دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : مقایسه بیانیه هشتمین نشست سران مجمع صادرکنندگان گاز (GECF) در مسکو با بیانیههای دوحه (۲۲ فوریه ۲۰۲۲) و الجزایر (۲ مارس ۲۰۲۴) یک روند روشن را نشان میدهد: جیئیسیاف در چهار سال از «فروشندهای که مشتری جذب میکند» به «صاحبخانهای که از حق خود دفاع میکند» تبدیل شده اما لحن، هرقدر هم تندتر شود، قدرت نمیسازد. مسکو نگرانتر و صریحتر از دوحه و الجزایر سخن میگوید، درحالیکه ابزار تازهای برای پشتیبانی از این صدا و نفوذ در بازار انرژی ندارد.
دوحه: بیانیهای برای فروختن گاز
بیانیه دوحه با شعار «گاز طبیعی؛ شکلدهنده آینده انرژی» منتشر شد. هسته آن تبلیغ گاز بود: منبعی فراوان، ارزان، پاک و قابلاتکا و «سوخت انتخابی» برای تامین تقاضای رو به رشد انرژی، مقابله با تغییر اقلیم و بهبود کیفیت هوا. رسانههای قطری و منابع مجمع بر پیشنهاد همکاری در تولید هیدروژن، گازهای نو و فناوری جذب و ذخیره کربن تاکید کردند. بیانیه حتی به تهدیدهای ناشی از «استفاده مخرب از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات» اشاره داشت. منطق دوحه این بود: «ما را بهعنوان بخشی از راهحل اقلیمی بپذیرید.» مخاطبش سیاستگذار اروپایی و بازار گذار انرژی بود. دوحه دغدغهای جز اعتبار اقلیمی گاز نداشت. مجمع در آن بیانیه وکیل مدافع گاز «پاک» بود، نه صدای صادرکنندهای که زیر فشار جنگ و تحریم است.
الجزایر: ورود سیاست
دو سال بعد، لحن تغییر کرد. بیانیه الجزایر با شعار «گاز طبیعی برای آیندهای امن و پایدار» دو پیام مهم داشت. نخست، تحریمهای اقتصادی یکجانبه بدون تایید شورای امنیت و اعمال فراسرزمینی قوانین ملی علیه اعضا از جمله ایران را محکوم کرد. دوم، این بیانیه نشانههایی از نهادینهسازی و گسترش فرهنگ مصرف گاز داشت: توافق درباره استقرار موسسه پژوهش گاز مجمع در الجزایر و پیوستن موزامبیک، موریتانی و سنگال. ادبیات «قابلاتکا و انعطافپذیر» به «فراوان و ارزان» اضافه و تعهد به بازارهای متوازن مطرح شد. الجزایر مرحله گذار بود: گاز همچنان «پایدار» معرفی میشد، اما برای نخستینبار، سیاست تحریم هم وارد متن بیانیه شد.
مسکو: دفاع از حاکمیت در بازار آشفته
بیانیه مسکو از همان جمله اول، موضوعی متفاوت را پیش میکشد: تاکید دوباره بر «حقوق حاکمیتی مطلق و دائمی» اعضا بر منابع گازشان. این عبارت در بیانیههای پیشین، چنین جایگاه آغازینی نداشت. اعضا اعلام میکنند میخواهند «تامینکننده قابلاطمینان» باشند. این کلمه کلیدی است، چون همین اعتبار است که جنگ، آن را به پرسش کشیده است.
تفاوتهای اصلی بیانیه مسکو
نخست، ورود جغرافیای بحران. بیانیه از «آثار نامطلوب تحولات ژئوپلیتیک، بهویژه در خاورمیانه» بر ثبات و تابآوری بازار جهانی گاز سخن میگوید و از اختلال عرضه، تردید درباره امنیت تامین و تقاضا، افزایش ریسک سرمایهگذاری و نوسان شدید قیمت نگران است. این بزرگترین جهش نسبت به دوحه است، جایی که چنین نگرانی مطرح نبود. اما بیانیه نام هیچ کشور یا طرفی را نمیآورد: نه جنگ با ایران، نه هرمز، نه تنگنای صادرات قطر و امارات. دوم، ابزار واکنش به بحران. اعضا بر ایجاد «سازوکارهای واکنش در برابر بحرانهای بازار گاز»، حفظ آزادی کشتیرانی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی گاز تاکید میکنند. این محورها در مقایسه با بیانیه دوحه جدیدند. اما همه آنها در سطح «عزم مشترک» میمانند و نه سازوکار مشخص، بودجه یا زمانبندی. سوم، لحن اقلیمی. اجلاس دوحه گاز را «پاک» میخواند و بر هیدروژن و جذب کربن تکیه داشت. مجمع مسکو از گذار «عملگرایانه، عادلانه و متوازن» و «دستورکار واقعبینانه اقلیمی» میگوید، گاز را «سوختِ مقصد» مینامد و برای آن «ارزش منصفانه» میخواهد. یعنی از دفاع از گاز چون پاک است، به دفاع از گاز چون ضروری است رسیدهایم. این تغییر ظریف و گویاست: مجمع دیگر کمتر میکوشد ناظران اقلیمی را متقاعد کند و بیشتر میخواهد از جایگاه خود دفاع کند.
جزء ثابت ادبیات مجمع
محکومیت اعمال فراسرزمینی قوانین و تدابیر قهری یکجانبه بدون مجوز سازمان ملل، که در الجزایر هم بود، در مسکو تکرار شده است. این استمرار نشان میدهد این موضع اکنون جزء ثابت ادبیات مجمع است. تازگی مسکو نگرانی از «تدابیر مبتنی بر تعرفه» است که ممکن است کارآیی بازار، امنیت تامین و جریان سرمایه را مختل کنند. بیانیه همچنین از «عدم جانبداری سیاسی در حوزه فناوری»، تسهیل تجارت تجهیزات گازی و تنوعبخشی به مسیرهای دریایی و زمینی خبر میدهد. اینها نشانه آن است که اعضا بیش از گذشته به محدودیتهای فناوری و تجارت حساس شدهاند. در بخش فنی، بیانیه مسکو ادامه همان مسیر قبلی است: مهار انتشار متان و سوزاندن بیرویه گاز، پیوند آب، انرژی و غذا، اهداف توسعه پایدار و تقویت نقش مجمع بهعنوان بستر هماهنگی و پژوهش. اما در موضوع پول، بیانیه محتاط میماند: اعضا از «بررسی سازوکارهای مالی و سرمایهگذاری» برای پروژههای گازی حمایت میکنند، نه از ایجاد آنها. فاصله این دو فعل، فاصله وعده تا تعهد است.
شکاف میان سخنرانی و متن
مقایسه متن بیانیه با مواضع هیات ایرانی نیز حاوی نکات جالبی است. تهران با هدف محکومیت صریح تجاوز نظامی آمریکا و پیوند امنیت انرژی با حاکمیت ملی به مسکو آمد. حمید بورد، سرپرست وزارت نفت، نیز خواسته بود مجمع در برابر سازوکارهایی مانند مرز کربنی اتحادیه اروپا موضع هماهنگ بگیرد. اما در متن بیانیه، نه نامی از آمریکا هست و نه اشارهای به مرز کربنی. این طبیعی است: مجمعی که امارات و قطر هم عضو آن هستند، نمیتواند علیه واشنگتن بیانیه صادر کند، و بیانیه اجماعی ناگزیر به پایینترین مخرج مشترک میرسد. با این حال، عبارت «تحولات ژئوپلیتیک، بهویژه در خاورمیانه» را هر عضو به شیوه خود میخواند. ایران آن را جنگ علیه خودش میبیند. قطر و امارات، که به گفته رئیس آژانس بینالمللی انرژی نتوانستهاند مانند گذشته گاز صادر کنند، آن را اختلال در صادرات میفهمند و برای روسیه میتواند چارچوبی باشد که نقش میزبان و میانجی را تقویت کند. این ابهام برای دیپلماسی مفید است، اما برای تحلیل، بیانیه را کموزن میکند.
ابزار کجاست؟
با کنار هم قرار دادن سه بیانیه به این نکته میرسیم: دوحه میگفت «ما راهحلیم»، الجزایر میگفت «ما را تحریم نکنید» و مسکو میگوید «ما قابلاتکاییم و باید از ما محافظت شود». لحن هر بار نگرانتر شده، اما ابزارها تغییر چندانی نکرده است. هنوز خبری از سهمیه تولید و سازوکار قیمت نیست، تعهد مالی مشخص نشده و حتی در مورد سازوکار بحران فقط به افزودن کلمه «عزم» بسنده شده است. دلیل این ضعف ساختاری است: بخش بزرگی از تجارت گاز بر قراردادهای بلندمدت و زیرساختهای اختصاصی استوار و اعضا منافع و اتحادهای متفاوتی دارند. بنابراین حتی بحران بزرگی مثل هرمز نیز مجمع را به سازمان تبدیل نکرده، بلکه گفتوگو و هماهنگی روایت را تقویت میکند. مسکو در این میان یک آزمون روشن دارد: «سازوکارهای واکنش در برابر بحران» اگر در ماههای آینده به سازوکار مشخص تبدیل شود، میتوان گفت بیانیه ۲۰۲۶ گامی از سخن به عمل بوده است ولی اگر در دستور کار کمیتهها بماند، تنها تکرار الگوی قبلی با کلمات تازه خواهد بود.
پرسشهای بیپاسخ
مجمعی که خود را «تامینکننده قابلاطمینان» مینامد، اما دو عضو برجستهاش در صادرات زمینگیرند، اعتبارش را از کجا میآورد؟ «آزادی کشتیرانی» که قطر و امارات را حمایت و ایران را نشانه میرود، چطور اجماع میسازد؟ و «ارزش منصفانه» بدون سهمیه و قیمتگذاری، شعار است یا اهرم؟ پاسخ را نه در سخنرانیهای مسکو بلکه در قراردادهایی باید جستکه تا نشست بعدی امضا میشوند.
