نشست تخصصی «بین‌المللی شدن آموزش عالی ایران؛ چالش‌ها و فرصت‌ها» با حضور مسئولان و صاحب‌نظران حوزه آموزش عالی، به بررسی وضعیت بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌های کشور، موانع داخلی و خارجی همکاری‌های علمی و راهکارهای ارتقای جایگاه علمی ایران در جهان پرداخت.

مهم‌ترین محور مشترک دیدگاه‌های مطرح‌شده در این نشست، ضرورت عبور از نگاه کمّی و تشریفاتی به بین‌المللی‌سازی و حرکت به سوی رویکردی کیفیت‌محور، هدفمند و متناسب با نیازهای ملی بود.

سخنرانان این نشست تأکید کردند که بین‌المللی‌سازی آموزش عالی نباید صرفاً به افزایش تعداد دانشجویان خارجی، امضای تفاهم‌نامه‌های دانشگاهی یا سفرهای رسمی مدیران محدود شود؛ بلکه باید به ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش، توسعه شبکه‌های علمی، انتقال فناوری، تربیت نیروی انسانی توانمند و تقویت ارتباط دانشگاه با جامعه منجر شود. همچنین بهره‌گیری از ظرفیت استادان ایرانی خارج از کشور، توسعه همکاری‌های مجازی، گسترش روابط با کشورهای مختلف و استفاده از توان فرهنگی و تمدنی ایران، از جمله راهکارهای پیشنهادی برای توسعه دیپلماسی علمی در شرایط تحریم بود.

بین‌المللی‌سازی؛ فراتر از افزایش تعداد دانشجویان خارجی

رضا مهدی، معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، با انتقاد از برداشت‌های کمّی از بین‌المللی‌سازی، تأکید کرد که افزایش تعداد دانشجویان خارجی به‌تنهایی نشانه بین‌المللی شدن دانشگاه نیست. به اعتقاد او، اگر پذیرش دانشجویان بین‌المللی بدون تأثیرگذاری بر کیفیت آموزش، پژوهش و تعاملات علمی انجام شود، نمی‌توان آن را موفقیتی پایدار دانست.

وی یکی از مشکلات اصلی را اتخاذ سیاست‌های یکسان برای دانشگاه‌هایی با مأموریت‌ها، امکانات و ظرفیت‌های متفاوت دانست. دانشگاه‌های کشور از نظر رشته‌های تخصصی، موقعیت جغرافیایی، زیرساخت‌های پژوهشی و توانمندی‌های علمی شرایط یکسانی ندارند؛ بنابراین، برنامه‌های بین‌المللی آنها نیز باید متناسب با ویژگی‌های هر دانشگاه طراحی شود.

مهدی دو خطای مهم در این زمینه را تقلیل بین‌المللی‌سازی به یک بُعد خاص، مانند اقتصاد یا فرهنگ، و گسترش شتاب‌زده آن بدون توجه به کیفیت معرفی کرد. از دیدگاه او، بین‌المللی‌سازی فرایندی چندبعدی است که باید ابعاد علمی، فرهنگی و اقتصادی را در ارتباط با یکدیگر در نظر بگیرد.

وی همچنین چهار حوزه اصلی تحرک بین‌المللی را شامل جابه‌جایی دانشجویان، تحرک اعضای هیئت علمی، انتقال و اجرای برنامه‌های علمی و ایجاد پردیس‌ها و شعب بین‌المللی برشمرد. این تحرکات الزاماً به تحصیل کامل در کشور دیگر محدود نمی‌شوند؛ تبادل دانشجو برای یک نیمسال، دوره‌های کوتاه‌مدت، سفرهای مطالعاتی و کارآموزی بین‌المللی نیز می‌توانند فرصت‌های ارزشمندی برای یادگیری و انتقال تجربه فراهم کنند.

کارآموزی بین‌المللی از جمله ظرفیت‌هایی است که به گفته وی، در دانشگاه‌های ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. چنین برنامه‌هایی علاوه بر ارتقای مهارت‌های تخصصی، شناخت فرهنگی و توانایی فعالیت در محیط‌های چندملیتی را تقویت می‌کنند.

بر اساس آمارهای ارائه‌شده در نشست، از حدود ۲۷۰ میلیون دانشجوی جهان، نزدیک به هفت میلیون نفر خارج از کشور خود تحصیل می‌کنند؛ یعنی حدود ۲.۶ درصد جمعیت دانشجویی جهان. همچنین سهم ایران از بازار آموزش عالی بین‌المللی حدود ۱.۲ درصد و سهم دانشجویان غیرایرانی از جمعیت دانشجویی داخل کشور حدود ۱.۸ درصد اعلام شد. این ارقام نشان می‌دهد که ایران با وجود برخورداری از ظرفیت علمی و دانشگاهی، همچنان امکان توسعه هدفمند جذب دانشجوی بین‌المللی را دارد.

مهدی با اشاره به ضرورت تعریف مأموریت مشخص برای هر دانشگاه، تأکید کرد که بین‌المللی‌سازی باید بر اساس نیازهای علمی، توانمندی‌های تخصصی و ظرفیت‌های واقعی مؤسسات آموزش عالی انجام شود. به جای آنکه همه دانشگاه‌ها از یک الگوی واحد پیروی کنند، باید مشخص شود هر دانشگاه در چه حوزه‌هایی می‌تواند بیشترین ارزش علمی و اجتماعی را ایجاد کند.

از این منظر، جذب استادان خارجی نیز باید با هدف ارتقای رشته‌های اولویت‌دار و پاسخ‌گویی به نیازهای علمی کشور انجام شود. صرف حضور استاد خارجی کافی نیست؛ بلکه باید تأثیر تخصص و تجربه او بر کیفیت آموزش، توسعه پژوهش و تربیت دانشجویان ارزیابی شود.

توسعه پردیس‌های بین‌المللی نیز به برنامه‌ریزی دقیق نیاز دارد. تجربه جهانی نشان می‌دهد که ایجاد شعب دانشگاهی در کشورهای دیگر یا همکاری با مؤسسات خارجی می‌تواند زمینه گسترش فعالیت‌های علمی را فراهم کند؛ اما تقلید از الگوهای خارجی بدون توجه به شرایط فرهنگی، اقتصادی و آموزشی ایران، نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.

بر اساس دیدگاه مطرح‌شده در نشست، سه اصل اساسی باید مبنای بین‌المللی‌سازی قرار گیرد: برخورداری از نگرش جهانی، جهت‌دهی فعالیت‌ها بر اساس نیازهای بومی و توسعه ملی، و پایبندی به کیفیت در آموزش، پژوهش و سایر فعالیت‌های دانشگاهی.

بنابراین، بین‌المللی‌سازی موفق زمانی تحقق می‌یابد که تعامل با جهان به بهبود عملکرد دانشگاه، حل مسائل جامعه و افزایش توان علمی و فناورانه کشور منجر شود؛ نه آنکه صرفاً به افزایش آمارها یا ارتقای ظاهری شاخص‌ها بینجامد.

موانع دیپلماسی علمی و ضرورت اصلاح سازوکارهای داخلی

احسان قبول، رئیس مرکز همکاری‌های علمی بین‌المللی وزارت علوم، محدودیت‌های دیپلماسی علمی ایران را در دو دسته خارجی و داخلی ارزیابی کرد و گفت: تحریم‌ها، دشواری ارتباط با برخی مؤسسات علمی، محدودیت‌های مالی و تأثیر فشارهای سیاسی بر همکاری‌های بین‌المللی از مهم‌ترین موانع خارجی هستند.

وی ادامه داد: در داخل کشور نیز کمبود بودجه، موازی‌کاری نهادها، پیچیدگی فرایندهای اداری و حساسیت‌های نظارتی، روند توسعه همکاری‌های علمی را دشوار کرده‌اند.

به گفته وی، بخش عمده بودجه آموزش عالی صرف حقوق، دستمزد و هزینه‌های جاری می‌شود و منابع محدودی برای برنامه‌هایی مانند فرصت‌های مطالعاتی استادان، تبادل دانشجو و همکاری‌های پژوهشی باقی می‌ماند.

یکی دیگر از مشکلات، محدود شدن همکاری‌ها به امضای تفاهم‌نامه‌ها و برگزاری دیدارهای رسمی است. این توافق‌ها اگر پس از امضا به برنامه‌های اجرایی، پروژه‌های مشترک و ارتباط مستمر میان پژوهشگران تبدیل نشوند، اثرگذاری محدودی خواهند داشت.

از این رو، لازم است همکاری‌های علمی از سطح مدیریت دانشگاه‌ها به سطح استادان، گروه‌های آموزشی، آزمایشگاه‌ها و تیم‌های پژوهشی گسترش یابد. همچنین، هماهنگی میان نهادهای مسئول و ایجاد فرایندهای شفاف و قابل پیش‌بینی می‌تواند از سردرگمی پژوهشگران بکاهد.

در این چارچوب، ملاحظات امنیتی و ضرورت حفاظت از فناوری‌های حساس باید با نیاز به تعامل علمی متوازن شوند. راهکار پیشنهادی، ایجاد سازوکارهایی است که ضمن رعایت ضوابط قانونی و امنیتی، مسیر همکاری‌های علمی معتبر و کم‌خطر را روشن و قابل پیگیری کنند.

قبول در ادامه به راهکارهایش برای تداوم همکاری‌های علمی بین‌المللی اشاره کرد و گفت: بهره‌گیری از ظرفیت فرهنگی و تمدنی ایران نخستین راهکار در این زمینه است. به گفته وی، زبان و ادبیات فارسی، تاریخ و ایران‌شناسی می‌توانند حتی در شرایط دشوار سیاسی، پیوند دانشگاه‌های ایران با مراکز علمی خارجی را حفظ کنند. بر اساس آمار نشست، ایران حدود ۴۰۰ کرسی زبان و ادبیات فارسی در جهان و ۱۲۰ گروه زبان فارسی در هند دارد که بستری برای همکاری در علوم انسانی و پژوهش‌های میان‌رشته‌ای فراهم می‌کند.

وی استادمحور کردن همکاری‌های علمی را دومین راهکار عنوان کرد و گفت: با توجه به محدودیت ارتباط رسمی دانشگاه‌ها، ارتباط مستقیم استادان و پژوهشگران می‌تواند مسیر جایگزینی برای تداوم تعاملات باشد؛ از جمله مشارکت استادان ایرانی در راهنمایی دانشجویان شاغل به تحصیل در خارج، برگزاری دوره‌های مشترک، انتشار مقالات و اجرای طرح‌های پژوهشی مشترک. وی جمعیت حدود ۱۰۰ هزار نفری دانشجویان ایرانی خارج از کشور و حدود ۷۵ هزار دانشجوی بین‌المللی در دانشگاه‌های ایران را ظرفیتی مهم در این زمینه خواند و پیشنهاد کرد پژوهش‌های مشترک ایران و عراق درباره مسائل دو کشور طراحی شود.

قبول فعال‌سازی ظرفیت ایرانیان خارج از کشور را سومین راهکار دانست و اظهار کرد: بر پایه آمار ارائه‌شده، حدود دو میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند که بخشی از آنان در دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و شرکت‌های دانش‌بنیان فعال‌اند. به باور وی، این ظرفیت در صورت طراحی برنامه‌های مشخص و تبدیل ارتباطات مقطعی به همکاری مستمر، می‌تواند در انتقال تجربه، توسعه فناوری و ایجاد شبکه‌های همکاری مؤثر واقع شود.

وی استفاده از سازمان‌های بین‌المللی و ابزارهای مجازی را چهارمین راهکار برشمرد و گفت: سازمان‌هایی مانند یونسکو، بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اکو می‌توانند زمینه‌ساز توسعه ارتباطات علمی باشند و نشست‌ها و مشاوره‌های مجازی، هزینه و دشواری ارتباطات حضوری را کاهش می‌دهند.

قبول در پایان اعلام کرد در ۹ ماه گذشته، ۱۵۰ شاخص همکاری علمی و بین‌المللی روند افزایشی داشته‌اند؛ موضوعی که به گفته وی نشان‌دهنده ظرفیت‌های موجود برای گسترش تعاملات علمی است.

ظرفیت علمی ایران و ضرورت تقویت شبکه‌های جهانی

صنم صلواتی، مدرس دانشگاه ارومیه، نیز در این نشست با تأکید بر توان علمی کشور، به شاخص‌هایی اشاره کرد که از ظرفیت ایران برای حضور مؤثرتر در عرصه بین‌المللی حکایت دارند.

به گفته وی، ایران در هدایت علمی مقالات مشترک، با توجه به شاخص‌هایی مانند نویسنده اول یا نویسنده مسئول بودن، جایگاه دوم را پس از چین دارد. همچنین در نشست به ثبت ۷۸ هزار و ۱۰۲ سند علمی در پایگاه اسکوپوس اشاره شد.

وی همچنین بر ضرورت بین‌المللی‌سازی فناوری تأکید کرد. از دیدگاه او، دانشگاه‌ها باید علاوه بر تولید مقاله، در انتقال فناوری، تجاری‌سازی دستاوردهای پژوهشی و صادرات محصولات شرکت‌های دانش‌بنیان نقش بیشتری داشته باشند. چنین رویکردی می‌تواند دانشگاه را از نهادی صرفاً آموزشی و پژوهشی به نهادی ارزش‌آفرین و ثروت‌آفرین تبدیل کند.

صلواتی با انتقاد از آموزش جزوه‌محور، یادگیری مهارت‌های پژوهشی، نوآوری، ایده‌پردازی و آشنایی با فرصت‌های گرنت و رقابت‌های علمی بین‌المللی را ضروری دانست. به اعتقاد وی، دانشگاه باید به دانشجویان بیاموزد چگونه دانش تولید کنند، مسائل واقعی را حل کنند و از نتایج پژوهش خود ارزش علمی و اقتصادی بیافرینند.

بر اساس داده‌های مطرح‌شده در نشست، مقالات ایران حدود ۱۲ درصد بیشتر از میانگین جهانی استناد دریافت کرده‌اند. این شاخص می‌تواند نشانه‌ای از کیفیت قابل توجه بخشی از تولیدات علمی کشور باشد؛ هرچند کیفیت مقالات به‌تنهایی برای ارزیابی کامل عملکرد دانشگاه‌ها کافی نیست و باید در کنار شاخص‌هایی مانند حجم تولید علمی، تأثیر اجتماعی، انتقال فناوری و تنوع همکاری‌ها بررسی شود.

یکی از ضعف‌های مطرح‌شده، تمرکز بالای شبکه همکاری‌های علمی بر تعداد محدودی از کشورها بود. طبق آمار ارائه‌شده، حدود ۶۴ درصد ارتباطات علمی مورد اشاره به آمریکا و چین مربوط می‌شد. چنین تمرکزی می‌تواند شبکه همکاری‌ها را در برابر تغییرات سیاسی و محدودیت‌های بین‌المللی آسیب‌پذیر کند. بنابراین، گسترش ارتباطات با دانشگاه‌ها و پژوهشگران کشورهای مختلف و ایجاد شبکه‌ای متنوع‌تر، ضرورتی راهبردی است.

صلواتی با طرح پیشنهاد «گشایش هوشمند» برای اصلاح وضعیت تأکید کرد که توسعه همکاری‌های علمی باید با سازوکارهای شفاف، حمایت‌های هدفمند و رعایت الزامات قانونی همراه باشد.

به گفته وی، یکی از مشکلات موجود، طولانی بودن فرایندهای اداری برای بررسی درخواست‌های همکاری بین‌المللی است که گاهی پنج تا شش هفته زمان می‌برد.

وی پیشنهاد کرد قاعده ۱۴ روزه بررسی شود؛ بر اساس این پیشنهاد، اگر پژوهشگر درخواست خود را به مراجع علمی و بین‌المللی ارائه کند و ظرف ۱۴ روز پاسخی دریافت نکند، سکوت به منزله تأیید تلقی شود. این موضوع در حد یک پیشنهاد مطرح‌شده در نشست است و اجرای آن نیازمند بررسی حقوقی، تعیین استثناهای لازم و هماهنگی با ضوابط امنیتی و اداری خواهد بود.

همچنین، استفاده از تجربه کشورهایی مانند چین، روسیه و کوبا در طراحی گرنت‌های حمایتی، تشویق همکاری‌های علمی و ارزیابی چندبعدی عملکرد پژوهشگران می‌تواند برای ایران مفید باشد؛ مشروط بر آنکه این تجربه‌ها متناسب با شرایط کشور بازطراحی شوند.

از دیگر پیشنهادها می‌توان به تشکیل کارگروه‌های ملی و بین‌المللی، اختصاص گرنت‌های پژوهشی با استفاده از منابع موجود، حضور فعال‌تر در نظام‌های رتبه‌بندی دانشگاهی و تدوین بسته‌های حمایتی برای پژوهشگران اشاره کرد.

صلواتی بر ضرورت تدوین برنامه عملیاتی ۹۰ روزه تأکید کرد. در این چارچوب، اقداماتی مانند تشکیل کارگروه ملی، شناسایی فرصت‌های همکاری، انتشار فراخوان‌های حمایتی، بررسی موانع اداری و برنامه‌ریزی برای حضور مؤثرتر دانشگاه‌ها در مجامع بین‌المللی می‌توانند در اولویت قرار گیرند.

مجموع دیدگاه‌های مطرح‌شده در نشست نشان می‌دهد که بین‌المللی‌سازی آموزش عالی ایران بیش از آنکه به افزایش صرف تعداد دانشجویان خارجی یا امضای تفاهم‌نامه‌های جدید وابسته باشد، به اصلاح سیاست‌ها، تقویت کیفیت علمی و ایجاد شبکه‌های پایدار همکاری نیاز دارد.