تهران- ایرنا- یک حافظپژوه با تاکید بر اینکه برخی از حافظپژوهان مونوپولیست(انحصارگرا) هستند، گفت: یعنی جهان را از منظر حافظ به شکلی میبینند که خودشان میدانند، این گروه معمولا مسائل را منتسب به علاقه قلبی و اعتقادات خود میکنند در حالی که حافظ یک آزاداندیش است.
محمد بقایی(ماکان) در گفتوگو با خبرنگار کتاب ایرنا، درباره چرایی تالیف کتاب «حافظ، چنان که هست» با وجود انتشار حافظپژوهیهای متعددی که پیش از این انجام شده است، توضیح داد: در مورد حافظ آثار متعددی نوشته شده است، البته بسیاری، شعر حافظ را شرح کردند که باید به شکل جداگانه بررسی شود. وقتی به غزلیات حافظ که افراد مختلف آن را شرح کردند مراجعه میکنید، میبینید تقریبا شباهتی به هم ندارند و برداشتها متفاوت است.
این حافظپژوه با اشاره به اینکه شرح خلقیات حافظ، جهانبینی و نگرش او به عالم و آدم بر اساس طریقی مشخص در کتابهای حافظپژوهی گفته نشده است، ادامه داد: به این علت وقتی این آثار را میخوانید به نوعی پریشیدگی و بهتر است بگویم با حالتی درهموبرهم مواجه میشوید. این مساله موجب میشود علاقهمندان به شعر و شخصیت حافظ سرگردان شوند و ندانند که کدامیک از اینها را به عنوان شخصیت واقعی حافظ در نظر بگیرند. این مسالهای است که امروز در دنیای حافظپژوهی و همچنین برای علاقهمندان به حافظ وجود دارد؛ یعنی یک گوی سرگردان در عرصه حافظشناسی وجود دارد که هر چند وقت به طرفی فرستاده میشود و در یکجا ثابت نیست.
حافظ یک آزاداندیش است
بقایی با تاکید بر اینکه برخی از قابل توجهترین حافظپژوهان مونوپولیست(انحصارگرا) هستند، گفت: یعنی جهان را از منظر حافظ، به شکلی میبینند که خودشان میدانند. آنها بخشهایی را که مربوط به علاقه بیحدوحصر حافظ به ارزشهای ایرانی است، مطرح نمیکنند و در ریل و خطی که دوست دارند وارد این حوزه میشوند، این گروه معمولا مسائل را منتسب به علاقه قلبی و اعتقادات خود میکنند در حالی که حافظ یک آزاداندیش است.
حافظ پیرمغان را به عنوان راهبر و مرشد خود ترجیح میدهد به افرادی که در آنجا داعیهدار دین هستند
او با ارائه چند مثال دیدگاه حافظپژوهان را نقد کرد و ادامه داد: حافظ در بیتی میگوید: «پیر مغان حکایت معقول میکند/ معذورم ار حدیث تو باور نمیکنم» به نظر شما حافظ نمیتوانست جای «حدیث» بگوید: معذورم ار «بیان» تو باور نمیکنم؟ یا معذورم از «گفته» تو باور نمیکنم؟ چرا میگوید «حدیث»؟ برای اینکه در زمان او آنقدر به حدیث از طریق فرقه شافعی اهمیت میدادند که حتی اگر در مورد آیهای از قرآن اختلاف پیدا میکردند به حدیث مراجعه میکردند یعنی برای آنها حدیث مهمتر از قرآن بود.
به گفته این حافظپژوه دلزدگی حافظ از شرایط متصلب دینی زمان خودش در بیت «پیر مغان حکایت معقول میکند/ معذورم ار حدیث تو باور نمیکنم» معلوم میشود. حافظ پیرمغان را به عنوان راهبر و مرشد خود ترجیح میدهد به افرادی که در آنجا داعیهدار دین هستند. اینها مسائلی است که در هیچ کتاب مربوط به حافظپژوهی مطلبی درباره آن پیدا نمیکنید.
مخاطب در پایان کتاب نظرات درباره حافظ را جمعبندی میکند
بقایی درباره محتوایی که این کتاب را از دیگر کتابهای حافظپژوهی متفاوت میکند، توضیح داد: من در طی سالهای پیش از انقلاب به سبب فعالیتی که در مطبوعات و همینطور در رادیو و تلویزیون ملی ایران در حوزه فرهنگ داشتم، با بسیاری از صاحب نظران، ادیبان، نویسندگان و شاعران مطرح آن زمان سروکار داشتم و با آنها گفتوگو میکردم.
میخواستم به خواننده القا کنم که فقط به حرف من گوش ندهند و مسائل دیگری را هم که درباره حافظ بیان شده است، بخوانند و در پایان خودشان جمعبندی کنند
این حافظپژوه با اشاره به اینکه گفتوگوها با ادیبان مختلف گاهی منجر به بحث درباره اشعار و حافظ میشد، افزود: هر کدام از این افراد که نزدیک به ۳۰ نفر بودند، چهرههای سرشناسی مانند پرویز ناتل خانلری، غلامعلی رعدی آذرخشی، محمدابراهیم باستانی پاریزی، لطفعلی صورتگر، عبدالحسین زرینکوب، حتی شاعران جدید مانند احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، نصرت رحمانی، سیمین بهبهانی و بسیاری دیگر. گفتههای این شخصیتها را در پنج تا ۱۵ سطر خلاصه کردم و برای نخستین بار در انتهای این کتاب نوشتم.
او ادامه داد: علت هم این است که میخواستم به خواننده القا کنم که فقط به حرف من گوش ندهند و مسائل دیگری را هم که درباره حافظ بیان شده است، بخوانند و در پایان خودشان جمعبندی کنند.
باید در مورد بزرگان ادب فارسی یک حرف قاطع، منطقی و قابل قبول بیان شود
بقایی با اشاره به اینکه درباره بزرگان اندیشه و ادب فارسی پژوهش کرده است، ادامه داد: براساس مطالعاتی که از جوانی نه تنها درباره حافظ بلکه در حوزه ادبیات فارسی داشتم و بسیاری از اوقات در طول عمرم صرف مطالعه در اشعار فارسی شد، در مورد بعضی از چهرههای برجسته شعر فارسی مانند اقبال، خیام، مولوی، سعدی و حافظ به این نتیجه رسیدم که باید در مورد آنها یک حرف قاطع، منطقی و قابل قبول براساس آثارشان به خوانندگان علاقهمند ومنتقد عرضه کرد.
«حافظ، چنان که هست» آخرین اثر از این مجموعه پنج جلدی است که در آن خواننده محتوایی را مطالعه میکند که پیشتر در کتابهای مشابه نیامده است
او افزود: بر این اساس از چند سال پیش با توجه به مقالاتی که در مطبوعات مختلف از قبل از انقلاب تا کنون داشتم و همچنین با توجه به سخنرانیهایی که در مجالس و همایشهای گوناگون درباره این شخصیتها داشتم و همچنین با مراجعه به یادداشتهایی که از این چهرهها جمع کرده بودم یا در حواشی آثار آنها نوشته بودم، پنج کتاب در مورد معروفترین چهرههای شعر فارسی (اقبال، خیام، مولوی، سعدی و حافظ ) در سالهای اخیر منتشر کردم که به دنبال اسم همه آنها «چنان که هست» آمده یعنی برای مثل «حافظ، چنان که هست».
این حافظپژوه با بیان اینکه کتاب «حافظ، چنان که هست» در هفتههای گذشته منتشر شده است، توضیح داد: این کتاب آخرین اثر از این مجموعه پنج جلدی است که در حقیقت مولف با در نظر گرفتن چنین عنوانی مدعی شده است که آنچه خواننده در این کتابها مطالعه میکند پیشتر در کتابهای مشابه نیامده است. به همین علت هر کدام از این کتابها بهرغم بازار آشفته نشر در سالهای اخیر، بعد از یک تا دو ماه به چاپ دوم رسیدند. قرار است کتاب «حافظ، چنان که هست» هم طبق اطلاع ناشر به چاپ دوم برسد.
اداره کتاب دو سال جلوی انتشار کتاب «حافظ، چنان که هست» را گرفت
بقایی با بیان اینکه در کتاب «حافظ، چنان که هست» نگاهی متفاوت به حافظ کرده است، ادامه داد: مدعی هستم نگاهی که در این کتاب به حافظ کردم، با تمام رویکردهایی که پیشتر به این «شاه ماهی بحر شعر فارسی» شده متفاوت است؛ به همین علت بود که اداره کتاب دو سال جلوی انتشار این کتاب را گرفت و اجازه انتشار این کتاب را نمیداد، تا اینکه با نامهنگاریها و مراجعات متعدد و ارائه شواهد که آنچه گفته شد براساس دیوانی است که شما خودتان اجازه انتشار آن را در سالهای قبل دادید، جواز نشر صادر شد.
به عقیده من به عنوان مولف، پیر مغانی که در تمام برداشتهای حافظپژوهان مطرح شده است، قابل قبول نیست و مردود است
این حافظپژوه با اعلام اینکه در کتاب «حافظ، چنان که هست» شعرهای حافظ با نگاهی متفاوت ارائه شده است، توضیح داد: فرض کنید «پیر مغان» اندیشه محوری حافظ است، یعنی به عقیده من به عنوان مولف، پیر مغانی که در تمام برداشتهای حافظپژوهان مطرح شده است، قابل قبول نیست و مردود است. بنابراین من فصل قابل توجهی را به این شخصیت که حافظ خلق کرده است، اختصاص دادم. میتوانم بگویم خواننده کتاب حافظ را آنچنان که در این تحقیق مورد مطالعه قرار میدهد جای دیگر ندیده است.
به گفته او بسیاری از اندیشههایی که حافظ درباره برداشتهای خود از شرایط مطرح میکند، یا جهانبینی کلی که دارد در کتاب «حافظ، چنان که هست» مسائلی بیان شده که خواننده در دیگر کتابها پیدا نمیکند، یکی از این مسائل ایراندوستی بیاندازه حافظ است.
کتاب «حافظ، چنان که هست» نوشته محمد بقایی(ماکان) در قطع رقعی، جلد شومیز، با ۳۳۴ صفحه در سال ۱۴۰۵ توسط نشر تهران منتشر شد.
