جوان آنلاین: استاد دانشگاهی که در جریان درگیری خیابانی بر سر بوق زدن، مرد جوانی را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود، در حالی که پس از سالها تحمل حبس برای دومین بار در یک قدمی اجرای حکم قصاص قرار داشت، با بخشش اولیای دم از چوبه دار نجات یافت. خانواده مقتول برای بخشیدن او دو شرط تعیین کردند: آزادی ۳۰ زندانی و ۱۰ سال خدمت به معلولان در آسایشگاه.
یکی از روزهای زمستان سال ۱۳۹۷، مأموران پلیس یکی از شهرهای استان فارس در جریان مرگ مشکوک مرد جوانی در بیمارستان قرار گرفتند و برای بررسی ماجرا راهی آنجا شدند. مأموران در بیمارستان با جسد مرد ۳۰ سالهای به نام پژمان روبهرو شدند که بر اثر اصابت ضربه چاقو به قفسه سینهاش جان باخته بود.
بررسیهای اولیه نشان داد پژمان ساعتی قبل در جریان درگیری با مردی دیگر در کنار خیابان بهشدت زخمی شده و برای درمان به بیمارستان انتقال یافته است، اما شدت جراحت و خونریزی جان او را گرفته بود. با مشخص شدن قتل، تیم جنایی تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری عامل جنایت آغاز کرد. بررسیها نشان داد حادثه با یک اختلاف ساده رانندگی آغاز شده و در نهایت به جنایتی مرگبار انجامیدهاست.
درگیری مرگبار بر سر بوق زدن
تحقیقات پلیس نشان داد پژمان روز حادثه با خودروی پاترول پشت چراغ قرمز توقف کرده بود. او که ظاهراً برای انجام کاری عجله داشت، از حرکت آهسته خودروی اچسیکراس مقابلش عصبانی شد و شروع به بوق زدنهای ممتد کرد.
راننده اچسیکراس که از رفتار راننده پاترول ناراحت شدهبود، خودرویش را متوقف کرد و هر دو راننده از ماشینهایشان پیاده شدند. مشاجره لفظی میان آنها بالا گرفت، اما با میانجیگری رانندگان دیگر و رهگذران، درگیری خاتمه پیدا کرد و دو مرد به مسیر خود ادامه دادند.
با این حال، عصبانیت هیچکدام فروکش نکردهبود. آنها پس از طی مسافتی، خودروهایشان را کنار خیابان متوقف کردند و بار دیگر مقابل یکدیگر قرار گرفتند. این بار درگیری به زد و خورد کشید و پژمان با مشت به سر و صورت راننده ۳۵ ساله اچسیکراس ضربه زد. مرد جوان که در اوج عصبانیت کنترل خود را از دست داده بود، به سمت خودروی خود رفت، چاقویی از داشبورد برداشت و به پژمان حمله کرد. او ضربهای به قفسه سینه راننده پاترول وارد کرد و سپس با عجله از محل گریخت.
پژمان که بهشدت زخمی شده بود، به بیمارستان انتقال یافت، اما تلاشها برای نجات جانش نتیجه نداد و او جان باخت.
اعتراف استاد دانشگاه به قتل
با شناسایی متهم به نام احسان، مأموران تحقیقات برای دستگیری او را آغاز کردند، اما ساعتی بعد مشخص شد مرد جوان خودش را به پلیس معرفی کرده است. او که دارای مدرک فوقلیسانس و استاد دانشگاه بود، ضمن ابراز پشیمانی به قتل اعتراف کرد. احسان در بازجوییها درباره انگیزهاش از ارتکاب قتل گفت: «تا قبل از این حادثه هیچ سابقه درگیری نداشتم. آن روز هم به دلیل عصبانیت شدید مرتکب این اشتباه مرگبار شدم. پشت چراغ قرمز بودیم که مقتول مدام بوق میزد. عصبانی شدم و از ماشین پیاده شدم. با هم مشاجره کردیم، اما با پا درمیانی مردم ماجرا تمام شد.
قتل با چاقوی یادگاری
متهم ادامه داد: «وقتی از چراغ قرمز فاصله گرفتیم، مقتول از داخل خودرو حرفی به من زد که دوباره عصبانی شدم. ماشینم را متوقف کردم و او هم ایستاد. وقتی پیاده شدم، به من سیلی زد و در یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم. چاقویی را که سالها قبل دوستم به من هدیه داده بود، از داخل ماشین برداشتم و به طرفش رفتم. همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. وقتی به خودم آمدم، دیدم راننده پاترول خونآلود روی زمین افتاده است. فکر نمیکردم با یک ضربه چاقو جانش را از دست بدهد. از محل دور شدم، اما وقتی فهمیدم فوت کرده است، عذاب وجدان رهایم نکرد و خودم را به پلیس معرفی کردم. حالا پشیمانم و امیدوارم خانوادهاش مرا ببخشند.»
حکم قصاص و دو بار رفتن تا پای چوبه دار
احسان پس از اعتراف به قتل بازداشت و روانه زندان شد. او مدتی بعد در دادگاه کیفری محاکمه و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. این حکم پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای طی مراحل قانونی اجرای حکم به شعبه اجرای احکام فرستاده شد.
با قطعی شدن حکم، تلاشها برای جلب رضایت خانواده مقتول آغاز شد، اما این تلاشها در ابتدا نتیجهای نداشت. سرانجام، پس از سالها تحمل حبس، احسان پای چوبه دار رفت. با این حال، میانجیگری سفیران صلح و تلاش واحد صلح و سازش دادسرا و مددکاران زندان باعث شد اولیای دم به او مهلت بدهند و اجرای حکم قصاص به تعویق بیفتد.
احسان پس از بازگشت به زندان، این فرصت را غنیمت شمرد و تلاش کرد با انجام کارهای خیرخواهانه رضایت خانواده مقتول را جلب کند. او دستنوشتههایی درباره کنترل خشم و پیامدهای درگیری تهیه کرد تا تجربه تلخ خود را در اختیار دیگران بگذارد و به آنها هشدار دهد که چگونه یک لحظه عصبانیت میتواند زندگی چند خانواده را برای همیشه تغییر دهد.
او همچنین خودروی خود را فروخت و پول آن را برای کمک به آزادی زندانیان اختصاص داد، اقداماتی که به گفته مددکاران زندان، بخشی از تلاش او برای جبران اشتباهی بود که مرتکب شدهبود.
۲ شرط برای بخشش قاتل
در حالی که احسان بار دیگر در آستانه اجرای حکم قصاص قرار گرفته بود، مددکاران زندان اقدامات خیرخواهانه او را به اطلاع اولیایدم رساندند. خانواده مقتول پس از بررسی شرایط، سرانجام تصمیم گرفتند قاتل را ببخشند، اما این بخشش را به دو شرط گره زدند.
بر اساس شرط نخست، احسان باید به تعداد سالهای عمر پژمان، یعنی ۳۰زندانی را آزاد کند. شرط دوم نیز این بود که او پس از آزادی، به مدت ۱۰سال کامل در آسایشگاه معلولان خدمت کند و این کار را به نیت شادی روح مقتول انجام دهد.
احسان این دو شرط را پذیرفت و بدین ترتیب، استاد دانشگاهی که به اتهام قتل عمد سالها در زندان به سر برده و دو بار تا آستانه اجرای حکم قصاص پیش رفته بود، با گذشت اولیایدم از چوبه دار نجات یافت.
