نگاهی به روند برگزاری نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، به روشنی از وجود یک شکاف عمیق میان برگزاری رویداد و میزان حضور مخاطبان در سالنهای نمایش حکایت دارد.
در بررسی فضای حاکم بر خانه جشنواره و سالنهای اکران، آنچه بیش از همه به چشم میآید خلوتی غیرمنتظره و سردی سالنهاست.
این خلوتی در شرایطی رقم میخورد که در سالهای پیشین، سالنها شاهد حضور مردم و علاقهمندان به این ژانر سینمایی بودند؛ افرادی که به این حوزه تعلق خاطر داشتند و حتی کودکان و نوجوانانی که به همراه خانوادههای خود برای تماشای انیمیشنها به سالنها میآمدند و لحظاتی پرشور را خلق میکردند. تماشای صندلیهای خالی در دوره کنونی، بیش از هر چیز بر تفاوت محسوس با دورههای گذشته تأکید دارد.
بیتردید اگر به درستی اطلاعرسانی و تبلیغات صورت میگرفت، مردم و علاقهمندان برای تماشای فیلمها در خانه جشنواره و سالنهای نمایش حاضر میشدند. حلقه گمشده این سالنها و راهروهای خلوت، دقیقاً همین کمبود تبلیغات است؛ در حالی که اگر جشنواره به خوبی در تلویزیون و رسانه ملی، بیلبوردهای شهری و فضاهای عمومی معرفی میشد و فیلمها و سانسهای آنها به درستی به گوش مخاطب میرسید، سالنهای نمایش اینچنین با صندلیهای خالی مواجه نمیشدند.
با این وجود، در میان این کاستیها و راهروهای خلوت، رسانهها و اهالی خبر همچون همیشه با قوت به تهیه اخبار، پوشش رویدادها و نگارش گزارشها مشغولند و رسالت رسانهای خود را دنبال میکنند.
با این همه، این ضعف آشکار در تبلیغات محیطی و اطلاعرسانی عمومی، تنها یک روی سکه است. بیتردید افت میزان مخاطب در این رویداد، ابعاد و دلایل دیگری نیز دارد که نیازمند ریشهیابی ریشهای، واکاوی جامعهشناختی و آسیبشناسی دقیق توسط مدیران فرهنگی و دستاندرکاران جشنواره است تا مشخص شود چرا مخاطب امروز در برقراری ارتباط با برخی ژانرهای سینمایی دچار فاصله شده است؛ اما در گام نخست، احیای زنجیره اطلاعرسانی و تبلیغات رسانهای، حیاتیترین گام برای آشتی دادن مخاطب با سالنهای نمایش به شمار میرود.
