گزارش‌ها از بررسی گزینه‌های نظامی جدید علیه ایران حکایت دارد، اما تجربه درگیری‌های پیشین و اهرم‌های راهبردی تهران تردیدها درباره دستیابی واشنگتن و تل‌آویو به اهداف سیاسی و نظامی خود را افزایش داده است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند -گزارش‌ها درباره بررسی احتمال تجاوز دوباره آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بار دیگر احتمال تشدید تنش‌ها را مطرح کرده است؛ با این حال، تدارک نظامی لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست. پرسش اصلی این است که آیا حملات مجدد می‌توانند اهدافی را محقق کنند که دور قبلی درگیری‌ها در دستیابی به آنها ناکام مانده است؟

فایننشال تایمز به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که طرح‌های حمله اسرائیل، تأسیسات هسته‌ای، اهداف مرتبط با حاکمیت و زیرساخت‌های انرژی ایران را در بر می‌گرفت. نیویورک‌تایمز نیز از بررسی گزینه یک کارزار نظامی کوتاه و فشرده علیه توانمندی‌های هسته‌ای، موشکی و پهپادی ایران خبر داده است؛ با این حال، طبق این گزارش‌ها، تصمیم نهایی برای اجرای حمله اتخاذ نشده است.

محدودیت‌های راهبردی آمریکا و اسرائیل

حتی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، موانع راهبردی جنگ از میان نخواهد رفت. افزایش قیمت انرژی، احتمال تلفات نیرو‌های آمریکایی و خطر گرفتار شدن دوباره واشنگتن در یک مناقشه طولانی منطقه‌ای، هزینه‌های سنگینی به همراه دارد. تجربه درگیری‌های پیشین نیز نشان داده است که آمریکا نمی‌تواند صرفاً با تعیین یک جدول زمانی، پایان جنگ را تضمین کند؛ ایران همچنان توان اثرگذاری بر روند و هزینه‌های درگیری را دارد.

اهداف واشنگتن و تل‌آویو نیز کاملاً یکسان نیست. آمریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، حفاظت از نیرو‌ها و متحدان خود و امنیت کشتیرانی تأکید دارد، در حالی که اسرائیل به دنبال تضعیف توان نظامی ایران و کاهش ظرفیت آن برای ایجاد موازنه در برابر خود است. با این حال، تخریب تأسیسات نظامی، محدود کردن برنامه هسته‌ای و تغییر نظام سیاسی، اهدافی متفاوت‌اند و موفقیت در یکی، تحقق دیگری را تضمین نمی‌کند.

برتری هوایی به معنای پیروزی سیاسی نیست

آمریکا و اسرائیل از برتری قابل توجهی در حوزه هواپیما‌های نظامی، اطلاعات و حملات دقیق برخوردارند و می‌توانند خسارات سنگینی به زیرساخت‌های ایران وارد کنند. با این حال، توانایی وارد کردن ضربه با توانایی وادار کردن یک کشور به تسلیم تفاوت دارد. تأسیسات را می‌توان بازسازی کرد، اما دانش فنی را نمی‌توان صرفاً با بمباران از بین برد. حملات گسترده همچنین ممکن است راستی‌آزمایی برنامه هسته‌ای ایران را دشوارتر کند و انگیزه‌های داخلی برای حرکت به سمت بازدارندگی هسته‌ای را افزایش دهد؛ نتیجه‌ای که با هدف اعلام‌شده جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای در تضاد خواهد بود.

از سوی دیگر، معیار موفقیت ایران لزوماً شکست نظامی آمریکا نیست. حفظ ساختار حکومتی، توان پاسخ‌گویی و جلوگیری از تحمیل یک نتیجه سیاسی قاطع، می‌تواند به تهران امکان دهد در برابر فشار خارجی اعلام کند که اهداف اصلی دشمن محقق نشده است. گزارش‌ها درباره بازسازی توان موشکی و پهپادی و جایگزینی مقام‌های کشته‌شده، نشانه‌هایی از تلاش ایران برای حفظ ظرفیت‌های سازمانی و دفاعی خود ارزیابی شده‌اند؛ هرچند این اقدامات به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که همه توانمندی‌های پیشین بازیابی شده است.

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ایران برای افزایش هزینه‌های رویارویی است. تهران برای ایجاد اختلال در تجارت دریایی الزاماً نیازی به بستن کامل این آبراه ندارد؛ تهدید‌های معتبر و نااطمینانی امنیتی نیز می‌توانند هزینه بیمه، حمل‌ونقل و انرژی را افزایش دهند. مسیر‌های جایگزین صادرات نفت عربستان و امارات نیز ظرفیت کافی برای جبران کامل جریان معمول انتقال نفت از هرمز ندارند.

هم‌زمان، ناامنی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب، از جمله در پی حملات احتمالی انصارالله، می‌تواند اختلالات کشتیرانی را تشدید کند. هرچند این گروه تصمیم‌های مستقل خود را دارد، هم‌زمانی بحران در این گذرگاه‌ها می‌تواند هزینه‌های اقتصادی جنگ را افزایش دهد.

خطر گسترش جنگ به کشور‌های خلیج فارس

ازسرگیری حملات ممکن است با واکنش تلافی‌جویانه ایران علیه اهداف نظامی و اقتصادی در کشور‌های عربی خلیج فارس همراه شود. چنین وضعیتی می‌تواند تأسیسات انرژی، فرودگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌های حیاتی متحدان منطقه‌ای آمریکا را در معرض خطر قرار دهد و پیامد‌های اقتصادی درگیری را فراتر از میدان نبرد گسترش دهد.

در مجموع، حمله‌ای تازه ممکن است توانمندی‌های ایران را تضعیف کند، اما تضمینی برای تسلیم تهران یا تحقق اهداف سیاسی آمریکا و اسرائیل وجود ندارد.

منبع: میرو