بازی‌های آسیایی ناگویا برای ورزش بانوان ایران روایتی دوگانه داشت؛ جایی که ۴ چهره مطرح و مدال‌آور رزمی از رسیدن به مدال بازماندند، اما چند ورزشکار جوان و کمترشناخته‌شده توانستند خود را به عنوان نسل آینده ورزش ایران مطرح کنند.

بازی‌های آسیایی ناگویا برای ورزش ایران، به‌ویژه در بخش بانوان، روایتی دوگانه داشت، روایتی که از یک سو درخشش چهره‌های جوان و کمترشناخته‌شده را به همراه داشت و از سوی دیگر، ناکامی چند نام بزرگ و مدال‌آور ورزش ایران را به موضوعی قابل تأمل تبدیل کرد. در رشته‌های رزمی، جایی که پیش از آغاز رقابت‌ها نگاه‌ها به چند ستاره شناخته‌شده دوخته شده بود، نتیجه نهایی بیش از آنکه مطابق پیش‌بینی‌ها پیش برود، نشان داد فاصله میان انتظار و عملکرد گاهی می‌تواند بسیار معنادار باشد.

پیش از آغاز بازی‌های آسیایی، چهار نام بیش از سایرین در میان بانوان رزمی‌کار ایران برای کسب مدال مطرح بودند؛ زهرا کیانی، فاطمه صادقی، آتوسا گلشاد نژاد و ناهید کیانی. ۴ ورزشکار با سابقه، که طبیعی بود بخش قابل توجهی از امید کاروان ایران برای افزایش تعداد مدال‌ها به آنها گره بخورد، اما در پایان هیچ‌کدام نتوانستند به مدال مورد انتظار دست پیدا کنند.

زهرا کیانی، پرچمدار کاروان ایران و یکی از چهره‌های باسابقه و شناخته‌شده تالو، با توجه به تجربه حضور و مدال‌آوری در بازی‌های آسیایی یکی از امید‌های جدی ایران محسوب می‌شد. با این حال رقابت در ناگویا برای او مطابق انتظار پیش نرفت و این ورزشکار باتجربه از رسیدن به مدال بازماند. اهمیت این اتفاق تنها در از دست رفتن یک مدال خلاصه نمی‌شود چراکه کیانی از جمله ورزشکارانی بود که به واسطه جایگاهش انتظارات زیادی را نیز با خود به میدان برد.

ستاره‌ها زیر فشار، جوان‌ها روی سکو/ ناگویا چه درسی به ورزش بانوان ایران داد؟

در کاراته نیز فاطمه صادقی در کاتای انفرادی یکی از گزینه‌های جدی ایران برای ایستادن روی سکو بود. ورزشکاری که از نظر فنی توانایی رقابت با مدعیان قاره را دارد، اما این بار نتوانست در بخش انفرادی به مدال برسد و بزرگترین و شاید تنها شانس خود برای تاریخ‌سازی را از دست داد. شاید یکی از نکات قابل توجه ناگویا همین باشد که صرف داشتن سابقه، تجربه و کیفیت فنی بالا، لزوما تضمین‌کننده موفقیت در یک میدان بزرگ نیست و عوامل دیگری می‌توانند در تعیین نتیجه نهایی نقش داشته باشند.

داستان آتوسا گلشادنژاد، اما متفاوت و شاید تلخ‌تر بود. قهرمان جهان، آسیا و بازی‌های کشور‌های اسلامی که پیش از آغاز مسابقات یکی از جدی‌ترین گزینه‌های ایران برای کسب مدال طلا محسوب می‌شد، حتی فرصت نزدیک شدن به سکوی مسابقات را پیدا نکرد و در همان مبارزه نخست مقابل نماینده ژاپن شکست خورد و از دور رقابت‌ها کنار رفت. گلشادنژاد که در ابتدا به عنوان پرچمدار اول کاروان ایران انتخاب شده بود و سپس از این مسئولیت انصراف داد، با وزنه سنگین انتظارات وارد مسابقات شده بود، انتظاراتی که شکست در همان مسابقه نخست را برای او و مجموعه کاراته ایران به نتیجه‌ای بسیار دور از پیش‌بینی‌ها تبدیل کرد.

ستاره‌ها زیر فشار، جوان‌ها روی سکو/ ناگویا چه درسی به ورزش بانوان ایران داد؟

در تکواندو نیز ناهید کیانی، یکی از پرافتخارترین چهره‌های تاریخ تکواندوی بانوان ایران نتوانست به مدال برسد. ورزشکاری که سابقه نایب‌قهرمانی المپیک و قهرمانی جهان را در کارنامه دارد و بسیاری او را از استعداد‌های کم‌نظیر تکواندوی ایران و آسیا می‌دانند، این بار در ناگویا به نتیجه‌ای که از او انتظار می‌رفت دست پیدا نکرد. وقتی چنین ورزشکاری با چنین سطحی از تجربه و افتخار از رسیدن به مدال بازمی‌ماند، شاید بد نباشد به جای آنکه صرفا نتیجه را به روز بد یا شکست ورزشی تقلیل دهیم، مجموعه عواملی را بررسی کنیم که می‌تواند بر عملکرد یک قهرمان در مهم‌ترین میدان‌ها اثرگذار باشد.

در سوی دیگر، اما ناگویا برای چند چهره جوان‌تر، تبدیل به سکوی معرفی و اثبات توانایی شد. فاطمه‌زهرا سعیدیآبادی در کاراته یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها بود. عملکرد او نشان داد که می‌تواند در آینده به یکی از چهره‌های مهم کاراته بانوان ایران تبدیل شود و اگر داوری منصفانه‌تر بود، حتی می‌توانست به مدال طلا دست پیدا کند. فارغ از بحث داوری و اتفاقاتی که در جریان رقابت رخ داد، آنچه اهمیت دارد ظهور ورزشکاری است که نشان داد ظرفیت رقابت در بالاترین سطح آسیا را دارد.

ساغر مرادی نیز در تکواندو از جمله جوانانی بود که توانست در ناگویا برای خود نامی دست و پا کند. شاید پیش از مسابقات کمتر کسی درباره او با همان ادبیاتی صحبت می‌کرد که درباره ستاره‌های نام‌آشنای تکواندو به کار می‌رفت، اما حضور او نشان داد نسل جدید تکواندوی بانوان ایران می‌تواند حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد و سرمایه‌گذاری روی این نسل باید جدی‌تر دنبال شود.

ستاره‌ها زیر فشار، جوان‌ها روی سکو/ ناگویا چه درسی به ورزش بانوان ایران داد؟

در کاتای تیمی بانوان نیز اتفاق مهمی رقم خورد. تیم سه نفره ایران نشان داد که در قالب یک تیم می‌تواند بسیار جذاب‌تر و قدرتمندتر از چیزی باشد که در بخش انفرادی تصور می‌شود. هماهنگی، انسجام و ظرفیت فنی این تیم نشان داد که کاتای تیمی بانوان ایران می‌تواند در سال‌های آینده یکی از بخش‌هایی باشد که باید برای آن برنامه‌ریزی جدی‌تری انجام شود.

مجموع این اتفاقات یک سوال مهم را پیش روی ورزش ایران قرار می‌دهد، چرا در برخی موارد، ورزشکارانی که کمترین میزان فشار و توقع رسانه‌ای را روی دوش خود دارند، بهتر از ستاره‌هایی که همه از آنها انتظار مدال طلا دارند، ظاهر می‌شوند؟

البته نمی‌توان صرفا بر اساس نتایج یک دوره از بازی‌های آسیایی، نسخه‌ای قطعی برای پاسخ به این سوال پیچید. ورزش قهرمانی مجموعه‌ای از عوامل فنی، بدنی، تاکتیکی، روانی، داوری و حتی شرایط روز مسابقه است. با این حال، تکرار چنین اتفاقاتی باید برای مسئولان ورزش و فدراسیون‌ها یک علامت هشدار باشد.

واقعیت این است که ورزشکار حرفه‌ای فقط به تمرین بدنی و آماده‌سازی فنی نیاز ندارد. هرچه جایگاه یک ورزشکار بالاتر می‌رود، مدیریت ذهن و فشار روانی نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ورزشکاری که قرار است با عنوان قهرمان جهان، قهرمان آسیا، نایب‌قهرمان المپیک یا پرچمدار کاروان وارد میدان شود، علاوه بر حریف روبه‌رو، با یک حریف نامرئی دیگر هم مبارزه می‌کند؛ انتظاراتی که از سوی رسانه‌ها، افکار عمومی، خانواده، فدراسیون و حتی خودش شکل گرفته است.

گاهی همین فشار می‌تواند باعث شود ورزشکار در لحظه مسابقه نتواند همان توانایی‌ای را که بار‌ها در تمرین و رقابت‌های قبلی نشان داده، به نمایش بگذارد. در رشته‌های رزمی که یک اشتباه کوچک می‌تواند سرنوشت مسابقه را تغییر دهد، این موضوع اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. ورزشکاری که باید در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد، اگر بخش قابل توجهی از انرژی ذهنی خود را صرف ترس از شکست، قضاوت دیگران یا سنگینی توقعات کند، طبیعی است که بخشی از ظرفیت واقعی‌اش در میدان مسابقه آزاد نشود.

به همین دلیل، شاید لازم باشد نگاه ورزش ایران به روان‌شناسی ورزشی از یک موضوع جانبی و تشریفاتی به یک بخش جدی از فرایند آماده‌سازی قهرمانان تغییر کند. وقتی ورزشکاری در رده‌های پایه یا در مسابقات آسیایی و جهانی چند مدال کسب می‌کند و به یک چهره شاخص تبدیل می‌شود، باید از همان زمان برای مدیریت شهرت، فشار رسانه‌ای، انتظارات و حضور در مسابقات بزرگ‌تر روی او کار شود.

ستاره‌ها زیر فشار، جوان‌ها روی سکو/ ناگویا چه درسی به ورزش بانوان ایران داد؟

حضور یک روان‌شناس ورزشی در کنار قهرمان نباید فقط زمانی اتفاق بیفتد که ورزشکار دچار افت یا بحران شده است. همان‌طور که ورزشکار ماه‌ها برای آمادگی جسمانی و فنی خود برنامه دارد، باید برای آمادگی ذهنی نیز برنامه مشخصی داشته باشد. مدیریت اضطراب، کنترل هیجان، تمرکز در لحظه مسابقه، کنار آمدن با شکست، مدیریت توقعات و حتی نحوه مواجهه با رسانه‌ها، مهارت‌هایی هستند که می‌توان آنها را آموزش داد و تقویت کرد.

از این منظر، ناگویا را نباید صرفا با تعداد مدال‌های از دست‌رفته قضاوت کرد. این بازی‌ها در بخش بانوان رزمی ایران یک تصویر مهم‌تر نیز ارائه دادند؛ اینکه سرمایه انسانی ورزش ایران تنها محدود به چند ستاره شناخته‌شده نیست و نسل جوانی در حال ظهور است که می‌تواند در سال‌های آینده جایگاه مهمی در ورزش قهرمانی کشور داشته باشد.

بانوان ایران در کاروان شهدای میناب در بازی‌های آسیایی ناگویا در مجموع عملکرد قابل قبولی داشتند و در بسیاری از رشته‌ها نشان دادند که می‌توان روی ظرفیت آنها حساب کرد، اما در رشته‌های رزمی، یک تناقض قابل توجه شکل گرفت؛ برخی از نام‌هایی که کمتر مورد توجه بودند، درخشیدند و برخی از چهره‌هایی که همه از آنها انتظار مدال داشتند، دست خالی ماندند.

این اتفاق نه باید به معنای زیر سوال بردن ستاره‌های ورزش ایران تعبیر شود و نه باید موفقیت جوانان را صرفاً یک اتفاق مقطعی دانست. اتفاقا بهترین واکنش، آسیب‌شناسی علمی این نتایج است. باید بررسی شود که آیا شیوه آماده‌سازی، برنامه مسابقات، شرایط اردو، فشار رسانه‌ای، مدیریت انتظارات، مسائل فنی یا عوامل روانی در این نتایج نقش داشته‌اند.

شکست قهرمانان بزرگ بخشی از ذات ورزش است و هیچ ورزشکاری نمی‌تواند همیشه پیروز باشد، اما اگر قرار است ورزشکاران ایران در میدان‌هایی بزرگ‌تر از بازی‌های آسیایی، از جمله مسابقات جهانی و المپیک، بهترین نسخه خود را ارائه کنند، باید از همین حالا برای تمام جزئیات آماده‌سازی آنها برنامه داشت.

ناگویا برای ورزش ایران می‌تواند یک درس مهم داشته باشد، اینکه مدال‌آوری فقط محصول استعداد و تمرین نیست. گاهی یک قهرمان برای رسیدن به سکوی بزرگ، بیش از هر چیز باید یاد بگیرد چگونه با وزن سنگین توقعاتی که روی شانه‌هایش قرار گرفته، کنار بیاید. اگر این مسئله به شکل علمی مدیریت شود، شاید در مسابقات بعدی شاهد باشیم که هم ستاره‌های بزرگ به جایگاه واقعی خود بازمی‌گردند و هم جوانانی مانند سعیدی‌آبادی و مرادی، به ستاره‌های آینده ورزش بانوان ایران تبدیل می‌شوند.