به گفته یک روانشناس، استرس بهعنوان یک واکنش طبیعی بدن برای بقا شناخته میشود، اما زمانی که سرکوب احساسات رخ میدهد، فشارهای روانی در لایههای پنهان باقیمانده بهمرور به وضعیتی مزمن تبدیل میشوند؛ وضعیتی که در آن فرد به جای بروز علائم معمول با خو گرفتن به تنش، تصور میکند این فشارها بخشی از ویژگیهای شخصیتی اوست.
عاطفه عربی روانشناس گفت: استرس یعنی حالت فشاری که ما در بدن، احساسات، افکار و رفتارمان تجربه میکنیم که واکنش طبیعی بدن به فشارهای مختلف فیزیکی و روانی است. این فشارها میتواند از منابع درونفردی، بینفردی، شغلی، اجتماعی، مالی یا حتی اتفاقهای روزمره زندگی سرچشمه بگیرد؛ برای مثال، برای خیلی از خانمهای خانهدار ممکن است این دغدغه که «امروز غذا چی درست کنم؟» منبع استرس باشد. وقتی راجع به استرس صحبت میکنیم، باید بدانیم که میتواند بهعنوان یک محرک برای ما عمل کند، بنابراین نباید استرس را مطلقا "بد" بدانیم.
وی ادامه داد: هنگامی که استرس داریم، در بدن ما سیستم سمپاتیک که بخشی از سیستم عصبی خودکار است فعال میشود. این بخش مسئول تنظیم واکنش بدن در حالتهای جنگ، گریز یا فریز (انجماد) است و این کار را با تنظیم ضربان قلب، سرعت تنفس و اندازه مردمک چشم انجام میدهد. به زبان ساده، وقتی در معرض استرس قرار میگیریم دست به ارزیابی میزنیم تا مشخص شود این اتفاق چرا رخ داده، چقدر برای ما تهدیدزاست و چه منابع و توانمندیهایی برای گذر از این مرحله داریم.
این روانشناس افزود: در این شرایط سه مرحله در بدن اتفاق میافتد؛ مرحله اول «آژیر» است که سمپاتیک فعال شده و علائم جسمانی مثل تعریق، تپش قلب، سنگینی سر و سطحیشدن تنفس ظاهر میشود نشانههایی که برای هر فرد منحصربهفرد است و همزمان علائم روانشناختی مثل غم یا ترس هم با آن فعال میشود.
تفاوت استرس مثبت و منفی و خطر فرسودگی
عربی در خصوص تفاوت استرس مثبت و منفی و خطر فرسودگی ناشی از آن، گفت: استرسهایی که در زندگی با آنها مواجه میشویم میتواند مثبت و منفی باشد. وقتی در معرض آن قرار میگیریم، سمپاتیک فعال شده، ضربان قلب بالا میرود و کل ارگانیسم بدن برای این پدیده مقاومت میکند تا آن را رفع کند. تفاوت استرس حاد و مزمن نیز در همین مدت زمان مشخص میشود. اگر مدت طولانی در این مرحله مقاومت بمانیم به فرسودگی میرسیم.
این روانشناس ادامه داد: همچنین استرس میتواند مثبت باشد. مثلا کسی که میخواهد ازدواج کند، باز هم استرس دارد اما نتیجهاش خوب است. در مقابل، وقتی فرد ناچار به اسبابکشی به خانهای بسیار کوچکتر است یا جدایی را تجربه میکند، استرس جنبه منفی به خود میگیرد.
عربی با تاکید بر اینکه همه این سازوکارها برای ما کارکردهای بقا و رشد دارد، اظهار کرد: اگر نتوانیم از این مرحله به سلامت عبور کنیم و مهارت مدیریت استرس را نداشته باشیم، این وضعیت میتواند ما را در معرض فروپاشی قرار دهد، چرا که هورمونهای کورتیزول، آدرنالین و نورآدرنالین به شدت ترشح میشوند و عملکرد فرد کاهش پیدا میکند، پس لازم است مهارتهایمان را ارتقاء دهیم.
وی افزود: منابع استرس و استرس ادراکشده هر فرد نیز متفاوت است، به این معنا که استرسی که من در موقعیت امتحان حس میکنم با آنچه فرد دیگری تجربه میکند فرق دارد و همین موضوع سبب تفاوت در عملکرد ما میشود.
مفهوم استرس پنهان و دلایل بروز خاموش آن
به گفته وی، استرس پنهان زمانی رخ میدهد که فرد تحت فشار روانی قرار میگیرد، اما به دلیل محرومیت هیجانی، سرکوب، بازداری هیجانی، انکار یا برخورداری از والدینی که حمایتگر نبودهاند و دلبستگی ایمن را شکل ندادهاند، واکنشهای معمول و آشکار استرس را نشان نمیدهد. چنین فردی بیقراری، نگرانی، تحریکپذیری، عصبانیت، گریه، تپش قلب، لرزش، تنش عضلانی یا اختلال خواب و اشتها از خود بروز نمیدهد، حتی شاید سردرد، دلدرد، خستگی و افت عملکرد را هم نشان ندهد، چرا که آنقدر با این شرایط خو گرفته که فکر میکند این وضعیت مزمن، جزئی از ویژگیهای شخصیتی اوست و از بیرون یک چهره کاملا نقابزده و آرام و بیهیجان را به نمایش میگذارد.
تیپهای شخصیتی مستعد استرس پنهان
عربی با برشمردن تیپهای شخصیتی آسیبپذیر، ادامه داد: افراد کمالگرا که ترس مداوم از اشتباهکردن دارند و همواره زیرفشار بینقص بودن هستند، استرس خود را با کنترلگری و تلاش بیشتر میپوشانند. دسته دیگر، افراد بیشازحد مسئولیتپذیری هستند که مدام درگیر حل مشکلات خود و دیگرانند و اجازه استراحت یا کمکگرفتن به خود نمیدهند. همچنین افرادی که سرکوب هیجان را از کودکی یاد گرفتهاند و دچار بازداری هستند، خشم، ترس و ناراحتی خود را بروز نمیدهند و فشار روانی را درونی میکنند، در نتیجه ممکن است با کوچکترین جرقهای واکنش نامتناسب نشان دهند.
وی اضافه کرد: گروه دیگر افرادی هستند که به استرس و بحران خو گرفتهاند، درست مانند کسانی که خانهشان نزدیک فرودگاه یا راهآهن است و به سر و صدا عادت کردهاند. برای این افراد، فشار طولانیمدت شبیه یک حالت عادی زندگی شده، هرچند به مرور عملکردهایشان افت میکند. همچنین افراد کنترلگر که تلاش زیادی برای مهار آینده و رفتار دیگران دارند، استرسهای خود را پنهان و سرکوب میکنند. افزون بر این، افراد بسیار پرمشغله با کار و فعالیت مداوم، ذهنشان را از احساسات و اضطرابها دور نگه میدارند، بهویژه در جامعه مدرنی که پرمشغله بودن بهمعنای موفقیت و کلاس اجتماعی تلقی میشود.
تفاوت استرس روزمره با استرس پنهان
این روانشناس خاطرنشان کرد: استرسهای روزمره معمولا علت مشخصی دارند، اما در استرس پنهان، فرد آنقدر در مرحله مقاومت مانده و آن را حل نکرده که این وضعیت به امری مزمن تبدیل شده است، در این حالت شاید ادراک مستقیم ما از استرس کاهش یافته باشد، اما تجمع فشارهای کوچک روزمره نهایتا به حجم بالایی از استرس پنهان تبدیل شده است.
وی در پایان اظهار کرد: استرس همیشه آگاهانه نیست و در بسیاری از مواقع، حالت مزمن و پنهان به خود میگیرد؛ میزان استرس ادراکشده در افراد متفاوت است و لایههای ناخودآگاه، ترتیب تولد، سبک فرزندپروری والدین، سبک دلبستگی و میزان منابع و مهارتهای فردی نیز در شکلگیری و شدت آن نقش بسزایی دارند.
