هشتم آبان ماه، همین سال گذشته، رسما در تقویم ایرانی به عنوان یک روز ملی مهم و اثرگذار ثبت شد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، صبح زود است، هوا هنوز سرد است و مه نازکی روی دامنهها نشسته. مردی با لباس خاکیرنگ یگان حفاظت، کولهپشتی سبک و یک بیسیم قدیمی روی شانه، از پاسگاه بیرون میزند. مسیرش نه جاده آسفالت است و نه حتی جادهای خاکی مشخص. او باید چند ساعت پیاده برود تا به نقطهای برسد که ردپای حیوانات، صدای باد و گاهی رد تایر خودروهای ناشناس، تنها نشانههای حضور انسان در آن گستره بیانتهاست. این تصویر، نه رمانتیک است و نه قهرمانانه به معنای رایج. این تصویر واقعی شغلی است که کمتر دیده میشود و بیشتر شنیده میشود: محیطبانی.
هشتم آبان، روز ملی محیطبان، فرصتی است تا از فاصلهای نزدیکتر به این شغل نگاه کنیم؛ شغلی که در میانه کمبودها، خطرها و مسئولیتهای بیپایان، همچنان ایستاده است.
وسعتی که با چشم دیده نمیشود
حدود ۲۰ میلیون هکتار از عرصههای طبیعی کشور تحت حفاظت قرار دارد. بهطور متوسط، هر محیطبان مسئول حفاظت از حدود ۱۲ هزار هکتار است. این رقم را کنار استاندارد جهانی بگذارید که معمولاً یک نیرو برای هر هزار هکتار را توصیه میکند. فاصله، چشمگیر است. هر محیطبان ایرانی عملاً کار چندین نفر را بر دوش میکشد.
یکی از محیطبانان با سابقه که ترجیح میدهد نامش فاش نشود، میگوید: «وقتی صبح از پاسگاه بیرون میزنی، میدانی که ممکن است تا شب هیچکس را نبینی. ۱۲ هزار هکتار یعنی تو باید همهجا را باشم و هیچجا نباشی. چشمهها، آبشخورها، مسیرهای کوهستانی، زیستگاههای حساس و نقاط ورود احتمالی متخلفان، همه زیر نظر توست. حتی اگر منطقه را مثل کف دست بشناسی، زمان و انرژیات محدود است. وقتی نیروها حدود نصف نیاز واقعی را پوشش میدهند، فشار به دوش همان کسانی میافتد که هر روز در میدان هستند.»
شغلی فراتر از گشتزنی
تصور عمومی اغلب محیطبان را مردی میبیند که در طبیعت قدم میزند و مراقب حیوانات است. واقعیت پیچیدهتر است. شناسایی و ثبت تخلفات، گشتهای شبانه در تاریکی مطلق، پایش حیاتوحش، بررسی آثار حضور گونهها، مقابله با شکار و صید غیرمجاز، گزارش تخریب زیستگاه و مشارکت در مدیریت آتشسوزیها، بخشی از کارهای روزمره است. محیطبان باید طبیعت را بشناسد، رفتار گونهها را تا حدی درک کند، مسیرها و عوارض جغرافیایی را در حافظه داشته باشد و در لحظات پیشبینینشده تصمیم بگیرد.
بخش کمتر دیدهشده این شغل، کار اداری و مستندسازی است. ثبت دقیق اطلاعات، تهیه گزارشهایی که ممکن است در پروندههای قضایی اهمیت پیدا کند، و آشنایی با حدود اختیارات قانونی، همه بخشی از مسئولیت اوست. اشتباه در ثبت یک واقعه میتواند مسیر رسیدگی را تغییر دهد. پس محیطبانی فقط حضور فیزیکی نیست؛ ترکیبی است از دانش میدانی، دقت مستندسازی و تحمل فشار مداوم.
وقتی شیفت کاری به مسئلهای فراتر از خستگی تبدیل میشود
یکی از زوایای کمتر دیدهشده محیطبانی، نحوه تنظیم ساعات کار و تأثیر آن بر زندگی شخصی نیروهاست. الگوی ۱۵ روز خدمت و ۱۵ روز استراحت از موضوعات مورد بحث بوده است. اما مسئله فقط تعداد روزها نیست. محیطبان در روزهای مأموریت اغلب از خانواده دور است، در شرایطی کار میکند که استراحت کافی، دسترسی سریع به خدمات درمانی یا ارتباط مطمئن همیشه فراهم نیست.
همان محیطبان میگوید: «۱۵ روز در پاسگاه یعنی ۱۵ روز دوری از زن و بچه. وقتی برمیگردی، خستگی هنوز در بدن است. اضافهکارها همیشه کامل پرداخت نمیشود و گاهی جیره غذایی هم کفاف نمیدهد. این وضعیت روی تمرکز و تصمیمگیری اثر میگذارد. نیرویی که با خستگی انباشته و نگرانی اقتصادی روبهروست، برای انجام وظایف حساس خود به حمایت واقعی نیاز دارد.»
دستمزد و معیشت؛ نقطهای که فشار دوچندان میشود
حقوق محیطبانان بسته به نوع قرارداد (رسمی، پیمانی یا شرکتی) و سابقه متفاوت است. در سالهای اخیر، ارقام دریافتی بسیاری از محیطبانان رسمی و پیمانی در بازه حدود ۱۴ تا ۲۲ میلیون تومان در ماه گزارش شده و نیروهای شرکتی معمولاً کمتر دریافت میکنند. جیره غذایی نیز حدود ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان در ماه اعلام شده است. با وجود افزایشهایی که در دورههای مختلف اعمال شده، بسیاری از محیطبانان میگویند این ارقام با توجه به سختی کار، دوری از خانواده، خطرهای مداوم و هزینههای زندگی، کافی نیست.
یکی از آنان میگوید: «با این حقوق، زندگی کردن سخت است، نه فقط زنده ماندن. ۱۵ روز در کوه و دشت کار میکنی، خطر را به جان میخری، بعد برمیگردی خانه و میبینی هزینهها از حقوق جلو زده. گاهی مجبوری بعد از شیفت هم کار دیگری بکنی تا کمر هزینهها را راست کنی. این خستگی اضافه، روی آمادگی برای مأموریت بعدی اثر میگذارد.»
خطر فقط از سوی متخلفان نیست
درگیری با شکارچیان غیرمجاز شناختهشدهترین خطر این شغل است. اما حوادث جادهای، واژگونی خودرو در مسیرهای دشوار، شرایط نامساعد جوی، آتشسوزی و دوری از مراکز درمانی نیز میتوانند مأموریت را خطرناک کنند. تاکنون ۱۵۴ محیطبان در راه حفاظت از طبیعت ایران جان خود را فدا کردهاند. این عدد، فقط آمار نیست. هر کدام داستانی از یک صبح معمولی است که به غروب نرسید. ایمنی محیطبان تنها با آموزش فردی تأمین نمیشود؛ تجهیزات استاندارد، نگهداری ناوگان، ارتباطات پایدار و پوشش بیمهای مناسب نیز بخشی از الزامات حفاظت هستند.
محیطبان در خط مقدم بحرانهای طبیعت
تغییرات اقلیمی، خشکسالی، کاهش منابع آب، تخریب زیستگاهها و آتشسوزیها، وظایف محیطبانان را پیچیدهتر کردهاند. حفاظت از یک منطقه دیگر فقط جلوگیری از شکار غیرمجاز نیست. پایش تغییرات زیستگاه، شناسایی فشار بر گونهها و گزارش نشانههای تخریب نیز اهمیت یافته است. با این حال، نباید از محیطبان انتظار داشت که بهتنهایی بحرانهای ساختاری محیط زیست را حل کند. کمآبی، تغییر کاربری اراضی و آلودگی، مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی دارند. محیطبان میتواند تخلف را شناسایی و گزارش کند، اما حل بسیاری از این مسائل به تصمیمهای کلان و مشارکت جوامع محلی وابسته است.
نشانههایی از توجه احتمالی
در آستانه روز ملی محیطبان امسال، از برنامهریزی برای افزایش حدود ۵۰۰ نیروی انسانی تا پایان سال خبر داده شده است. توسعه زیرساختها، افزایش خودروهای عملیاتی و هوشمندسازی پایش مناطق نیز از محورهای اعلامشده است. این خبر میتواند نشانهای از توجه بیشتر به کمبود نیروی انسانی باشد، اما اعلام برنامه با تحقق آن تفاوت دارد. موفقیت واقعی به میزان جذب نیرو، توزیع عادلانه آن، تأمین تجهیزات و بهبود شرایط خدمت وابسته است.
فناوریهایی مانند دوربینهای پایش، سامانههای موقعیتیاب، پهپادها و دادههای ماهوارهای میتوانند کمککننده باشند، اما هیچ سامانهای بهتنهایی جای حضور میدانی و شناخت محلی محیطبان را نمیگیرد.
روز محیطبان؛ فرصتی برای تغییر نگاه
هشتم آبان از سال گذشته در تقویم رسمی کشور بهعنوان روز ملی محیطبان ثبت شده است. اهمیت این مناسبت زمانی بیشتر میشود که قدردانی از محیطبانان از پیامهای تبریک فراتر برود و به اصلاح رفتار عمومی منجر شود. رها نکردن زباله در طبیعت، خودداری از آزار حیاتوحش، پرهیز از روشن کردن آتش در شرایط پرخطر، رعایت مقررات مناطق حفاظتشده و گزارش مسئولانه تخلفات، اقداماتی ساده اما مؤثرند. نزدیک شدن به حیوانات وحشی برای عکس گرفتن یا غذا دادن به آنها، لزوماً نشانه علاقه به طبیعت نیست و گاهی میتواند به حیوان و انسان آسیب برساند.
حفاظت از طبیعت زمانی موفقتر خواهد بود که جامعه، محیطبان را نه مانعی در برابر تفریح یا استفاده بیضابطه از طبیعت، بلکه مسئول حفاظت از میراثی مشترک بداند.
قدردانی واقعی، فراتر از یک تبریک است. محیطبانان در نقطهای ایستادهاند که منافع عمومی، امنیت زیستی و آینده منابع طبیعی به یکدیگر میرسند. مسئولیت سنگین، بدون نیروی کافی، تجهیزات مناسب، حقوق و مزایای متناسب و حمایت قانونی مؤثر، نمیتواند به حفاظت پایدار منجر شود.
هشتم آبان، روز محیطبان است؛ اما حفاظت از محیطبان و پشتیبانی از مأموریت او نباید به یک روز در تقویم محدود بماند. طبیعت ایران به محیطبانانی نیاز دارد که بتوانند با دانش، انگیزه و امکانات کافی کار کنند؛ نه نیروهایی که قرار باشد کمبودهای یک ساختار را با تحمل فشار بیشتر جبران کنند.
