محسن اراکی از رییس جمهوری خواسته به تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه نپردازد. در حالی که اولا نقل می کند نه تفسیر. ثانیا مطابق قانون اساسی رجل مذهبی هم هست. ثالثا او نیم قرن است که انیس نهج‌البلاغه است و آیا باید به جای آن مفاتیح بخواند؟

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- ویدیویی از آیت‌الله شیخ محسن اراکی ( با نام قبلی یا اصلی محمدی عراقی) منتشر شده که در آن عضو مجلس خبرگان رهبری از رییس جمهور پزشکیان خواسته "به تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه نپردازد. چون اشتباهات بزرگ پیش می‌آید که احیاناً قابل جبران نیست."

این در حالی است که خود آقایان معممین تا پیش از ریاست جمهوری آقای پزشکیان چندان از نهج‌البلاغه نمی‌گفتند و اگر رهبری شهید را مستثنا کنیم باقی مقامات روحانی نظام ترجیح می‌دادند از احادیث و روایات بگویند و این بحث تازه‌ای نیست. گویا آقای مهاجرانی بود که گفته بود آن‌قدر که به حدیث و روایت در حوزه ها توجه می‌شود به خود قرآن توجه نمی شود. نهج البلاغه که جای خود دارد.

فارغ از این نکته سخنان آقای اراکی را از چند منظر می توان بررسید:

1. اگر منظور او این است که تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه در انحصار روحانیون و معممین است می‌توان یادآور شد: اولا دکتر پزشکیان تنها نقل می کند. تفسیر نمی کند. آیا نقل هم اختصاصی و انحصاری است؟

ثانیا نهج البلاغۀ شناسۀ پزشکیان است. پزشکی و جراحی قلب و سیاست و ریاست جمهوری را از او بگیر و نهج‌البلاغه را نه. قصۀ امروز و دیروز هم نیست. از دوران دانشجویی در 50 سال قبل با نهج البلاغه انس گرفته است. تا جایی که در بحث های ابتدای انقلاب میان دانشجویان مسلمان و چپ بر سر این که اسلام عدالت خواه تر است یا مارکسیسم او با سلاح نهج البلاغه وارد گفت و گو با آنها می شد و از همان زمان در جان و ضمیر او ریشه کرده است. ضمن این که استناد به نهج البلاغه سپری بوده تا متهم نشود.

2. روحانیت سنتی ما آن قدر که به حلیه‌المتقین مرحوم مجلسی و مفاتیح‌الجنان حاج شیخ عباس قمی توجه داشته به نهج‌البلاغه نداشته و به همین خاطر می‌توان پرسید اگر به جای نهج البلاغه زیارت جامعه و مفاتیح بخواند مشکلی ندارید؟

3. در قانون اساسی به صراحت آمده که رییس جمهوری باید رجل سیاسی و مذهبی باشد و تأیید صلاحیت او از جانب 6 فقیه شورای نگهبان و امضای رهبری عالی نظام پای حکم ریاست جمهوری یعنی او را هم رجل سیاسی می‌دانند هم رجل مذهبی. رجل سیاسی یعنی عقل سیاسی دارد و می فهمد چه بگوید و چه نگوید و رجل مذهبی هم یعنی با امور دینی آشناست. نه تنها آشناست که صاحب‌نظر است. به اعتبار رجل سیاسی و رجل مذهبی بودن حق دارد به قرآن و نهج‌البلاغه استناد کند. کلاس تفسیر راه نینداخته بلکه در یک نطق کلام خود را به آیه و نقل متبرک و مستند کرده است.

4. هر که در نطق شیوه‌ای دارد و برای اثرگذاری بیشتر از کلام دیگران هم بهره می‌برد. یکی از فیلسوفان نقل می‌کند. دیگری از قرآن یا نهج‌البلاغه سومی از ادبیات هزار ساله ایران بهره می‌برد. همه دکتر سروش نیستند تا با حافظه‌ای غریب انبوهی از اشعار مولانا را در گفتار خود بیاورند. آقای پزشکیان شاید بیشتر اشعار شهریار را از بر داشته باشد ولی ادعای نطق و ناطقی ندارد و آنها که دارند از جمله همین گوینده محترم بعید است بتوانند با چهره‌هایی چون دکتر سروش و مصطفای ملکیان هم‌آوردی کنند. از قرآن و نهج‌البلاغه نگوید، از چه بگوید؟ جزوه‌های جبهۀ پایداری را بخواند یا یادداشت‌های آقای شریعتمداری در کیهان را؟

5. در کودکی و نوجوانی روحانیت شیعه را با طالقانی و بهشتی و مطهری و باهنر می‌شناختیم. هرگز حدس نمی‌ز‌دیم دهه‌ها بعد امثال آقای مصباح و آقای اراکی جای آنان را بگیرند. این اشاره از آن روست که اسلام آنان آسان بود و فهم قرآن و نهج‌البلاغه چندان به تفسیر نیاز نداشت. مرحوم طالقانی می‌گفت در کل حجاز تنها 17 نفر سواد خواندن و نوشتن داشتند. وقتی آنها می‌فهمیدند ما چرا بعد از 1400 سال نفهمیم و مخالف پیچیده‌سازی بود.

بدیهی است که هر کلامی اگر شرح شود در دل مخاطب بهتر می‌نشیند اما نمی‌توان تفسیر را انحصاری کرد. به عنوان دانش‌آموختۀ ادبیات فارسی در بهترین دانشگاه ایران در دهه 60 و نه بعدتر که سطح استادان با تزریق رانتی‌ها افول کرد گواهی می‌دهم تسلط دکتر سروش بر مثنوی معنوی از تمام آن استادان بیشتر است. حالا آنها بگویند از مولانا نگوید چون دکتری داروسازی دارد و در لندن فلسفۀ علم خوانده و دانش آموختۀ ادبیات نیست؟ بزرگ‌ترین مولاناپژوه حال حاضر ما کیست؟ جز دکتر محمد علی موحد که حقوق‌دان و متخصص نفت است؟ بنا براین تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه هم در انحصار یک قشر و طیف خاص نیست ضمن این که پزشکیان تفسیر نمی‌کند نقل می کند.

6. اگر بخش دوم گفته آقای اراکی را نخوانیم شاید فکر کنیم تأکید او بر این است که رییس جمهوری باید به فکر گوشت و نان مردم باشد. از نگاه اصول‌گرایی ایرانی رییس جمهوری رییس اداره تدارکات نظام است. از خاتمی نقل می‌شود که گفته بود تدارکات‌چی بودم حال آن که گفته بود تدارکات‌چی می‌خواستند نه آن که تدارکات‌چی بودم. اصلا گیرم تدارکات‌چی.گیرم همان کمک خلبان که بعضی‌هاتان می‌گویید. اشکالی دارد به عنوان یک مسلمان و شیعۀ امامیه گاهی قرآن و نهج‌البلاغه هم بخواند؟

7. اگر آقای اراکی مجتهد و معمم نبود شاید این تصور درمی‌گرفت که از منظر سکولاریسم خواهان بی‌طرفی رییس دولت در قبال ادیان و مذاهب است. حال آن که می‌دانیم چنین نیست و در ادامه تصریح می‌کند اشتباهات بزرگ و غیر قابل‌جبران پیش می آید. عجبا! این همه تصمیم اشتباه در این همه سال اتخاذ شده که بعضا بعدا علنا پس گرفته شده و صدای کسی درنمی‌آید حالا پزشکیان اگر برداشتی از یک جمله داشته باشد آسمان به زمین می‌‌آید؟

نقد یک تعبیر و اشتباه دانستن آن یک بحث است و سلب حق نقل و تفسیر موضوعی دیگر. نویسندۀ این سطور پیش‌تر به صراحت نوشته است که آقای پزشکیان تقوا را به معنی حرکت بدون خطا می‌داند در حالی که تقوا به معنی خویشتن‌داری یا ترمز درونی یا شرم است و ربطی به حرکت بی‌خطا ندارد چرا که همه در معرض خطاییم. اما نمی‌شود گفت دیگر از قرآن نخوان و از تقوا نگو!

8. اختلاف بر سر تفسیر البته تازه نیست. کما این که تفسیر عرفانی امام خمینی از قرآن را در سال 1358 در قم تحمل نکردند! در نیمه اول سال برنامه "با قرآن در صحنه" پخش می‌شد با صدای گرم و تفسیر مرحوم طالقانی و بعد از درگذشت ایشان امام خمینی قرار بود ادامه دهد. تصور کنید سال 1358 است و امام در اوج اقتدار و ساکن قم ولی چون از تلویزیون گفت " اینها همه سرّ است" برخی تحمل نکردند و تعطیل شد. پس این گونه نبوده که خود روحانیون اتفاق نظر داشته باشند تا بخواهند پزشکیان به آنها اقتدا کند. با پزشکیان مخالفید چرا همان با قرآن در صحنه را تلویزیون پایداری پخش نمی‌کند؟

9. شاید مشکل شان در این باشد که مسلمانی مسعود پزشکیان آخر‌الزمانی و شعاری نیست و از انسان می‌گوید. از انسان گوشت و استخوان‌دار و در همین سخنرانی اخیر از سورۀ "انسان" گفت. با این نگاه و هر چند پزشکیان حالا یک پیرمرد 72 ساله است اما بیشتر "بچه‌مسلمان" است تا حزب‌اللهی به معنی ایدیولوژیک آن. "بچه‌مسلمان" اصطلاح رایج دهه 50 در مقابل چپی‌ها بود و مسلمانی‌شان هم پیچیده نبود. نهایت این که قرار است آدم بهتری شویم. همین. قرار نیست فلک را سقف بشکافیم یا همه به شهادت برسیم.

در همین داستان جنگ هم تفاوت نگاه پزشکیان با دیگران مشهود است. برای او زندگی اصل است و چون مسلمان و شیعه است در کتب اصلی که همانا قرآن و نهج‌البلاغه باشد به دنبال آموزه‌های این گونه است و بعید نیست بیش از هر آیه دیگر قرآن شیفتۀ آیۀ 53 سورۀ زُمر باشد که در آن تصریح شده: خداوند همۀ گناهان شما را می‌بخشاید. (برخی از مترجمین پرانتز باز کرده و نوشته‌اند به شرط توبه ولی در اصل آیه شرط و شروط ندارد!)

10. تفاوت بارز پزشکیان و اراکی در این است که برای اولی آداب مسلمانی در خدمت زندگی بهتر در اولویت است و دومی نگاه آخرالزمانی دارد و در قالب اصطلاحاتی چون تمدن اسلامی بیان می‌کنند.

این احتمال هم جدی است که برخی نگران‌اند اگر کسانی بخواهند ادعاها و عملکردها را با نهج‌البلاغه محک بزنند چه بسا تصمینی برای قبول بعضی نباشد! کما این که از برخی که تجربۀ زندان را پشت سر گذاشته‌اند شنیده‌ام که در زندان نهج البلاغه در دست‌رس آنان نبود یا به آسانی نبود.