روز 24 اردیبهشت‌ سال 1349 نمایندگان مجلس شورای ملی در دوره محمدرضا شاه پهلوی به جدایی بحرین از ایران رأی دادند.

بحرین که در دوره‌های مختلف تاریخی بخشی از قلمرو ایران و از مناطق مهم خلیج فارس به‌شمار می‌رفت، در آبان ۱۳۳۶ به‌عنوان استان چهاردهم ایران معرفی شد؛ بااین‌حال، حکومت محمدرضا شاه پهلوی کمتر از ۱۳ سال بعد، با پذیرش نتیجه نظرخواهی محدود سازمان ملل، از پیگیری رسمی حاکمیت تاریخی ایران بر این مجمع‌الجزایر عقب‌نشینی کرد.

روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۹، نمایندگان مجلس شورای ملی گزارش دولت و نتیجه اعلام‌شده از سوی سازمان ملل را تصویب کردند. در این فرایند، برخلاف یک همه‌پرسی عمومی، رأی مستقیم تمام مردم بحرین اخذ نشد و نماینده دبیرکل سازمان ملل تنها با شماری از شخصیت‌ها، گروه‌ها و نمایندگان بخش‌هایی از جامعه بحرین گفت‌وگو کرد.

جدایی بحرین از ایران

بحرین در مرداد ۱۳۵۰، هم‌زمان با پایان سلطه رسمی بریتانیا بر این منطقه، استقلال خود را اعلام کرد. ازاین‌رو، جدایی بحرین را باید حاصل مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، گسترش نفوذ استعمار بریتانیا در خلیج فارس و تصمیم حکومت پهلوی برای چشم‌پوشی از حقوق تاریخی ایران دانست؛ تصمیمی که از همان زمان با مخالفت شماری از نمایندگان مجلس، گروه‌های سیاسی و شخصیت‌های ملی روبه‌رو شد.

بحرین از چه زمانی بخشی از ایران بود؟

پیوند تاریخی بحرین با ایران به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد. این مجمع‌الجزایر در دوره‌هایی از تاریخ، از جمله دوران هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، در حوزه حاکمیت و تمدن ایران قرار داشت. پس از ورود اسلام نیز ارتباط بحرین با حکومت‌های مستقر در ایران به شکل‌های مختلف ادامه یافت.

در آغاز قرن شانزدهم میلادی، پرتغالی‌ها با هدف تسلط بر راه‌های تجاری خلیج فارس، شماری از بنادر و جزایر منطقه، از جمله بحرین را اشغال کردند. حضور پرتغال در بحرین تا دوره شاه عباس صفوی ادامه داشت و نیروهای ایرانی در سال ۱۶۰۲ میلادی توانستند پرتغالی‌ها را از این مجمع‌الجزایر بیرون برانند.

تصویری از یک نقشه قدیمی مربوط به امپراتوری عثمانی که بحرین را متعلق به ایران نشان می‌دهد.

پس از این تحول، حاکمیت ایران بر بحرین بار دیگر تثبیت شد و این منطقه برای مدتی از طریق حاکمان محلی وابسته به دولت صفوی اداره می‌شد. با سقوط صفویه و گسترش بی‌ثباتی در ایران، قدرت دولت مرکزی در بخش‌هایی از خلیج فارس کاهش یافت و زمینه برای قدرت‌گیری نیروهای محلی و دخالت قدرت‌های خارجی فراهم شد.

آل‌خلیفه چگونه بر بحرین مسلط شد؟

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ بحرین در سال ۱۷۸۳ میلادی رقم خورد. در این سال، خاندان آل‌خلیفه که پیش‌تر در بخش‌هایی از شبه‌جزیره عربستان و قطر استقرار داشت، با حمله به بحرین کنترل این مجمع‌الجزایر را در دست گرفت.

پس از تسلط آل‌خلیفه، اعمال حاکمیت مستقیم ایران بر بحرین با موانع جدی روبه‌رو شد؛ بااین‌حال، دولت‌های ایران همچنان بحرین را بخشی از قلمرو تاریخی کشور می‌دانستند و حکومت خاندان آل‌خلیفه و حضور بریتانیا را موجب از میان رفتن حقوق ایران تلقی نمی‌کردند.

تاجگذاری حمد بن عیسی آل خلیفه به عنوان حاکم بحرین در سال ۱۹۳۳

خاندان آل‌خلیفه برای تثبیت موقعیت خود، به‌تدریج به حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و سپس بریتانیا متکی شد. این حمایت خارجی تلاش‌های دولت ایران برای اعمال دوباره حاکمیت خود بر بحرین را دشوار کرد.

آغاز نفوذ استعمار بریتانیا در بحرین

با گسترش فعالیت‌های استعماری بریتانیا و افزایش اهمیت مسیر دریایی منتهی به هندوستان، خلیج فارس به یکی از مناطق راهبردی سیاست خارجی لندن تبدیل شد. دولت بریتانیا به‌تدریج با شماری از شیوخ و حکام محلی سواحل جنوبی خلیج فارس پیمان‌هایی منعقد کرد و نفوذ سیاسی و نظامی خود را در منطقه گسترش داد.

نفوذ رسمی بریتانیا در بحرین از پیمان سال ۱۸۲۰ افزایش یافت و در دهه‌های بعد، با امضای پیمان‌های تازه، عمیق‌تر شد. براساس پیمان سال ۱۸۶۱، بریتانیا تعهد کرد در برابر حملات خارجی از بحرین دفاع کند و در مقابل، حاکم بحرین محدودیت‌هایی را در روابط خارجی خود پذیرفت.

مقامات بریتانیایی به همراه اعضای ارشد خانواده حاکم بحرین در سال ۱۹۲۹

پیمان‌های بعدی نیز استقلال عمل حکومت محلی را بیش از پیش کاهش دادند. در نتیجه، اگرچه خاندان آل‌خلیفه همچنان اداره امور داخلی بحرین را در دست داشت، سیاست خارجی و امنیت این مجمع‌الجزایر عملاً زیر نفوذ و نظارت بریتانیا قرار گرفت.

این وضعیت باعث شد مسئله بحرین از یک موضوع میان ایران و حاکمان محلی، به مناقشه‌ای میان ایران و یکی از مهم‌ترین قدرت‌های استعماری آن دوران تبدیل شود.

اهمیت اقتصادی و راهبردی بحرین برای ایران

مجمع‌الجزایر بحرین در بخش جنوبی خلیج فارس و در نزدیکی سواحل عربستان سعودی و قطر قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی آن سبب شده بود بحرین از گذشته در تجارت دریایی، صید مروارید و کنترل مسیرهای ارتباطی منطقه نقش مهمی داشته باشد.

اقتصاد بحرین برای مدت‌ها بر صید و تجارت مروارید طبیعی متکی بود، اما با گسترش تولید مروارید پرورشی در ژاپن، این صنعت با رکود مواجه شد. کشف نفت در دهه ۱۹۳۰ نیز ساختار اقتصادی بحرین را تغییر داد و بر اهمیت سیاسی آن افزود.

نقشه بحرین در سال ۱۸۲۵

با وجود محدود بودن منابع نفت و گاز بحرین در مقایسه با برخی کشورهای همسایه، موقعیت جغرافیایی این مجمع‌الجزایر اهمیت راهبردی بیشتری داشت. تداوم حاکمیت ایران بر بحرین می‌توانست موقعیت سیاسی، نظامی و دریایی ایران را در خلیج فارس به شکل قابل‌توجهی تقویت کند.

به دلیل همین اهمیت ژئوپلیتیکی، مسئله بحرین برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی ایران در خلیج فارس و از اصلی‌ترین موارد اختلاف تهران با بریتانیا و حکومت‌های عربی منطقه بود.

بحرین چگونه استان چهاردهم ایران شد؟

در دوره پهلوی، پیگیری حقوق تاریخی ایران در بحرین با جدیت بیشتری دنبال شد. دولت ایران بارها نسبت به اقداماتی که بحرین را یک واحد سیاسی مستقل معرفی می‌کرد اعتراض کرد و جدایی آن را مغایر حاکمیت تاریخی کشور دانست.

در آبان ۱۳۳۶، هیئت وزیران با تقسیم کشور به ۱۴ استان، بحرین را به‌عنوان استان چهاردهم ایران معرفی کرد. برای این استان دو کرسی نمایندگی در مجلس شورای ملی نیز در نظر گرفته شد.

بحرین استان چهاردهم ایران

اعلام بحرین به‌عنوان استان چهاردهم، بیش از آنکه موجب اعمال فوری حاکمیت ایران بر این مجمع‌الجزایر شود، اقدامی سیاسی و حقوقی بود و نشان می‌داد دولت وقت همچنان بر حقوق تاریخی ایران تأکید دارد.

این اقدام با واکنش منفی بریتانیا، حکومت آل‌خلیفه و تعدادی از دولت‌های عربی روبه‌رو شد. دولت‌ها و رسانه‌های مخالف ایران نیز از آن برای متهم کردن تهران به توسعه‌طلبی استفاده کردند.

چرا سیاست محمدرضا شاه درباره بحرین تغییر کرد؟

حکومت پهلوی تا اواسط دهه ۱۳۴۰ همچنان بر حقوق تاریخی و حاکمیت ایران بر بحرین تأکید داشت، اما در سال‌های پایانی این دهه، سیاست محمدرضا شاه به‌تدریج تغییر کرد.

یکی از عوامل مهم این تغییر، تصمیم بریتانیا برای خارج کردن نیروهای نظامی خود از شرق سوئز و خلیج فارس تا پایان سال ۱۹۷۱ بود. با نزدیک شدن زمان خروج انگلیسی‌ها، وضعیت سیاسی بحرین، قطر، امارات و جزایر خلیج فارس باید تعیین تکلیف می‌شد.

محمدرضا شاه در آن مقطع تلاش می‌کرد ایران را به قدرت اصلی نظامی و سیاسی خلیج فارس تبدیل کند. ادامه مناقشه بر سر بحرین، روابط ایران با عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی را با دشواری روبه‌رو می‌کرد و می‌توانست برنامه‌های منطقه‌ای حکومت پهلوی را تحت تأثیر قرار دهد.

از سوی دیگر، اعمال حاکمیت ایران از طریق اقدام نظامی، کشور را با خطر ورود به یک درگیری گسترده با بریتانیا و برخی حکومت‌های عربی مواجه می‌کرد. دولت وقت، تغییر سیاست خود را راهی برای جلوگیری از تنش و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسئله معرفی می‌کرد.

منتقدان اما معتقد بودند حکومت پهلوی تحت فشار بریتانیا و بدون دفاع کافی از حقوق تاریخی ایران، راه عقب‌نشینی را در پیش گرفته است.

سخنان شاه در دهلی‌نو؛ آغاز عقب‌نشینی علنی

نقطه آشکار تغییر سیاست حکومت پهلوی را می‌توان در سخنان محمدرضا شاه در دی‌ماه ۱۳۴۷ جست‌وجو کرد. شاه در جریان سفر به هند اعلام کرد ایران برای بازگرداندن بحرین به زور متوسل نخواهد شد و چنانچه ساکنان بحرین تمایلی به پیوستن به ایران نداشته باشند، حکومت ایران قصد ندارد این سرزمین را با استفاده از نیروی نظامی در اختیار بگیرد.

این سخنان از آن جهت اهمیت داشت که برای نخستین‌بار احتمال عقب‌نشینی حکومت پهلوی از پیگیری حاکمیت ایران بر بحرین به‌طور علنی مطرح می‌شد.

پس از این موضع‌گیری، مذاکرات میان ایران، بریتانیا و دبیرخانه سازمان ملل شدت گرفت. دولت ایران خواستار آن بود که دیدگاه مردم بحرین از طریق یک روند مورد قبول بین‌المللی بررسی شود؛ اما درباره شکل اجرای این فرایند اختلاف وجود داشت.

چرا در بحرین همه‌پرسی عمومی برگزار نشد؟

دولت وقت ایران در مراحل اولیه بر مراجعه مستقیم به آرای مردم بحرین تأکید داشت، اما بریتانیا و حکومت آل‌خلیفه با برگزاری یک همه‌پرسی عمومی و سراسری مخالفت کردند.

برگزاری رفراندوم می‌توانست پرسش‌هایی را درباره مشروعیت حکومت آل‌خلیفه، حدود اختیارات بریتانیا و گزینه‌های پیش روی مردم بحرین ایجاد کند. در نهایت، به‌جای رأی‌گیری عمومی با صندوق رأی، توافق شد نماینده‌ای از طرف دبیرکل سازمان ملل به بحرین اعزام شود و از طریق گفت‌وگو با گروه‌ها و شخصیت‌های منتخب، دیدگاه مردم را بررسی کند.

جدایی بحرین از ایران

این مسئله بعدها به یکی از اصلی‌ترین محورهای انتقاد از نحوه تعیین سرنوشت بحرین تبدیل شد.

مأموریت نماینده سازمان ملل در بحرین

اوتانت، دبیرکل وقت سازمان ملل، ویتوریو وینسپیر گیچیاردی، مدیرکل دفتر سازمان ملل در ژنو، را به‌عنوان نماینده شخصی خود مأمور بررسی وضعیت بحرین کرد.

گیچیاردی در فروردین ۱۳۴۹ به بحرین رفت و با نمایندگان گروه‌های اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی، تجار، رؤسای انجمن‌ها و شماری از افراد منتخب گفت‌وگو کرد. او از طریق این ملاقات‌ها کوشید دیدگاه غالب درباره آینده سیاسی بحرین را مشخص کند.

شیخ عیسی در حال اعلام استقلال بحرین در سال ۱۹۷۱

منتقدان این فرایند معتقد بودند که نماینده سازمان ملل به آرای تمام مردم بحرین مراجعه نکرد و گفت‌وگو با تعدادی از افراد منتخب نمی‌توانست جایگزین یک همه‌پرسی آزاد و فراگیر شود. همچنین این انتقاد مطرح بود که گروه‌ها و چهره‌های نزدیک به حکومت آل‌خلیفه در روند نظرخواهی نفوذ بیشتری داشته‌اند.

در نهایت، نماینده دبیرکل سازمان ملل در گزارش خود اعلام کرد که براساس گفت‌وگوهای انجام‌شده، اکثریت قاطع افراد مورد مشورت خواهان شناسایی بحرین به‌عنوان کشوری مستقل و دارای حاکمیت بوده‌اند.

جدایی بحرین از ایران

شورای امنیت سازمان ملل در ۱۱ مه ۱۹۷۰، برابر با ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۹، با تصویب قطعنامه ۲۷۸ گزارش نماینده دبیرکل را تأیید کرد.

رأی مجلس شورای ملی به گزارش سازمان ملل

پس از تصویب گزارش در شورای امنیت، دولت امیرعباس هویدا نتیجه مأموریت سازمان ملل را به مجلس شورای ملی ارائه کرد. نمایندگان مجلس در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۹ گزارش دولت و نتیجه اعلام‌شده از سوی سازمان ملل را بررسی کردند.

اکثریت نمایندگان با موضع دولت موافقت کردند و به این ترتیب، حکومت پهلوی نتیجه نظرخواهی محدود سازمان ملل را پذیرفت. این تصمیم در عمل به معنای عقب‌نشینی رسمی دولت وقت از پیگیری حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین بود.

جدایی بحرین از ایران

بااین‌حال، همه نمایندگان با این تصمیم موافق نبودند. مخالفان استدلال می‌کردند که دولت و مجلس نمی‌توانند بدون مراجعه مستقیم به ملت ایران و بدون برگزاری یک همه‌پرسی واقعی در بحرین، از حقوق تاریخی کشور صرف‌نظر کنند. آنان همچنین شیوه نظرخواهی سازمان ملل را ناقص و تحت تأثیر بریتانیا و حکومت آل‌خلیفه می‌دانستند.

در مقابل، دولت هویدا مدعی بود که پذیرش گزارش سازمان ملل از ایجاد درگیری جلوگیری می‌کند و به یکی از مناقشات طولانی ایران با کشورهای منطقه پایان می‌دهد.

اعلام استقلال بحرین

بحرین چه زمانی رسماً مستقل شد؟

رأی مجلس شورای ملی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به معنای اعلام فوری استقلال بحرین نبود. بحرین بیش از یک سال بعد، در ۱۴ اوت ۱۹۷۱ پایان ترتیبات قراردادی خود با بریتانیا را اعلام کرد و در ۱۵ اوت همان سال، برابر با ۲۴ مرداد ۱۳۵۰، استقلال خود را اعلام کرد. این کشور سپس به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.