شکی نیست که اسرائیل از تفاهم اسلام آباد راضی نیست و شکی هم نیست که تمام تلاش خود را می کند که تفاهم اسلام آباد را نقض کرده یا نابود کند. بهترین روش هم برای نابود کردن این تفاهم، حمله شدید به لبنان، نقض آتش بس و مجبور کردن ایران به حمله موشکی به اراضی اشغالی است. بدین ترتیب، جنگ، مجددا از سر گرفته شده و تفاهم از بین می رود.

به گزارش خبر فوری، توافق ایران و آمریکا در همان ابتدای کار به سد سختی برخورد کرد: حمله سخت و بی سابقه اسرائیل به لبنان و نقض جدی یکی از مفاد تفاهم اسلام آباد که مربوط به ترک مخاصمه و آتش بس در لبنان بود. پیش از این نیز بیان شد که تداوم تفاهم ایران و آمریکا با مشکلات فراوانی روبه رو خواهد بود (اینجا بخوانید) اما کسی گمان نمی کرد که این تفاهم اینقدر زود دچار مساله و مشکلات شود.

اما سوال اینجا است که این معادله مشخص چگونه حل می شود؟ ایران چگونه می تواند به اسرائیل پاسخ دهد و در عین حال، تفاهم را نقض نکند؟ چگونه می توان در عین حفظ تفاهم و عدم نقض آن، جلوی تجاوز به لبنان را گرفت؟

پدیدارشناسی بند «آتش بس در لبنان» در تفاهم اسلام آباد

در پاسخ به پرسش فوق، ابتدا باید ماهیت تفاهم 60 روزه را نقد کرد. به نظر می رسد این تفاهم بر اساس پیش فرض هایی شکل گرفته که دارای اشکال و ابهام هستند. یکی از مهم ترینِ این پیش فرض ها، مربوط به آتش بس در لبنان است. جنگ لبنان اولا بر اساس تصمیم اسرائیل گرفته شده و بازیگران سیاسی اولیۀ آن، رژیم صهیونیستی، حزب الله لبنان و دولت لبنان هستند. بنابراین، بدون در نظرگرفتن نقش آنان در جریان جنگ، نمی توان تفاهمی با طرف ثالث یعنی آمریکا در رابطه با آتش بس در لبنان داشت. در واقع، جنگ لبنان بر اساس تصمیم اسرائیل، حزب الله و دولت لبنان به وقوع پیوسته اما تفاهم اسلام آباد که یکی از مفادش آتش بس در لبنان است، بر اساس تصمیم ایران و آمریکا گرفته شده است. این مساله بدین معنی است که یکی از مفاد آتش بس از حوزه توانایی های دو طرف یعنی ایران و آمریکا خارج است و احتیاج به بازیگران دیگری برای نقش آفرینی دارد.

پیش فرض اشتباهی که باعث شد این بند از مفاد (بدون دخالت بازیگران دیگر) وارد تفاهم اسلام آباد شود، این بود که تهران گمان داشت اولا اسرائیل به طور کامل تحت سلطه آمریکا است و نتانیاهو بدون ترامپ آب هم نمی خورد و ثانیا، آمریکا می خواهد و می تواند جلوی جنگ افروزی صهیونیست ها در لبنان را بگیرد. این دو پیش فرض از جهاتی درست است اما کامل نیست. نباید گمان کرد که نتانیاهو از هر جهت تحت سلطه ترامپ است. اتفاقا، نتانیاهو از جهت روان شناختی تسلط بسیار زیادی بر ترامپ دارد و می تواند به راحتی از زیر سلطه او خارج شود (درباره تسلط روانی نتانیاهو بر ترامپ اینجا بخوانید). همچنین، آمریکا هرگز نگفته که می تواند یا می خواهد اسرائیل را به عقب نشینی کامل از جنوب لبنان یا توقف بمباران شهرهای این کشور وادار کند. این مساله ای است که در تفاهم اسلام آباد به آن توجه نشده است. به همین دلیل، این بند از تفاهم (آتش بس در لبنان) خیلی زود مشکل خود را نشان داد و بیم آن می رود که خیلی زود کل تفاهم را از بین ببرد.

ایران چگونه هم «پاسخ» بدهد و هم تفاهم را حفظ کند؟

اما در این وضعیت ایران چه باید بکند؟ آیا باید قید لبنان را بزند و به تفاهم نصفه و نیمه با آمریکا راضی باشد یا تمام قد از لبنان حمایت کند؟ راهکارها و احتمالات زیادی در این رابطه وجود دارد. از حمله مستقیم و جدی به اراضی اشغالی تا تهدید آمریکا به بستن تنگه هرمز برای فشار به ترامپ جهت مجبور کردن نتانیاهو به ترک مخاصمه و ... . اما شاید یکی از راهکارهای جالب ایران در وضعیت پیش رو، استفاده از همان تاکتیکی باشد که در حال حاضر توسط آمریکا و اسرائیل به کار گرفته شده است. در حال حاضر، اسرائیل به عنوان بازیگری که در تفاهم اسلام آباد شرکت نداشته در حال فعالیت علیه تفاهم 60 روزه است و آمریکا نیز مدعی است که از اقدامات اسرائیل حمایت نکرده و نتانیاهو با واشنگتن هماهنگ نبوده است. ایران نیز می تواند از همین تاکتیک علیه اسرائیل استفاده کند. برای مثال، اقدامات استراتژیک انصارالله یمن در آبهای جنوبی و به خصوص در تنگه باب المندب می تواند ضربه شدیدی به ائتلاف آمریکا و اسرائیل بزند. این اقدام نیز همانند اقدام اسرائیل، توسط بازیگری انجام شده که نقش مستقیم در تفاهم اسلام آباد ایفا نکرده و مسئولیت اقداماتش متوجه ایران نیست اما در عین حال، پیامی مستقیم به آمریکا و اسرائیل صادر می کند. پیامی بدین شرح: «باب المندب در مقابل لبنان».

اقدام فوق فقط یک نمونه از سیاست «برون‌سپاری میدان» است. برون ‎سپاری میدان به این معنی است که دو طرف یعنی ایران و آمریکا برای اینکه به نقض عهد متهم نشوند، شروع به فعالیت علیه طرف دیگر از طریق متحدان خود بکنند. این مساله ای است که چه آگاهانه و چه بدون آگاهی واشنگتن، در حال حاضر توسط اسرائیل در لبنان به کار گرفته شده و ممکن است از جانب متحدان ایران نیز به کار گرفته شود؛ حال، چه آن متحد انصارالله باشد، چه حشدالشعبی و چه سایر نیروهای مقاومت.