یکی از دو سارقی که در پارکها و محلههای خلوت، با تهدید چاقو گوشی جوانان و حتی کودکان را میقاپیدند، دستگیر شد. متهم میگوید به دلیل بدهی سنگین به یک فروشنده مواد، مجبور به سرقت شد اما همدستش با گوشیهای سرقتی گریخته است.
به گزارش سایت جنایی، پرونده این دو متهم در شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت در حال رسیدگی است و هر دو جوان معتاد هستند. به گفته متهم دستگیرشده، آنها پیش از ورود به دنیای سرقت، در خریدوفروش مواد مخدر فعالیت میکردند اما طولی نکشید که نامشان در پروندههای متعدد سرقت ثبت شد.
دستگیری این متهم و همدست فراریاش زمانی در دستور کار ماموران پلیس پایتخت قرار گرفت که بررسی شکایات متعدد سرقت گوشی نشان داد دو نفر در پارکهای اطراف تهران و محلههای خلوت، با موتورسیکلت به طعمههای خود نزدیک میشوند و قربانیانشان را که اغلب جوانها و حتی کودک هستند با چاقو تهدید میکنند و گوشیشان را میقاپند.
آخرین سرقت این گروه در یک پارک رقم خورد؛ جایی که پنج گوشی از پنج کودک ربودند و سوار بر موتورسیکلت پا به فرار گذاشتند. اما این بار بخت با آنها یار نبود و به طور اتفاقی، همان لحظه گشت پلیس از راه رسید. پس از آن بود که تعقیب و گریز آغاز شد و در نهایت دو متهم تعادلشان را از دست دادند و زمین خوردند. یکی از آنها با گوشیهای سرقتی گریخت و دیگری به دام افتاد.
مرد بازداشتشده در بازجوییها گفت: «کار ما در اصل سرقت نبود؛ ما معتادیم. گاهی از یک قاچاقچی مواد میخریدیم، اما اخیراً قیمتها بالا رفته بود و مواد هم میفروختیم.»
او توضیح داد پیشتر خودشان خردهفروشی مواد میکردند و درآمدشان خرج اعتیاد و خوراک روزانه میشد. به گفته این متهم، آنها چندی قبل با یک قاچاقچی آشنا شدند و از او تریاک و شیشه گرفتند؛ موادی که به گفته او قیمت بسیار بالایی داشت.
متهم در ادامه گفت: «آن مرد به ما گفت مواد را بفروشید، سود کنید و هر روز بخشی از پول مرا برگردانید. ما یکی دو روز فروختیم، اما نمیدانم چه کسانی متوجه شدند و سراغمان آمدند.»
به گفته او، یک روز که در محلی خلوت مشغول مصرف مواد بودند، چند نفر به او و همدستش حمله کردند و بهشدت کتکشان زدند و همه موادشان را گرفتند. آنها وقتی ماجرا را به فروشنده مواد گفتند، با واکنش تندی روبهرو شدند.
مرد بازداشتشده توضیح داد: «وقتی به آن قاچاقچی گفتیم چه شده، باور نکرد و گفت شما دروغ میگویید. صد درصد میخواهید سر من کلاه بگذارید و موادم را بالا بکشید. به ما فرصت داد و تهدید کرد که یا پولش را فراهم کنیم یا موادش را برگردانیم.»
این متهم ادامه داد: «ما به هر دری زدیم، موادی پیدا نکردیم. کسانی هم که ما را خفت کرده بودند، حساب کار را کرده و نقاب زده بودند و نفهمیدیم چه کسانی بودند. این شد که تصمیم گرفتیم سرقت کنیم تا بهتدریج بدهی فروشنده را بدهیم.»
او درباره شیوه کارشان گفت: «گاهی چهار، پنج، شش و... گوشی میبردیم و میفروختیم. بخشی را به حساب آن قاچاقچی واریز میکردیم و بخشی را هم خرج مواد خودمان و خوراکمان میکردیم.»
متهم در پایان گفت: «در آخرین سرقت از یک پارک، پنج گوشی را با تهدید چاقو گرفتیم. مردم داد و فریاد کردند و ما سوار موتور شدیم تا فرار کنیم که پلیس رسید. در تعقیب و گریز تعادل خودمان را از دست دادیم، تصادف کردیم و من دستگیر شدم.»
در حال حاضر با این اعترافات تحقیقات برای دستگیری همدست فراری این متهم و شناسایی تمام مالباختگان پرونده ادامه دارد.
