« ایران بر اساس محاسبات الهی قدرت نخست جهان است»؛ این جمله رهبر انقلاب، تصویر امروز تنها ابرقدرت بدون بمب اتم در جهان است. در این یادداشت مطرح می‌شود که چه چیزی ایران را بدون دلار انبوه و یا بمب اتم به این جایگاه رسانده است؛ رمزی که در توحید و ایستادگی مردم مبعوث نهفته است.

خبرگزاری حوزه / چه کسی فکرش را می‌کرد امام خمینی (ره) بدون بهره‌مندی از تجهیزات گسترده، قوای منسجم نظامی و دیگر چیزهایی که برای تغییر یک حکومت نیاز است، طاغوت را با آن دامنه شوم گسترده در مملکت زمین بزند؟ این پرسش، هنوز هم برای تحلیلگران مادی‌اندیش جهانی معمایی حل‌نشدنی است. پژوهشگران دانشگاه‌های غربی، دهه‌هاست در کتاب‌ها و مقالات خود می‌کوشند فرمولی پیدا کنند که توضیح دهد چگونه یک روحانی تبعیدی، بدون ارتش، بدون حزب سازمان‌یافته، بدون رسانه‌های فراگیر و بدون پشتوانه هیچ‌یک از ابرقدرت‌های شرق و غرب، توانست یکی از مستحکم‌ترین دیکتاتوری‌های منطقه را از پای درآورد. اما پاسخ در یک کلمه خلاصه می‌شود: توحید.

توحید، فقط یک اصل اعتقادی در حاشیه زندگی نیست؛ وقتی در جان انسان بنشیند، به یک موتور محرک اجتماعی تبدیل می‌شود. امام خمینی (ره)، کوهی از توحید بود؛ مردی که در نفی و اثباتش، در سکوت و فریادش، در تبعید و رهبری‌اش، یک حقیقت واحد را دنبال می‌کرد «لا اله الا الله». ایشان با تکیه بر خداوند متعال و آموزه‌های الهی، نه تنها هزاران سال سلطنت و دیکتاتوری را در ایران پایان داد، بلکه ساختاری جدید از جامعه بر مبنای توحید بنا نهاد. انقلابی که ریشه و اساس اعتقاداتش را خودِ امام این‌گونه توصیف کرد: « اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قرآن کریم آمده است و یا پیامبر اسلام (ص) و پیشوایان به‌حق بعد از آن حضرت بیان فرموده‌اند که ریشه و اصل همه آن عقاید، که مهمترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست، اصل توحید است».۱

توحید امام (ره)، توحیدی انتزاعی و گوشه‌نشین نبود. توحیدی میدانی بود. توحیدی که وقتی به میدان آمد، در دل ملت ایران رسوخ کرد و معادلات مادی را بر هم زد. توحیدگرایی امام (ره)، نوعی خاص از کنشگری اجتماعی در مردم ایران به وجود آورد که سبب تحول درونی آنان شد. ملتی که سال‌ها تحقیر شده بود و هویت خود را از دست رفته می‌دید، ناگهان با صدای مردی از تبعیدگاه، خود را بازشناخت. این بازشناسی، فقط یک اتفاق سیاسی نبود؛ یک رستاخیز وجودی بود. مردمی که به آن‌ها گفته شده بود هیچ‌ ارزشی ندارند، باور کردند که با خدا می‌توانند ارزشمندترین باشند.

وقتی توحید حرف اول و آخر را بزند، نتیجه قطعاً پیروزی است، به هر شکلی که رقم بخورد. امام خمینی (ره)، کوهی از توحید بود که با همراهی ملت بااخلاص ایران، انقلاب مقدس اسلامی را رقم زد؛ انقلابی که نه با کودتا، نه با توطئه خارجی و نه با بازی‌های پشت‌پرده قدرت‌های جهانی، بلکه با ایمان و اراده مردمی به پیروزی رسید که به وعده الهی باور داشتند. این انقلاب، در تحلیل نهایی، یک استثنا در تاریخ معاصر بود؛ استثنایی که قواعد بازی را به هم ریخت و نشان داد محاسبات مادی، همیشه پاسخ نهایی نیستند.

امام شهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای نیز در ادامه مسیر این انقلاب، با تقویت هویت و کرامت انسانی مردم کشور، ضمن بازسازی اعتماد به نفس فکری در جامعه، گروه‌ها و اقشار مختلف مردمی به‌ویژه جوانان را به هم‌افزایی فعال و مسؤولانه برای ساخت، پیشرفت و آبادانی سطوح مختلف کشور به‌کارگرفت. او با درکی عمیق از الزامات زمانه، از یک سو بر حفظ آرمان‌های انقلاب تأکید کرد و از سوی دیگر، مسیر حرکت به سمت آینده را با تکیه بر توان داخلی و مشارکت مردمی هموار ساخت. شخصیت‌هایی چون آیت‌الله شیخ عیسی قاسم، عالم برجسته بحرینی، او را « شخصیتی انقلابی» خواندند که «امت را به اسلام بازگرداند» و میراث امام خمینی (ره) را با موفقیت ادامه داد. انقلاب اسلامی از دیدگاه او نه‌تنها یک انقلاب سیاسی، بلکه انقلابی بر مبنای احیای هویت دینی و اسلامی ایرانیان در مقابله با تمدن غرب بود.

اقدامات امامین انقلاب در تکمیل یکدیگر، کار را به جایی رساند که امروز دیدگان دنیا مات و مبهوت به ابرقدرت جدید جهان خیره مانده است. این دو شخصیت، دو حلقه از یک زنجیره واحد بودند؛ امام خمینی (ره)، پایه‌های انقلاب را بر توحید بنا نهاد و امام خامنه‌ای «ره»، این بنا را با گفتمان مقاومت، اقتصاد مقاومتی، جهاد تبیین و حمایت از محور مقاومت، تا سطح یک قدرت جهانی گسترش داد. تحلیلگران غربی امروز ناچارند اعتراف کنند که با پدیده‌ای نوظهور و بی‌سابقه روبه‌رو هستند.

امام جوان انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای نیز امروز در ادامه مسیر امامین انقلاب، در حال صیانت و تحکیم پایه‌های انقلاب اسلامی ایران است؛ چه در داخل و چه در جبهه مقابله با ائتلاف آمریکایی-صهیونی. او با درکی عمیق از پیچیدگی‌های نظم نوین جهانی، در تلاش است تا میراث امامین انقلاب را در برابر تهدیدات چندلایه حفظ کند و مسیر پیشرفت را ادامه دهد. رهبر رشید انقلاب در سخنان اخیر خود فرمود: «ایران بر اساس محاسبات الهی قدرت اول جهان است». برای فهم این سخن کافی است به تمایز ایران با سایر قدرت‌های جهان نگریست. آمریکا با دلار و ناتو، روسیه با بازدارندگی هسته‌ای و منابع انرژی، و چین با قدرت اقتصادی و جمعیت، جایگاه خود را تثبیت کرده‌اند. اما ایران مسیر متفاوتی رفته است. ایران تنها ابرقدرت دنیاست که بدون بمب اتم به این جایگاه رسیده و قدرت خود را نه بر مسائل مادی‌گرایانه، بلکه در پرتو سپهر توحیدی و در میدان نبرد به دست آورده است. همان‌گونه که تحلیلگران غربی نیز اعتراف کرده‌اند، قدرت ایران برخلاف سه قدرت دیگر، نه به اقتصاد بزرگ وابسته است و نه بمب اتم، بلکه به پشتوانه همراهی مردم، کنترل شریان‌های حیاتی انرژی جهان و معماری بازدارندگی ترکیبی تثبیت شده است.

قدرت ایران، ماهیتی چندوجهی دارد. از یک سو، در حوزه نظامی، معماری بازدارندگی ترکیبی مبتنی بر موشک‌های دقیق، پهپادهای پیشرفته و شبکه‌های عمیق راهبردی در منطقه شکل گرفته است؛ از سوی دیگر، در حوزه سیاسی و اجتماعی، پشتوانه مردمی و گفتمان مقاومت به یک قدرت نرم بی‌نظیر تبدیل شده که فراتر از مرزهای جغرافیایی، دل‌های مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان را تسخیر کرده است. این ترکیب منحصربه‌فرد، ایران را به الگویی برای دیگر ملت‌های زیر ستم تبدیل کرده است؛ در سایه همین قدرت بود که در جنگ مستقیم اخیر، نتیجه تمام سلاح‌های پیشرفته‌ای که آمریکایی‌ها علیه این مردم به کار گرفتند، نابودی پایگاه‌های منطقه‌ای‌شان بود؛ چنان‌که به اذعان خود فرماندهان آمریکایی، اکنون این پایگاه‌ها دیگر اساساً قابل استفاده نیستند. نتیجه تمام آن اتفاقات، بروز قدرت ایران در مقیاس جهانی و در عین حال فروریختن اعتبار آمریکا در پیش چشم ملت‌های دنیا بود. اینجا بود که معلوم شد قدرت واقعی، نه در تعداد ناوهای جنگی، بلکه در ایمان و اراده ملت‌هاست.

مردم مبعوث در عرصه جنگ امروز و دفاع از ایران، سنگین‌ترین نقش را بر عهده دارند چرا که بیشترین اثرگذاری در میدان از آن مردم است. در حقیقت، اقتصاد مقاومتی مردم‌پایه، سپر امنیتی کشور در شرایط جنگ اقتصادی است و حضور آحاد جامعه در عرصه تولید، رکن اصلی مقابله با تحریم‌ها و رسیدن به پیروزی در این نبرد است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که هرگاه مردم وارد میدان شده‌اند، معادلات دشمن برهم‌خورده است. از حضور در راهپیمایی‌ها و تجمعات تا حمایت از تولید داخلی، از کمک به نیازمندان تا مشارکت در پویش‌های اجتماعی، همه و همه نشانه‌هایی از همان توحید میدانی است که امام خمینی (ره) پایه‌گذار آن بود.

از جمله وظایفی که مردم برای صیانت از کشور و پیشبرد معادلات به نفع جبهه حق باید انجام دهند، این است که علاوه بر حضور پرشور در تجمعات شبانه، در مسیر جهاد تبیین نیز با قوت گام بردارند، چرا که جهاد تبیین امروز یک فریضه است و این تکلیف تنها متوجه گروه یا قشر خاصی نیست، بلکه همه افراد جامعه به اندازه توان و جایگاه خود در قبال آن مسؤولیت دارند. در جنگ شناختی امروز، دشمن نه با موشک، بلکه با روایت‌سازی و تحریف واقعیت‌ها به میدان آمده است. جهاد تبیین، سپر دفاعی جامعه در برابر این تهاجم نرم است.

برای شکست نقشه‌های دشمن در جنگ عظیم اقتصادی نیز باید به راه‌های مختلف چنگ زد و برای خنثی‌سازی توطئه‌های اقتصادی، سایر مردم را نیز آگاه و با خود همراه ساخت. اقتصاد مقاومتی، یک استراتژی تدافعی نیست؛ یک راهبرد تهاجمی برای تبدیل تهدیدها به فرصت‌هاست. هر کارگاه کوچک، هر شرکت دانش‌بنیان، هر اقدام تولیدی و یا هر حرکت در پرهیز از مصرف‌گرایی، یک سنگر در این نبرد عظیم است.

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ: یقیناً خدا سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را در وجودشان قرار دارد تغییر دهند»؛ این آیه از سوره مبارکه رعد، یک قانون کلی و عمومی الهی را بیان می‌کند. تغییرات به دست خودِ مردم است. خداوند متعال پسرفت یا پیشرفت را جبراً نصیب هیچ کشوری نمی‌کند، مگر خودشان به دست خودشان به سوی آن گام بردارند. این آیه، هم یک وعده است و هم یک هشدار. وعده برای کسانی که در مسیر حق گام برمی‌دارند و هشدار برای کسانی که از مسیر حق بازمانده‌اند.

هرگاه مردم وارد عرصه‌ای شدند، پیروزی قطعی از جانب خدا حاصل شد. این وعده حتمی خداوند است. تاریخ این سرزمین، پر از لحظه‌هایی است که مردم با ایمان و اراده خود، معادلات مادی را برهم‌زده‌اند. از پیروزی انقلاب اسلامی تا دفاع مقدس، از مقاومت در برابر تحریم‌ها تا ایستادگی در برابر تجاوزگری، همه و همه گواهی بر این حقیقت است که وقتی توحید در میدان باشد، پیروزی قطعی است.

امروز، ایران اسلامی در نقطه‌ای ایستاده که تاریخ‌سازان بزرگ جهان به آن چشم دوخته‌اند. این جایگاه، نتیجه سال‌ها مجاهدت، ایثار و توحید است. از نخستین روز پیروزی انقلاب الهی ایران تا ابرقدرت شگفتی‌های امروز، مسیری طی شده که درس‌های آن برای همه ملت‌های جهان الهام‌بخش است؛ مسیری که نشان می‌دهد قدرت واقعی در ایمان و اراده ملت‌هایی است که به وعده الهی باور دارند؛ و این مسیر، ادامه دارد...

۱. صحیفه امام- جلد ۵- صفحه ۳۸۷