پژوهشی از دانشگاه ساوتهمپتون نشان میدهد افرادی که برای دریافت توصیههای مرتبط با سلامت به اینترنت مراجعه میکنند، گاهی احساس میکنند چارهای جز اعتماد به وبسایتهایی که از آنها بازدید میکنند ندارند. آنها حتی اگر نسبت به امنیت اطلاعات شخصی خود نگرانیهایی داشته باشند نیز حاضر به استفاده از این وبسایتها هستند؛ محققان توضیح میدهند
آنها حتی اگر نسبت به امنیت اطلاعات شخصی خود نگرانیهایی داشته باشند نیز حاضر به استفاده از این وبسایتها هستند؛ محققان توضیح میدهند که سهولت دسترسی، راحتی استفاده و مهمتر از همه، نبود گزینههای جایگزین باعث میشود کاربران نگرانیهای خود درباره حریم خصوصی و امنیت دادهها را نادیده بگیرند.
این گروه پژوهشی، احساسات افرادی را بررسی کرد که با فناوریهای اینترنتی و وبسایتهای مجهز به هوش مصنوعی، بهویژه در حوزه سلامت الکترونیک، سروکار دارند؛ شرکتکنندگان این تحقیق هم افرادی بودند که تجربه زندگی با مشکلات سلامت روان را داشتند و هم کسانی که چنین تجربهای نداشتند.
نتایج نشان داد سطح اعتماد به این فناوریها تفاوت مشخصی میان این دو گروه ندارد. بااینحال، هر دو گروه نگرانیهایی درباره قابلاعتماد بودن فناوریهای دیجیتال داشتند و به نوعی از تسلیم شدن در برابر شرایط دیجیتال اشاره کردند؛ احساسی که برای مثال، هنگام مواجهه با قابلیتهایی مانند کوکیهای وبسایتها به وجود میآید.
دکتر اما پالمر کوپر، روانشناس و نویسنده اصلی تحقیق، درباره انگیزه انجام این پژوهش توضیح داد:
نگرانی اولیه ما این بود که افراد مبتلا به مشکلات جدی سلامت روان، که گاهی ممکن است نسبت به دیگران و فناوریهای اینترنتی بیاعتمادی بیشتری داشته باشند، به دلیل بدبینی یا ترس از استفاده از فناوریهای اینترنتی طراحیشده برای کمک به آنها خودداری کنند.
ما پژوهش را برای بررسی همین احتمال آغاز کردیم، اما نتایج نشان داد این موضوع اهمیت کمتری دارد و نگرانیهای عمومیتر درباره اعتماد به فناوریهای دیجیتال، که میان هر دو گروه از شرکتکنندگان مشترک بود، نقش پررنگتری ایفا میکند.
محققان برای بررسی این موضوع، در سال ۲۰۲۳ طی یک دوره هشتماهه با ۲۲ بزرگسال ساکن بریتانیا مصاحبههایی انجام دادند؛ هشت نفر از شرکتکنندگان تجربه زندگی با مشکلات سلامت روان را داشتند و ۱۴ نفر دیگر فاقد چنین تجربهای بودند.
در مجموع، شرکتکنندگان معتقد بودند میان شرکتهای بزرگ فناوری و کاربران عادی عدم توازن قدرت وجود دارد و همین مسئله به کاهش اعتماد منجر میشود. آنها همچنین اعتماد به فناوری را با اعتماد به سازمانهای ارائهدهنده آن مرتبط میدانستند و درباره احتمال تأثیرگذاری منافع تجاری بر عملکرد این پلتفرمها ابراز نگرانی کردند.
۱۲ نفر از مجموع ۲۲ شرکتکننده اعلام کردند که به اینترنت بهطور کلی اعتماد ندارند؛ بااینحال، همچنان از فناوریهای اینترنتی استفاده میکنند و تنظیمات مربوط به کوکیها را میپذیرند، حتی اگر با آنها موافق نباشند. این افراد راحتی استفاده، صرفهجویی در زمان و مزایای دسترسی آسان را از دلایل اصلی تصمیم خود عنوان کردند. آنها همچنین پذیرفته بودند که برای برخورداری از تجربه کاربری بهتر و امکانات بیشتر، باید بخشی از حریم خصوصی و اعتماد خود را قربانی کنند.
برخی شرکتکنندگان احساس میکردند عملاً گزینه دیگری جز پذیرش کوکیها ندارند. یکی از آنها در اینباره گفت:
اگر کوکیها را نپذیرید، نمیتوانید از بیشتر سرویسهای آنلاین استفاده کنید.
یکی دیگر از شرکتکنندگان توضیح داد:
من به آن اعتماد ندارم، اما همانطور که قبلاً گفتم، برای اینکه بتوانم کاری را که میخواهم انجام دهم، به نوعی مجبورم به آن اعتماد کنم.
یکی از افراد نیز معتقد بود کوکیها به شکلی طراحی شدهاند که بهمرور کاربران را خسته و تسلیم کنند.
در جریان مصاحبهها، شرکتکنندگان بارها بر لزوم ایجاد تعادل میان استفاده از هوش مصنوعی و ارتباط انسانی تأکید کردند. آنها درباره تواناییهای هوش مصنوعی، بهویژه احتمال سوءاستفاده از این فناوری و جایگزین شدن نیروی انسانی با سیستمهای هوشمند، نگرانیهایی داشتند. دو نفر از شرکتکنندگان نیز به ضرورت وضع قوانین و نظارت بیشتر بر این فناوری اشاره کردند.
پروفسور مارک ویل از دانشکده الکترونیک و علوم کامپیوتر دانشگاه ساوتهمپتون درباره نتایج تحقیق گفت:
پژوهش ما نشان میدهد توسعهدهندگان فناوریهای آنلاین و متخصصانی که مداخلات سلامت الکترونیک را به بیماران توصیه میکنند، باید ملاحظات اخلاقی روشنی را در نظر بگیرند. سیستمهای آنلاین باید به شکلی مسئولانه توسعه پیدا کنند تا اعتماد کاربران و استقلال واقعی آنها در تصمیمگیری حفظ شود.
محققان در پایان از متخصصان حوزه سلامت خواستند پیش از معرفی پلتفرمهای دیجیتال به بیماران، درباره نحوه استفاده این سیستمها از اطلاعات شخصی و سیاستهای حفظ حریم خصوصی آنها آگاهی کافی داشته باشند.
آنها همچنین تأکید کردند خدمات سلامت دیجیتال باید در کنار حمایت و ارتباط مستقیم انسانی ارائه شوند، نه اینکه جایگزین کامل آن شوند.
یافتههای این پژوهش در نشریه علمی Behavioral Sciences منتشر شده است.
