سیلیکونولی مدتهاست که وعده داده بود هالیوود را متحول میکند. حالا نوابغ دنیای فناوری به هیولاهای محبوب هالیوود تبدیل شدهاند.
از «تسویهحساب اجتماعی» (The Social Reckoning) تا «مصنوعی» (Artificial)، این روزها نوابغ دنیای فناوری به ابرشرورهای داغ هالیوود تبدیل شدهاند. علاقهی هالیوود به سیلیکونولی با چهار فیلم بزرگ که قرار است غولهای فناوری جنجالی را به تصویر بکشند، به اوج خود خواهد رسید.
در فیلم «تسویهحساب اجتماعی» ساختهی آرون سورکین، جرمی استرانگ نقش مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، را در دنبالهای (یا «قطعهی مکمل»، همانطور که سونی اصرار دارد آن را اینگونه بنامد) بر فیلم «شبکه اجتماعی» (The Social Network) بازی میکند. این فیلم انگار از ما میخواهد در تعریف «هیولا» تجدید نظر کنیم و به جای هیولاهای زیر تختمان، از میلیاردرهای دنیای فناوری و قدرت لجامگسیخته و بیحد و حصر آنها بترسیم.
جرمی استرانگ در نقش مارک زاکربرگ در فیلم «تسویهحساب اجتماعی»
«تسویهحساب اجتماعی» با محوریت قرار دادن ماجرای نشت فایلهای فیسبوک در سال ۲۰۲۱، بهشدت با فیلم ۲۰۱۰ تفاوت دارد. زاکربرگ در فیلم تازه دیگر آن خورهی فناوری متکبری که جسی آیزنبرگ در «شبکه اجتماعی» به تصویر کشیده بود، نیست. زاکربرگ، با بازی جرمی استرانگ که اغلب او را از سریال «وراثت» (Succession) میشناسید، یک کارآفرین حوزهی فناوری و دیکتاتوری با رفتار رباتیک است که قصد دارد استفاده از فیسبوک را افزایش دهد، حتی اگر به معنای تشدید نفرتپراکنی، انتشار اطلاعات نادرست و آسیب رساندن به سلامت روان کاربران باشد.
هر پیشنهادی که حتی میزان تعامل کاربران با این شبکهی اجتماعی را تنها یک درصد کاهش دهد، او را آزردهخاطر میکند. وقتی از او میخواهند وضعیت تبلیغات سیاسی را در این پلتفرم بررسی کند، زاکربرگ از این کار سر باز زده و اصرار دارد که شرکتهای فناوری قاضی حقیقت نیستند. فیسبوک برای او مثل یک تخته سیاه است؛ او نمیتواند کنترل کند که مردم چه چیزهایی رویش مینویسند.
سورکین اصرار دارد که شخصیت زاکربرگِ او یک «ضدقهرمان» است نه یک شرور، شخصی که نیتاش خیر است، اما در عمل ضعیف. با این حال، بازی بیاحساس و مارمولکمانند استرانگ خلاف این گفته را نشان میدهد.
«تسویهحساب اجتماعی» اولین فیلم از چندین فیلم جدیدی است که غولهای حوزهی فناوری را به هیولا تبدیل میکنند. اندرو گارفیلد در فیلم «مصنوعی» ساختهی لوکا گوادانینو، نقش سم آلتمن، یکی از مدیرعاملان OpenAI، را در طول یک بحران پنج روزهی رهبری شرکت به تصویر میکشد؛ پنج روزی که طی آن آلتمن اخراج و سپس دوباره به عنوان مدیرعامل منصوب شد.
تریلر فیلم، که توسعهی اولیهی هوش مصنوعی را نشان میدهد، حس فیلمهای ژانر وحشت روانشناختی را منتقل میکند؛ مخصوصاً زمانی که آلتمن با بازی گارفیلد وارد زیرزمینی تاریک پر از اسلحه میشود.
آلتمن (با بازی گارفیلد) در تریلر فیلم دربارهی هوش مصنوعی میگوید: «ما جعبهی پاندورا را با هم باز میکنیم، آینده اجتنابناپذیر است. کشورها سقوط خواهند کرد، صنایع فرو خواهند پاشید و ما کسانی خواهیم بود که مردم را به این دنیای جدید هدایت میکنیم.»
فیلم «مصنوعی» ساختهی لوکا گوادانینو، اندرو گارفیلد را در نقش سم آلتمن، یکی از مدیرعاملان OpenAI در بحران پنج روزهای به تصویر میکشد که طی آن آلتمن اخراج و دوباره منصوب شد.
با توجه به اینکه از هوش مصنوعی برای هک کردن سیستمهای دولتی استفاده شده و انواع کلاهبرداریها با دیپفیک انجام میشود، این جمله حتی ترسناکتر به نظر میرسد. یکی از کارمندان سابق شرکت ایمنی و تحقیقاتی هوش مصنوعی آنتروپیک حتی هشدار داد که شرکتهای هوش مصنوعی «با زندگی ما قمار میکنند». گارفیلد به این مسئله اذعان کرده و به ورایتی گفته است که دیگر از ChatGPT استفاده نمیکند:
«کمی ترسیدم… به این فناوری بیاعتماد شدم. انگار افرادی که ما را به استفاده از این فناوریها تشویق میکنند، خودشان دقیقاً از ظرفیتهای آن آگاه نیستند. این کمی غیرمسئولانه به نظر میرسد.»
فیلمهای مستند نیز به بزرگترین چهرههای دنیای فناوری پرداختهاند
به جز فیلمهای داستانی، امسال دو مستند بلند داریم که آنها هم با محوریت قرار دادن غولهای دنیای فناوری این روزها حسابی سروصدا کردهاند. فیلم «ماسک» (Musk) ساختهی الکس گیبنی، غول تسلا و اسپیسایکس را در تقریباً چهار ساعت به تصویر میکشد و «میتوانید همه چیز را ببینید» (You Can See Everything) ساختهی نیتن فیلدر و لنس اوپنهایم، پروژهی غافلگیرکنندهی A24 است که الیزابت هولمز، بنیانگذار ترانوس (Theranos)، را در روزهای قبل از شروع دوران محکومیتش در زندان فدرال و پس از آن دنبال میکند. این فیلم سهساعته نیز، که از احتمال بردن اسکار بهترین فیلم برایش حرف میزنند، در جدول اکران اکتبر امسال جای دارد.

پیش از اکران فیلم، ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیساکس، شخصاً به گیبنی و خودِ فیلم حمله کرد؛ او ضمن توصیف این مستند بهعنوان مجموعهای از افراد که «اهداف شخصی و کینهتوزانهای» دارند، کارگردان آن را «انسانی وحشتناک» خواند. در همین حال، الکس اسپیرو، وکیل ماسک، پیش از آنکه فیلم حتی اکران شود، نامهای حقوقی و تهدیدآمیز برای تیم تولید ارسال کرد و بدینوسیله به آنها «اخطار رسمی حقوقی» داد.
پروژهی دیگری نیز ماه نوامبر میآید؛ سریال کوتاه «نوعدوستان» (The Altruists) ساختهی گراهام مور برای نتفلیکس که سقوط صرافی ارز دیجیتال FTX را دنبال میکند و آنتونی بویل در نقش یکی از بنیانگذاران آن، سم بنکمن-فرید، و جولیا گارنر در نقش کارولین الیسون، مدیرعامل Alameda Research، در آن بازی میکنند.
مستند تقریباً چهار ساعتهی «ماسک» گیبنی، به بررسی دوران حضور این میلیاردر فناوری در دولت و مالکیت اسپیس ایکس، تسلا و ایکس میپردازد. قدرت ماسک، که یکی دیگر از بنیانگذاران OpenAI به حساب میآید، آنقدر زیاد است که در تریلر این مستند به عنوان «بیبندوباریترین مرد زمین» و نگرانکنندهتر از آن، یک «سلاح هستهای» توصیف شده است. ماسک با دارایی خالص نزدیک به ۱ تریلیون دلار، بهعنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته میشود و چنین ثروتی قدرت زیادی به همراه دارد. وکلای ماسک پیش از انتشار فیلم تهدید کردند که شکایتی به اتهام افترا علیه او مطرح خواهند کرد، با اینکه هیچ شکایتی رسماً ثبت نشده است.
در همین حال، شرکت آمازون در ماه ژوئن، اندکی پس از آنکه این شرکت قرارداد پرسودی با OpenAI امضا کرد، از کار روی فیلم «مصنوعی» گوادانینو خودداری کرد. آیا این اتفاق تصادفی بوده است؟ خوشبختانه، نئون نگذاشت فیلم گوادانینو روی زمین بماند. به همین ترتیب، طبق گزارشها، سونی پس از اینکه انتشار فیلم «تسویهحساب اجتماعی» را برعهده گرفت، نامهای شدیداللحن از متا دریافت کرد. با اینکه این فیلمها روی پردهی سینماها رفتهاند، اما برای رسیدن به این مرحله مسیر دشواری را از سر گذراندهاند.
الیزابت هولمز، مدیرعامل شرکت «ترانوس» در مستند «میتوانید همهچیز را ببینید»
شاید مورد انتظارترین هیولای حوزهی فناوری که به سینماها خواهد آمد، الیزابت هولمز باشد. این بنیانگذار رسواشدهی ترانوس، که در حال حاضر در زندان به سر میبرد، محور مستند «میتوانید همه چیز را ببینید» ساختهی فیلدر – از برنامهی «تمرین» (The Rehearsal) – و لنس اوپنهایم – از مستند «نوعی بهشت» (Some Kind of Heaven) – خواهد بود که اکران آن آغاز شده. با اینکه هولمز فقط به جرم کلاهبرداری از سرمایهگذاران تبرئه شد، اما کار او روی استارتآپ شکستخوردهی آزمایش خون – که آزمایشهای خون نادرست و غیرقابل اعتمادی ارائه میداد – در نهایت میتوانست به قیمت جان انسانها تمام شود.
با این حال، در تریلر این مستند میبینیم که هولمز اصرار دارد هیچ کار اشتباهی نکرده و چیزی برای پنهان کردن ندارد، در حالی که بدون پلک زدن به فیلدر خیره شده است، انگار که میخواهد فیلدر را با چشمانش قورت دهد. میتوان گفت که «میتوانید همهچیز را ببینید» از هر فیلم ترسناک امسال هم ترسناکتر است؛ چرا که با یک انسان واقعی سروکار داریم که به خاطر پول و موفقیت دست به کارهای وحشتناکی زده و با این حال، همچنان حاضر نیست زیر بار رفتارهای نادرست خود برود.
مستند جدید نیتن فیلدر و لنس اوپنهایم از زمان آغاز نمایشش، سر و صدای زیادی به پا کرده است. این فیلم در نخستین آخر هفتهی اکران خود، بیش از ۱۵ میلیون دلار در گیشهی امریکا فروش داشت که قویترین شروع برای یک مستند غیرموزیکال از سال ۲۰۰۴ تاکنون به حساب میآید. نقدها و بازخوردها نیز به همین اندازه درخشان بودهاند. تا جایی که پیشبینی میشود «میتوانید همهچیز را ببینید» نامزدی جوایز بسیاری از جمله نامزدی در بخش «بهترین فیلم» در جوایز اسکار را به دست آورد.
رویکرد هالیوود نسبت به نوابغ دنیای فناوری تغییر کرده است
در مورد اینکه آیا این پروژهها با مخاطبان ارتباط برقرار خواهند کرد یا خیر، پاسخها متفاوت است؛ اما یک نکتهی مشترک بین این فیلمها وجود دارد: مدیران سیلیکونولی و غولهای فناوری که به عنوان افرادی خودخواه و شرور به تصویر کشیده شدهاند؛ کسانی که با عباراتی پرطمطراق صحبت و ادعا میکنند که در حال کمک به بشریت هستند، اما انگار تنها برای جاهطلبی و قدرت ارزش قائلند؛ رویکردی که میتواند نتایج فاجعهباری داشته باشد.
اینجاست که هیولاهای فناوری امروزی با غولهای فناوری گذشته متفاوت میشوند. فیلم «سرکوه» (Mountainhead) ساختهی جسی آیزنبرگ، فیلمی دربارهی چهار غول فناوری خیالی است که از یک فاجعهی اقتصادی به کلبهای دورافتاده پناه بردهاند و فیلم رفتار مسخره و بیعرضگی آنها را بررسی میکند. جین کلمنت در فیلم «مگان ۲» (M3GAN 2.0) ترکیبی از چهرههای گوناگونی از سیلیکونولی است که با رفتارهای عجیبش، به شخصیت منفی این فیلم تبدیل شده است. فیلم «مرد نامرئی» (The Invisible Man) ساختهی لی وانل، کارگردان استرالیایی، یک قدم از فیلمهای مذکور جلوتر بود و در سال ۲۰۲۰ یک مدیر فناوری شرور را به تصویر کشید که خودکشی ساختگی ترتیب داده و شریک سابق خود را تعقیب میکند.
در عین حال، فیلمهای قبلی با محوریت غولهای فناوری واقعی، مانند «شبکه اجتماعی» و «استیو جابز» (Steve Jobs)، این افراد را از زاویهی مثبتی به تصویر کشیده بودند. زاکربرگ یک فرد بهشدت باهوش بود؛ جابز یک نابغهی وسواسی. آنها نقصهایی داشتند، اما هرگز فکر نمیکردیم پتانسیلش را داشته باشند که یکتنه دنیا را به سمت نابودی برانند.
به نظر میرسد دیگر نمیتوانیم پشت چنین خوشخیالی پنهان شویم. سالهاست که سیلیکون ولی متعهد شده است که میخواهد هالیوود را متحول کند (و در بسیاری از موارد، موفق شده است). از «تسویهحساب اجتماعی» گرفته تا «مصنوعی»، اکنون با موج فیلمهایی با موضوع فناوری سروکار داریم که بسیار تاریک و غمانگیز هستند. در حالی که فیلمهای قبلی دربارهی آنچه ممکن است رخ دهد هشدار میدادند، این فیلمها فریاد میزنند: «دیگر دیر شده است». متأسفانه، هیولاهای محبوب این روزهای هالیوود، از هر قاتل نقابدار یا جانور خونخواری ترسناکترند.
منبع: SMH و Hollywood Reporter
