با 27 خودروی مفهومی عجیب فورد آشنا شوید؛ از خودروی دوچرخ ژیرون و کانسپت هسته ای تا سوپراسپرت جی تی90 و ون برقی 2000 اسب بخاری.

عصر ایران - خودروهای مفهومی فرصتی برای خودروسازان هستند تا فراتر از محدودیت های تولید انبوه فکر کنند و ایده هایی را به نمایش بگذارند که شاید هیچ وقت به خیابان ها راه پیدا نکنند. شرکت فورد نیز در بیش از یک قرن فعالیت خود، بارها از این فرصت برای آزمایش طرح های غیرمعمول، فناوری های آینده نگرانه و ایده هایی استفاده کرده است که گاهی حتی از تصور یک خودروی معمولی فاصله می گیرند.

از خودرویی دوچرخ که قرار بود با کمک ژیروسکوپ تعادل خود را حفظ کند تا یک خودروی مفهومی با پیشرانه هسته ای و ون برقی با قدرت حدود 2000 اسب بخار، تاریخچه فورد پر از نمونه هایی است که مرز میان مهندسی، طراحی و خیال پردازی را جابه جا کرده اند.

برخی از این خودروها صرفا آزمایش هایی برای بررسی ایده های تازه بودند، اما تعدادی از آن ها نیز بر طراحی محصولات بعدی فورد تاثیر گذاشتند. در ادامه، با 27 مورد از عجیب ترین خودروهای مفهومی فورد آشنا می شویم.

فورد لا توسکا 1955

فورد لا توسکا در سال 1955 بیشتر به وسایل نقلیه ای شباهت داشت که در انیمیشن های علمی تخیلی دیده می شوند. باله های بزرگ عقب، کابین شیشه ای، چراغ های جلوی جمع شونده و چراغ های عقب با طراحی الهام گرفته از خروجی موتور جت، این خودرو را به نمونه ای شاخص از طراحی فضایی دهه 1950 تبدیل کرده بودند.

نکته جالب این است که لا توسکا هرگز به شکل یک خودروی واقعی در اندازه کامل ساخته نشد. فورد نمونه ای در مقیاس سه هشتم تولید کرد که شاسی آن با کنترل از راه دور هدایت می شد. این پروژه همچنین امکان تعویض پوسته بدنه را بررسی می کرد و برخی از ایده های طراحی آن بعدها بر لینکلن کانتیننتال 1958 تاثیر گذاشتند.

فورد ایکس 2000 مدل 1958

فورد در اواخر دهه 1950 (1958) تلاش کرد تصور کند خودروها در آغاز هزاره جدید چه شکلی خواهند داشت. نتیجه، مدل مفهومی ایکس-2000 بود؛ خودرویی با کابین حبابی شکل، باله های عظیم عقب و چراغ هایی که از طراحی هواپیماهای جت الهام می گرفتند.

این خودرو به طراحی الکس ترمولیس و بیل بالا شکل گرفت و مانند لا توسکا، در مقیاس سه هشتم ساخته شد. برنامه تولید نمونه کامل آن هرگز عملی نشد، اما چند دهه بعد، اندی ساندرز، علاقمند بریتانیایی خودرو، نسخه ای در اندازه واقعی بر پایه یک مرکوری مدل 1962 ساخت.

فورد جایرون 1961

جایرون یکی از عجیب ترین ایده های فورد برای آینده حمل و نقل بود. این وسیله به جای چهار چرخ، تنها دو چرخ داشت که پشت سر یکدیگر قرار گرفته بودند؛ درست مانند موتورسیکلت.

قرار بود ژیروسکوپ ها به حفظ تعادل خودرو هنگام حرکت کمک کنند و چرخ های کوچک کمکی نیز هنگام توقف پایین بیایند تا وسیله سقوط نکند. دو سرنشین در زیر یک پوشش شیشه ای بزرگ می نشستند و کابین به نمایشگرها و کنترل های آینده نگرانه مجهز بود.

با وجود طراحی جاه طلبانه، نمونه نمایشی جایرون عملا قادر به حرکت و حفظ تعادل به عنوان یک خودروی دوچرخ ژیروسکوپی نبود. این پروژه بیشتر نمایشی از ایده های مهندسان و طراحان فورد به شمار می رفت.

فورد Seattle-Ite XXI 1962

فورد Seattle-Ite XXI یکی از بلندپروازانه ترین خودروهای مفهومی فورد بود. این شرکت وسیله ای شش چرخ را تصور کرده بود که بتواند با سرعت بالا در بزرگراه ها حرکت کند و حتی از انرژی هسته ای برای تامین نیروی خود بهره ببرد.

ایده عجیب دیگر، امکان تعویض بخش جلویی خودرو بود. بر اساس طرح فورد، راننده می توانست پس از رسیدن به حومه شهر، قسمت جلویی بزرگراهی را با یک ماژول کوچک تر و مناسب رانندگی شهری جایگزین کند.

ناوبری رایانه ای، اطلاعات آب و هوا، واحدهای پیشرانه قابل تعویض و سیستم فرمان با نوک انگشتان نیز از دیگر ایده های این پروژه بودند. این خودرو هرگز فراتر از مدل سه هشتم پیش نرفت، اما بسیاری از ویژگی های آن تصویری از آینده ای ارائه می دادند که فورد امیدوار بود روزی محقق شود.

فورد کوگار 2 1963

در حالی که بسیاری از خودروهای مفهومی فورد در آن دوران ظاهری فضایی داشتند، کوگار 2 به یک خودروی اسپرت واقعی نزدیک تر بود. طراحی بدنه قرمز و کشیده آن به گونه ای بود که می توانست رقیبی برای شورولت کوروت به نظر برسد.

زیر بدنه، شاسی شلبی کبرا، موتور هشت سیلندر 4.7 لیتری و گیربکس دستی چهارسرعته قرار داشتند. این خودرو در نمایشگاه خودروی شیکاگو در سال 1963 به نمایش درآمد و بعدتر در نمایشگاه جهانی نیویورک در سال های 1964 و 1965 نیز دیده شد.

با وجود مشخصات فنی جذاب، کوگار 2 به خط تولید راه پیدا نکرد؛ اما نشان داد که فورد برای ساخت یک خودروی اسپرت متفاوت چه ظرفیت هایی در اختیار دارد.

فورد ماستنگ میلانو 1970

ماستنگ میلانو شباهت چندانی به ماستنگ های اولیه نداشت. سقف کوتاه، بدنه کشیده، شیشه جلوی بسیار مایل و رنگ بنفش خاص آن، ظاهری متفاوت به این خودروی مفهومی بخشیده بودند.

میلانو تنها به طراحی ظاهری محدود نمی شد. ورودی های هوای روی کاپوت، بال عقب، رینگ های اولیه از جنس آلومینیوم ریخته گری شده و چراغ های عقب با رنگ های متفاوت برای وضعیت شتاب گیری، حرکت بدون گاز و ترمزگیری، از ویژگی های آن بودند.

بخشی از ایده های طراحی این خودرو در ماستنگ مدل 1971 دیده شد و ظاهر آن بر برخی محصولات دیگر فورد، از جمله فورد فالکون استرالیا، نیز تاثیر گذاشت.

فورد اربن کار 1975

در دهه 1970، خودروهای آمریکایی اغلب با ابعاد بزرگ و مصرف سوخت بالا شناخته می شدند. فورد اربن کار، که با نام گیا منکس نیز شناخته می شد، دقیقا در نقطه مقابل این رویکرد قرار داشت.

این خودروی مفهومی با بدنه ای کوچک و جمع و جور طراحی شده بود تا فضای داخلی قابل استفاده را بدون اشغال فضای زیاد در خیابان فراهم کند. ایده اصلی آن ساده بود: حمل و نقل شهری لزوما به خودروهای بزرگ نیاز ندارد.

این پروژه در همکاری فورد و شرکت ایتالیایی گیا شکل گرفت و با گرایش آن دوران به خودروهای کوچک تر و کاربردی تر اروپایی ارتباط داشت؛ رویکردی که بعدها در دوره عرضه فورد فیستا اهمیت بیشتری پیدا کرد.

فورد پریما 1976

پریما نمونه ای جالب از تلاش فورد برای ساخت خودرویی چندمنظوره بود. این مدل در حالت عادی یک وانت دو نفره کوچک به نظر می رسید، اما سقف های قابل تعویض آن امکان تغییر شکل بدنه را فراهم می کردند.

با استفاده از این قطعات، پریما می توانست به یک کوپه اسپرت، یک فست بک با آرایش صندلی 2+2 یا یک استیشن چهارسرنشین تبدیل شود.

این پروژه با همکاری مرکز طراحی فورد در دیربورن و گیا در تورین ایتالیا توسعه یافت. پریما را می توان نمونه ای اولیه از ایده خودروهای ماژولار دانست؛ رویکردی که امروزه نیز در طراحی پلتفرم های مشترک و خودروهای چندمنظوره اهمیت دارد.

فورد پروب 1 1979

پروب 1 با هدف پیش بینی خودروهای آینده ساخته نشده بود؛ مسئله اصلی آن کاهش مصرف سوخت بود. طراحان فورد و گیا برای دستیابی به این هدف، بدنه ای گوه ای شکل با مقاومت هوای پایین طراحی کردند.

چرخ های عقب زیر پوشش بدنه قرار گرفته بودند و سطوح صاف، خطوط یکپارچه و کابین شیشه ای به کاهش آشفتگی جریان هوا کمک می کردند. این خودرو بر پایه پلتفرم ماستنگ شکل گرفت، اما ظاهر آن تقریبا هیچ شباهتی به ماستنگ های متعارف نداشت.

پروب 1 آغاز مجموعه ای پنج گانه از آزمایش های آیرودینامیکی فورد بود. این تجربه ها در شکل گیری زبان طراحی نرم تر و آیرودینامیک خودروهایی مانند فورد تاروس نقش داشتند.

فورد پاکار 1980

نام پاکار از ترکیب واژه های انگلیسی Pocket و Car گرفته شده و به معنی خودروی جیبی است. این مدل مفهومی ساخت گیا، خودرویی کوچک، باریک و نسبتا بلند بود که چهار سرنشین را در فضایی محدود جای می داد.

ویژگی متفاوت آن در طراحی درها قرار داشت. بخش پایینی درها به سمت پایین باز می شد و مانند یک در بار کوچک، محفظه هایی برای قرار دادن وسایل در اختیار سرنشینان می گذاشت.

صندلی عقب نیز قابلیت خواباندن داشت تا فضای بیشتری برای حمل بار فراهم شود. این ایده ها نشان می دادند که حتی یک خودروی بسیار کوچک نیز می تواند با طراحی هوشمندانه، کاربردهای متنوعی داشته باشد.

فورد شاتلر 1981

شاتلر را می توان برداشتی بسیار آینده نگرانه از یک خودروی شهری کوچک دانست. این مدل مفهومی که توسط گیا طراحی شد، بدنه ای گوه ای شکل، شیشه های جانبی هم سطح بدنه، دستگیره های فرورفته و آینه های جانبی محصور داشت.

شاتلر بر پایه پلتفرم کوتاه شده فورد فیستا ساخته شده بود و فاصله محوری آن تنها حدود ۱۹۶ سانتی متر بود.

شبکه ای از شکاف ها روی کاپوت و دریچه های نزدیک بخش عقب، ظاهر فنی و غیرمعمولی به آن می دادند. این خودرو بیشتر به وسیله ای از یک فیلم علمی تخیلی شباهت داشت تا خودرویی برای پارک کردن در خیابان های شلوغ اروپا.

فورد پروب V مدل 1985

پروب V آخرین عضو از مجموعه اولیه خودروهای مفهومی پروب فورد بود و یکی از افراطی ترین تلاش های این شرکت برای کاهش مقاومت هوا به شمار می رفت.

بدنه خودرو با هدف بهبود آیرودینامیک شکل گرفته بود. پوشش چرخ ها، کابین شیشه ای بزرگ، درهای کشویی و پوشش غیرمعمول بخش عقب که برای دسترسی به موتور نصب شده در میانه خودرو حرکت می کرد، از ویژگی های شاخص آن بودند.

فورد ضریب درگ 0.137 را برای این خودرو اعلام کرده بود؛ عددی چشمگیر برای آن دوران. اهمیت پروب V فقط در این رقم خلاصه نمی شد، زیرا فلسفه طراحی آن به رویکرد آیرودینامیک خودروهای تولیدی بعدی فورد، به ویژه تاروس، نزدیک بود.

فورد ساگوارو 1988

ساگوارو تلاش گیا و فورد برای بازتعریف ظاهر یک خودروی چندمنظوره بود. این مدل مفهومی هفت نفره، بدنه ای بلند و کاربردی را با شیشه جلوی بسیار مایل، چرخ های بزرگ، شیشه های هم سطح بدنه و خطوطی روان ترکیب می کرد.

هدف، ساخت خودرویی بود که به جای تاکید بر ظاهر خشن و آفرودی، بیشتر بر جذابیت بصری و رانندگی جاده ای تمرکز داشته باشد.

با توجه به محبوبیت کراس اوورها در سال های اخیر، ساگوارو نمونه ای جالب از ایده ای است که بسیار زودتر از فراگیر شدن این سبک در صنعت خودرو مطرح شد.

فورد ویا 1989

ویا یکی از نمونه های عجیب همکاری فورد و گیا بود. بدنه فایبرگلاس، چراغ های فیبر نوری، بال عقب فعال، درپوش های سوخت با الهام از هواپیما و پنل های شیشه ای حساس به نور روی سقف، این خودرو را به یک آزمایشگاه طراحی تبدیل کرده بودند.

یکی از غیرمعمول ترین ویژگی های آن، آرایش درها بود: ویا چهار در داشت، اما فقط دو در سمت چپ باز می شدند.

از سوی دیگر، این خودرو فاقد مجموعه پیشرانه قابل استفاده بود و بیشتر برای نمایش مسیرهای احتمالی طراحی و فناوری فورد ساخته شده بود. به همین دلیل، نباید آن را نمونه ای آماده برای تولید یا رانندگی روزمره دانست.

فورد شوک ویو 1990

نام ShocccWave اشتباه تایپی نیست؛ فورد واقعا از سه حرف C در نام این خودروی مفهومی استفاده کرد. این مدل در سال 1990 به عنوان تصویری از یک خودروی اسپرت برای نیمه دوم دهه 1990 معرفی شد.

زیر بدنه آینده نگرانه آن، موتور 3 لیتری V6 یاماها قرار داشت که در فورد تاروس SHO نیز استفاده می شد. سیستم چهارچرخ محرک و کابین قابل تنظیم از دیگر ویژگی های آن بودند.

در این کابین، بعضی از کنترل ها قابلیت جا به جایی داشتند تا راننده بتواند موقعیت آن ها را مطابق سلیقه خود تنظیم کند. شوک ویو همچنین یکی از پیش زمینه های طراحی نسل دوم فورد پروب محسوب می شد.

فورد زیگ 1990

فورد در سال 1990 تنها به ساخت شوک ویو بسنده نکرد. زیگ نیز در همان سال به عنوان یک خودروی مفهومی اسپرت دو نفره معرفی شد.

این رودستر کوچک که توسط گیا طراحی شده بود، از معماری فورد فیستا بهره می برد، اما بدنه کوتاه، باز و مشکی رنگ آن هیچ شباهت مستقیمی به یک هاچ بک کاربردی نداشت.

زیگ همراه با خودروی مفهومی زگ معرفی شد تا نشان دهد چگونه می توان از یک معماری پایه مشترک برای ساخت خودروهایی با کاربری ها و ظاهرهای کاملا متفاوت استفاده کرد؛ از خودروهای اسپرت گرفته تا سدان، وانت و ون های تحویل کالا.

فورد ماستنگ مک 3 مدل 1993

ماستنگ مک 3 یکی از رادیکال ترین برداشت ها از خودروی اسپرت مشهور فورد بود. بدنه بسیار کوتاه و گرد، شیشه جلوی منحنی و طراحی تهاجمی، آن را از ماستنگ های معمولی متمایز می کردند.

در بخش فنی، یک موتور 4.6 لیتری V8 سوپرشارژ قرار داشت که قدرت ادعایی آن به 450 اسب بخار می رسید.

مک 3 صرفا یک نمایش طراحی نبود؛ این خودرو سرنخ هایی از مسیر طراحی نسل چهارم ماستنگ ارائه می کرد. فرم کلی بدنه، ورودی های هوای جانبی و برخی عناصر داشبورد آن بعدها در موستانگ تولیدی نسل SN95 با شکل ملایم تری دیده شدند.

فورد پاور استروک 1994

پیش از آنکه نام Power Stroke به یکی از شناخته شده ترین خانواده های موتور دیزلی وانت های فورد تبدیل شود، این شرکت خودروی مفهومی پاور استروک را برای نمایش ظرفیت های موتور 7.3 لیتری V8 توربودیزل خود معرفی کرد.

ظاهر خودرو نیز به اندازه نامش چشمگیر بود. شیشه جلوی یکپارچه و گسترده، ستون های مخفی، گلگیرهای عقب ادغام شده با بدنه، رکاب های فلزی طرح دار، سایه بان بزرگ بالای شیشه جلو و چراغ های کمکی، آن را به محصولی کاملا متعلق به دهه 1990 تبدیل می کردند.

در کابین حتی یک دستگاه پخش نوار کاست هم وجود داشت؛ جزئیاتی که فضای فناوری خودروهای آن دوران را به خوبی نشان می دهد.

فورد جی تی90 مدل 1995

جی تی90 یکی از مشهورترین خودروهای مفهومی فورد است که با وجود ظاهر عجیب، بیش از هر چیز به دلیل مشخصات فنی خود مورد توجه قرار گرفت.

بدنه زاویه دار و هندسی آن زبان طراحی نیو اج (New Edge) فورد را معرفی می کرد؛ سبکی که بعدها در محصولات این شرکت گسترش یافت. اما بخش هیجان انگیزتر، پیشرانه آن بود: یک موتور 5.9 لیتری V12 با چهار توربوشارژر که قدرت ادعایی آن به 720 اسب بخار می رسید.

فورد اعلام کرده بود که این خودرو از نظر تئوری می تواند به سرعتی حدود 402 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. توسعه GT90 نیز در مدت تقریبا شش ماه انجام شد و در ساخت آن از ساختار آلومینیومی و فیبر کربنی و برخی قطعات مرتبط با جگوار XJ220 استفاده شد.

این سوپراسپرت هرگز وارد تولید انبوه نشد، اما همچنان یکی از مهم ترین خودروهای مفهومی دهه 1990 به شمار می رود.

فورد سینرجی 2010 مدل 1996

فورد سینرجی 2010 در سال 1996 معرفی شد، اما نام آن به آینده ای اشاره داشت که در آن خودروهای خانوادگی باید بسیار کم مصرف تر از نمونه های آن دوران می شدند.

هدف فورد، دستیابی به مصرف سوخت حدود 2.9 لیتر در هر 100 کیلومتر همراه با وزنی کمتر از یک تن بود.

برای دستیابی به این هدف، یک موتور بنزینی یک لیتری با تزریق مستقیم سوخت در کنار یک موتور الکتریکی قرار می گرفت. استفاده از مواد سبک و طراحی آیرودینامیک نیز به کاهش مصرف کمک می کرد.

تشخیص صوتی فرمان ها، نمایشگر هدآپ و سامانه دید عقب مبتنی بر دوربین از دیگر ایده های این خودرو بودند. سینرجی 2010 نشان می داد که فورد مدت ها پیش از فراگیر شدن خودروهای هیبریدی، به دنبال ترکیب بهره وری انرژی با فناوری های دیجیتال بوده است.

فورد 021C مدل 1999

فورد برای طراحی 021C از مارک نیوسون، طراح صنعتی مشهور، دعوت کرد تا خودرویی برای خریداران جوان در آستانه قرن بیست و یکم تصور کند.

نتیجه، خودرویی چهاردر با گوشه های گرد، درهای عقب با بازشوی معکوس، محفظه بار کشویی و صندلی های جلوی چرخان بود. حتی داشبورد نیز قابلیت جابه جایی عمودی داشت.

چراغ های سرتاسری در جلو و عقب، ظاهر متفاوتی به خودرو می دادند و فرم کلی آن بیشتر به یک محصول طراحی صنعتی یا وسیله ای از آینده شباهت داشت تا یک سدان متعارف.

021C در نمایشگاه خودروی توکیو 1999 معرفی شد و عنوان بهترین خودروی مفهومی را به دست آورد. این پروژه یکی از ماندگارترین آزمایش های طراحی فورد در پایان قرن بیستم بود.

فورد فورتی-ناین 2001

در اوایل دهه 2000، فورد به سراغ گذشته خود رفت و خودروی مفهومی فورتی-ناین را با الهام از فورد مدل 1949 طراحی کرد.

این خودرو به جای بازسازی دقیق ظاهر نمونه تاریخی، ترکیبی از خطوط کلاسیک و طراحی مدرن را ارائه می داد. سقف شیشه ای بزرگ که از جلو تا عقب امتداد داشت، یکی از مهم ترین ویژگی های ظاهری آن بود.

زیر کاپوت نیز یک موتور 3.9 لیتری V8 ساخت جگوار قرار داشت که نیروی خود را از طریق گیربکس اتوماتیک پنج سرعته به چرخ های عقب منتقل می کرد. فورد حتی نسخه روباز این مدل را نیز ساخت، اما هیچ کدام به تولید انبوه نرسیدند.

فورد MA مدل 2002

فورد MA بیشتر از آنکه به یک خودروی متعارف شباهت داشته باشد، شبیه محصولی مینیمال از یک استودیوی طراحی بود. این رودستر دونفره با تمرکز بر سادگی ساخت، کاهش وزن و امکان بازیافت مواد طراحی شد.

در ساخت آن از بامبو، آلومینیوم و فیبر کربن استفاده شده بود و صدها پیچ تیتانیومی جایگزین بسیاری از اتصالات جوشی متداول شده بودند.

فورد اعلام کرده بود که حدود 96 درصد این خودرو قابلیت بازیافت دارد. همچنین معماری آن امکان استفاده از پیشرانه الکتریکی یا احتراق داخلی را در نظر می گرفت.

فورد MA را می توان نمونه ای از توجه زودهنگام صنعت خودرو به پایداری محیط زیستی و کاهش پیچیدگی فرایند تولید دانست.

فورد برانکو 2004

در دورانی که بسیاری از شاسی بلندها به سمت امکانات لوکس و ابعاد بزرگ تر حرکت می کردند، فورد در سال 2004 از یک برانکوی مفهومی با رویکردی متفاوت رونمایی کرد.

بدنه کوتاه و جعبه ای، چراغ های گرد، کابین دو نفره و طراحی ساده آن، یادآور نسل اولیه برانکو بودند. این خودرو قرار بود تصویری از یک وسیله نقلیه کاربردی و بدون تجملات غیرضروری ارائه دهد.

در بخش فنی، یک موتور 2 لیتری توربودیزل برای آن در نظر گرفته شده بود. جلوپنجره سه خطی آن نیز به یکی از عناصر مهم زبان طراحی فورد تبدیل شد.

برانکو تولیدی سرانجام در سال 2020 بازگشت؛ هرچند خودروهایی که به بازار رسیدند، تفاوت های مهمی با نمونه مفهومی سال 2004 داشتند.

فورد ایر استریم 2007

فورد ایر استریم با همکاری شرکت سازنده کاروان های مسافرتی Airstream توسعه یافت و تلاش می کرد ظاهر مشهور بدنه های آلومینیومی براق این شرکت را با یک خودروی مفهومی آینده نگرانه ترکیب کند.

کابین آن از فضای علمی تخیلی فیلم «2001: یک ادیسه فضایی» الهام می گرفت و با صندلی های نامتعارف، پنجره های نامتقارن، کنترل های لمسی و نمایشگر استوانه ای، تجربه ای متفاوت از فضای داخلی خودرو ارائه می داد.

سامانه محرکه آن نیز HySeries Drive نام داشت؛ ترکیبی از فناوری پیل سوختی هیدروژنی، باتری و موتورهای الکتریکی. در این سیستم، پیل سوختی به عنوان مولد برق عمل می کرد و انرژی لازم برای حرکت الکتریکی خودرو را فراهم می ساخت.

ایر استریم نمونه ای از تلاش فورد برای بررسی آینده خودروهای خانوادگی و سفرهای جاده ای با استفاده از فناوری های کم آلاینده بود.

فورد استارت 2010

فورد استارت در نمایشگاه خودروی پکن 2010 معرفی شد و تصویری از یک خودروی شهری کوچک و مقرون به صرفه برای کلان شهرهای شلوغ ارائه می داد.

بدنه جمع و جور، طراحی گرد و ساختار سبک آن با هدف کاهش مصرف سوخت شکل گرفته بودند، اما اهمیت اصلی استارت در پیشرانه اش بود.

این خودرو از موتور سه سیلندر یک لیتری اکوبوست به عنوان محور اصلی ایده فنی خود بهره می برد؛ موتوری که قرار بود عملکرد مناسب را با مصرف سوخت و آلایندگی کمتر ترکیب کند. این خانواده پیشرانه بعدها به یکی از بخش های مهم محصولات جهانی فورد تبدیل شد.

به همین دلیل، استارت تنها یک خودروی نمایشی نبود، بلکه پیش نمایشی از یک فناوری به شمار می رفت که در سال های بعد نقش مهمی در محصولات تولیدی این شرکت ایفا کرد.

فورد پرو الکتریک سوپروَن 2022

در نگاه اول، الکتریک سوپروَن شبیه یک ون تجاری فورد ترانزیت است که مستقیما از یک بازی ویدئویی بیرون آمده باشد. اما این خودرو برای حمل بسته های پستی یا جا به جایی بارهای روزمره ساخته نشده بود.

این پروژه با همکاری بخش فورد پرفورمنس و شرکای فنی آن توسعه یافت تا توانایی های فناوری برقی فورد را در شرایطی بسیار فراتر از استفاده معمول نشان دهد.

نسخه معرفی شده در سال 2022 از چهار موتور الکتریکی بهره می برد و قدرت مجموع آن به حدود 2000 اسب بخار می رسید. چنین قدرتی برای خودرویی با فرم یک ون تجاری، آن را به یکی از غیرمعمول ترین پروژه های عملکردی فورد تبدیل می کرد.

سوپروَن برقی در واقع ترکیبی از آزمایشگاه متحرک فناوری، ابزار تبلیغاتی و خودرویی با عملکرد بسیار بالا بود؛ پروژه ای که نشان می داد شکل ظاهری یک وسیله نقلیه لزوما محدودیت های عملکردی آن را تعیین نمی کند.

نگاهی به این 27 خودرو نشان می دهد که پروژه های مفهومی فورد تنها برای نمایش طرح های غیرعادی ساخته نشده اند. برخی از آن ها به دنبال حل مسائل واقعی صنعت خودرو، مانند کاهش مصرف سوخت، افزایش فضای کابین یا استفاده از مواد قابل بازیافت بودند. گروهی دیگر نیز مسیرهای تازه ای را در طراحی بدنه، سامانه های محرکه و تجربه رانندگی آزمایش کردند.

البته بسیاری از این ایده ها هیچ وقت به مرحله تولید نرسیدند. با این وجود، حتی خودروهایی که تنها به شکل یک مدل نمایشی باقی ماندند، می توانستند به طراحان و مهندسان کمک کنند تا مرزهای امکان پذیر را بهتر بشناسند.

از جایرون دوچرخ و Seattle-Ite با ایده پیشرانه هسته ای گرفته تا جی تی90 با موتور V12 چهار توربو و سوپروَن برقی 2000 اسب بخاری، این خودروها نشان می دهند که فورد در طول تاریخ خود بارها حاضر شده است از مسیرهای معمول فاصله بگیرد و ایده هایی را امتحان کند که در نگاه اول عجیب یا حتی غیرعملی به نظر می رسند.

تنظیم و ترجمه: محمدمهدی حیدرپور