هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

اظهار خوشبختی از بن بست دیپلماسی؟!

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
اظهارنظرها و دیدگاههای بعضی از روحانیون که درمناطق واستانها ونهادهای مختلف رسمی ومردمی دارای تریبون هستند نشانگر آن است که جمعی از این عزیزان تحلیل درست وشناخت مناسبی از مسائل ومشکلات مردم وکشور ندارند.
بدون تردید بیان این مواضع ونظرات از تریبونهای مختلف هر روز فاصله روحانیت را با اقشار مردم بخصوص نسل نوجوان وجوان ودانشگاهی بیشتر خواهد نمود وبر شان ومنزلت روحانیت اصیل و متعهد وجایگاه حوزه‌های علمیه خدشه جدی وارد می کند.


چرا باید یک روحانی از به بن بست رسیدن دیپلماسی که به تأیید همه ارکان حاکمیت رسیده است اظهار خوشبختی نماید؟! امروز دیپلماسی وتعامل وارتباط با جهان برای احقاق حقوق ملت ها،یکی از اصول بدیهی نظام حکمرانی خوب محسوب می گردد.صمیمانه برای حفظ جایگاه حوزه وروحانیت به این عزیزان توصیه می کنیم دربیان نظرات و دیدگاههای خود در ارتباط با مسائل روز ورفع مشکلات ملت ونجات کشور از شرایط فعلی، صرفا مصلحت ومنافع کلان کشور را لحاظ نموده واز منیتهای جناحی که برای مردم خسارت آفرین خواهد بود، اکیدا خودداری نمایند.در غیر اینصورت میتوانند مسئولیتهای محوله و تریبونهای رسمی در اختیار را رها کرده وبیش از این موجب ایجاد دافعه در بین اقشار مختلف مردم نسبت به خدا و دین و نظام نگردند.

****

وظیفه فرمانده، حماسه‌سرایی است، وظیفه دیپلمات، مذاکره

کیومرث اشتریان استادعلوم سیاسی دانشگاه تهران به روزنامه فرهیختگان گفته است:

گاهی در سیاست خارجی شما صبوری می‌کنید و منتظر فرصت می‌مانید؛ اما اینکه یک گروه بگوید «ما فقط اهل جنگیم و حتی اگر آن‌ها هم صلح بخواهند ما به جنگ ادامه می‌دهیم»، رویکردی است که من آن را قبول ندارم و بعید هم می‌دانم در داخل حاکمیت طرف‌دار چندانی داشته باشد.

شاید در مجادلات سیاسی عده‌ای چنین حرف‌هایی بزنند، اما جمهوری اسلامی طی این ۴۷ سال نشان داده است که در نهایت، کار خود را با نوعی «پراگماتیسم» (عمل‌گرایی) جلو می‌برد. کمااینکه در نحوه پایان جنگ ایران و عراق یا حتی در پذیرش کلیات تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز ما شاهد اعمال همین پراگماتیسم نهایی از سوی حاکمیت بودیم.

البته در اینجا باید میان نقش‌ها تفکیک قائل شد؛ در صحنه عمومی، یک فرمانده نظامی وظیفه دارد حماسه‌سرایی کند، محکم بایستد و اصلاً نباید راجع به صلح و سازش صحبت کند. این طبیعت کار نظامی است؛ اما مقامات سیاسی اگر برای مذاکره یا طراحی دیپلماتیک حرفی دارند، باید آن را پشت پرده و در اتاق‌های فکر بگویند، نه اینکه با اظهارنظرهای نسنجیده، دل مردم را خالی کنند. ما اکنون در وضعیت بسیار حادی قرار داریم و با طرفی مواجهیم که به هیچ قاعده و قانون بین‌المللی پایبند نیست و کمترین اهمیتی برای حاکمیت ملی کشورها قائل نمی‌شود. پارادایم عوض شده است و شما نمی‌توانید با چنین طرف طغیانگری به شکل عادی و با رویه‌های معمول دیپلماتیک برخورد کنید.

احتمال ماجراجویی آمریکا زیاد است

علی جنتی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو حزب اعتدال و توسعه، به خبرگزاری خبرآنلاین گفت:

حرکات نظامی آمریکا و اسرائیل همگی نشان‌دهنده نوعی آمادگی نظامی از سوی آنان است. اسرائیل طی هفته‌های گذشته در آسمان عراق مانورهایی انجام داده و حتی هواپیماهای سوخت رسان جنگنده‌ها را همراهی می‌کردند. معنای این اقدام آن است که اسرائیل در صورت تصمیم‌ برای حمله به عمق ایران، از این سوخت‌رسان‌ها استفاده کند. در واقع، این تحرکات نوعی مانور برای جنگی است که مورد نظر صهیونیست‌ها است. آمریکا و اسرائیل هر دو، به دلیل انتخابات پیش‌رو، به‌دنبال نوعی ماجراجویی هستند.

آمریکا از یک طرف می‌خواهد از این ماجراجویی دستاوردی داشته باشد تا بتواند از آن در صحنه انتخابات استفاده کند و در انتخابات میان‌دوره‌ای برگ برنده‌ای دراختیار داشته باشد. از طرف دیگر، نمی‌داند که اگر دست به حمله بزند، پاسخ ایران چه خواهد بود و احتمال دارد درگیر یک جنگ طولانی‌مدت شود؛ در حالی‌ که آمریکا معمولا از وارد شدن به یک جنگ طولانی‌مدت و فرسایشی پرهیز می‌کند.

به نظر می‌رسد آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تمایلی به ورود به یک جنگ گسترده ندارد؛ اما احتمال ماجراجویی و ضربات سریع برای دستیابی به یک دستاورد انتخاباتی دور از انتظار نیست. اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه به‌زودی از «مادر همه بمب‌ها» علیه ایران استفاده خواهد کرد، یکی از تهدیدهایی است که ممکن است آمریکا آن را عملی کند. البته این بمب که در اختیار آمریکا قرار دارد، بمب هسته‌ای نیست اما قدرت تخریبی بسیار بالایی دارد و وزن آن حدود ۱۰ تن است. تا جایی که اطلاع دارم، این بمب در سال ۲۰۰۲ ساخته شده و یکبار در افغانستان استفاده شده که تخریب زیادی بر جای گذاشت و افراد زیادی کشته شدند.

بعید است که اسرائیل به تنهایی پیش از انتخابات آن کشور وارد جنگی تمام‌عیار شود. احتمال دارد آمریکا پیش از انتخابات از این بمب در محدوده کوه کلنگ استفاده کند. البته آمریکایی‌ها می‌دانند تأسیسات زیرزمینی که در این منطقه قرار دارد، در عمق بسیار زیادی واقع شده و با بمب‌های سنگرشکن نیز نمی‌توانند آن‌ را از بین ببرند. لذا ممکن است از بمبی با قدرت تخریب فوق العاده استفاده کنند که در نتیجه یک منطقه وسیع و دهانه‌هایی که به تأسیسات منتهی می‌شود، آسیب جدی ببینند. احتمال بمباران‌های لحظه‌ای پیش از انتخابات وجود دارد؛ اما پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، با توجه به تنگناهایی که این کشور با آن‌ها مواجه شده است، ممکن است شرایط تغییر کند.

پیروز قطعی جنگ تاکنون
 
خراسان نوشت:

  صبح دهم اسفند که آن خبر تاسف‌بار اعلام شد، کمتر کسی فکر می‌کرد که بتوانیم به وضعیت کنونی برسیم. در آن روزهای اول، هیچ نقطه پایان قابل توجهی برای جنگ وجود نداشت و صرفا برخی اهداف کلی توسط بعضی از سیاستمداران یا کارشناسان توانمند ارائه می‌شد. یکی از اهداف اعلامی آن روزها، بالا بردن قیمت نفت و سپس سرریز آن بر بازار اوراق بهادار آمریکا بود. به شکلی که تورم بالا برود و امکان کاهش نرخ بهره از بانک مرکزی آمریکا سلب شود. این هدف واقع‌گرایانه به عنوان نقطه‌ای برای پایان دادن به جنگ ارائه شد. در پایان هم گفته می‌شد که نباید اجازه داد ترامپ انتخابات میان‌دوره‌ای را ببرد تا قدرتش در دو سال آخر ریاست جمهوری تحکیم گردد. مسئله اصلی این بود که با شکست ترامپ در انتخابات کنگره، ادامه جنگ با ایران برای او دشوار و حتی ناممکن شود... اما از همه این ها مهم تر، میزان محبوبیت یا تایید عملکرد ترامپ در این دوره هفت ماهه بیش از ۲۵ درصد سقوط کرده و به کف تاریخی خود رسیده است. نتیجه هم این است که طبق تمام مدل‌های نظرسنجی و انتخاباتی در آمریکا، کنگره به کنترل دموکرات‌ها درخواهد آمد. درحالی که در روز آغاز جنگ، با احتمال بیش از ۶۰ درصد، پیروزی انتخابات متعلق به جمهوری‌خواهان بود. درباره سنا نیز برخی مدل‌ها نشان می‌دهد که ممکن است در اتفاقی عجیب، انتخابات به نفع دموکرات‌ها تمام شود و جمهوری‌خواهان درحالی که احتمال بالای ۷۵ درصد پیروزی در روز اول جنگ را داشتند، حالا ببازند.
حتی باید توجه داشت که بخش اعظمی از اتفاقات این روزهای اروپا به علت اقدامات ایران است. درحالی که قرار بود کشورهای غربی پس از چند سال سیاست انقباضی (به علت کرونا و جنگ اوکراین) سیاست انبساطی داشته باشند و به مردم خود کمک مالی گسترده داشته باشند، حالا دوباره مجبور به بازگشت به سیاست‌های به شدت انقباضی شده‌اند تا اثرات اقتصادی این جنگ را کنترل کنند. نتیجه هم می‌شود افزایش شدید نارضایتی در سطح عمومی و این واکنش‌های اجتماعی قابل توجه.
با این توصیف می‌توان گفت که همین حالا ما به بخش بزرگی از اهداف خود دست یافته‌ایم. ما جنگ را از سطح ملی به سطح منطقه‌ای (نوار جنوبی کشور) محدود ساختیم و حالا نیز دشمن در همین سطح با مشکل اقدام مواجه شده و دیگر حملات سابق را انجام نمی‌دهد. ما توانستیم از جنگ زیرساختی عبور کنیم و ایادی و مزدوران دشمن در داخل کشور را به شدت سرکوب نماییم. کنترل وضعیت کلی کشور و جلوگیری از انواع کمبودها یا رکودهای سنگین، یکی دیگر از نشانه‌های موفقیت ما در فرایندهای این جنگ بود. 

*****

رمزگشایی از خشم خیابان در اروپا
وطن امروز نوشت:
 تصاویری که این روزها از پایتخت‌ها و شهرهای بزرگ اروپا مخابره می‌شود، از میلان، رم و لیسبون گرفته تا بروکسل، برلین، پاریس و مادرید، فراتر از واکنش‌های مقطعی به گرانی بنزین یا افزایش شهریه دانشگاه‌هاست. دود گازهای اشک‌آور، شلیک گلوله‌های پلاستیکی، استفاده از ماشین‌های آب‌پاش و تقابل تن‌به‌تن معترضان با نیروهای امنیتی، نشانه‌های ظاهری یک دگرگونی بسیار عمیق‌تر در جغرافیای سیاسی و اجتماعی قاره سبز است. برخلاف تلاش ماشین رسانه‌ای غرب برای تقلیل این ناآرامی‌ها به «مطالبات صنفی»، «اعتراض به تورم گذرا» یا «رفتارهای رادیکال جوانان»، کالبدشکافی دقیق رویدادها اثبات می‌کند ماهیت خیزش کنونی در اتحادیه اروپایی، کاملا زیربنایی است نه روبنایی؛ به این معنا که تیغ اعتراض نه به سمت فلان لایحه یا عملکرد اجرایی یک وزیر، بلکه مستقیما به سوی ماهیت و اسکلت‌بندی ساختاری نشانه رفته که ذات آن بازتولید نابرابری، تبعیض و توزیع ناعادلانه ثروت است. دهه‌ها نخبگان غربی تصویر اتحادیه اروپایی را به مثابه بهشت موعود رفاه، عدالت اجتماعی و آزادی به افکار عمومی جهان عرضه می‌کردند اما آنچه امروز واقعیت‌های عریان خیابان‌های اروپا پیش چشم همگان گذاشته، زوال کامل این اسطوره است. اعتراض جوانان در بلژیک و آلمان به بحران آموزش عالی، تحصن شبانه شهروندان پرتغالی و اسپانیایی در چادرها به دلیل فلج‌کننده بودن هزینه‌های مسکن و خروش طبقات فرودست ایتالیا و فرانسه، محصول کارکرد مکانیسمی است که ثروت عمومی را به سمت اقلیتی محدود سوق داده و ریاضت اقتصادی، گرانی سرسام‌آور انرژی و هزینه‌های سهمگین معیشتی را به توده‌ها تحمیل می‌کند. این منظومه فرسوده دیگر با چند وعده دولتی یا سرکوب، ترمیم‌پذیر نیست. ساختار حاکم بر بروکسل و پایتخت‌های اروپا به گونه‌ای طراحی شده که سیستماتیک دسترسی طبقات متوسط و ضعیف به حقوق بنیادین نظیر سرپناه مناسب، آموزش رایگان و اشتغال پایدار را مسدود می‌کند. شهروندان اروپایی امروز با پوست و گوشت خود حس کرده‌اند بحران، نقصی در اجرای یک قانون نیست، بلکه خودِ قانون و منطق حاکم بر نظم نولیبرال است که فقر را پمپاژ می‌کند. از همین رو، شعارهای معترضان مرزهای مطالبات صنفی را درنوردیده و بنیاد شیوه حکمرانی را هدف قرار داده است. 
یکی از خطاهای تحلیلی رایج، انداختن بار این فاجعه بر دوش یک گرایش حزبی خاص است. واقعیت آن است که مقامات اروپا، از سوسیال‌ - دموکرات‌های مدعی عدالت اجتماعی گرفته تا محافظه‌کاران و احزاب سنتی راست میانه، همگی در پی‌ریزی و تثبیت این معماری معیوب نقش داشته و در خلق شرایط کنونی، شریک جرم قطعی‌اند. 

اسلام‌آباد و گندم رِی!

 قدس نوشت:
این روزها اخبار ناخوشایندی در مورد توقف تجارت میان ایران و پاکستان در امتداد مرزهای دو کشور انتشار پیدا کرده است. بر این اساس، ابتدا برخی منابع رسانه‌ای و تاجران ایرانی از توقف صادرات ایران به پاکستان در دو مرز گمرکی و تجاری ریمدان و تفتان خبر دادند. در مرحله بعد مشخص شد این ممنوعیت، واردات از پاکستان را نیز شامل شده و در واقع کل مبادلات تجاری میان دو کشور را در برگرفته است.
بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز ضمن تأیید اختلال در فعالیت گذرگاه‌های مرزی میان دو کشور، بر موقتی بودن این شرایط تأکید می‌کند. اما در طرف مقابل، روزنامه پاکستانی معتبر و پرتیراژ داون گزارش داد وزارت بازرگانی این کشور با صدور دستورالعملی فوری در روز جمعه هفته گذشته، از لغو دستورات پیشین این وزارتخانه درباره تجارت با ایران خبر داده است. از سوی دیگر اتاق بازرگانی و صنایع شهر کویته پاکستان نیز از شرکت‌ها و بازرگانانی که با ایران دادوستد دارند خواسته تا اطلاع ثانوی از ثبت سفارش جدید واردات و صادرات از ایران خودداری کنند.
اما در مورد دلایل اقدام اسلام‌آباد در انسداد یک‌طرفه مرزهای تجاری میان دو کشور روایت‌های ضد و نقیضی مطرح شده است. بر این اساس طرف‌های پاکستانی اصرار دارند این اقدام به‌دلیل مشکلات اداری و مالی و به دور از انگیزه‌های سیاسی انجام شده است.

«شاهد ریند» مشاور رسانه‌ای و امور سیاسی سروزیر ایالت بلوچستان پاکستان، هدف از این تصمیم را رسیدگی به نگرانی‌های امنیتی، جلوگیری از قاچاق و بهبود امنیت مرزها اعلام کرده است.
برخی منابع دیگر در ایران و پاکستان هم آشفتگی در مرزهای گمرکی به دلیل افزایش یک‌باره حجم مبادلات مرزی، اختلافات میان تجار پاکستانی و دولت اسلام‌آباد و همچنین چالش‌های مالی و بانکی ناشی از تحریم‌های ایالات متحده را دلیل این انسداد اعلام کرده‌اند.
با این حال یک شائبه سیاسی قوی نیز در مورد دلیل این انسداد مطرح شده است که همان تبعیت دولت پاکستان از سیاست‌های تحریمی آمریکا و ترامپ علیه ایران است. در شرایطی که مقامات ارشد پاکستانی در اسلام‌آباد تاکنون از هر گونه اظهار نظر صریح در این مورد خودداری کرده‌اند، اما دلایلی در راستای تقویت این گمانه‌زنی‌ها وجود دارد؛ اینکه تحریم‌های مالی و بانکی پیش از این هم وجود داشته‌اند، اما هیچ گاه عاملی برای توقف کامل تجارت دو کشور نبوده‌اند. از سوی دیگر بعضی اخبار غیررسمی نیز از برخی فعالیت‌های نیروی دریایی ایالات متحده در آب‌های ساحلی پاکستان به عنوان بخشی از اجرای طرح محاصره دریایی ایران خبر داده‌اند.
****

 دوستانی که هنگام جنگ به کمک ما نمی آیند!
 
روزنامه ایران نوشت: 

در سیاست بین‌الملل، روابط کشورها را نه صرفاً با بیانیه‌های رسمی، بلکه با منافع مشترک، تعهدات عملی و هزینه‌هایی باید سنجید که حاضرند برای یکدیگر بپردازند.این اصل در ارزیابی روابط ایران با چین و روسیه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ روابطی که در سال‌های اخیر، زیر تأثیر تحریم‌ها، تشدید تنش میان تهران و واشنگتن و رقابت قدرت‌های بزرگ اهمیت بیشتری یافته‌اند.
پرسش اصلی این نیست که آیا پکن و مسکو به تهران نزدیک‌اند یا از گسترش نفوذ آمریکا در منطقه نگران‌اند؛ مسأله این است که هنگام تهدید منافع حیاتی ایران، این دو قدرت تا چه اندازه حاضرند از تهران حمایت کنند و این حمایت چه محدودیت‌هایی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید از دو برداشت افراطی فاصله گرفت. نخست، این تصور که چین و روسیه در هر شرایطی برای دفاع از ایران وارد میدان خواهند شد؛ و دوم، این داوری که چون حاضر نیستند تمام هزینه‌های تقابل ایران و آمریکا را بپردازند، روابط­شان با تهران فاقد ارزش است. اما واقعیت، میان این دو دیدگاه قرار دارد: همکاری با پکن و مسکو می‌تواند برای ایران دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی داشته باشد، اما میزان این دستاوردها به همپوشانی منافع و محاسبات هر طرف بستگی دارد.

چین قدرتی اقتصادی است که به امنیت انرژی، ثبات تجارت جهانی و مدیریت رقابت با آمریکا نیاز دارد. ایران برای پکن شریکی ژئوپلیتیکی، منبعی مهم در معادلات انرژی و بخشی از راهبرد گسترش نفوذ در غرب آسیاست. همکاری با تهران همچنین می‌تواند به چین در حفظ گزینه‌های مستقل خود در منطقه کمک کند. با ‌ وجود این، ایران تنها یکی از اجزای سیاست خارجی گسترده چین است. توافق همکاری ۲۵ساله دو کشور که در سال ۲۰۲۱ امضاء شد، چارچوبی برای توسعه روابط فراهم کرد، اما به‌خودی‌خود نه تحقق سرمایه‌گذاری‌های مورد انتظار را تضمین می‌کند و نه تعهدی برای دفاع نظامی از ایران به وجود می‌آورد. رفتار پکن در جریان حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، هم ظرفیت و هم محدودیت این رابطه را نشان داد.

چین ضمن محکوم کردن حملات و تأکید بر ضرورت احترام به حاکمیت ایران، از کاهش تنش و راه‌حل دیپلماتیک حمایت کرد. این مواضع، هرچند جایگزین حمایت نظامی نبود، ولی از نظر دیپلماتیک بی‌اهمیت محسوب نمی‌شد. در عین حال، پکن با کشورهای جنوبی خلیج فارس روابط اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای دارد و ثبات منطقه، امنیت انرژی و استمرار تجارت برایش اهمیت اساسی دارد. بنابراین، چین می‌تواند با فشارهای آمریکا علیه ایران مخالف باشد و خواهان حفظ جایگاه منطقه‌ای تهران بماند، بی‌آنکه بخواهد در هر رویارویی، هزینه‌های ایران را بر عهده بگیرد.


****
تعویق انتخابات ضروری است

روزنامه اطلاعات نوشت:

«علیرضا زاکانی» شهردار تهران، بر ضرورت تعیین تکلیف هرچه سریع‌تر انتخابات شوراها تأکید کرد و «محمدصالح جوکار» رئیس کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی، از ارسال پیشنهادی به شورای عالی امنیت ملی خبر داد که بر اساس آن، استان‌های کشور در سه گروه تقسیم و انتخابات در سه جمعه متوالی ماه آینده، یعنی هشتم، پانزدهم و بیست‌ودوم آبان‌ماه برگزار می‌شود.

موافقان برگزاری انتخابات چنین استدلال می‌کنند که این رویداد طبق برنامه قبلی، قرار بود خردادماه امسال برگزار شود و مقدمات آن نیز از ماه‌ها قبل فراهم شده بود، اما در پی حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و وقوع جنگ، برگزاری آن تاکنون چندین بار به تعویق افتاده است. به اعتقاد آنان، طولانی شدن این وضعیت، انگیزه فعالیت را از اعضای فعلی شوراها گرفته و موجب کندی اجرای برنامه‌ها و سردرگمی در برخی شهرداری‌ها شده است. از این‌رو، برگزاری انتخابات می‌تواند زمینه ورود نیروهای تازه‌نفس و باانگیزه را به عرصه مدیریت شهری فراهم کند.این استدلال، هرچند در ظاهر قابل فهم و حتی قابل دفاع است، اما باید پذیرفت برای تصمیم‌گیری درباره انتخاباتی که سراسر کشور را درگیر می‌کند، کافی نیست. اکنون، موضوع اصلی، نه تعیین تکلیف وضعیت اعضای شوراها، بلکه سنجش ضرورت‌ها و ملاحظات ملی در شرایطی است که کشور همچنان با پیامدهای جنگ، محاصره اقتصادی و تهدیدهای امنیتی مواجه است. از این منظر، به نظر می‌رسد تعویق انتخابات شوراها تا سال آینده، به دلایل متعدد، تصمیمی منطقی‌تر و کم‌هزینه‌تر باشد.

****
بنزین و روسیاهی شوک درمان‌ها
 
روزنامه قدس نوشت:

برگردیم به مرداد و شهریوری که بنزین به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت و افکار عمومی تبدیل شده بود. کسری تراز بنزین، تنگ‌تر شدن حلقه محاصره و سخت‌تر شدن امکان واردات بنزین و افزایش مصرف بنزین در تابستان به دلیل سفرهای مردم، به عنوان دلایلی مطرح می‌شد که براساس آن باید اقدامی عاجل در زمینه بنزین صورت گیرد. اقدامی که با تغییر معنادار قیمت، بتواند شوک مؤثری به تقاضای بنزین وارد کند و با کاهش آن، وضعیت ناتراز بنزین را سامان دهد.

در همان مقطع، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف انرژی در واکنش به اخباری درباره عرضه بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان، از سناریوهایی خبر داد که شامل تعطیلی جایگاه‌ها پس از اتمام بنزین تولید داخل، عرضه بنزین ۸۷ هزار تومانی به عنوان نرخ سوم بنزین و عرضه بنزین براساس کدملی به اعضای خانوار به جای خودرو و امکان فروش سهمیه مازاد به قیمت بازار می‌شد.


در حقیقت فضای تصمیم‌سازی در دولت و فضای افکار عمومی از سوی افرادی که همیشه نسخه شوک‌درمانی را برای ارز و انرژی توصیه می‌کردند و می‌کنند، برای جهش قیمت بنزین در حال فراهم شدن بود اما در سمت مقابل استدلال‌های دیگری مطرح بود. برخی مسئولان وزارت نفت، از تولید بنزین غیرپالایشگاهی خبر می‌دادند و می‌گفتند کسری تراز بنزین به اندازه‌ای که طرفداران شوک‌درمانی مطرح می‌کنند، نیست. علاوه بر اینکه با عبور از دوره سفرهای تابستانی، مصرف بنزین کاهش خواهد یافت.

همچنین آمارهایی از ظرفیت خالی سی‌ان‌جی مطرح می‌شد که نشان می‌داد بخشی از مسئله کسری بنزین که بزرگ‌نمایی هم شده بود، از مسیر افزایش استفاده از سی‌ان‌جی قابل حل است...


خوشبختانه، عقلانیت حاکم بر دولت و دستگاه‌های تصمیم‌گیر موجب شد گزینه‌های شوک‌درمانی از میز تصمیم‌گیری کنار برود و افزایش قیمت نرخ سوم بنزین از ۵ تا ۱۰ هزار و برخی اقدام‌های مکمل دیگر از جمله تشویق به استفاده از سی‌ان‌جی در دستور کار قرار گیرد و اکنون کار به جایی رسیده که رئیس جمهور روز گذشته در جلسه شورای اطلاع‌رسانی دولت درباره تأمین سوخت مورد نیاز کشور در شرایط محاصره اقتصادی گفته است: «برای جلوگیری از بروز مشکلات بیشتر در حوزه انرژی و سوخت موضوع صرفه‌جویی و مدیریت مصرف را در دستور کار قرار دادیم که با همراهی مردم، به میزان قابل توجهی صرفه‌جویی صورت گرفت و امروز از واردات بنزین بی‌نیاز شده‌ایم در حالی که می‌بایست ۱۲میلیارد دلار برای واردات بنزین مورد نیاز هزینه می‌کردیم».

اکنون اگرچه جای خوشحالی دارد که مسئله بنزین فعلاً از وضعیت بحرانی خارج شده، اما این پرسش قابل طرح است که چگونه در حساس‌ترین شرایط اجتماعی و اقتصادی و در وضعیتی که آمریکایی‌ها به تغییر دست فرمان از جنگ نظامی به «عملیات خشم اقتصادی» با محوریت وزیر خزانه‌داری رسیده بودند، مسئله بنزین با بزرگ‌نمایی و تبلیغات به عنوان مسئله نخست کشور روی میز تصمیم‌گیری قرار گرفته بود؟ معلوم نبود اگر تصمیم‌گیران، شوک بنزینی را به جامعه تحمیل می‌کردند، تاب‌آوری اجتماعی ما در برابر جنگ اقتصادی، نظامی و روانی دشمن چقدر بود.