خط سلامت: برای سلامت روان، فقط نوع غذا موضوع پژوهش نیست؛ زمان خوردن هم اهمیت دارد. پژوهشگران بررسی می کنند الگوی وعده های غذایی چگونه با خواب، ساعت زیستی و خلق ارتباط پیدا می کند؛ اما هنوز نمی توان دیر غذا خوردن را علت قطعی افسردگی دانست.
به گزارش خط سلامت، معمولا وقتی درباره تغذیه صحبت می کنیم، به قند، چربی، پروتئین و مقدار کالری فکر می کنیم. با این حال، حوزه ای به نام «کرونوتغذیه» پرسش دیگری مطرح می کند: چه زمانی غذا می خوریم و این زمان چه نسبتی با ریتم روزانه بدن دارد؟
در گفت و گو با دکتر مریم سامانی، روان شناس بالینی، ارتباط زمان غذا خوردن، خواب و افسردگی را بررسی می کنیم؛ موضوعی که شناخت آن به تفکیک یافته های علمی از توصیه های ساده و اغراق آمیز کمک می کند.
کرونوتغذیه چیست؟
دکتر سامانی: کرونوتغذیه به جنبه زمانی تغذیه توجه دارد؛ از ساعت وعده ها تا منظم یا نامنظم بودن آنها و توزیع غذا در طول روز.
بدن بسیاری از فعالیت های خود، از خواب و بیداری تا سوخت و ساز، را در چرخه ای تقریبا ۲۴ ساعته تنظیم می کند. زمان دریافت غذا نیز یکی از نشانه هایی است که می تواند با این سیستم زمانی تعامل داشته باشد.
پرسش این حوزه فقط «چه بخوریم؟» نیست؛ پژوهشگران می خواهند بدانند زمان خوردن چگونه با عملکرد بدن و الگوی خواب ارتباط دارد. مرورهای علمی نیز این ارتباط را بررسی کرده اند.
آیا دیر غذا خوردن باعث افسردگی می شود؟
دکتر سامانی: از شواهد فعلی نمی توان چنین نتیجه قطعی گرفت. باید میان ارتباط آماری و رابطه علت و معلولی تفاوت بگذاریم.
فردی که دیر می خوابد، ممکن است دیر بیدار شود، وعده هایش جابه جا شوند و بیشتر غذای روزانه را عصر یا شب بخورد. در این وضعیت، خواب، فعالیت، شرایط کاری و تغذیه با هم مرتبط هستند.
بنابراین، اگر میان یک الگوی غذایی و افسردگی ارتباط دیده شود، نمی توان بدون بررسی عوامل دیگر گفت زمان غذا علت افسردگی بوده است. خود افسردگی نیز ممکن است برنامه روزانه فرد را تغییر دهد.
ساعت زیستی چه نقشی در این بحث دارد؟
دکتر سامانی: ساعت زیستی به تنظیم زمان فعالیت های بدن کمک می کند. نور و تاریکی در هماهنگی ساعت مرکزی نقش دارند و زمان غذا نیز می تواند بر ساعت های موجود در بافت های بدن اثر بگذارد.
وقتی برنامه خواب، فعالیت و وعده ها با ریتم زیستی هماهنگ نیست، از مفهوم «ناهماهنگی شبانه روزی» صحبت می کنیم.
اما این مفهوم با تشخیص افسردگی یکسان نیست. برای بررسی سلامت روان باید مجموعه شرایط فرد را دید؛ از کیفیت خواب و فشارهای زندگی تا سابقه علائم و وضعیت جسمی.
شب گرایی با افسردگی ارتباط دارد؟
دکتر سامانی: کرونوتایپ، گرایش فرد به زمان خواب و فعالیت است. بعضی افراد صبح ها هوشیارترند و برخی تمایل بیشتری به فعالیت در ساعات دیرتر دارند.
فراتحلیل های علمی، ارتباط گرایش شبانه با علائم افسردگی را بررسی کرده اند. با این حال، شب گرایی، شام دیرهنگام و اختلال خوردن شبانه سه مفهوم متفاوت هستند و نباید به جای یکدیگر استفاده شوند. شب گرا بودن به تنهایی به معنی افسرده بودن نیست و برای تشخیص هیچ فردی کافی نیست.
دکتر سامانی: فراتحلیلی در مجله Psychiatry Research، شامل ۲۲ مطالعه، رابطه کرونوتایپ و افسردگی را بررسی کرد. از این تعداد، ۲۰ مطالعه مقطعی و فقط دو مطالعه هم گروهی بودند.
در داده های مقطعی، شب گرایی با افسردگی بیشتر همراه بود و نسبت خطر تجمیعی حدود ۱٫۸۳ گزارش شد. اما اختلاف نتایج مطالعات بالا بود. در دو مطالعه هم گروهی نیز برآورد مربوط به شب گرایی عدم قطعیت زیادی داشت و از نظر آماری قطعی نبود.
بنابراین، این پژوهش ارتباط را قابل توجه می داند، اما ثابت نمی کند شب گرایی یا غذا خوردن دیرهنگام علت افسردگی است.
خواب چگونه با زمان وعده ها مرتبط می شود؟
دکتر سامانی: خواب یکی از بخش های مهم این بحث است. تغییر ساعت بیداری می تواند زمان اولین وعده را جابه جا کند و برنامه کاری یا خانوادگی نیز بر خواب و غذا اثر بگذارد.
یک مرور علمی در سال ۲۰۲۴، ارتباط ویژگی های زمانی خوردن با خواب را بررسی کرده است. اهمیت این پژوهش ها در نگاه هم زمان به چند رفتار روزانه است؛ نه جدا کردن یک وعده از بقیه زندگی.
هنوز نباید برای همه افراد یک مسیر قطعی فرض کنیم که دیر خوردن حتما خواب را مختل می کند و سپس به افسردگی می انجامد.
آیا صبحانه خوردن از افسردگی پیشگیری می کند؟
دکتر سامانی: توصیه «صبحانه بخور تا افسرده نشوی» بیش از حد ساده است. برای چنین ادعایی باید نشان داده شود خود این تغییر، مستقل از عوامل دیگر، پیامد مشخصی ایجاد می کند.
همین احتیاط درباره تعیین یک ساعت ثابت برای شام وجود دارد. برنامه شیفت کاری، زمان خواب، نیازهای تغذیه ای و بیماری های زمینه ای افراد متفاوت است.
هدف، پیدا کردن یک «ساعت جادویی» نیست؛ بلکه شناخت الگوی زندگی و تغییرات قابل اجراست.
برای سلامت روان چه رویکردی منطقی است؟
دکتر سامانی: بهتر است خواب، تغذیه و فعالیت را در کنار هم بررسی کنیم. ثبت کوتاه ساعت خواب، وعده ها و وضعیت خلق می تواند اطلاعاتی برای گفت و گو با متخصص فراهم کند.
اگر وعده های دیرهنگام با ناراحتی گوارشی یا خواب نامناسب همراه هستند، می توان درباره تنظیم آنها مشورت کرد. تغییر برنامه نباید به حذف بی دلیل غذا یا محدودیت شدید تبدیل شود.
کرونوتغذیه درمان مستقل و اثبات شده افسردگی نیست. اگر علائم افسردگی وجود دارد، ارزیابی و درمان مناسب اهمیت دارد. زمان غذا خوردن یک پرسش پژوهشی ارزشمند است؛ پاسخ آن باید در کنار کیفیت تغذیه، خواب و شرایط فرد معنا پیدا کند.
