در جنگ رسانه‌ای، دشمن فقط به دنبال بیان یک ادعا نیست؛ گاهی می‌خواهد با تحریک مقامات و رسانه‌های طرف مقابل، همان ادعا را به موضوع اصلی افکار عمومی تبدیل کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - گاهی یک جمله از سوی رئیس‌جمهور آمریکا یا یکی از مقام‌های سیاسی این کشور، در چند دقیقه به تیتر اول رسانه‌های ایران تبدیل می‌شود؛ جمله‌ای که شاید اساساً با هدف ایجاد ترس، تحریک افکار عمومی یا سنجش واکنش طرف مقابل بیان شده باشد.

در این میان، تعدد واکنش‌ها و موضع‌گیری‌های شتاب‌زده می‌تواند ناخواسته به تحقق همان هدف کمک کند؛ گویی خودمان به سربازان رایگان جنگ رسانه‌ای دشمن تبدیل شده‌ایم.

در روزگاری که جنگ‌ها تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند و عملیات روانی و رسانه‌ای سهم مهمی در معادلات سیاسی و نظامی دارند، مدیریت واکنش‌ها به اندازه قدرت پاسخ‌گویی اهمیت پیدا کرده است.

دشمن ممکن است با یک تهدید، یک ادعای جنجالی یا انتخاب واژه‌ای تحریک‌آمیز، به دنبال آن باشد که توجه جامعه را به موضوعی خاص معطوف کند، احساس نگرانی را افزایش دهد و طرف مقابل را به واکنشی وادار سازد که هزینه‌های رسانه‌ای و روانی آن از خود پیام اولیه بیشتر باشد.

وقتی تهدید، به سوژه اصلی رسانه‌ها تبدیل می‌شود

ماجرای «مادر همه بمب‌ها» نمونه‌ای قابل تأمل از این وضعیت است. در روز‌های اخیر، گزارش‌های متعددی در رسانه‌ها درباره استفاده احتمالی آمریکا از بمب موسوم به MOAB علیه ایران منتشر شد و اظهارات دونالد ترامپ نیز بار دیگر این موضوع را در کانون توجه قرار داد. پس از آن، واکنش‌هایی از سوی مقام‌های ایرانی مطرح شد و موضوع در فضای رسانه‌ای کشور بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد.

اصل پاسخ‌گویی به تهدید‌های نظامی و بیان توان دفاعی کشور، امری قابل دفاع و در مواردی ضروری است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا هر اظهارنظر طرف مقابل باید به موجی از موضع‌گیری‌های مشابه منجر شود؟ آیا تکرار یک تهدید در قالب ده‌ها واکنش، بدون افزودن اطلاعات تازه یا ارائه تحلیلی متفاوت، به کاهش اثر روانی آن کمک می‌کند یا ناخواسته آن را به موضوعی فراگیرتر تبدیل می‌سازد؟

واقعیت این است که در فضای رقابتی رسانه‌ها، صرفاً محتوای یک پیام اهمیت ندارد؛ میزان بازنشر، تکرار و برجسته‌سازی آن نیز بخشی از اثرگذاری پیام را شکل می‌دهد. وقتی یک مقام خارجی سخنی تهدیدآمیز مطرح می‌کند و شمار زیادی از مقام‌ها، چهره‌ها و رسانه‌های داخلی با ادبیات مشابه به آن پاسخ می‌دهند، ممکن است همان عبارت بار‌ها در صدر اخبار، شبکه‌های اجتماعی و گفت‌و‌گو‌های عمومی تکرار شود. در نتیجه، حتی مخاطبی که در ابتدا از آن سخن اطلاعی نداشته، در معرض آن قرار می‌گیرد و اهمیت و ابعاد تهدید را بزرگ‌تر از واقعیت ارزیابی می‌کند.

هر واکنشی، پاسخ مؤثر نیست

باید میان پاسخ مقتدرانه و واکنش پرشمار تفاوت قائل شد. پاسخ مؤثر، پاسخی است که متناسب با اهمیت موضوع، مبتنی بر اطلاعات معتبر و دارای هدف مشخص باشد؛ نه واکنشی که صرفاً برای ثبت موضع یا عقب نماندن از فضای خبری صورت می‌گیرد.

در چنین شرایطی، نخستین پرسش پیش از هر موضع‌گیری باید این باشد: طرف مقابل از طرح این موضوع چه هدفی را دنبال می‌کند؟ آیا به دنبال ارعاب جامعه است؟ آیا می‌خواهد توان دفاعی ایران را زیر سؤال ببرد؟ آیا قصد دارد توجه افکار عمومی را از مسئله‌ای دیگر منحرف کند؟ یا با یک ادعای رسانه‌ای، به دنبال سنجش واکنش‌ها و ارزیابی فضای سیاسی است؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند مشخص کند که آیا واکنش علنی ضرورت دارد، چه نهادی باید پاسخ دهد و چه میزان از توجه رسانه‌ای باید به موضوع اختصاص یابد. گاهی یک پاسخ رسمی و مستند از سوی مرجع مسئول، بسیار مؤثرتر از ده‌ها اظهارنظر پراکنده است. گاهی نیز بهترین راهبرد، پرهیز از بازنشر ادعایی است که ارزش خبری مستقلی ندارد و صرفاً با تکرار، بزرگ‌تر می‌شود.

وحدت در پیام، نه مسابقه در موضع‌گیری

البته سکوت در برابر تهدید‌های جدی نیز همیشه راهکار مناسبی نیست. تهدید نظامی، ادعای خلاف واقع یا اقدامی که امنیت و منافع ملی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، ممکن است به پاسخ روشن، مستند و حتی پیگیری دیپلماتیک نیاز داشته باشد. مسئله، اصل پاسخ‌گویی نیست؛ مسئله، چگونگی، زمان‌بندی و تعداد واکنش‌هاست.

برای جلوگیری از هدررفت ظرفیت رسانه‌ای کشور، می‌توان بر چند اصل تأکید کرد: هماهنگی میان نهاد‌های مسئول در انتشار مواضع، پرهیز از اظهارنظر‌های تکراری، تفکیک تهدید واقعی از عملیات تبلیغاتی، ارائه اطلاعات دقیق به مردم و تبدیل خبر خام به تحلیل روشنگرانه. رسانه‌ها نیز باید به جای بازنشر مکرر جملات جنجالی، درباره اعتبار ادعا، اهداف احتمالی گوینده، پیامد‌های واقعی و سناریو‌های پیش رو توضیح دهند.

در این میان، اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع به مردم اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر جامعه احساس کند اطلاعات معتبر و تحلیل قابل اتکا در اختیار دارد، کمتر تحت تأثیر بزرگ‌نمایی تهدید‌ها قرار می‌گیرد. هدف نباید پنهان کردن واقعیت‌ها یا کم‌اهمیت جلوه دادن خطر‌ها باشد؛ بلکه باید مانع از آن شد که روایت‌سازی طرف مقابل، جایگزین درک واقع‌بینانه جامعه از تحولات شود.

مراقب باشیم در زمین دشمن بازی نکنیم

در جنگ رسانه‌ای، پیروزی همیشه با بلندتر سخن گفتن یا بیشتر واکنش نشان دادن به دست نمی‌آید. گاهی قدرت واقعی در آن است که اجازه ندهیم طرف مقابل دستور کار خبری و روانی ما را تعیین کند. کشوری که در برابر هر اظهارنظر تحریک‌آمیز، ناچار به واکنش فوری و گسترده شود، عملاً بخشی از اختیار رسانه‌ای خود را به طرف مقابل واگذار کرده است.

مقام‌های مسئول، رسانه‌ها و فعالان فضای مجازی باید بدانند که هر بازنشر و هر واکنش، بخشی از زنجیره انتشار یک پیام است. پیش از آنکه به یک تهدید پاسخ دهیم، باید مطمئن شویم پاسخی که می‌دهیم به روشن‌تر شدن واقعیت کمک می‌کند، نه به بزرگ‌تر شدن سایه تهدید.

در نهایت، مسئله این نیست که دشمن سخن نگوید یا تهدید نکند؛ مسئله این است که ما ناخواسته به بلندگوی سخنان او تبدیل نشویم. در جنگ رسانه‌ای، هوشمندی یعنی هم توان پاسخ‌گویی داشته باشیم و هم قدرت تشخیص اینکه کدام پیام ارزش پاسخ دارد، چه کسی باید پاسخ دهد و چگونه باید مانع از اثرگذاری روانی آن شد. سرباز جنگ رسانه‌ای دشمن نباشیم؛ حتی وقتی تصور می‌کنیم در حال مقابله با او هستیم.