اقتصادآنلاین: افزایش تحرکات دیپلماتیک و میانجیگریهای منطقهای میان ایران و آمریکا، احتمال بازگشت به میز گفتوگوها برای کاهش هزینههای تقابل نظامی را قوت بخشیده است.
احتمال ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات تحولات سیاسی منطقه تبدیل شده است. در شرایطی که دو کشور همچنان با اختلافات جدی روبهرو هستند، نشانههایی از تلاشهای دیپلماتیک و میانجیگری کشورهای منطقه دیده میشود؛ نشانههایی که میتواند از باز شدن دریچهای تازه برای دیپلماسی حکایت داشته باشد. با این حال، باید میان «آمادگی برای مذاکره» و «توافق بر سر مذاکره» تفاوت قائل شد. تماسهای دیپلماتیک به معنای تغییر قطعی مواضع دو طرف نیست، بلکه ممکن است نشاندهنده این واقعیت باشد که ادامه وضعیت تقابلی، هزینههای سنگینی برای همه طرفها به همراه دارد.
البته با وجود تلاشهای دیپلماتیک، موانع جدی همچنان پابرجاست. نخست، بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن است. تجربه توافق برجام و تحولات پس از آن باعث شده ایران نسبت به تعهدات آمریکا با احتیاط برخورد کند. دوم، اختلاف بر سر برنامه هستهای است. دولت ترامپ بر تضمین جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید دارد، در حالی که ایران بر حقوق هستهای خود و مواضع اعلامشدهاش پافشاری میکند. سوم، نقش اسرائیل و دولت نتانیاهو در تحولات منطقه است. هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا میتواند با مخالفت یا فشارهای سیاسی اسرائیل مواجه شود. چهارم، شرایط امنیتی منطقه است. هشدارهای نظامی اخیر تهران و واشنگتن نشان میدهد که همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، خطر تشدید تنش نیز همچنان وجود دارد.
نورنیوز در تحلیل تحولات منطقه در سایه نامهنگاریها و میانجیگریهای اخیر بین ایران و آمریکا، نظرات دو کارشناس حوزه سیاسی و بینالملل را جویا شده است. جاوید قربان اوغلو، سفیر اسبق ایران در آفریقای جنوبی و ناصر ایمانی، تحلیلگر مسائل سیاسی، در ارزیابی تحولات جاری در مناسبات تهران و واشنگتن دیدگاههای خود را مطرح کردهاند. این دو کارشناس بر این نکته اتفاق نظر دارند که از فرصت دوباره دیپلماسی باید استفاده کرد اما نمیتوان از مکر آمریکا و اسراییل در این زمینه غافل بود.
مذاکره با آمریکا فرصتی برای گرفتن امتیازات واقعی است
جاوید قربان اوغلو، سفیر اسبق ایران در گفت و گو با «نورنیوز» درباره برخی اظهار نظرها پیرامون تغییر رویکرد ایران نسبت به موضوع مذاکره اظهار داشت: اینکه گفته میشود فضا در حال حرکت به سمت مذاکره است، لزوماً به معنای تغییر رویکرد ایران نیست. به نظر من، از اظهارات مقامات ایرانی چنین برمیآید که هنوز تغییر اساسی در مواضع کشور ایجاد نشده است. در واقع، ایران همچنان بر همان مواضعی تأکید دارد که پیشتر نیز مطرح شده بود. نکته مهم این است که ترامپ بارها ادعا کرده تمام توانمندیهای هستهای ایران را نابود کرده است. اگر این ادعا را مبنا قرار دهیم، طبیعتاً باید پذیرفت که در شرایط فعلی، امکان ادامه فعالیتهای هستهای ایران نیز با محدودیتهایی مواجه شده است.
کارشناس مسائل بین الملل در ادامه گفت: آنچه من شنیدهام این است که ایران پذیرفته غنیسازی بالاتر از سطح مشخصی، یعنی همان حدودی که در برجام پیشبینی شده بود، نداشته باشد. اگر چنین موضوعی صحت داشته باشد، من این مسئله را تغییر راهبرد نمیدانم، بلکه آن را نوعی تغییر تاکتیک برای دستیابی به امتیازات بیشتر در مذاکرات ارزیابی میکنم. هدف اصلی این است که ایران بتواند در مقابل پذیرش محدودیتهایی که جدید هم نیست در زمینه فعالیتهای هستهای، امتیازات لازم را از آمریکا و کشورهای غربی دریافت کند. مهمترین مطالبه ایران نیز باید لغو کامل تحریمها باشد؛ همان موضوعی که در برجام پیشبینی شده بود. بر اساس برجام، ایران پذیرفته بود سطح غنیسازی خود را محدود کند و در مقابل، تحریمها برداشته شوند. همچنین موضوع قطعنامههای شورای امنیت و لغو تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا نیز از جمله مطالبات اساسی ایران بوده است.
او افزود: البته اگر آمریکاییها به این جمعبندی برسند که از طریق روشهای دیگر نمیتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند، مذاکره میتواند راه منطقیتری باشد. به نظر من، پیامی که اخیراً از سوی آقای محسن رضایی مطرح شده نیز تا حدودی حاوی همین معناست؛ اینکه طرف مقابل به این نتیجه رسیده که از مسیرهای غیر از مذاکره نمیتواند به اهدافش برسد. در واقع آنها طی ماههای گذشته تلاشهای مختلفی انجام دادهاند، اما به نتیجه موردنظرشان نرسیدهاند و احتمالاً در ادامه نیز به این نتیجه خواهند رسید که مذاکره راه مناسبتری است. البته لازمه این اتفاق آن است که آمریکا در سیاستهای خود، بهویژه در همراهی با راهبردهای نتانیاهو و اسرائیل، تجدیدنظر کند.
وی توضیح داد: نکته مهم این است که یکی از پرتکرارترین مطالبات آقای ترامپ در اظهاراتش، موضوع محدودیت توانمندی هستهای ایران بوده است. به نظر من، همین مسئله میتواند نقطه آغاز مذاکرات باشد؛ به این معنا که دو طرف درباره محدودیتهای هستهای و در مقابل، لغو کامل تحریمها به یک توافق متقابل برسند. در مجموع، معتقدم باید از فرصت مذاکره استفاده کرد و امیدوارم شورای عالی امنیت ملی و آقای محسن رضایی به این پیام بیتوجهی نکنند. البته اگر قرار باشد پاسخ طرف مقابل با همان لحن و ادبیات تند و تقابلی داده شود، ممکن است شرایط از وضعیت فعلی نیز پیچیدهتر و دشوارتر شود.
قربان اوغلو در پایان گفت: مذاکره زمانی میتواند به نفع کشور باشد که در برابر هرگونه محدودیت و تعهد، امتیازی واقعی و ملموس، بهویژه در زمینه لغو تحریمها، دریافت شود.
مذاکره با آمریکا بهمعنای دور شدن از جنگ نیست؛ دنبال صلح پایدار هستیم
ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا در پاسخ به این پرسش که آیا تحرکات دیپلماتیک اخیر به معنای فاصله گرفتن ایران و آمریکا از احتمال جنگ است، اظهار کرد: اساساً چنین برداشتی صحیح نیست. وجود مذاکرات و گفتوگوها لزوماً به معنای توافق یا دور شدن از جنگ نیست. اگر به تجربه دو جنگ گذشته، از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، توجه کنیم، میبینیم که در هر دو مقطع، همزمان با ادامه مذاکرات، درگیری نظامی نیز اتفاق افتاد.
این کارشناس گفت: حتی اگر به اظهارات وزیر امور خارجه در یکی دو روز پیش از این جنگها مراجعه کنیم، شاهد بودیم که ایشان از پیشرفت مذاکرات و نتایج مثبت آن ابراز امیدواری میکردند، اما در نهایت جنگ آغاز شد. بنابراین، ممکن است طرف مقابل از فضای مذاکرات برای غافلگیر کردن ایران استفاده کند و نباید صرفاً به دلیل جریان داشتن گفتوگوها، احتمال درگیری را منتفی دانست.
او با اشاره به انتخابات پیشروی کنگره آمریکا افزود: انتخابات میاندورهای آمریکا برای دولت این کشور و حزب جمهوریخواه اهمیت زیادی دارد. ممکن است دولت ترامپ حتی از مذاکراتی که به نتیجه مشخصی نرسیدهاند، بهعنوان یک دستاورد تبلیغاتی در رسانههای آمریکا استفاده کند. از این رو، نباید رفتوآمدهای دیپلماتیک و اخبار مربوط به مذاکرات را بهتنهایی نشانهای از نزدیک شدن به توافق تلقی کرد. این سخنان به معنای مخالفت با مذاکره یا ضرورت نرفتن به سمت گفتوگو نیست، بلکه تجربه نشان داده است که باید با واقعبینی به این تحولات نگاه کرد. از سوی دیگر، بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره نامه جیدی ونس و روند مذاکرات، همچنان فاصله قابل توجهی میان خواستههای دو طرف وجود دارد. مشکل اصلی نیز بیاعتمادی عمیقی است که در روابط ایران و آمریکا شکل گرفته است.
وی با اشاره مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و نگرانی جامعه از تکرار جنگ و همچنین درباره اینکه راهکار جمهوری اسلامی در برابر سیاستهای آمریکا چیست، توضیح داد: مشکلات مردم و فشارهای اقتصادی واقعیتهایی انکارناپذیر هستند، اما باید بررسی کرد که آیا امتیاز دادن به آمریکا واقعاً این مشکلات را برطرف میکند یا خیر. تجربههای اخیر، از جمله توافق اسلامآباد، نشان داده است که نمیتوان صرفاً به وعدههای طرف مقابل اعتماد کرد؛ چراکه ممکن است پس از مدتی از تعهدات خود عقبنشینی کند.
این کارشناس تأکید کرد: ما به دنبال یک آتشبس موقت نیستیم، بلکه هدف باید دستیابی به صلحی پایدار باشد. رسیدن به چنین شرایطی مستلزم آن است که طرف مقابل به این جمعبندی برسد که هزینه درگیری نظامی با ایران بسیار سنگین و حتی غیرقابل پیشبینی خواهد بود.
ایمانی در پایان گفت: آمریکا و رژیم اسرائیل بهسادگی وجود یک ایران قدرتمند در منطقه را نمیپذیرند، اما اگر ایران بتواند به سطحی از بازدارندگی و توازن دست پیدا کند که طرف مقابل ادامه درگیری را پرهزینه بداند، زمینه برای جلوگیری از جنگ فراهم خواهد شد. این توازن لزوماً به معنای برابری قدرت نظامی ایران با آمریکا نیست، بلکه باید به نقطهای برسیم که هزینه آغاز و ادامه جنگ برای طرف مقابل بسیار بالا و پایان دادن به آن دشوار باشد.
