کرج - ایرنا- استان البرز این شبها یک خطه پرشتاب با معابر شلوغ و روزمرگیهای خستگیناپذیر است؛ شبهایی که هویت تازهای یافتهاند و میدانهای آن به کانون جوشان یک بیداری بیوقفه و زنده بدل شدهاند.
به گزارش ایرنا، حوالی غروب که دامن شب بر فراز قلههای استوار البرز کشیده میشود، نجوایی آشنا کوچهها و خیابانهای مرکزی کرج را به تپش وامیدارد و گویی رشتهای نامریی، هزاران دل دلباخته را از گوشه و کنار این جغرافیای متکثر به یک نقطه پیوند میزند؛اینجا «ایران کوچک» است؛ سرزمینی که تنوع اقوام و گویشهایش همیشه آینهای تمامنما از پهنه ایران بزرگ بوده و امشب در دویست و چهل و ششمین ایستگاه حماسه شبانه خود، شکوه همبستگی را به رخ نظارهگران میکشد.
عددی که بر پیشانی این گردهمایی نقش بسته یک شماره معمولیدر تقویم نیست؛ ۲۴۶ شب پیاپی یعنی روزها و ماهها استمرار در باران و باد، در تابستان داغ و شامگاههای گزنده پاییز و زمستان بیآنکه شعله این حضور حتی برای لحظهای رو به افول بگذارد؛امشب اما حالوهوای میدان نبوت کرج ، عطر و بویی دیگر داشت؛ حماسه ماندگار مردم این دیار با سوگواری ایام فاطمیه پیوند خورده و سیاهپوشان سوگ امابیها، شور انقلابی و عاطفه دینی را در هم تنیدهاند تا تجلی روشنی از آیه مقاومت و معنویت بیافرینند.
پیش از آنکه خروش شعارها اوج بگیرد ناگاه سکوتی عمیق و پرابهت بر تمام پهنه جمعیت سایه میافکند احترامی فراگیر که گویی نفسها را در سینه حبس کرده تا جانها آماده شنیدن نغمهای آسمانی شوند؛دسته نوجوانان و جوانان قاری البرزی، شانه به شانه هم در قلب میدان قرار میگیرند و با تلاوت گروهی آیاتی از کلامالله مجید، آسمان شبزده شهر را غرق در نور و آرامش میکنند.
صوت ملکوتی قرآن که در فضای شهری طنینانداز میشود، لرزه بر اندام هر شنیدهای میاندازد؛ کلماتی از جنس وعده نصرت الهی، ثبات قدم و پاداش شکیبایی صابران که دلهای خسته را جلایی دوباره میبخشد؛این تلاوت هماهنگ، فقط یک همخوانی زیبا نیست؛ نمادی از عقبه معرفتی جمعیتی است که خاستگاه حرکت و قیام خود را از کتاب وحی وام گرفتهاند و در پناه کلام خدا گام برمیدارند.
با پایان آیات، سکوت میدان با طنین کوبنده صلوات و تکبیرهای پیاپی شکسته میشود؛ گویی هر آیه، جانی تازه به حنجرهها بخشیده تا نام وطن و مقدسات را رساتر از همیشه فریاد بزنند؛نگاهی به لایههای پیدا و پنهان این گردهمایی عظیم، جلوههایی از ایثار و حضور ناب مردمی را آشکار میکند که در هیچ قاب عکاسی یا گزارش رسمی بهطور کامل نمیگنجد.
در صفوف جلوتر، مادرانی دیده میشوند که نوزادان خردسال خود را در آغوش فشرده و به این دریای خروشان پیوستهاند؛ کودکانی پیچیده در پتوهای گرم که از همین آغازین روزهای حیات، درس غیرت و وفاداری را با نوای اللهاکبر مشق میکنند؛کمی آنسوتر، نوجوانی دست پدر سالخوردهاش را گرفته که عصازنان و لرزان اما با ارادهای پولادین گام برمیدارد؛ پیرمردی سپیدموی که گذر سالها خطوط عمیقی بر چهرهاش نشانده اما چشمان روشنش از باوری تزلزلناپذیر حکایت دارد.
او میگوید حتی اگر پای رفتن نداشته باشد با تکیه بر عصا میآید تا به دنیا بگوید خاک میهن ارزان به دست نیامده که به نسیمی بلرزد یا در برابر هیاهوی دشمن خالی بماند؛در امتداد این صفوف بههمپیوسته، حضور پررنگ زنان زینبی چشمنوازی میکند؛ شیرزنانی که نه تنها مشوق فرزندان و همسران خود هستند بلکه خود خطشکنان اصلی عرصههای مقاومت و هوشیاری هستند.
این زنان و مردان، رو در روی فتنهها و چنگودنداننشاندادنهای خصم ایستادهاند با نگاهی زنده، بیدار و نافذ که به دشمن پیام میدهد این ملت در خواب غفلت فرو نخواهد رفت؛در میان جمعیت، جوانانی با اندامهای ورزیده و گرمکنهای ورزشی به چشم میخورند؛ قهرمانانی که مدال افتخارشان را امشب در کنار مردم و برای سرافرازی پرچم سه رنگ ایران بر سینه آویختهاند.
در کنار آنان دانشآموزان و دانشجویان با کتاب و جزوه در دست ایستادهاند؛ نسلی آگاه، اهل اندیشه و پرسشگر که مرز میان مطالبات برحق و پاسداری از کیان ملی را خوب میشناسد و پای پرچم ایستاده است؛کارگران زحمتکشی که غبار کار روزانه هنوز بر سر و روی و دستان پینهبستهشان پیداست، بیهیچ منتی مستقیم از شیفت کاری کارخانجات صنعتی اطراف کرج به اینجا آمدهاند تا ثابت کنند چرخ تولید و چرخ غیرت همراستا میچرخند.
کارمندان، معلمان، اصناف و بازاریان نیز در این تابلوی رنگین حضور دارند؛ هر کس با هر جایگاه اجتماعی آمده تا بگوید البرز یکپارچه غیرت و همدلی است و خط مقدم صیانت از ارزشها هیچ طبقهای نمیشناسد؛هیچکس منکر سختیها نیست؛ سایه سنگین فشارهای اقتصادی، تنگی معیشت و آثار ظالمانه تحریمها بر دوش تکتک این خانوادهها سنگینی میکند، واقعیتی ملموس که بارها در سفرههایشان آزموده شده است.
اما شگفت آنکه همین مردم صبور با وجود دلخوری از کموکاستیها، پای خاک وطن که به میان میآید حتی خم به ابرو نمیآورند و منافع ملی را به بهای دلچرکینیهای مقطعی معامله نمیکنند؛آنان با هوشیاری تمام خط مطالبات صنفی و اقتصادی را از امنیت و تمامیت ارضی کشور جدا کردهاند و اجازه نمیدهند بدخواهان بر موج گلایههایشان سوار شوند.
تاریخ این خطه، آکنده از فداکاری است؛ در دل این جمعیت، مردانی نفس میکشند که رد ترکشهای جنگ هشتساله تحمیلی هنوز روی تنشان التیام نیافته و سرفههای شیمیایی یادگار شبهای سنگر را هنوز همراه دارند؛ایثارگرانی که نبردهای سخت و روزهای پرالتهاب را از سر گذراندهاند و بارها از کمینگاههای سخت تاریخ، از جنگهای مختلف و توطئههای پیچیده سربلند بیرون آمدهاند.
پدران و مادران شهدایی در این جمع حضور دارند که جگرگوشههای خود را در برابر پیشرفتهترین سلاحها و خباثتهای بیپایان استکبار فدا کردهاند اما قامتشان زیر بار این داغها خم نشده و صبورانه بیرق شهدا را برافراشته نگه داشتهاند؛دشمن گمان میکرد با تکیه بر جنگ ترکیبی، محاصره اقتصادی و عملیات روانی میتواند پیوند مردم با ارزشهای اصیل را بگسلد، غافل از آنکه ریشه این درخت در باورهای دینی و حب وطن مستحکم است.
هر شب از این ۲۴۶ شب، پاسخی صریح، بدون لکنت و عملی به همه محاسبات غلط اتاقهای فکر بیگانگان بوده است؛ پاسخی برآمده از کف خیابانهای شهری که نبض وفاداری در آن میتپد؛مردم کرج ثابت کردهاند که میدانداری آنان موسمی، فصلی و وابسته به آبوهوا نیست؛ آنان سربازان روزهای دشوارند و ماندن در سنگر وفاداری را یک تکلیف درونی میدانند.
با نزدیک شدن به ساعات پایانی مراسم، پرچمهای متبرک به نام حضرت فاطمه زهرا (س) و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران در اهتزاز درمیآیند و نمایی حماسی و عاشورایی پدید میآورند؛اشکهایی که در رثای بانوی۲عالم از گونهها جاری میشود با مشتهای گرهکرده و فریادهای رعدآسای استکبارستیزی گره میخورد و جلوهای ناب از پیوند ایمان و جهاد خلق میکند.
کودکی که بر دوش پدر نشسته، پرچم کوچکی را در هوا تکان میدهد و لبخندش نشان میدهد که این مشعل به درستی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است؛در حاشیه این گردهمایی، موکبهای ساده و بیریای مردمی با توزیع چای داغ و نذورات فاطمی از رهگذران و حاضران پذیرایی میکنند و روح مواسات را در سرمای شب جاری میسازند.
جوانانی که گوشه میدان به تمیز کردن معبر پس از مراسم مشغول میشوند، پیام دیگری از بلوغ مدنی و احساس مسوولیت این نسل را به تماشا میگذارند؛این بیداری شبانه، نمایشی تحمیلی نیست؛ جوششی خالص و صادقانه از بطن جامعهای است که امنیت و استقلال خود را با خون صدها هزار شهید پیوند زده است.
وقتی صدای تکبیر پایانی در پهنای البرز طنین میافکند، همگان درمییابند که راز ماندگاری این خطه در همین ایستادگیهای بیادعا و شبانههای سرشار از معنویت نهفته است؛دویست و چهل و ششمین برگ از این تقویم مقاومت در کرج بسته میشود اما شعله تعهد مردم این سامان هرگز خاموش نخواهد شد.
مردم با آرامشی برخاسته از انجام وظیفه راهی خانههای خود میشوند در حالی که نگاهشان به فردا و شبهای آینده دوخته شده است؛ شبهایی که تا پای جان پای ایران خواهند ایستاد؛البرز امشب بار دیگر با صلابت کوههایش و با صفای قرآن و یاد زهرا (س) ایستاد تا سندی دیگر بر ناامیدی دشمنان و جاودانگی حماسه ملی ایرانیان ثبت کند.
