حوزه/ برگزیده جایزه ملی البرز با تأکید بر ظرفیتهای گسترده علمی، فرهنگی و اجتماعی طلاب، ضعف خودباوری و نبود حمایت و هدایت مؤثر را از مهمترین موانع شکوفایی استعدادهای حوزوی دانست و خواستار تقویت اعتمادبهنفس طلاب و حمایت پدرانه حوزههای علمیه از آنان شد.
خبرگزاری حوزه| حوزههای علمیه از ظرفیتهای نخبگانی گسترده علمی، فرهنگی، اجتماعی و تبلیغی برخوردارند؛ ظرفیتهایی که در صورت شناسایی، هدایت و حمایت صحیح میتوانند به سرمایهای ارزشمند برای پیشرفت جامعه تبدیل شوند.
بر همین اساس در راستای شنیدن صحبت های نخبگان حوزوی و انتظارات و نظرات آنها گفت و گویی انجام داده ایم با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین ناظمی، استاد حوزه و دانشگاه، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان قم و برگزیده جشنواره ملی و نخبگانی البرز که مشروح آن را در ادامه می خوانید:
ضمن تبریک به مناسبت موفقیت شما در رویداد ملی و نخبگانی جایزه البرز، علاقهمندیم مخاطبان ما، بهویژه طلاب و فضلای جوان، بیشتر با این جشنواره و جایزه آشنا شوند. لطفاً توضیح دهید که جایزه البرز چیست و چه اهدافی را دنبال میکند؟ همچنین معیارهای پذیرش و انتخاب شما بهعنوان یکی از برگزیدگان این رویداد چه بوده است؟
در این گفتوگو موضوع جایزه البرز مطرح است. در آنجا نیز از بنده پرسیدند که چگونه موفق شدید در جایزه البرز بهعنوان فرد منتخب معرفی شوید و چه ویژگیهایی زمینهساز نخبگی شما بوده است.
پاسخ بنده این بود که تمام آنچه موجب رسیدن من به این جایگاه شده، از حوزه علمیه نشئت گرفته است که در ادامه توضیح خواهم داد.
نکتهای که میخواهم بر آن تأکید کنم، سبک و سیاق آموزشی حوزه علمیه است. اعتقاد دارم اگر این شیوه آموزشی در مسیر صحیح خود قرار بگیرد و فردی که قصد ورود به حوزه را دارد، در سن و مکان مناسب وارد این مجموعه شود، نظام آموزشی حوزه میتواند او را به جایگاهی بالاتر از آنچه در دانشگاه تجربه میکند، برساند و زمینه صاحبنظر شدن او را در عرصههای مختلف فراهم کند.
بنده هم در حوزه علمیه تحصیل کردهام و هم در دانشگاه. همچنین مدرک کارشناسی ارشد نهجالبلاغه را از دانشگاه قرآن و حدیث، وابسته به مرحوم آقای ریشهری، دریافت کردهام؛ اما همواره افتخار اصلیام مدارک و جایگاههای حوزوی بوده است.
زمانی که با مدرک سطح چهار حوزه وارد دانشگاه قرآن و حدیث شدم، بهخوبی مشاهده کردم که بنمایهها و زمینههای علمیای که در حوزه علمیه، بهویژه در مباحث فقهی و اصولی در وجود انسان شکل میگیرد، تا چه اندازه میتواند به او کمک کند تا مباحث تخصصی دانشگاهی را عمیقتر و دقیقتر درک کند.
برای نمونه، در مباحث نهجالبلاغه که در مقطع کارشناسی ارشد مطرح میشد، بهوضوح دریافتم که پشتوانه علمی حاصل از تحصیلات حوزوی تا چه اندازه در فهم دقیقتر این مباحث تأثیرگذار است. این نکته بسیار مهمی است که میخواهم بر آن تأکید کنم.
حفظ اصالت حوزوی؛ شرط تربیت نیروهای توانمند و صاحبنظر
اگر این اصول رعایت شود و مدارسی که مسئولیت پرورش طلاب را بر عهده دارند، دقت کنند که اصل و اصالت حوزوی در فرایند آموزشی حفظ شود، میتوان به نتایج بسیار خوبی دست یافت. البته درباره بهروزرسانی کتابها و منابع آموزشی نیز مباحثی وجود دارد که موضوعی جداگانه است و اکنون قصد ورود به آن را ندارم؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ اصل و اساس فعالیت حوزوی و توجه به هویت علمی این نظام آموزشی است.
اعتقاد بنده این است که طلاب ما در صورت بهرهمندی صحیح از این ظرفیت، نیروهایی جهادی، مستحکم، باسواد و بااخلاق خواهند بود. میتوانم بگویم بخش عمده بدنه حوزه علمیه از چنین ویژگیهایی برخوردار است.
در محیطهای مختلف، چه در حوزه علمیه و چه در دانشگاه با دوستان طلبه بسیاری مواجه میشوم و واقعاً معتقدم نقاط ضعف طلاب ما بسیار اندک است. بااینحال، یک مسئله در نظام حوزوی وجود دارد که باید به آن توجه کرد و آن، ضعف خودباوری در میان برخی از طلاب است.
خودباوری؛ اولین گام موفقیت
گاهی طلاب برای مشورت به بنده مراجعه میکنند و درباره مسیر موفقیت و اینکه چگونه میتوانند به جایگاههای علمی و اجتماعی دست پیدا کنند، سؤال میپرسند. وقتی درباره عوامل موفقیت صحبت میکنیم، گاهی ذهن آنها به سمت مسائل مادی یا انتخاب برخی مشاغل میرود؛ درحالیکه واقعیت این است که یک طلبه در فضای جمهوری اسلامی ایران، هم در داخل کشور و هم در عرصههای بینالمللی، ظرفیتهای فراوانی برای فعالیت دارد.
اگر طلبهای علاقهمند به فعالیت در مسجد باشد، زمینه آن فراهم است؛ اگر بخواهد مدرسهای را اداره کند، چنین امکانی وجود دارد؛ اگر به فعالیتهای اداری علاقهمند باشد، فرصتهای متعددی پیش روی اوست و اگر بخواهد وارد عرصه پژوهش شود، این مسیر نیز برای او وجود دارد.
بنابراین، مسئله اصلی این است که طلبه باید ابتدا به تواناییهای خود باور داشته باشد و سپس بتواند ظرفیتها و توانمندیهایش را با فرصتهای موجود هماهنگ کند.
مشکلی که در میان برخی از دوستان طلبه مشاهده میکنم، این است که فرد یا مجموعهای وجود ندارد تا این ظرفیتها را بهدرستی ساماندهی و طلاب را در مسیر مناسب راهنمایی کند.
ضرورت هدایت طلاب به سمت فرصتهای واقعی فعالیت علمی و اجتماعی
برای روشنتر شدن موضوع، خاطرهای را بیان میکنم.
روزی در مسجد با طلبهای مواجه شدم که حتی عمامه مرا نیز میپیچید. از او پرسیدم آیا میتوانم عمامهام را به شما بسپارم تا آن را برایم بپیچید؟ پس از آنکه با یکدیگر گفتوگو کردیم، متوجه شدم که در یکی از دانشگاههای غیرانتفاعی مشغول تحصیل در مقطع دکتری است.
از او پرسیدم با توجه به شرایط و وضعیت ظاهری و زندگیای که از شما مشاهده میکنم، آیا توانایی پرداخت شهریه دانشگاه غیرانتفاعی را دارید؟ پاسخ داد که هدفش این است مدرک دکتری داشته باشد.
به او گفتم: بسیار خوب، فرض کنیم این مدرک را دریافت کردید؛ قرار است با آن چه کاری انجام دهید؟ در حال حاضر، شهرستانهای ما به استادان حوزوی توانمند نیاز دارند. شما که از اخلاق خوبی برخوردارید و خودتان نیز میگویید از نظر علمی وضعیت مناسبی دارید، چرا به شهرستان نمیروید و به تدریس نمیپردازید؟
میتوانید در کنار فعالیت در مسجد، مسئولیت تدریس را نیز بر عهده بگیرید و از این طریق، هم به نیازهای علمی و فرهنگی جامعه پاسخ دهید و هم وضعیت معیشتی و زندگی خود را بهبود ببخشید.
تجربه مدیریت حوزه علمیه در آشتیان؛ نمونهای از ظرفیتهای فعالیت طلاب
همانطور که اطلاع دارید، بنده در سال ۱۳۸۹ بهعنوان مدیر مدرسه علمیه حضرت صاحبالامر(عج) در شهرستان آشتیان استان مرکزی منصوب شدم و به مدت چهار سال مسئولیت مدیریت این حوزه علمیه را بر عهده داشتم.
در آن زمان، ۲۵ سال داشتم. شرایط زندگی در قم بهویژه از نظر مسائل مالی برایم دشوار بود. با مراجعه و مشورت مختصری که با یکی از استادان داشتم، زمینه حضورم در شهرستان و پذیرش مسئولیت مدیریت حوزه علمیه فراهم شد.
در آن مقطع، مجوز تدریس پایههای اول تا ششم را داشتم و تدریس میکردم. پس از آن نیز مجوز تدریس پایههای اول تا دهم را دریافت کردم.
واقعیت این است که در شهرستان آشتیان، ارتباطات عمومی بنده تا حدودی مناسب بود؛ هرچند خودم نیز معتقدم مهارت ارتباطی چندان برجستهای نداشتم. بااینحال، مردم آن شهرستان محبت بسیار زیادی به بنده داشتند. این محبت صرفاً به دلیل جایگاه حقوقی و مسئولیت مدیریتی بنده نبود، بلکه مردم نسبت به شخص خودم نیز لطف و محبت داشتند.
جایزه البرز؛ رویدادی با محوریت عرصههای متنوع نخبگانی
این تجربه را بیان کردم تا به موضوع اصلی گفتوگو، یعنی جایزه البرز ارتباط پیدا کنم.
جایزه البرز دارای بخشها و محورهای مختلفی است و عرصههای متنوعی را در بر میگیرد. به تعبیر دیگر، در این رویداد صرفاً به یک حوزه خاص توجه نمیشود، بلکه موضوعات مختلفی از جمله فعالیتهای فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، ورزشی و اقدامات عامالمنفعه مورد توجه قرار میگیرند.
اگر یکی از دوستان طلبه کمتر از ۴۵ سال سن داشته باشد، میتواند با مراجعه به آییننامه جایزه البرز که در بستر اینترنت در دسترس است، از شرایط و ضوابط شرکت در این رویداد مطلع شود. این افراد امکان دارند رزومه علمی و فعالیتهای خود را برای سایت جایزه البرز ارسال کنند.
معمولاً فراخوان این جایزه در آذرماه اعلام میشود؛ بنابراین طلاب علاقهمند باید از آبان و آذرماه پیگیر اطلاعرسانیها و فراخوانهای مربوط به آن باشند تا فرصت ارسال رزومه را از دست ندهند. متقاضیان میتوانند سوابق و فعالیتهای خود را در محورهای مختلف در سامانه مربوط ثبت کنند تا رزومههای ارسالی مورد بررسی قرار بگیرد.
چند سالی است که هر سال هفت نفر از طلاب نیز در کنار دانشجویان، فناوران برتر و دانشمندان برتر در این رویداد مورد تقدیر قرار میگیرند.
وقف اموال برای توسعه علم؛ میراث ارزشمند مرحوم حسینعلی البرز
همانطور که میدانید، مرحوم حسینعلی البرز سالها پیش از انقلاب اسلامی، اموال و موقوفاتی را برای حمایت از علم و دانش اختصاص داده بود. حتی بنده شنیدهام که ایشان جسم خود را نیز وقف کرده بود تا بتواند در مسیر علم و دانش مورد استفاده قرار بگیرد. امروزه این موقوفات در مسیر حمایت از نخبگان و فعالیتهای علمی مورد استفاده قرار میگیرد.
بنده نیز حدود سه سال بود که با جایزه البرز آشنایی داشتم و برای شرکت در این رویداد پیگیری میکردم. امسال نخستین سالی نبود که رزومه خود را ارسال میکردم، بلکه برای سومین سال متوالی سوابق علمی و فعالیتهایم را ارائه دادم و خوشبختانه موفق شدم در شمار هفت طلبه برگزیده قرار بگیرم.
این انتخاب را افتخاری برای حوزه علمیه میدانستم؛ چراکه در کنار دانشمندان و فناوران برتر، رزومههای بسیار خوبی از دوستان طلبه مطرح میشد و آنان فرصت پیدا میکردند توانمندیها و ظرفیتهای علمی خود را به نمایش بگذارند.
جایزه البرز؛ فرصتی برای معرفی ظرفیتهای علمی حوزه در کنار نخبگان کشور
یکی از اتفاقات ارزشمند این رویداد، فراهم شدن زمینه ارتباط میان افراد و نخبگان حوزههای مختلف بود. ما نیز در این مراسم با افراد مختلف ارتباط برقرار کردیم. حتی با یکی از فناوران برتر ارتباطی شکل گرفت که در ابتدا، با وجود اینکه چند ساعت بیشتر از آشنایی ما نمیگذشت، هنگام ایستادن در کنار یکدیگر برای گرفتن عکس، تمایلی به عکس یادگاری با بنده نداشت؛ اما در پایان مراسم، خود ایشان از بنده درخواست کرد که لطفاً با او عکس یادگاری بگیرم.
این اتفاق نشان میدهد که جایزه البرز ظرفیت بسیار خوبی برای آشنایی و ارتباط میان نخبگان دارد. افراد مختلف در این رویداد یکدیگر را میبینند و زمینه تعامل و همکاری میان آنان فراهم میشود. حتی دانشجویان رشته پزشکی نیز با ما ارتباط برقرار میکردند و ما نیز با فناوران برتر گفتوگوهای خوبی داشتیم.
در مجموع، این رویداد فرصت مناسبی برای تعامل علمی و اجتماعی میان افراد از حوزههای مختلف بود.
البته خود بنده نیز علاقهمند بودم که این جایزه را دریافت کنم. جایگاه معنوی این جایزه برایم اهمیت بیشتری داشت؛ تندیس و گواهی آن نیز ارزشمند بود. برای بنده اهمیت داشت که نشان داده شود یک طلبه نیز میتواند در مجامع علمی کشور حضور پیدا کند و به موفقیت دست یابد.
برگزیده شدن طلاب در رویدادهایی مانند جایزه البرز تا چه اندازه میتواند به تقویت همان خودباوریای کمک کند که شما به آن اشاره کردید؟ به تعبیر دیگر، در فضای اجتماعی گاهی این پرسش مطرح میشود که روحانیون چه فعالیتی انجام میدهند و برخی تصور میکنند فعالیت آنان صرفاً به حضور در مسجد، بیان اذکار و برگزاری مجالس روضه محدود است؛ درحالیکه واقعیت این است که روحانیون، بهویژه در عرصه علوم انسانی و اسلامی که ابعاد گستردهای دارد، در ساحتهای مختلف علمی و اجتماعی توانمندیهای خود را به اثبات رساندهاند. به نظر شما، معرفی و تقدیر از طلاب برگزیده در چنین رویدادهایی تا چه اندازه میتواند برای سایر طلاب و فضلای جوان انگیزهبخش باشد؟ همچنین این اتفاق چگونه میتواند به دیده شدن بهتر ظرفیتهای علمی و اجتماعی روحانیت در جامعه کمک کند؟ بهویژه از این جهت که طلاب موفق بتوانند به الگویی برای دیگر طلبههایی تبدیل شوند که قصد دارند مسیر شکوفایی علمی را دنبال کنند و در نهایت، با بهرهگیری از دانش و توانمندیهای خود، گرهی از مشکلات کشور باز کنند؟
همانطور که عرض کردم، در حوزه علمیه و در میان طلاب ما، ظرفیتهای بسیار ارزشمندی وجود دارد و جایگاه حوزه علمیه نیز بسیار قابل توجه است.
گاهی ممکن است این تصور در ذهن برخی شکل بگیرد یا چنین مطالبی شنیده شود که محبوبیت طلبهها در جامعه کاهش پیدا کرده است؛ اما باور بفرمایید که بنده هم در حوزه علمیه حضور دارم و هم در دانشگاه فعالیت میکنم و آنچه از نزدیک مشاهده میکنم، لزوماً با این تصور مطابقت ندارد.
واقعیت این است که هجمه بسیار گستردهای علیه اسلام، دین و حوزه علمیه وجود دارد و ما در شرایطی قرار گرفتهایم که برخلاف جهت این جریان حرکت میکنیم. بنابراین، اگر در این مسیر با مشکلاتی مواجه میشویم، اگر تلفات و آسیبهایی وجود دارد و اگر اتفاقات و حاشیههایی رخ میدهد، باید همه این مسائل را در کنار یکدیگر و با در نظر گرفتن مجموع شرایط ارزیابی کنیم.
طلبه نباید در برابر هجمههای رسانهای و اجتماعی دچار ناامیدی شود
طلبه ما نباید هیچگاه ناامید شود. برای مثال اگر طلبهای با عبا و عمامه سوار مترو شود و فردی در آنجا حرفی به او بزند، نباید این اتفاق موجب ناامیدی و عقبنشینی او شود.
بنده خودم با لباس روحانیت از مترو استفاده کردهام و بازخوردهای مثبت بسیار زیادی دریافت کردهام. بنابراین، اگر طلبهای در یک موقعیت با واکنش منفی یا سخن نامناسبی مواجه شد، نباید آن را به همه جامعه تعمیم دهد و تصور کند که مردم نگاه منفی به روحانیت دارند.
مخاطب اصلی بنده در این بخش از صحبتها، دوستان طلبهای هستند که ممکن است چنین برخوردهایی را ببینند یا بشنوند. میخواهم به آنان تأکید کنم که محکم و استوار باشند؛ چراکه از پشتوانه بسیار خوبی برخوردارند. شما هم پشتوانه اعتقادی دارید و هم پشتوانه علمی.
باور به توانمندیهای علمی و اخلاقی؛ گام نخست حضور مؤثر طلبه در جامعه
برای نمونه، با طلبهای مواجه شدم که هنوز مدرک سطح دو حوزه را دریافت نکرده بود و در پایه ششم تحصیل میکرد. به او گفتم از نظر ظاهری و چهره، وضعیت مناسبی داری و محاسنی که گذاشتهای نیز جلوه خوبی به تو بخشیده است. وقتی از مباحث علمی با تو گفتوگو میکنم، متوجه میشوم که از نظر علمی نیز وضعیت خوبی داری؛ پس چرا توانمندیهای خودت را در فضای جامعه عرضه نمیکنی؟
به اعتقاد بنده، بخشی از این نگرانیها به همان فضایی بازمیگردد که عرض کردم. ما در برابر جریان رسانهای غرب و استکباری قرار میگیریم و گاهی به دلیل تأثیرپذیری از این فضا، دچار ترس میشویم و یک قدم به عقب برمیداریم. درحالیکه تأکید بنده این است که نباید بترسیم. باید دست در دست یکدیگر بگذاریم، همبستگی داشته باشیم و برای پیشبرد اسلام و انقلاب اسلامی تلاش کنیم.
جایزه البرز؛ بستری برای اثبات نقشآفرینی طلاب در کنار دانشمندان و فناوران
از این منظر، جایزه البرز اتفاق بزرگی است؛ زیرا دوستان طلبه در این رویداد شرکت میکنند و بهعنوان نخبه انتخاب و معرفی میشوند.
تقدیر از نخبگان حوزوی واقعاً میتواند این ذهنیت را در خود طلاب و دیگر افراد جامعه تقویت کند که طلبهها نیز در کنار دانشجویان، دانشمندان و فناوران حضور دارند و هرکدام در جایگاه خود برای پیشبرد جمهوری اسلامی ایران و اسلام تلاش میکنند.
در واقع، هرکسی بخشی از این مسئولیت را بر عهده گرفته و در گوشهای از میدان مشغول فعالیت است. یک نفر در عرصه علمی، دیگری در حوزه فناوری و فردی دیگر در عرصه فرهنگی و اجتماعی فعالیت میکند و طلاب نیز میتوانند در این مجموعه نقشآفرینی مؤثری داشته باشند.
حوزه علمیه دارای نخبگان فراوانی است؛ مسئله اصلی، ساماندهی و حمایت از آنان است.
ضرورت حمایت عاطفی از نخبگان حوزوی
بنده درباره برخی از خاطرات آیتالله بنابی شنیدهام که ایشان در مدیریت حوزه علمیه، رفتار بسیار پدرانهای داشتند. برای مثال، زمانی که حوزه علمیه با مشکل گرمایشی مواجه شده بود، خود ایشان شب را در حوزه سپری کردند و گفتند تا زمانی که مشکل گرمایشی برطرف نشود، من نیز در کنار شما و در همین حجره استراحت میکنم.
این رفتار نشاندهنده نوعی مدیریت پدرانه است. ایشان صرفاً در جایگاه یک مدیر قرار نداشتند، بلکه با طلاب مانند پدری مهربان رفتار میکردند و مشکلات آنان را از نزدیک لمس میکردند.
حمایت بهموقع از طلاب میتواند مانع از هدررفت سرمایههای علمی شود
باور بفرمایید بنده در حال حاضر خودم را فرد برجستهای نمیدانم. وقتی به مسیر زندگی و تحصیلم نگاه میکنم، میبینم که در سال ۱۳۷۸ وارد حوزه علمیه شدم و اکنون حدود ۲۵ تا ۲۶ سال از آن زمان گذشته است.
در بسیاری از مقاطع زندگی، احساس میکنم از فرصتهایم بهدرستی استفاده نکردهام و به جایگاهی که میتوانستم برسم، دست پیدا نکردهام. بااینحال، همین موقعیتی که امروز دارم، موجب شده است که برخی طلاب با بنده ارتباط برقرار کنند و از نزدیک مرا ببینند؛ چه در دانشگاه و چه در حوزه علمیه. آنها مینشینند و میپرسند که چه کار کردهام و چگونه به این جایگاه رسیدهام. پاسخ بنده این است که اگر بخواهم خودم را با اهداف و انتظاراتی که از ابتدا برای خودم ترسیم کرده بودم مقایسه کنم، واقعاً به جایگاه موردنظر نرسیدهام و میتوانستم بسیار بیشتر از اینها پیشرفت کنم. بارها گفتهام که اگر مسیر تحصیلیام را با جدیت بیشتری دنبال میکردم، میتوانستم به جایگاه علمی بالاتری برسم.
بنده حدود ۱۰ سال درس خارج را با جدیت دنبال کردهام و همچنان نیز این مسیر را ادامه میدهم. امروز استاد سطوح عالی حوزههای علمیه هستم و مباحث درس خارج را نیز پیگیری میکنم؛ اما اگر همان شرایط و جدیتی که در سالهای نخست تحصیل داشتم، با اندکی حمایت و توجه ادامه پیدا میکرد، میتوانستم یک دوره علمی دیگر را نیز با همان جدیت به این مسیر اضافه کنم. در آن صورت، حاصل این تلاش میتوانست به سرمایهای ارزشمند برای حوزههای علمیه تبدیل شود؛ سرمایهای علمی در عرصه فقه و اصول که حوزه امروز به آن نیاز دارد.
بنده امروز در دانشگاه، حوزه علمیه و حتی در فضای اجتماعی و خیابان حضور دارم و فعالیت میکنم، اما آیا این همان جایگاهی است که میتوانستم به آن برسم؟ قطعاً ظرفیت من برای رسیدن به مراتب علمی بالاتر وجود داشت.
ضرورت شناسایی و ثبت فعالیتهای علمی، اجرایی و جهادی طلاب
در ارتباط با موضوع نخبگی و جایزه البرز نیز میخواهم نکتهای را مطرح کنم. دوستان طلبه ما میتوانند فعالیتهای آموزشی خود را جمعآوری و سوابق و رزومه آموزشیشان را تنظیم کنند. همچنین فعالیتهای پژوهشی، اجرایی و عامالمنفعه خود را نیز در این رزومهها ثبت کنند.
برای مثال، ممکن است طلبهای گروهی را راهاندازی کرده باشد، کانالی ایجاد کرده باشد یا فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مختلفی انجام داده باشد. همه این اقدامات میتوانند بهعنوان بخشی از سوابق و رزومه او ثبت و مستندسازی شوند و برای شرکت در جایزه البرز مورد استفاده قرار بگیرند.
بنده نیز بهعنوان یک فرد، میتوانم در این زمینه کمککننده باشم. همینجا اعلام آمادگی میکنم که اگر هر طلبه یا استادی برای تنظیم و ساماندهی رزومه علمی و اجرایی خود نیاز به کمک داشته باشد، در حد توان در کنار او خواهم بود تا بتواند رزومه مناسبی تهیه کند، در این جایزه شرکت کند و به موفقیت دست یابد.
در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای(مدظله العالی) نکات مهمی درباره نخبگی مطرح شده است. ایشان در پیامی که به مناسبت مدالآوری ورزشی و خطاب به جوانان و نخبگان صادر کردند، به این نکته توجه دادند که نخبگی صرفاً به داشتن مدرک علمی محدود نمیشود و دامنه گستردهتری دارد. یکی از نکات مهم این پیام، ضرورت جهتدهی استعدادهای علمی، توانمندیها و ظرفیتهای شکوفایی علمی و مهارتی به سمت مسائل جامعه و حل مشکلات مردم است. همچنین رهبر شهید انقلاب نیز در پیامهای خود، از جمله در حوزه سلامت، بر مسئلهمحوری و توجه به نیازهای واقعی جامعه تأکید داشتند. میخواهم بدانم نخست تعریف شما از نخبگی چیست و با توجه به پیام اخیر رهبر معظم انقلاب و این فراز از سخنان ایشان، چه برداشتی از مفهوم نخبگی دارید؟
در اینجا وظیفه داریم یاد و خاطره بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، و همچنین یاد و خاطره امام شهیدمان را گرامی بداریم. همچنین خوشحالی خود را ابراز میکنیم که رهبر فعلی جامعه اسلامی ایران، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، ادامهدهنده همان مسیری هستند که این امامان بزرگوار برای جامعه اسلامی و ایرانی ما ترسیم کرده بودند.
گسترش مفهوم نخبگی؛ فراتر از چارچوبهای رسمی و مدرکگرایی
در ارتباط با موضوع نخبگی، پیام اخیر رهبر انقلاب را بررسی و دنبال کردم. به نظرم ایشان بهدرستی درصدد بودند که توسعهای در تعریف و مفهوم نخبگی ایجاد کنند.
نکته این است که نخبگان فعلی جامعه که در جایگاه خود فعالیت میکنند، جایگاه مشخصی دارند. برای مثال، افرادی هستند که فعالیتهای آموزشی گستردهای انجام دادهاند یا در عرصه پژوهش آثار و دستاوردهای فراوانی داشتهاند. همچنین افرادی را داریم که حقیقتاً نخبهاند و با فعالیتهای خود، باری از دوش جامعه برمیدارند و در حرکت چرخهای جامعه نقشآفرینی میکنند.
اما ممکن است فعالیتها و اقدامات برخی از این افراد در چارچوب آییننامهها و معیارهای رسمی نخبگی نگنجد.
طلبه جهادی و گمنام؛ مصداقی از نخبگی در خدمت به جامعه
به نظر بنده، این نکته بسیار مهمی بود که رهبر معظم انقلاب به آن توجه دادند. باید ببینیم در نظامهای مختلف، از جمله در سیستم حوزوی خودمان، چه تعداد از افراد وجود دارند که فعالیتهای مؤثر و جهادی انجام میدهند، اما هیچ نام و نشانی از آنان در رسانهها نیست و حتی تصویری از آنها منتشر نمیشود.
این افراد در عین گمنامی، فعالیتهای بسیار ارزشمندی انجام میدهند و تأثیرگذاری اجتماعی قابل توجهی دارند.
برای مثال، طلبهای را در نظر بگیرید که در یک روستای محروم فعالیت میکند. حتی در همین استان قم نیز روستاهای محرومی وجود دارند که شاید برخی باور نکنند چنین شرایطی در آنها حاکم باشد. در این مناطق، طلابی هستند که بهصورت جهادی فعالیت میکنند و بدون برخورداری از شهرت و جایگاه رسانهای، مسئولیتهای مهمی را بر عهده گرفتهاند.
ممکن است طلبهای در یکی از این روستاها حدود ۲۰ تا ۳۰ دانشآموز و نوجوان را گرد خود جمع کرده باشد و به آنان آموزش بدهد و برای تربیت و هدایتشان وقت بگذارد.
آیا چنین فعالیتی کماهمیت است؟ آیا این طلبه را نمیتوان نخبه دانست؟
در آموزههای دینی نیز این معنا مورد توجه قرار گرفته است که اگر انسانی را احیا و زنده کنید و او را در مسیر درست قرار دهید، گویی جامعهای را احیا کردهاید.
بنابراین، اگر طلبهای بتواند حتی یک نفر را از انحراف و آسیب نجات دهد و به مسیر صحیح زندگی هدایت کند، کار بسیار ارزشمندی انجام داده است. حال اگر این طلبه بتواند ۲۰ یا ۳۰ نوجوان را تربیت کند و در مسیر رشد علمی، اخلاقی و دینی قرار دهد، ارزش فعالیت او تا چه اندازه خواهد بود؟
این افراد نیز باید در تعریف گسترده نخبگی دیده شوند. به اعتقاد بنده، باید مفهوم نخبگی را به معنای عام آن در نظر بگیریم و فعالیتهای مؤثر، جهادی و اجتماعی این افراد را نیز در شمار مصادیق نخبگی قرار دهیم.
طلبه نباید فعالیت تبلیغی و فرهنگی خود را دستکم بگیرد
بار دیگر به همان نکتهای بازمیگردم که در ابتدای صحبتهایم مطرح کردم؛ طلبه نباید فعالیت و کاری را که انجام میدهد، کماهمیت بداند. اگر طلبهای در نقطهای مشغول تبلیغ است و میبیند که فعالیت تبلیغی او تأثیرگذار است، باید قدر و ارزش کار خود را بداند و تصور نکند که حتماً باید در جایگاه دیگری قرار بگیرد تا به موفقیت برسد.
برای مثال، گاهی افرادی به بنده مراجعه میکنند و میپرسند چگونه توانستهام وارد دانشگاه شوم. پاسخ من این است که دانشگاه هم جایگاه و فرصت خوبی است، اما نباید تصور کنید که همه موفقیتها در دانشگاه خلاصه میشود. دانشگاه را نفی نمیکنم و معتقدم فرصتهای ارزشمندی در آن وجود دارد، اما قرار نیست همه طلاب برای رسیدن به موفقیت، مسیر دانشگاه را انتخاب کنند.
گاهی طلبهای از من میپرسد که آیا میتواند در رشتههایی مانند حقوق یا اقتصاد ادامه تحصیل دهد. به او میگویم بله، میتوانی این رشتهها را دنبال کنی. حتی برخی از دوستان درباره امکان ورود به مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد یا حقوق با مدرک سطح دو حوزه سؤال میکنند که پاسخ بنده مثبت است و با مدرک سطح دو نیز میتوانند با رعایت شرایط پذیرش، در رشتههای مختلف دانشگاهی ادامه تحصیل دهند.
اما نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که کارهای حوزوی فراوانی بر زمین مانده است. ما در حوزه علمیه با حجم زیادی از فعالیتهای انجامنشده مواجه هستیم و نباید تصور کنیم که برای اثرگذاری اجتماعی حتماً باید به سراغ فعالیتهای دانشگاهی برویم.
مساجد بدون روحانی؛ ظرفیتی بزرگ برای حضور و نقشآفرینی طلاب
بنده منکر ضرورت ورود طلاب به عرصههایی مانند اقتصاد اسلامی و سیاست اسلامی نیستم؛ اتفاقاً این عرصهها اهمیت فراوانی دارند، اما در خود حوزه علمیه نیز زمینههای گستردهای برای فعالیت وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرند.
برای نمونه، زمانی آیتالله حسینی بوشهری آماری درباره مساجد بدون امام جماعت مطرح کردند. اگر اشتباه نکنم، در افق حوزه نیز این موضوع منتشر شده بود و ایشان به وجود تعداد زیادی مسجد بدون روحانی در کشور اشاره کرده بودند. عدد دقیق این آمار را اکنون به خاطر ندارم، اما هر زمان که لازم باشد، میتوان آن را از منبع اصلی بررسی کرد.
بنده خودم در شهر کرج به برخی مناطق و محل سکونت بستگان سر میزنم. بهویژه در هنگام ظهر، گاهی با این موضوع مواجه میشوم که افراد میگویند قصد دارند برای اقامه نماز جماعت به مسجد بروند و من نیز همراه آنان به مسجد میروم تا از وضعیت آنجا مطلع شوم.
در مواردی مشاهده کردهام که مسجد روحانی ندارد و فردی بهصورت شخصی و بدون برخورداری از تحصیلات حوزوی، با ظاهری متفاوت از لباس و سیمای متعارف روحانیت، برای مردم نماز جماعت اقامه میکند. این موارد را بارها مشاهده کردهام و نمیخواهم در این زمینه آمار دقیقی ارائه کنم، اما چنین نمونههایی وجود دارد.
درحالیکه اگر طلبهای به فعالیتهای اصیل حوزوی خود بپردازد و مسئولیتهایی مانند امامت جماعت و تبلیغ دینی را بر عهده بگیرد، هم میتواند درآمد و معیشت خود را تأمین کند، هم از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار شود و هم از نظر اخروی به ثواب و جایگاه ارزشمندی دست پیدا کند.
اگر این ظرفیتها را مدنظر قرار دهیم، متوجه میشویم که فرصتهای فراوانی برای فعالیت طلاب وجود دارد.
تجربه تبلیغ در شهرستان؛ تأمین زندگی با فعالیت دینی و ارتباط مردمی
اجازه بدهید نکتهای را در همین زمینه مطرح کنم. بنده اکنون حدود شش یا هفت سال است که عضو هیئت علمی دانشگاه هستم؛ اما پیش از آن، چهار سال مدیریت حوزه علمیه آشتیان را بر عهده داشتم.
واقعیت این است که از نظر مالی، شرایطم در دوران مدیریت حوزه علمیه آشتیان بهتر بود. شاید برخی باور نکنند، اما این موضوع واقعیت دارد و برکت فراوانی در زندگیام احساس میکردم.
جامعه به طلبهای با اعتمادبهنفس، دانش و عمل نیاز دارد
میخواهم این نکته را عرض کنم که جامعه ما واقعاً به طلبهای نیاز دارد که از اعتمادبهنفس برخوردار باشد و به ابزار علم و عمل مجهز شده باشد. چنین طلبهای در هر محیطی که قدم بگذارد، مورد استقبال قرار میگیرد و حضورش میتواند منشأ خیر و برکت باشد. طلبهای که با نورانیت، سواد و توانمندی وارد یک مجموعه شود، میتواند مسئولیتی را بر عهده بگیرد و بخشی از مشکلات آن محیط را برطرف کند؛ چه در یک روستا باشد، چه در یک شهر، چه در یک اداره و چه در هر مجموعه دیگری. بنابراین، نباید دامنه فعالیت خود را محدود بدانیم. حتی اگر طلبهای به زبان دوم مسلط باشد، از این ظرفیت استقبال میشود و میتوان از توانمندی او در عرصههای مختلف بهره گرفت.
یادگیری زبانهای خارجی؛ فرصتی برای گسترش تبلیغ بینالمللی
یکی از نیازهای بسیار مهم امروز حوزه علمیه، توجه به عرصه بینالملل است. ما بهشدت به طلابی نیاز داریم که در کنار دانش حوزوی، به زبانهای خارجی نیز تسلط داشته باشند. برای مثال، یکی از دوستان طلبه بنده به زبان پرتغالی مسلط است. این طلبه در مناطق مختلف فعالیت تبلیغی داشت و بنده نیز صفحه اینستاگرام او را دنبال میکردم و فعالیتهایش را میدیدم. ایشان در جمع مردم مسیحی سخنرانی کرده بود و در بخشی از سخنان خود، با لحنی تأثیرگذار گفته بود: «ما خودمان از شما مسیحیها، مسیحیتریم و حضرت عیسی(ع) را بیشتر قبول داریم.» این سخنان برای مخاطبان مسیحی جذابیت زیادی داشت و بازتابهای قابل توجهی ایجاد کرده بود. برای آنان جالب بود که چگونه یک مسلمان تا این اندازه به حضرت عیسی(ع) علاقهمند است و با چنین محبتی درباره ایشان سخن میگوید.
این نمونه نشان میدهد که یک طلبه با برخورداری از دانش دینی و تسلط بر زبان خارجی، چه ظرفیت گستردهای برای حضور در عرصه بینالملل و ارتباط با پیروان ادیان دیگر دارد. بنابراین، اگر طلبهای به زبان دیگری علاقهمند است و احساس میکند استعداد و توانایی یادگیری آن را دارد، باید این ظرفیت را در خود تقویت کند؛ چراکه عرصه بینالملل بهشدت به چنین نیروهایی نیازمند است.
نخبگی حوزوی؛ برخورداری از بنمایه علمی و توانایی اثرگذاری در جامعه
به نظر بنده، یکی از پیامهای مهم فرمایش رهبر معظم انقلاب درباره توسعه مفهوم نخبگی، همین نکته است که طلبه باید متوجه شود نخبگی در حوزه علمیه چه معنایی دارد.
نخبگی صرفاً به معنای برخورداری از یک عنوان یا مدرک علمی نیست؛ بلکه طلبه باید بنمایه علمی و حوزوی لازم را در خود ایجاد کند و بتواند از این سرمایه برای اثرگذاری در جامعه بهره بگیرد. این بنمایه علمی از کجا شکل میگیرد؟ از همان آموزشهای اصیل حوزوی؛ از اینکه طلبه قرآن را بهدرستی بخواند، ادبیات عرب را بهخوبی فرا بگیرد و در مباحث فقه و اصول به میزان لازم تسلط پیدا کند.
مباحثه حوزوی؛ فرصتی کمنظیر برای تقویت قدرت تحلیل و استدلال
یکی از ظرفیتهای ارزشمند حوزه علمیه، سنت مباحثه است؛ موضوعی که بنده با توجه به حضور در دانشگاه، اهمیت آن را بیش از گذشته درک کردهام. واقعاً افسوس میخورم که چرا چنین سنتی در محیطهای دانشگاهی به شکل جدی وجود ندارد. در دانشگاه، وقتی استاد مطلبی را مطرح میکند، ممکن است یک بار پرسش یا اشکالی نسبت به آن مطرح شود، اما در بسیاری از موارد، در ادامه آن گفتوگوی علمی و رفتوبرگشت استدلالی شکل نمیگیرد و استاد نیز ممکن است بگوید همین اندازه از موضوع را میدانسته است.
اما در حوزه علمیه، یک بحث علمی ممکن است بارها ادامه پیدا کند و طلبهها با طرح پرسش، اشکال، پاسخ و استدلال، موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنند. گاهی این رفتوبرگشت علمی تا حدود ۱۰ مرتبه ادامه پیدا میکند. این ظرفیت را باید قدر بدانیم. دوستان طلبه باید از فرصت مباحثه و گفتوگوی علمی بهخوبی استفاده کنند و اجازه ندهند این سرمایه ارزشمند از دست برود. البته بنده نیز خودم را جدا از دیگران نمیدانم و معتقدم پیش از آنکه دیگران را به این مسئله توصیه کنم، خودم باید بیشتر به آن توجه داشته باشم.
ضرورت تکمیل مسیر علمی و تقویت تقوا در کنار یکدیگر
طلبهها باید تلاش کنند فعالیتهای علمی و حوزوی خود را به سرانجام برسانند و در کنار آن، تقوا و عمل صالح را نیز تقویت کنند.
الحمدلله اعتقاد بنده این است که دوستان طلبه ما حتی در شرایط و فضای اجتماعی امروز، از نظر عملی و تقوایی در مراتب بالایی قرار دارند و بسیاری از آنان با وجود همه مشکلات و محدودیتها، از این جهت وضعیت بسیار خوبی دارند.
به اعتقاد بنده، با وجود شرایط امروز و گسترش فضای مجازی، همچنان میتوان به ظرفیتهای طلبهها امیدوار بود. اگر طلبه خودباوری داشته باشد و به علم و عمل مجهز شود، در هر محیطی که قدم بگذارد، میتواند آنجا را نورانی و متحول کند و انشاءالله مایه آبروی اسلام و انقلاب اسلامی باشد.
طلبه توانمند؛ سرمایهای برای اعتلای اسلام و انقلاب
در نهایت، تأکید میکنم که طلبه نباید توانمندیهای خود را دستکم بگیرد. او باید به ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی خود باور داشته باشد و بداند که برای خدمت به جامعه، فرصتهای فراوانی پیش روی او قرار دارد.
اگر این خودباوری با دانش حوزوی، تقوا، مهارتهای ارتباطی و شناخت نیازهای جامعه همراه شود، طلبه میتواند در هر جایگاهی که قرار میگیرد، منشأ اثر باشد و با فعالیت خود، گرهی از مشکلات مردم باز کند.
امیدوارم طلاب ما با شناخت صحیح از جایگاه و ظرفیتهای خود، این مسیر را با جدیت ادامه دهند و در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و بینالمللی، مایه عزت و سربلندی حوزههای علمیه، اسلام و انقلاب اسلامی باشند.
سخن پایانی
لازم میدانم از این فرصت استفاده کنم و بهصورت رسمی از مجموعه خبرگزاری حوزه تشکر و قدردانی داشته باشم.
ضرورت قدردانی از جمهوری اسلامی و شناخت جایگاه تاریخی آن
نکته دیگری که میخواهم مطرح کنم، ضرورت قدردانی از جمهوری اسلامی ایران و فضایی است که امروز در آن زندگی میکنیم.
این جمله را با تأکید عرض میکنم که با وجود تمام هجمهها، فشارها و حملاتی که از سوی جریان استکبار علیه جمهوری اسلامی ایران صورت میگیرد، باید توجه داشته باشیم که این شرایط نشاندهنده حرکت ما در مسیری صحیح است.
اگر در حال مقابله با استکبار هستیم و از جبهه مقاومت دفاع میکنیم، باید در این مسیر استوار بمانیم. همین دشمنیها و فشارهایی که علیه ما اعمال میشود، نشان میدهد که نباید از مسیر خود عقبنشینی کنیم.
توصیه به طلاب و مردم؛ با استقامت در مسیر انقلاب بمانیم
خطاب بنده به دوستان طلبه و همچنین سایر مردم این است که محکم و استوار بایستیم و امید خود را از دست ندهیم.
انشاءالله پیروزی نزدیک خواهد بود. از خداوند متعال مسئلت داریم که فرج آقا امام زمان(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را نزدیکتر بفرماید و به ما توفیق دهد پرچم این انقلاب را به دست مبارک ایشان برسانیم.
مطمئن باشید هرکسی که در جمهوری اسلامی ایران خدمتی انجام میدهد، انشاءالله این خدمت در حکومت حضرت مهدی(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نیز استمرار خواهد داشت و مورد تقدیر، عنایت و توجه آن حضرت قرار خواهد گرفت.
امیدوارم همه ما بتوانیم در مسیر خدمت به اسلام، انقلاب و مردم ثابتقدم باشیم و این خدمات را با اخلاص و انگیزه الهی ادامه دهیم.
