با رفتن علیدوستی، بخشی از خاطرات نسلی خاموش شد که فوتبال را با شور، تعصب و عشق می‌شناخت؛ نسلی که هنوز ستاره‌هایش را نه با تعداد دنبال‌کنندگان و قراردادهای نجومی؛ بلکه با کیفیت بازی، شخصیت و اعتباری که در طول سال‌ها بدست می‌آوردند، می‌سنجید.

با رفتن علیدوستی، بخشی از خاطرات نسلی خاموش شد که فوتبال را با شور، تعصب و عشق می‌شناخت؛ نسلی که هنوز ستاره‌هایش را نه با تعداد دنبال‌کنندگان و قراردادهای نجومی؛ بلکه با کیفیت بازی، شخصیت و اعتباری که در طول سال‌ها بدست می‌آوردند، می‌سنجید و آن‌ها را در مجلات کیهان ورزشی، دنیای ورزش و... دنبال می‌کرد.
حمید علیدوستی از آن دست فوتبالیست‌هایی بود که برای ماندگار شدن، نیازی به پوشیدن پیراهن استقلال و پرسپولیس نداشت. او سال‌های طولانی به هما وفادار ماند؛ باشگاهی که نامش با بخشی از تاریخ فوتبال ایران گره خورده است.
او مهاجمی باهوش، تکنیکی و صاحب شم گلزنی بود؛ چپ پایی که در محوطه جریمه، فوتبال را با ظرافت و هوشمندی معنا می‌کرد. ۲۷ بازی ملی و ۱۵ گل برای تیم ملی ایران، حضور در دو دوره جام ملت‌های آسیا در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ و تجربه بازی در فوتبال آلمان، بخشی از کارنامه ورزشی مردی است که در دوران بازیگری‌اش به یکی از مهاجمان شاخص فوتبال ایران تبدیل شد. حضور او در زالم‌رور آلمان و به ثمر رساندن ۱۰ گل در ۳۰ مسابقه، آن هم در سال‌هایی که حضور بازیکنان ایرانی در فوتبال اروپا چندان معمول نبود، نشان می‌داد علیدوستی ظرفیت تجربه کردن افق‌هایی فراتر از فوتبال داخلی را نیز دارد.
او در روزگاری که کمتر کسی از یک فوتبالیست انتظار داشت درباره ادبیات، سینما، موسیقی و فلسفه حرفی برای گفتن داشته باشد، جهانی متفاوت برای خودش ساخته بود. کتاب می‌خواند، سینما را دنبال می‌کرد، به موسیقی عشق می‌ورزید و از آن دسته آدم‌هایی بود که زندگی را در محدوده مستطیل سبز خلاصه نمی‌کردند.علاقه‌اش به موسیقی و نواختن گیتار هم بخشی از هویت شخصی او بود.پس از پایان دوران بازیگری، فوتبال را رها نکرد. روی نیمکت تیم‌های مختلف نشست، به پرورش استعدادهای جوان پرداخت و در سال‌های پایانی همچنان در فوتبال پایه و مدیریت فنی فعالیت داشت. گویی دل کندن از دنیایی که بخش بزرگی از عمرش را در آن سپری کرده بود، برایش ممکن نبود. شاید امروز که خبر رفتنش را می‌شنویم، بیش از هر چیز باید به این فکر کنیم که فوتبال ایران چه اندازه به چنین شخصیت‌هایی نیاز دارد؛ مردانی که می‌توانستند ستاره باشند، بی‌آنکه اسیر ستاره بودن شوند؛ می‌توانستند محبوب باشند، بی‌آنکه برای محبوبیت دست به هر کاری بزنند و می‌توانستند در اوج فوتبال حرفه‌ای، همچنان به کتاب و هنر وفادار بمانند.
بدرود حمیدخان! فوتبال ایران یکی از مهاجمان بزرگش را از دست داد.

خبرنگار: حامد سبحانی