ایمان دینی در پیوند با عقلانیت، علمآموزی و احترام به حقوق دیگران، میتواند به نیرویی برای پیشرفت، عدالت و ساختن ایرانی آبادتر و امیدوارتر تبدیل شود.
به گزارش مشرق، در جهان امروز، گاهی این تصور مطرح میشود که هرچه جوامع به سوی پیشرفت حرکت میکنند، دین، ناگزیر به نیرویی بازدارنده تبدیل میشود و دینداری با زندگی مدرن سازگاری ندارد. این در حالی است که چنین برداشتی، هم ظرفیتهای فکری و اخلاقی دین را نادیده میگیرد و هم نقش باورهای عمیق انسانی را در شکلگیری تمدنها و حرکت جوامع به سوی پیشرفت کمرنگ میکند. ایمان دینی میتواند سرچشمه امید، تلاش، مسوولیتپذیری، عدالتخواهی و خدمت به دیگران باشد.
از این رو، «محمدرضا پیسپار»، استاد حوزه و دانشگاه، به این مساله میپردازد که چرا نباید دینداری را با واپسگرایی یکی دانست و چگونه میتوان ظرفیتهای تمدنساز دین را در مسیر پیشرفتِ ایران به کار گرفت.
چرا این تصور شکل گرفته است که دین و پیشرفت در جهان امروز در تقابل با یکدیگر قرار دارند؟
باید میان حقیقتِ دین و برداشتهای محدود و گاه نادرست از آموزههای دینی، تفاوت قائل شد. دین را نمیتوان صرفا مجموعهای از مناسک فردی یا توصیههایی متعلق به گذشته دانست. در سنت اسلامی، عقلورزی، علمآموزی، عدالت، تلاش، آبادانی و مسوولیت انسان در برابر جامعه جایگاه مهمی دارند. از این منظر، ایمان نه دعوت به ایستایی، بلکه میتواند عاملی برای حرکت و اصلاح باشد.
در جامعه ایران نیز میلیونها نفر از دینداری خود انگیزه میگیرند تا کار کنند، بیاموزند، به دیگران کمک کنند و در برابر مشکلات اجتماعی مسوولانه رفتار کنند. بنابراین، نسبتدادن واپسگرایی به دینداری، بدون توجه به این واقعیتها، تصویری ناقص از جامعه و نقش دین در زندگی مردم ارائه میدهد. همانطور که نمیتوان هر رفتار نادرستی را به نام دین پذیرفت، نمیتوان ظرفیتهای مثبت دین را نیز نادیده گرفت.
اما آیا پایبندی به سنتهای دینی، انسان را به گذشته وابسته نمیکند و مانع پذیرش تحولات تازه نمیشود؟
این پرسش بر یک پیشفرض قابل بحث استوار است. اینکه پایبندی به ارزشهای گذشته الزاما به معنای مخالفت با آینده است. در حالی که هر جامعهای برای پیشرفت به مجموعهای از ارزشهای پایدار نیاز دارد. صداقت، عدالت، وفای به عهد، مسوولیتپذیری و احترام به حقوق دیگران، ارزشهایی نیستند که با گذشت زمان اعتبار خود را از دست بدهند. اتفاقا توسعه پایدار زمانی امکانپذیر است که پیشرفت مادی با بنیانهای اخلاقی همراه باشد.
دینداری میتواند چنین بنیانهایی را تقویت کند. فردی که کار را مسوولیتی اخلاقی میداند، برای کسب مهارت و انجام درست وظایف خود انگیزه بیشتری پیدا میکند. کسی که علمآموزی را ارزشمند میشمارد، یادگیری را به دورهای خاص از زندگی محدود نمیکند و کسی که عدالت را یک اصل دینی میداند، در برابر تبعیض و فساد بیتفاوت نمیماند.
البته پایبندی به دین به معنای ثابت نگه داشتن تمام شیوههای زندگی گذشته نیست. جوامع دینی نیز میتوانند در مواجهه با نیازهای جدید، برداشتهای خود را بازبینی کنند و از دانش و تجربه بشری بهره بگیرند. آنچه باید حفظ شود، ارزشهای بنیادین و نه لزوما همه صورتهای تاریخی و اجتماعی زندگی است. بنابراین، دینداری میتواند ضمن حفظ هویت انسان، زمینه سازگاری آگاهانه او با تحولات جهان را فراهم کند.
چگونه میتوان نشان داد که دینداری نهتنها مانع پیشرفت نیست، بلکه میتواند محرک آن باشد؟
برای پاسخ باید به این نکته توجه کنیم که پیشرفت صرفا با سرمایه، فناوری و برنامهریزی اقتصادی محقق نمیشود. هر جامعهای برای حرکت رو به جلو به انسانهایی امیدوار، پرتلاش، مسوولیتپذیر و برخوردار از انگیزههای درونی نیاز دارد. دین میتواند یکی از مهمترین سرچشمههای شکلگیری این انگیزهها باشد. ایمان به معنادار بودن زندگی، احساس مسوولیت در برابر خداوند و دیگر انسانها و باور به ارزش اخلاقی تلاش، میتواند فرد را در برابر دشواریها مقاومتر کند. کسی که کار و خدمت به مردم را صرفا وسیله کسب درآمد نمیداند و برای آن ارزش اخلاقی قائل است، ممکن است با تعهد بیشتری فعالیت کند. همچنین تاکید دین بر کمک به محرومان، دستگیری از نیازمندان و پرهیز از خودخواهی، ظرفیت گسترش همبستگی اجتماعی را فراهم میآورد.
در سنت اسلامی، علمآموزی و تفکر نیز از جایگاه مهمی برخوردارند. از این رو، نمیتوان میان ایمان دینی و جستوجوی دانش، تعارضی ذاتی فرض کرد. برعکس، فرد مومن میتواند شناخت جهان و تلاش برای حل مسائل انسانی را بخشی از مسوولیت خود بداند. البته تحقق این ظرفیتها به فهم درست از دین و تبدیل باورها به عمل نیاز دارد. نکته اساسی آن است که دین نهتنها میتواند با پیشرفت سازگار باشد، بلکه قادر است برای آن انگیزه اخلاقی و معنایی فراهم کند.
این ظرفیت در جامعه ایران چه اهمیتی دارد؟
جامعه ایران برای عبور از دشواریهای اقتصادی، افزایش بهرهوری، مقابله با فساد، کاهش آسیبهای اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی به مجموعهای از عوامل نیاز دارد. دانش تخصصی، مدیریت کارآمد و سیاستگذاری درست ضروریاند، اما در کنار آنها نمیتوان از نقش اخلاق و انگیزههای انسانی غافل شد.
یکی از ظرفیتهای مهم دینداری در ایران، حضور آن در زندگی روزمره مردم و شکلگیری شبکههای گسترده همیاری است. کمک به خانوادههای نیازمند، فعالیتهای داوطلبانه، مشارکت در امور خیریه و حمایت از آسیبدیدگان، نمونههایی از رفتارهایی هستند که میتوانند از باورهای دینی و احساس مسوولیت اخلاقی سرچشمه بگیرند. این ظرفیت، اگر با برنامهریزی صحیح و شناخت دقیق نیازهای جامعه همراه شود، میتواند در تقویت سرمایه اجتماعی موثر باشد.
همچنین تاکید دینی بر امانتداری، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از فساد میتواند به تقویت سلامت اجتماعی و اقتصادی کمک کند. جامعهای که در آن مسوولیتپذیری و اعتماد متقابل گسترش یابد، زمینه مناسبتری برای همکاری و توسعه خواهد داشت. بنابراین، به جای آنکه دینداری را مسالهای حاشیهای یا مانعی برای توسعه تلقی کنیم، بهتر است درباره چگونگی بهرهگیری از ظرفیتهای اخلاقی و اجتماعی آن برای حل مشکلات کشور بیندیشیم.
آیا میتوان از دینداری برای تقویت علمگرایی، نوآوری و پیشرفت اقتصادی نیز بهره گرفت؟
بله، زیرا میان ایمان دینی و استفاده از دانش تخصصی تعارضی ذاتی وجود ندارد. پیشرفت علمی به پرسشگری، آموزش باکیفیت، پژوهش مستمر و پذیرش شواهد نیاز دارد. یک فرد دیندار نیز میتواند این الزامات را بپذیرد و علم را ابزاری برای شناخت بهتر جهان و خدمت به انسانها بداند. در واقع، اگر علمآموزی و رفع نیازهای جامعه بهعنوان مسوولیتی اخلاقی فهمیده شوند، باورهای دینی میتوانند انگیزهای مضاعف برای فعالیت علمی ایجاد کنند.
در عرصه اقتصادی نیز ارزشهایی مانند درستکاری، امانتداری، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از فساد اهمیت فراوان دارند. این ارزشها بهتنهایی جایگزین قوانین کارآمد، مدیریت علمی یا سیاستگذاری اقتصادی نمیشوند، اما میتوانند مکمل آنها باشند و به شکلگیری روابط اقتصادی سالمتر کمک کنند.
برای ایران، مساله اصلی نباید انتخاب میان دین و پیشرفت باشد. جامعه میتواند همزمان از سرمایه علمی، توان تخصصی و ظرفیتهای اخلاقی و معنوی خود بهره ببرد. توسعهای که با مسوولیتپذیری و توجه به کرامت انسانها همراه باشد، از توسعهای که صرفا بر شاخصهای مادی تکیه دارد، تصویری کاملتر از پیشرفت ارائه میدهد.
پس چگونه میتوان از این تصور عبور کرد که دینداری انسان را به عقب میراند؟
نخست باید از پیشداوری درباره دینداری فاصله گرفت و به نقش واقعی باورها در زندگی فردی و اجتماعی توجه کرد. انسانی که با تکیه بر ایمان خود برای آموختن بیشتر، انجام درست وظایف، کمک به دیگران و مقابله با بیعدالتی تلاش میکند، نشان میدهد که دینداری میتواند با حرکت رو به جلو همراه باشد. چنین فردی دین را نه بهانهای برای کنارهگیری از زندگی، بلکه منبعی برای مسوولیتپذیری و مشارکت فعال در جامعه میداند. نادیدهگرفتن ظرفیتهای سازنده دین غیرمنصفانه است.
در جامعه ایران، عبور از دوگانه «دین یا پیشرفت» میتواند به بازشناسی نقش ایمان در تقویت اخلاق عمومی، امید اجتماعی و مسوولیتپذیری کمک کند. دینداری نه مانعی ذاتی در برابر پیشرفت است و نه صرفا امری شخصی و بیارتباط با سرنوشت جامعه به حساب میآید. ایمان دینی، هنگامی که با عقلانیت، علمآموزی، تلاش و احترام به حقوق دیگران همراه شود، میتواند به نیرویی برای تعالی فرد و آبادانی جامعه تبدیل شود. مساله اصلی این نیست که برای پیشرفت باید از دین فاصله گرفت بلکه این است که چگونه میتوان ظرفیتهای عقلانی، اخلاقی و اجتماعی دین را در خدمت ساختنِ ایرانی آبادتر، عادلانهتر و برخوردار از امید به آینده قرار داد.
