شیراز- ایرنا- حافظ شیرازی در سه رمان معاصر عربی از جمله «حماسه عیاران» نجیب محفوظ، «شب یلدا» و «عروج به شیراز» بازآفرینی شده است؛ بازآفرینیای که به گفته یک عضو هیات علمی دانشگاه شیراز، نشان میدهد حافظ فراتر از یک چهره ملی، شخصیتی ادبی و فرهنگی با ظرفیت گفتوگو با ملتها و فرهنگهای گوناگون است.
حسین کیانی در گفتوگو با خبرنگار ایرنا با اشاره به بازتاب اندیشه حافظ در رمانهای معاصر عربی اظهار کرد: حضور حافظ در این آثار صرفا انتقال میراث ادبی از فرهنگی به فرهنگ دیگر نیست، بلکه نوعی بازآفرینی فرهنگی است، به این معنا که نویسندگان عربزبان، شخصیت و اندیشه این شاعر را از منظر تجربههای تاریخی، اجتماعی و فکری خود بازخوانی کرده و به آن دلالتهای تازهای بخشیدهاند.
وی با معرفی سه رمان «ملحمة الحرافیش» (حماسه عیاران)، «لیلة یلدا» (شب یلدا) و «العروج الی شیراز» (عروج به شیراز) افزود: این آثار هر یک از زاویهای متفاوت به حافظ پرداختهاند، از مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی گرفته تا اندیشه جاودانگی و نقش شعر در پیوند دادن انسانها در شرایط دشوار جنگ.
حافظ، نماد عدالتخواهی در رمان نجیب محفوظ
این استاد تمام دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز با اشاره به رمان «حماسه عیاران» نوشته نجیب محفوظ، نویسنده مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات، بیان کرد: در این رمان، حافظ سیمایی از مقاومت اخلاقی در برابر سختیها، فساد و بیعدالتی اجتماعی دارد و شعر او در لحظات بحرانی زندگی شخصیتها، نقشی راهنما و آگاهیبخش ایفا میکند.
کیانی افزود: در بخشهایی از داستان، هنگامی که شخصیتها به بنبست میرسند، به تکیه یا خانقاه پناه میبرند و از فضایی که در پس آن صدایی شنیده میشود، اشعار حافظ به زبان فارسی به گوش میرسد و این اشعار به شخصیتهای داستان امید میبخشد و مسیر فکری و اخلاقی آنان را تغییر میدهد.
وی ادامه داد: حافظ در این رمان گاه به نمادی از عدالت اجتماعی و مقاومت در برابر ظلم تبدیل میشود. برداشتی که ممکن است در خوانشهای رایج فارسیزبانان از شعر او به این اندازه برجسته نباشد.
به گفته این استاد دانشگاه، محفوظ با بهرهگیری از شعر حافظ، تصویری از این شاعر ارائه میدهد که در آن، ادبیات صرفا بیان احساسات فردی نیست، بلکه میتواند در مواجهه با فساد و بیعدالتی نیز نقشآفرین باشد.
«شب یلدا»؛ مرگ حافظ، آغازی برای حیات جاودانه
کیانی در ادامه به رمان «شب یلدا» اشاره کرد و گفت: این اثر با رویکردی تاریخی و زندگیمحور، از زندگی حافظ الهام گرفته است و نویسنده با بهرهگیری از اطلاعات تاریخی و تخیل ادبی، داستان زندگی این شاعر را از تولد تا خروج روح از جسم، از زبان خود حافظ روایت میکند.
وی افزود: روایت داستان از آغاز شب یلدا تا پایان آن امتداد مییابد و با پایان زندگی جسمانی حافظ به نقطه پایانی خود میرسد، اما آنچه در این میان اهمیت دارد، برداشت نویسنده از مرگ بهعنوان دریچهای به سوی حیات ابدی است.
این استاد دانشگاه گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز بیان کرد: در این رمان، مرگ حافظ پایان حضور او تلقی نمیشود، بلکه بهمنزله تولدی دوباره و آغاز حیاتی فراتر از زمان و مکان به تصویر درمیآید.
کیانی با تاکید بر اینکه حافظ در این روایت تنها یک شخصیت تاریخی نیست، افزود: نویسنده با چنین برداشتی، بر استمرار حضور فکری و فرهنگی حافظ در دورههای مختلف تاکید میکند، حضوری که میتواند از مرزهای جغرافیایی و زبانی عبور کند و در ادبیات فرهنگهای دیگر نیز بازآفرینی شود.
«عروج به شیراز»؛ پیوند ۲ سرباز ایرانی و عراقی با شعر حافظ
کیانی با معرفی رمان «العروج الی شیراز» نوشته عباس لطیف، نویسنده عراقی، اظهار کرد: این رمان که در سال ۲۰۲۵ نوشته شده، از نظر شیوه روایت از ظرفیتهایی مانند چندصدایی و فراداستان بهره میگیرد و زندگی ۲ سرباز، یکی عراقی به نام جلال شاکر و دیگری ایرانی به نام امیر قربانی، را در کنار روایت زندگی حافظ پیش میبرد.
وی ادامه داد: نویسنده با قرار دادن تجربههای دشوار این دو سرباز در کنار سختیهایی که حافظ در زندگی خود با آنها مواجه بوده است، شعر و اندیشه این شاعر را به عاملی برای تأمل درباره رنج انسان، صبر در برابر دشواریها و امکان عبور از تلخیهای جنگ تبدیل میکند.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: در این رمان، حافظ بیش از هر چیز پیامآور صلح و زیبایی است، شخصیتی که میتواند میان انسانهایی با پیشینهها و تجربههای متفاوت پیوند برقرار کند، حتی اگر در مقطعی از تاریخ در دو سوی یک جنگ قرار گرفته باشند.
کیانی با اشاره به پایان داستان گفت: در روایت این اثر، بازگشت سرباز عراقی به ایران و تحویل دفترچه متعلق به سرباز ایرانی به خانواده او در شیراز، حامل پیامی درباره دوستی و پیوند انسانی میان دو ملت است.
وی خاطرنشان کرد: این اتفاق نشان میدهد که با وجود تجربه جنگ و اختلافها، امکان بازگشت به همدلی و ارتباط انسانی همچنان وجود دارد.
کیانی ادامه داد: در این روایت، حافظ به شخصیتی فراتر از زمان تاریخی خود تبدیل میشود؛ شخصیتی که اندیشه و شعرش میتواند در مواجهه با تجربههای انسانی معاصر، از جمله جنگ، همچنان معنا و کارکرد داشته باشد.
ترجمه، حلقه پیوند حافظ با ادبیات عرب
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش ترجمه در شکلگیری چنین آثاری گفت: یکی از نکات مهم در بررسی این سه رمان، توجه به ترجمه دیوان حافظ به زبان عربی و تاثیر آن بر آشنایی نویسندگان با شعر و اندیشه این شاعر است.
کیانی افزود: بهرهگیری نویسندگان عرب از شعر حافظ نشان میدهد که ترجمه ادبی میتواند زمینه آشنایی با میراث فرهنگی ملتهای دیگر را فراهم کند و حتی الهامبخش خلق آثار داستانی تازه باشد.
وی تاکید کرد: در واقع، شعر حافظ در این فرایند صرفاً از زبانی به زبان دیگر منتقل نشده، بلکه در بستر فرهنگی تازهای قرار گرفته و متناسب با دغدغهها و تجربههای نویسندگان عربزبان، در قالب شخصیتها، موقعیتها و روایتهای داستانی بازآفرینی شده است.
ترجمه رمانهای عربی، دریچهای تازه برای شناخت حافظ
کیانی درباره اهمیت ترجمه این رمانها به زبان فارسی اظهار کرد: ترجمه این آثار میتواند شناخت متقابل فرهنگی میان ایران و جهان عرب را گسترش دهد و به مخاطب ایرانی نشان دهد که نویسندگان عربزبان چگونه حافظ را در بستر تاریخی، اجتماعی و فکری خود بازخوانی کردهاند.
وی ادامه داد: چنین ترجمههایی از یک سو پیوندهای تاریخی، ادبی و عرفانی ۲ فرهنگ را آشکارتر میکنند و از سوی دیگر، امکان شناخت تفاوتهای فرهنگی در تفسیر یک میراث ادبی مشترک را فراهم میآورند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه هر یک از این سه رمان تصویری متفاوت از حافظ ارائه میدهد، گفت: مخاطب ایرانی از طریق مطالعه این آثار میتواند با برداشتهایی آشنا شود که شاید در خوانش متعارف از شعر حافظ کمتر مورد توجه قرار گرفته باشند؛ از جمله برجستگی عدالت اجتماعی و مقاومت در برابر بیعدالتی در «حماسه عیاران»، اندیشه جاودانگی در «شب یلدا» و پیام صلح و دوستی در «عروج به شیراز».
وی افزود: این آثار همچنین میتوانند برای پژوهشهای دانشگاهی در حوزه ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه اهمیت داشته باشند؛ زیرا زمینه بررسی شباهتها و تفاوتهای فکری و نگرشی دو فرهنگ در بازنمایی یک شخصیت ادبی را فراهم میکنند.
حافظ، شاعری فراتر از مرزهای جغرافیایی و زبانی
کیانی بیان کرد: بازتاب حافظ در ادبیات معاصر عرب نشاندهنده نفوذ پایدار اندیشه او و توانایی شعرش برای ارتباط با تجربههای انسانی در زمانها و مکانهای گوناگون است.
وی تاکید کرد: حافظ تنها متعلق به یک محدوده جغرافیایی یا زبانی نیست و مفاهیم مطرحشده در شعر او میتوانند در فرهنگهای دیگر نیز بازخوانی و بازآفرینی شوند. این در حالی است که نویسندگان عربزبان با بهرهگیری از اندیشههای او، هر یک متناسب با دغدغههای خود، ابعاد تازهای از شخصیت این شاعر را برجسته کردهاند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ترجمه و پژوهش درباره چنین آثاری میتواند حیات فرهنگی حافظ در جهان معاصر را برای مخاطب ایرانی ملموستر کند و نشان دهد که ادبیات، افزون بر انتقال میراث گذشته، ظرفیت گفتوگو میان فرهنگها، شناخت متقابل ملتها و نزدیکتر شدن انسانها به یکدیگر را دارد.
