شهید مسعود کهریزی فرمانده‌ای بود که پیچیده‌ترین گره‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری موشک‌ها را به تنهایی باز می‌کرد؛ او که حتی در خانه پدری‌اش زیر رصد دشمن بود سرانجام در میان شعله‌های آتش، به همراه پدر، مادر و فرزندانش به معراج پرواز کرد.

حکایت مظلومیت و صلابت خاندان «کهریزی» در دیار سلحشور کرمانشاه نمادی بی‌بدیل از استقامت پای دین و آرمان‌های ولایت است؛ خانواده‌ای اصیل و مقتدر از تبار کُرد که در تجاوز و حمله موشکی دشمن صهیونیستی-آمریکایی در محله چغاگلان ۱۰ تن از عزیزان خود را اعم از پدر، مادر، برادر، خواهر باردار، همسر برادر و چهار دانش‌آموز معصوم به کاروان شهدا تقدیم کردند.

«حدیث کهریزی» مادر شهید «پانیا امامی»، فرزند شهیدان «غریب کهریزی» و «خدیجه امیریان» و خواهر «سردار شهید حاج‌مسعود کهریزی» و شهیده باردار «مریم کهریزی»، در گفت‌وگوی صریح، مستند و سرشار از حماسه به تبیین زوایای زیست جهادی پدر، ویژگی‌های برجسته برادر فرمانده‌اش و داغ شهادت فرزند دلبندش پرداخته است:

نخبه موشکی و فرمانده بی‌باک اطلاعات و عملیات هوافضا

حدیث کهریزی با اشاره به جایگاه ویژه برادرش در عرصه اقتدار دفاعی کشور در هوا فضا سپاه می‌گوید: «مسعود با وجود پذیرش اولیه در نیروی زمینی، به دلیل هوش و نبوغ سرشارش جذب نیروی هوافضای سپاه شد. او فرمانده اطلاعات و عملیات هوافضا و نخبه‌ای تمام‌عیار در صنایع موشکی بود.

وی بیان می کند؛ برادرم نه‌تنها در طراحی و برنامه‌نویسی نرم‌افزاری موشک‌های بالستیک نقشی مستقیم داشت، بلکه در ابعاد سخت‌افزاری، تسلط بر تعمیر لانچرها و حتی هدایت کشنده‌های سنگین عملیاتی تبحر مثال‌زدنی از خود نشان می‌داد؛ به‌طوری‌که اگر در شرایط حساس، راننده‌ای خسته می‌شد یا مسیر صعب‌العبور بود، خودش پشت فرمان می‌نشست و کار را پیش می‌برد.»

خواهر این شهید همچنین به روحیه تسلیم‌ناپذیر سردار شهید مسعود کهریزی در میادین نبرد اشاره و بیان می کند؛ ویژگی مشترکی که همه همرزمانش به آن اذعان داشتند نترس و جسور بودن مسعود بود. او در جنگ ۱۲ روزه و به‌ویژه جنگ رمضان با پذیرش مسئولیت‌های سنگین‌ تمامی هماهنگی‌های عملیات‌های موشکی را در شرایطی پیش می‌برد در حالی که زیر رصد دائمی پهپادها و ابزارهای تجسسی دشمن قرار داشت.

وی در ادامه به مظلومیت و شرایط سخت زندگی برادران هوافضا اشاره می کند که زیر رصد دقیق دشمن قرار دارند و برای آنکه خطری متوجه کسی نشود مجبورا به دور از خانواده و افراد غریبانه زندگی کنند ، گفت: برادرام برای آنکه خطری متوجه خانواده نشود، تماس‌های کاری را در فضای باز برقرار می‌کرد و بلافاصله خط و دستگاه را خاموش می‌نمود، اما هیچ‌گاه ذره‌ای تزلزل در عزمش راه نیافت.»

خواهر شهید کهریزی یادآور شد: «برادرم پیش از شهادت در مصاحبه‌ای با آرامش اعلام کرده بود: "من تنها نگران بی‌تابی مادرم پس از شهادتم هستم و دوست دارم اگر رفتم، مادرم حسی را داشته باشد که در روز ولادتم داشت". و تقدیر چنین رقم خورد که مادر نیز در همان لحظه شهادت، همراه و بال پروازش شود.»

کارنامه چهار دهه خدمت باصلابت پدر

این مادر و فرزند شهید در بخش دیگر از سخنان خود؛ در تشریح سوابق انقلابی خانواده و پدرش، سردار شهید «غریب کهریزی» پرداخت و گفت: «پدرم بازنشسته فراجا بود، خدمت رسمی خود به نظام جمهوری اسلامی را از سال ۱۳۶۴ آغاز کرد. سال‌های اول خدمت ایشان در حوزه حفاظت و اطلاعات سپری شد؛ دقیقاً همان نقطه‌ای که پدر کارش را شروع کرد، پسر سال‌ها بعد در رده عالی اطلاعات و عملیات هوافضا به کاروان شهدا پیوست.

کهریزی ادامه داد: پس از تولد مسعود در سال ۱۳۶۶، پدرم به سیستان و بلوچستان منتقل شد و در خط مقدم مبارزه با قاچاق اشرار مسلح به مجاهدت پرداخت.

وی تعریف می کند؛ یک بار که سردار مسعود تنها ۶ ماه داشت پدرش در یک شناسایی و تعقیب مورد حمله قاچاقچیان قرار گرفته بود و پدرم برای نجات جان فرزندش را سپر بلای او کرد، همان طفلی که سال‌ها بعد مایه‌ سربلندی پدر و اقتدار موشکی کشور شد.

حدیث کهریزی با بیان اینکه پدرش سال‌ها فرمانده گردان آموزشی «امام علی (ع)» در مرکز آموزش شهید رجایی کرمانشاه بود، افزود: «پدرم به حق‌الناس و مبارزه با ظلم حساسیت فوق‌العاده‌ای داشت؛ تا جایی که سال ۱۳۸۰ به خاطر ایستادگی در برابر یک بی‌عدالتی، سختی تبعید کاری به اهواز با چهار فرزند را به جان خرید اما سر خم نکرد.

فرزند شهید غریب کهریزی در پایان این بخش از سخنان خود گفت: پدرم عاشق بی‌قرار ایران بود و آخرین مطلبی هم که در فضای مجازی منتشر کرد تصویر پرچم پرافتخار ایران بود با این عبارت: "تو کفن منی" و هر زمان نوای ای ایران یا سرودهای آزادسازی خرمشهر پخش می‌شد، بی‌اختیار اشک بر گونه‌هایش جاری می‌شد.

خدیجه امیریان؛ مادری که فرزند شهید و اسوه بصیرت بود
وی در توصیف مادر شهیده‌اش نیز گفت: «مادرم خود فرزند شهید والامقام "کریم امیریان" (شهید سال ۱۳۶۶) بود. زنی بسیار صبور، شجاع و اهل مطالعه که حتی در حدود ۵۰ سالگی وارد دانشگاه شد و مدرک مددکاری اجتماعی گرفت.

کهزیزی افزود: مادرم سنگ صبور پدر و نگران همیشگی مجاهدت‌های پرخطر برادرم مسعود بود؛ هر بار که برادرم به خانه بازمی‌گشت، سجده شکر به‌جا می‌آورد و قرآن کوچکی که مسعود را هر روز صبح از زیر آن بدرقه می‌کرد، پس از انهدام کامل منزل بر اثر اصابت موشک، در میان تلی از آوار کاملاً معجزه‌آسا سالم پیدا شد.

پرواز همزمان ۱۰ عضو خانواده
مادر شهیده پانیا امامی با مرور روز واقعه و لحظه ترور ناجوانمردانه خانواده توسط دشمن بیان کرد: «دشمن صهیونیستی و آمریکای کودک‌کش، روز جمعه ۷ فروردین ساعت ۱۵:۱۰ با شلیک سه فروند موشک، منزل مسکونی دوطبقه پدرم در منطقه چغاگلان کرمانشاه را ویران کرد.

وی گفت: هدف دشمن برادرم حاج‌مسعود فرمانده هوا فضا سپاه بود که تنها ۱۰ الی ۱۵ دقیقه بود که از مأموریت برای استراحت به خانه پدری آمده بود.

کهریزی اضافه کرد:‌در این حادثه تروریستی، پدر و مادرم در طبقه اول و برادرم به همراه همسر رشیده‌اش مرحومه "زهرا رضایی" و فرزندانش در طبقه دوم و خواهر باردارم "شهیده مریم کهریزی" (باردار به جنین ۵ ماهه) به شهادت رسیدند.»

وی افزود: «در این جنایت هولناک، چهار دانش‌آموز معصوم شامل دختر دلبندم "پانیا امامی" و برادرزاده‌هایم "عسل"، "هستی" و "نیهان" آسمانی شدند. دخترم پانیا به شکلی عجیب و با اصرار فراوان شب قبل همراه پدربزرگ و مادربزرگش رفته بود، گویی به او الهام شده بود که باید همراه این کاروان برود.

شهادت انتخاب بود، نه اتفاق؛ حسرت ما جاماندن از این قافله است
حدیث کهریزی قسمت پایانی سخنان خود را با این فراز حماسی به پایان برد: «فرماندهان هوافضا انسان‌های مظلوم اما مقتدری هستند که دشمن مدام در پی ترور آنان بود؛ پدرم هیچ‌گاه اجازه نداد مسعود در ایام خطر احساس تنهایی و بی‌سرپناهی کند.

وی گفت: این شهادت برای ما یک "برگ برنده" و پاداش یک عمر مجاهدت است؛ شهادت در خانواده ما یک اتفاق نبود، بلکه انتخابی آگاهانه بود. تحمل این داغ بزرگ طاقت‌فرساست، اما حسرت واقعی من و خواهرم تنها "جاماندن" از هم‌نشینی با آنان در آن پرواز جمعی است.

ما با افتخار همه ۱۰ عزیز خود را در راه سربلندی ایران اسلامی و پیشگاه حضرت ولی‌عصر (عج) من و خواهرم تنها "جاماندن" از هم‌نشینی با آنان در آن پرواز جمعی است.

استان کرمانشاه با ۲ میلیون نفر جمعیت و ۳۷۱ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق، رنج عمیق جنگ را بر تن دارد.

این استان در طول جنگ تحمیلی سوم، بیش از ۵۰۰ بار از سوی دشمن آمریکایی-صهیونیستی بمباران شد و در مجموع بیش از ۱۴ هزار واحد خسارت دیده که از این تعداد ۱۳۸ واحد تخریبی بوده است.

این استان در طول جنگ تحمیلی اول ۳۰ هزار ایثارگر شامل ۹ هزار و ۸۰۰ شهید، ۱۹ هزار جانباز و یک هزار و ۷۵۰ آزاده تقدیم و در جنگ ۱۲ روزه ۶۵ شهید و در جنگ رمضان این لحظه بیش از ۱۴۵ شهید انقلاب اسلامی کرده است.