تهران- ایرنا- تیم ملی واترپلو ایران بعد از کسب مدال در بازیهای آسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا، امسال در ناگویا عملکرد چندان مطلوبی نداشت و به مدال نرسید و حالا باید مشخص شود چرا این رشته از کسب مدال فاصله گرفته است.
به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، تیم ملی واترپلو ایران دو دوره گذشته بازیهای آسایی و در جاکارتا موفق شد مدال را کسب کند، اما در ناگویا با شکست برابر چین از کسب مدال بازماند. این در حالی است که واترپلو ایران در مقابل همین چین در فینال یازدهمین دوره رقابت های ورزشهای آبی قهرمانی آسیا نیز شکست خورده بود.
درست است که شکست بخشی جداناپذیر از ورزش قهرمانی است اما وقتی شما در مقابل یک تیم در چند سال متوالی شکست میخورید دیگر این یک شکست معمولی نیست. آن هم در دورهای که واترپلو یکی از تیمهایی بود که شانس کسب مدال داشت اما از رسیدن به آن ناکام ماند. سوال اصلی از فدراسیون ورزشهای آبی این خواهد بود که آیا تیم واترپلو با این کادرفنی و با برنامهریزی مناسب با سطح رقابتهای آسیایی راهی ناگویا شد یا بار دیگر نتیجه نهایی باید بهانهای برای بررسی تصمیمهایی باشد که پیش از آغاز مسابقات گرفته شدند؟ وقتی شما با یک کادرفنی در مسابقاتی شرکت میکنید و در نهایت نمیتوانید به هدفی که داشتید دست پیدا کنید، قطعا باید برای ادامه همکاری با این کادر شک و تردیدهایی صورت بگیرد اما در واترپلو این اتفاق صورت نگرفت.
این پرسش از مدتها قبل درباره واترپلوی ایران مطرح بوده که آیا مجموعه فنی تیم ملی از توانایی لازم برای رساندن تیم به سطح مدالآوری برخوردار است یا خیر. هنگامی که درباره ظرفیت کادرفنی تردید وجود دارد، وظیفه مدیریت فدراسیون آن است که پیش از رسیدن به مسابقات اصلی این تردیدها را با ارزیابی تخصصی برطرف کند. نه اینکه صرفاً بر انتخاب قبلی خود پافشاری کند و امیدوار باشد نتیجه مسابقات درستی آن تصمیم را ثابت کند.
در رشتههای تیمی قهرمانی باید اصرار بر یک انتخاب از فاکتورهای قابل دفاع برخوردار باشد. در غیر این صورت پافشاری بر تصمیم گذشته میتواند فرصت اصلاح مسیر را از تیم بگیرد. چهارمی ناگویا بهتنهایی اثبات نمیکند که تمام مشکلات تیم ناشی از کادر فنی بوده، اما قطعا نوک پیکان انتقادات باید به سمت کادری باشد که زمان مناسب برای حضور در این رقابتها داشته است.
مسئولیت انتخاب سرمربی و مجموعه مربیگری با فدراسیون است. بنابراین همانطور که نمیتوان همه مسئولیت یک شکست را بر دوش بازیکنان گذاشت نمیتوان مدیریت فنی تیم را نیز از نتیجهای که به دست آمده جدا دانست. اگر کادر فنی انتخابشده نتوانسته تیم را به هدف نزدیک کند، باید عملکرد آن با شاخصهای مشخص بررسی شود و نتیجه این ارزیابی مبنای تصمیمگیری آینده قرار گیرد.
وعده مربی خارجی؛ چرا باید دوباره از نقطه اول شروع کرد؟
استفاده از مربی خارجی یکی از موضوعاتی است که در بحث ارتقای سطح فنی واترپلو ایران مطرح میشود. چنین تصمیمی میتواند مفید باشد اما تنها در صورتی که انتخاب مربی بر اساس نیازهای واقعی تیم و با برنامهای روشن انجام شود. واترپلوی ایران برای رقابت با قدرتهای آسیایی به مربیای نیاز دارد که تجربه هدایت تیمهای بزرگسالان در سطح بالا، توانایی طراحی برنامه تاکتیکی و مهارت مدیریت مسابقات حساس را داشته باشد.
انتخاب مربی نباید صرفاً به سابقه همکاری با یک تیم خارجی یا حضور در یک کشور دیگر محدود شود. آنچه اهمیت دارد کیفیت فنی، کارنامه قابل ارزیابی و توانایی ایجاد تغییر در عملکرد تیم است. اگر قرار است پس از ناگویا مربی خارجی جدیدی به کادرفنی اضافه شود، باید این سؤال مطرح شود که چرا چنین تصمیمی پیش از رقابتهای مهم اتخاذ نشد و آیا امکان تقویت مجموعه مربیان در زمان مناسب وجود نداشت؟ اگر از مدتها قبل نیاز به ارتقای کادرفنی احساس میشد انتظار میرفت فدراسیون با بررسی گزینههای موجود و برنامهریزی زودهنگام شرایط را برای آمادهسازی بهتر تیم فراهم کند.
قطعا حضور یک مربی خارجی به تنهایی نمیتواند موفقیت و کسب را تضمین کند. باید امکانات لازم برای مسیر پیشرفت نیز در اختیار این مربی قرار بگیرد تا با برنامهریزی مناسب و دقیق در مسیر مشخص قرار بگیرند و قطعا همه این موارد در دوره کوتاه امکانپذیر نیست.
یکی دیگر از موضوعاتی که باید در تیم ملی واترپلو ایران مورد بررسی قرار گیرد، ضرورت جوانگرایی است. قطعا جوانگرایی لازمه پشتوانهسازی برای تیم ملی واترپلو است اما نباید این موضوع تبدیل به راهحلی برای فرار از پاسخگویی مسئولین تبدیل شود. تیمی که در ترکیب خود بازیکنان جوان و باتجربه دارد، لزوماً به تغییر نسل گسترده نیازمند نیست. تیم ملی واترپلو ایران در بازیهای ناگویا با میانگین سنی حدود ۲۴ سال راهی رقابتها شد. رقمی که در مقایسه با میانگینهای اعلامشده برای چین، ژاپن و قزاقستان، از جوان بودن ترکیب ایران حکایت دارد.
قطعا بازیکنی که در چند دوره از رقابتها به میدان رفته میتواند با استفاده از تجربه خود در دقایق حساس مخصوصا در این رشته سرنوشت بازی را تغییر دهد. صرف اینکه ما فقط در تیم جوانگرایی انجام دهیم و در پایان مسابقات این مسئله را تبدیل به راهحلی برای فرار از پاسخگویی کنیم اصلا درست نیست و در همین دوره از رقابتهای تیمهای مدعی بازیکنانی بالای ۳۰ تا ۴۰ سال در ترکیب اصلی خود داشتند.
از برنز جاکارتا تا چهارمی ناگویا؛ چه چیزی تغییر کرده است؟
مدال برنز جاکارتا در سال ۲۰۱۸ نشان داد که واترپلوی ایران ظرفیت رقابت برای قرار گرفتن روی سکوی آسیا را دارد. اکنون پس از هشت سال، چهارمی ناگویا بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا برنامه توسعه این رشته توانسته است آن ظرفیت را حفظ و تقویت کند؟ چرا واترپلو ایران به جای پیشرفت و رسیدن به فینال باید نتواند همان مدال برنز را کسب کند؟ فدراسیون باید برنامهریزی که در این ۸ سال صورت گرفته را یکبار دیگر بررسی کند و دلایل ناکامی به صورت روشن مورد بررسی قرار بگیرد.
موفقیت در جاکارتا نباید تنها به خاطرهای برای یادآوری روزهای خوب تبدیل شود و چهارمی ناگویا نیز نباید صرفاً نتیجهای باشد که پس از مدتی از حافظه ورزشی کنار گذاشته میشود. هر دو نتیجه باید در کنار عملکرد فنی تیم، برنامههای آمادهسازی و تصمیمهای مدیریتی قرار گیرند تا مشخص شود واترپلو ایران در چه مسیری حرکت کرده و برای بازگشت به جمع مدالآوران به چه تغییراتی نیاز دارد.
اگر در این فاصله ضعفهایی در ساختار فنی یا برنامهریزی وجود داشته است باید شناسایی و اصلاح شود. اگر هم بخشی از ناکامی به قدرت گرفتن رقبا یا شرایط خاص مسابقات مربوط بوده این عوامل باید با شواهد و تحلیل فنی مشخص شوند. توضیح دقیق دلایل شکست.نخستین قدم برای جلوگیری از تکرار آن است.
مسئولیت فدراسیون؛ فراتر از پذیرفتن شکست
پس از هر ناکامی، پذیرش مسئولیت از سوی مدیران اهمیت دارد. اما مسئولیتپذیری زمانی معنا پیدا میکند که به تصمیمهای عملی منجر شود. صرف اعلام اینکه عملکرد تیم باید بررسی شود یا در آینده از مربی خارجی استفاده خواهد شد برای روشن شدن تکلیف واترپلو ایران کافی نیست. فدراسیون ورزشهای آبی باید مشخص کند که ارزیابی عملکرد تیم ملی چگونه انجام خواهد شد، چه شاخصهایی برای بررسی کادر فنی در نظر گرفته میشود و برنامه آینده برای آمادهسازی تیم چیست. همچنین لازم است وضعیت مسابقات تدارکاتی، نحوه انتخاب بازیکنان، برنامه تمرینات و میزان هماهنگی مجموعه فنی مورد بررسی قرار گیرد.
این بررسی نباید به یافتن یک مقصر محدود شود. بازیکنان، مربیان و مدیران هر کدام نقش متفاوتی در عملکرد تیم دارند و ارزیابی منصفانه باید مسئولیت هر بخش را بهدرستی مشخص کند. با این حال مسئولیت نهایی سیاستگذاری، انتخاب کادرفنی و نظارت بر عملکرد تیم بر عهده مدیریت فدراسیون است. مسئولیتی که نمیتوان آن را صرفاً به شرایط مسابقه یا عملکرد بازیکنان واگذار کرد.
واترپلوی ایران برای بازگشت به سکو به تصمیمهایی نیاز دارد که بر اساس واقعیتهای فنی گرفته شوند. انتخاب مربی مناسب، حفظ و پرورش بازیکنان مستعد، برنامهریزی برای رقابت با تیمهای برتر آسیا و ارزیابی مستمر عملکرد، اجزای یک مسیر واحد هستند. هیچکدام از این اقدامات بهتنهایی کافی نیست اما نادیده گرفتن هر یک میتواند رسیدن به هدف را دشوارتر کند.
چهارمی ناگویا؛ زنگ خطر برای واترپلوی ایران
نتیجه ناگویا را نمیتوان همتراز با هدف کسب مدال ارزیابی کرد. تیم ملی ایران فرصت قرار گرفتن روی سکوی بازیهای آسیایی را از دست داد و اکنون باید روشن شود که این ناکامی حاصل چه عواملی بوده و چه تصمیمهایی برای جلوگیری از تکرار آن اتخاذ خواهد شد.
مسئله فقط شکست مقابل چین نیست. مسئله، کیفیت تصمیمهایی است که تیم را به این نقطه رساندهاند. اگر انتخاب کادرفنی نیازمند بازنگری بوده، باید این بازنگری بر اساس ارزیابی تخصصی انجام شود. اگر برنامه آمادهسازی ضعف داشته، باید اصلاح شود. اگر ترکیب تیم نیازمند تغییر است این تغییر باید با شناخت ظرفیت بازیکنان و چشمانداز بلندمدت واترپلو صورت گیرد، نه با تصمیمهای مقطعی و واکنشی.
