به اعتراف یک رسانه صهیونیستی، بسیاری از کشورها با وجود حمایت از عربستان حاضر به جنگ علیه یمن نیستند.
به گزارش مشرق، شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی مقالهای اعتراف کرد که ارتش یمن(در صنعاء) موفق شده است بازدارندگی فعالی را در مقابل طرفهایی که قصد ورود به جنگ دارند ایجاد کند.
به نوشته این رسانه صهیونیستی، چندین کشور، از جمله قدرتهای بزرگ، کمکهای نظامی، هواپیماها و سامانههای دفاعی به این کشور عربستان ارسال کردهاند، اما همگی تأکید کردهاند که این کمکها صرفاً دفاعی هستند و شامل اعزام نیرو یا انجام حملات نمیشوند.
آیا حوثیها(نیروهای مسلح یمن) آنها را بازمیدارند، یا ایران که از حوثیها حمایت میکند، یا دلایل دیگری در میان است؟
هواپیماهای جنگنده انگلیس، عازم عربستان سعودی هستند، فرانسه سامانههای دفاعی و رادار ارسال میکند، ترکیه و پاکستان در حال تشکیل یک ائتلاف نظامی جدید هستند و مصر نیز خود را برای ارائه کمکهای نظامی آماده میکند. در ظاهر، ائتلاف نظامی گستردهای پیرامون عربستان سعودی در حال شکلگیری است.
اما با بررسی دقیق تعهدات کشورهای مختلف، مشخص میشود که بیشتر آنها خط قرمز مشخصی دارند: آنها آمادهاند در دفاع از خود به سعودیها کمک کنند، اما از مداخله در جنگ یمن خودداری میکنند.
شاید انگلیس روشنترین نمونه این وضعیت باشد. وزارت دفاع انگلیس در اوایل همین هفته از استقرار هواپیماهای جنگنده تایفون در عربستان سعودی، در کنار یک هواپیمای ترابری، مشاوران نظامی و کمکهای دیگر خبر داد. هواپیماهای تایفون قادر خواهند بود موشکها و پهپادهای هدایتشده به سمت خاک عربستان سعودی را رهگیری کنند، اما به گفته وزارت دفاع انگلیس، در هیچ حملهای علیه حوثیها در یمن شرکت نخواهند کرد. انگلیس همچنین از طریق یک هواپیمای سوخترسان خود که هماکنون در عربستان سعودی مستقر است، در حال تقویت توانایی هواپیماهای سعودی برای سوختگیری هوایی است. بنابراین، این کشور از تلاش نظامی حمایت میکند، اما حمله مستقیمی انجام نمیدهد.
فرانسه نیز از ارائه کمک به عربستان سعودی خبر داده است که شامل سامانههای پدافند هوایی، رادارها و نیروهایی برای کمک به حفاظت از زیرساختها، بهویژه در اطراف تأسیسات انرژی، میشود.
در اینجا نیز تمرکز بر حفاظت از خاک عربستان سعودی است، نه ورود فرانسه به کارزار علیه حوثیها.
ترکیه و پاکستان نیز وضعیت مشابهی دارند: این دو کشور توافقنامه دفاعی مشترکی با عربستان سعودی امضا کردهاند و آنکارا در روزهای اخیر طرح اعزام نیروهای نظامی به عربستان سعودی را پیش برده است. اما در اینجا نیز ائتلاف در درجه نخست ماهیتی دفاعی دارد. پاکستان رسماً اعلام کرده است که نیروهایش برای حمله به حوثیها از مرز عبور نخواهند کرد و وارد یمن نخواهند شد. انتظار میرود تمرکز ترکیه بر پدافند هوایی، جنگ الکترونیک، اطلاعات و کمکهای فنی باشد.
مصر که در حفظ آزادی کشتیرانی در دریای سرخ و کانال سوئز منافع مستقیمی دارد، در تلاش است به عربستان سعودی نزدیکتر شود. قاهره حملات حوثیها را محکوم کرده و حمایت خود را از اقداماتی که عربستان سعودی برای دفاع از خود انجام میدهد، اعلام کرده است. اما حتی در مورد مصر نیز، در حال حاضر موضوع در درجه نخست کمک به عربستان سعودی برای دفاع از خود است، نه ورود مصر به یک جنگ زمینی در یمن؛ هرچند ممکن است هواپیماهای جنگنده مصری در عملیات آنجا شرکت کنند.
چه چیزی جبهه مقابله با حوثیها را تا این اندازه پیچیده میکند؟
اگر قرار است کمکهایی ارائه شود، چرا کشورهایی که آماده اعزام هواپیماهای جنگنده، سامانههای پدافند هوایی، رادارها، اطلاعات، سوخت و حتی نیروهای نظامی هستند، بهمحض مطرح شدن حملهای در داخل یمن، مرزهای مشخصی تعیین میکنند؟ شاید چند پاسخ برای این پرسش وجود داشته باشد. این وضعیت حاصل ترکیبی از تجربه پیشین عربستان سعودی، توان نظامی غیرمتمرکز حوثیها، مداخله ایران، ساختار قبیلهای و سیاسی یمن و مهمتر از همه، ترس از جنگی است که پایان روشنی ندارد.
عربستان سعودی پیشتر نیز وارد این میدان شده است. در سال ۲۰۱۵، ارتش عربستان سعودی رهبری ائتلافی را برای جنگ با حوثیها بر عهده گرفت؛ پس از آنکه این گروه بخشهای گستردهای از یمن، از جمله پایتخت، صنعا، را به کنترل خود درآورد.
به اعتراف این رسانه اسرائیلی: سعودیها در آن زمان، همانند امروز، از نیروی هوایی بزرگ و پیشرفته، اطلاعات، تسلیحات غربی و حمایت بینالمللی برخوردار بودند. با این حال، پس از سالها جنگ، حوثیها شکست نخوردند؛ بلکه درست برعکس، از این کارزار جان سالم به در بردند، حضور خود را در میدان تقویت کردند و بهتدریج به نیروی نظامی بسیار قدرتمندتری نسبت به آغاز جنگ تبدیل شدند.
این رسانه صهیونیستی همچنین ادعا کرد: حوثیها با کمک گسترده ایران، توان موشکی و قابلیت استفاده از پهپادهای خود را توسعه دادند، پنهانسازی و پراکندهسازی زیرساختهایشان را آموختند و توانستند جغرافیای یمن، بهویژه مناطق کوهستانی شمال این کشور، را به مزیتی تعیینکننده تبدیل کنند.
در بخش دیگری از این مقاله هم آمده است: حوثیها لزوماً مجبور نیستند پیروز شوند؛ آنها، مانند هر سازمان شبه نظامی، فقط باید به بقای خود ادامه دهند. اگر عربستان سعودی کارزار هوایی را برای هفتهها یا ماهها آغاز کند و حوثیها همزمان به شلیک موشک و پهپاد به سوی شهرها، فرودگاهها، تأسیسات نفتی و مسیرهای کشتیرانی ادامه دهند، این کارزار ممکن است از عملیاتی کوتاه به جنگی فرسایشی، طولانی و پرهزینه تبدیل شود.
حوثیها تشکیلاتی یمنی با منافع خاص خود هستند و نمیتوان آنها را صرفاً «شاخهای از ایران» توصیف کرد؛ با این حال، حمایت ایران در طول سالها به آنها کمک کرده است تا توانمندیهای موشکی، پهپادی و قابلیتهای دیگر خود را توسعه دهند. امروزه، آنها به نیرویی تبدیل شدهاند که میتواند تهدیدی جدی را در فاصلهای دور از سرزمینهای تحت کنترل خود ایجاد کند.
اما در میان مشکلات متعدد آنها، هیچ ارتش ملی قدرتمند و یکپارچهای وجود ندارد که بتواند وارد منطقه شود، آن را تحت کنترل درآورد و در بلندمدت کنترل خود را حفظ کند. جبهه مخالف حوثیها از عناصر متعددی تشکیل شده است که گاهی به همان اندازه که در مخالفت با حوثیها متحد هستند، با یکدیگر اختلاف و انشعاب دارند.
