موعد بازگشایی ورزشگاه آزادی بار دیگر تغییر کرده و در حالی که کاشت چمن تازه آغاز شده، هنوز مشخص نیست مهمترین ورزشگاه فوتبال ایران دقیقاً چه زمانی آماده میزبانی خواهد شد.
ورزشگاه آزادی همچنان در چرخهای از وعدههای تازه و موعدهای جابهجاشده گرفتار است؛ پروژهای که قرار بود با پایان عملیات بازسازی، بار دیگر به فوتبال ایران جان بدهد، اما حالا هر بار با تاریخی جدید به صدر اخبار بازمیگردد. محمدعلی ثابتقدم، مدیرعامل شرکت پیشین توسعه و نگهداری اماکن ورزشی، ۲۲ فروردین امسال از پایان بازسازی در اواخر مرداد خبر داده بود. در شهریور نیز از اتمام عملیات عمرانی در مهر و بهرهبرداری اولیه در آذر سخن گفت. حالا در سوم آبان، همزمان با آغاز کاشت چمن هیبریدی، اواخر آذر یا اوایل دی بهعنوان موعد تازه مطرح شده است. این تغییر مداوم زمانبندی، یک پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی میگذارد: کدام وعده را باید باور کرد؟
البته نمیتوان از تأثیر شرایط پیشبینینشده بر روند اجرای پروژه چشمپوشی کرد. برگزاری مسابقات در ورزشگاه، محدودیتهای کارگاهی و بهویژه تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران و آسیبدیدن مجموعه ورزشی آزادی، از جمله سالن ۱۲ هزار نفری، میتوانند بر برنامه اجرایی تأثیر بگذارند. با این حال، پذیرفتن تأخیر ناشی از چنین شرایطی به معنای چشمپوشی از ضرورت شفافیت نیست. مسئولان باید دقیق توضیح دهند کدام بخشها آسیب دیده، چه اقداماتی برای جبران تأخیر انجام شده و هر مرحله چه زمانی به پایان میرسد. جنگ نمیتواند پاسخ همه پرسشها درباره زمانبندی بازسازی باشد؛ بهخصوص وقتی پیش از این نیز موعدهای متعددی اعلام شده و تحقق نیافتهاند.
ماجرای چمن، ابهام تازهای به پرونده اضافه کرده است. در حالی که ثابتقدم از آمادهشدن ورزشگاه در اواخر آذر یا اوایل دی میگوید، پیمانکار چمن اعلام کرده است که معمولاً ۱۰ تا ۱۲ هفته پس از کاشت، امکان بهرهبرداری از زمین در شرایط مناسب فراهم میشود. با آغاز کاشت در سوم آبان، این بازه زمانی پرسشهایی درباره امکان تحقق وعده تازه ایجاد میکند. ضمن اینکه آمادهشدن چمن بهتنهایی به معنای تکمیل همه بخشهای ورزشگاه نیست؛ صندلیها، تأسیسات، الزامات ایمنی و امکانات موردنیاز برای میزبانی نیز باید در وضعیت قابلقبولی قرار داشته باشند؛ بنابراین اعلام یک تاریخ بدون ارائه برنامه دقیق و قابل ارزیابی، نمیتواند نگرانیها را برطرف کند.
اکنون مطالبه اصلی دیگر شنیدن یک وعده تازه نیست؛ فوتبال ایران به زمانبندی روشن، گزارش منظم پیشرفت پروژه و پاسخگویی درباره دلایل عقبافتادن موعدهای قبلی نیاز دارد. شرکت توسعه باید مشخص کند چه بخشهایی باقی مانده، چه زمانی تکمیل میشوند و آیا اواخر آذر یا اوایل دی واقعاً موعدی قابل اتکاست یا صرفاً تاریخ دیگری در تقویم وعدهها خواهد بود. هواداران استقلال و پرسپولیس، تیم ملی و فوتبال ایران مدتهاست از نبود ورزشگاه اصلی کشور متضرر شدهاند. آزادی نباید به پروژهای تبدیل شود که پایان آن مدام به آینده موکول میشود؛ وقت آن رسیده است که بهجای اعلام موعدهای جدید، نتیجه کار دیده شود.
