین امنیتی اسرائیل، سه اصل وجود دارد:

-برتری نظامی کیفی

-بازدارندگی پیش‌دستانه

-انتقال تهدید به خارج از مرزها

ایران در این چارچوب به‌عنوان مهم‌ترین تهدید استراتژیک تعریف شده است.

۳. چرا ایران در این چارچوب «دشمن ضروری» تلقی می‌شود؟

تحلیل کوئینسی: در ساختار امنیتی اسرائیل، وجود یک تهدید بزرگ منطقه‌ای می‌تواند:

-اتحاد با آمریکا را تقویت کند

-انسجام داخلی امنیتی ایجاد کند

-بودجه نظامی بالا را توجیه کند

بودجه دفاعی اسرائیل

-۲۰۲۳: حدود ۲۴ میلیارد دلار

-۲۰۲۴ (پس از جنگ غزه): بیش از ۳۰ میلیارد دلار

نسبت به تولید ناخالص داخلی

حدود ۵ تا ۶ درصد

۴. سناریوی محتمل رفتار ایران: «صبر راهبردی»

تحلیل اندیشکده کوئینسی نشان می‌دهد ایران ممکن است راهبردی مبتنی بر زمان و فرسایش فشارها را دنبال کند.

ویژگی‌های این راهبرد

۱) حفظ وضع موجود

اجتناب از جنگ مستقیم گسترده

۲) دیپلماسی تاکتیکی

مذاکرات محدود بدون انتظار توافق بزرگ.

۳) بازسازی توان دفاعی

داده نظامی

ایران یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های موشکی خاورمیانه را دارد.

تخمین‌ها

بیش از ۳۰۰۰ موشک بالستیک در زرادخانه ایران.

۴) تعمیق همکاری با قدرت‌های شرقی

تجارت ایران و چین

-حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال‌های اخیر.

توافق راهبردی ایران و چین

-برنامه همکاری ۲۵ ساله (۲۰۲۱)

همکاری نظامی با روسیه

افزایش همکاری‌های دفاعی پس از جنگ اوکراین.

۵. منطق راهبردی تهران

بر اساس تحلیل کوئینسی، سیاست بلندمدت ایران بر سه محور استوار است:

۱) بقا

حفظ ثبات ساختار سیاسی و اقتصادی.

۲) بازدارندگی

تقویت توان موشکی و شبکه متحدان منطقه‌ای.

۳) انتظار برای تغییر توازن جهانی

پیش‌بینی راهبردی

با افزایش رقابت آمریکا و چین در آسیا، تمرکز راهبردی واشنگتن ممکن است به تدریج از خاورمیانه کاهش یابد.

جان کلام

در نگاه این تحلیل، رقابت ایران و اسرائیل یک رقابت مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک بازی ژئوپلیتیکی بلندمدت است.

دو راهبرد در برابر هم قرار گرفته‌اند:

راهبرد اسرائیل

مدیریت و برجسته‌سازی تهدید ایران برای حفظ معماری امنیتی منطقه.

راهبرد ایران

استقامت راهبردی، تحمل فشارها و انتظار برای تغییر موازنه قدرت در نظام بین‌الملل.

در این معادله، زمان به یکی از مهم‌ترین متغیرهای قدرت تبدیل می‌شود.