فدراسیون فوتبال حالا نفرات اول و دوم لیست پرافتخارترین مربیان ایرانی را در استخدام دارد.

یحیی گل محمدی به عنوان سرمربی تیم ملی امید انتخاب شد. جدی ترین آلترناتیو امیر قلعه نویی -از نظر برخی فوتبالی ها- برای نیمکت تیم ملی بزرگسالان که برای تمدید قرارداد تا جام جهانی ۲۰۳۰ مانع بزرگی به عنوان شرط فدراسیون فوتبال پیش رو داشت، رسیدن به فینال جام ملت‌های آسیا که از ۱۹۷۶ به این طرف هرگز در هیچ نسل و دوره‌ای رخ نداده است!

کم نیستند کسانی که فکر می‌کنند گل محمدی در ظاهر برای تیم امید و در اصل، آمده تا بعد جام ملتهای پیش رو جانشین امیر شود، در این صورت قلعه نویی چرا باید با آمدن یحیی موافقت می کرد؟ در همه جای دنیا سرمربی بزرگسالان، روی انتخاب مربیان تیم‌های پایه نظر می‌دهد -به خصوص تیم امید که بازیکنان مشترک زیادی با بزرگسالان دارد- و قاعدتا قلعه نویی باید تمام توانش را به کار می گرفت تا مانع حضور گل محمدی شود!

پاسخ این سوالات و احتمالات آینده بماند برای بعد، فعلاً اینجا با یک جمله تکرار شده از سوی مهدی تاج و فدراسیون فوتبال کار داریم که در معرفی یحیی هم به کار رفت، اینکه قلعه نویی پرافتخارترین مربی ایرانی است و یحیی بعد او رکورددار که حرف درستی هم بود. در میان مربیان فوتبال ایران در عرصه داخلی -یعنی لیگ و جام حذفی- امیر قلعه نویی با ۷ جام رکورددار است و یحیی گل محمدی کنار علی پروین، هر کدام با ۶ جام در رتبه دوم مشترک نشسته اند.

به این ترتیب حالا فدراسیون فوتبال، کلکسیون جام را در تیم‌های زیر مجموعه خود جمع کرده و سرمربیان دو تیم اصلی تحت نظر فدراسیون -ملی بزرگسالان و امید- روی هم ۱۳ جام دارند. اینجا فقط می‌ماند یک سوال و آن هم این که این همه مانور روی آمار و تعداد جام‌های این دو سرمربی برای چیست؟ یعنی فدراسیون می‌خواهد فردا در صورت ناکامی -چه در تیم ملی بزرگسالان و چه تیم امید- بگوید بهترین‌ها را هم آوردیم، دیگر چه باید می‌کردیم؟!

معلوم است که در دنیای فوتبال، اسم و افتخارات گذشته تضمینی برای موفقیت نیست. به خصوص که از آخرین جام امیر قلعه نویی ۱۳ سال می‌گذرد و از آخرین جام یحیی گل محمدی ۳ سال، ضمن اینکه هر دو نفر تمام افتخارات کارنامه خود را با تیم‌های بزرگ تهران و اصفهان جمع کرده‌اند که می‌دانیم همیشه و با هرکس و در هر حالت، جدی‌ترین مدعیان قهرمانی در هر تورنمنتی هستند.

کی گفته قهرمانی‌ با استقلال، پرسپولیس، سپاهان و ذوب آهن در تیم ملی امید و بزرگسالان نیز ضامن موفقیت است؟ اصلاً چه کسی گفته که میزان افتخارات گذشته یک مربی، تعیین کننده بهترین بودن اوست؟ درست همان دکترینی که قلعه نویی در تیم ملی دارد و بازیکنان نا آماده و مسن را به صرف سابقه و کارنامه قبلی، دعوت و در تیم ملی فیکس بازی می‌دهد! چقدر با این روش، موفق بوده ایم؟!

بماند که از اساس؛ چه کسی گفته سرمربی تیم ملی در تمام سطوح حتماً باید ایرانی باشد که حالا بین ایرانی‌ها، فقط بخواهیم به دنبال رکوردداران گذشته برویم؟!