یک فایل ویدئویی قدیمی از سخنان صریح محمدجواد ظریف درباره خطای «امنیتی‌سازی همه‌چیز» و نقد نقش میدان در دیپلماسی، بار دیگر توپخانه تندرو‌ها را روشن کرد. چنانکه برخی تندرو‌ها بار دیگر خواستار برخورد قضایی و محاکمه وزیرخارجه پیشین شدند.

رویداد۲۴| برخی نام‌ها در سپهر سیاسی ایران فراتر از یک شخصیت اجرایی و مسئول بوده و هر سخن و اظهارنظرشان بهانه‌ای برای رویارویی دو نگاه کاملا متضاد در حکمرانی می‌شود. محمدجواد ظریف وزیرخارجه پیشین نیز یکی از همین چهره‌ها است. شاهد این مدعا انتشار یک ویدیو تازه از سخنان او است. ویدیویی که زمان دقیق ضبط آن مشخص نبوده و به گفته برخی فعالان حوزه سیاست خارجی و وزارت خارجه، مربوط به قبل از جنگ دوازده روزه است که چهره هایی چون سردار حسین علایی نیز در آن حضور دارند. اظهارات صریح ظریف در یک محفل خصوصی که حالا تصاویری از آن در فضای مجازی منتشر و جنجال آفرین شده، بار دیگر آتش‌بار سنگین رسانه‌های اصولگرا را به سمت او نشانه رفته است.

ویدیویی که با موجی از هجمه‌ها، تهمت‌ها، خط‌ ونشان‌های قضایی و ادبیاتی تند در شبکه‌های اجتماعی همراه شد و فضایی ساخت که گویی دیپلمات سابق، ناگهان به قلب دکترین امنیتی کشور تاخته است. اما خاستگاه واقعی این توفان رسانه‌ای چیست و چرا اتاق‌های فکر تندرو‌ها تصمیم گرفته‌اند در این برهه حساس زمانی، سخنرانی قدیمی دیپلمات ارشد سابق را به صدر اخبار بکشانند؟

جان کلام ظریف؛ نقد نگاه تهدید محور

جان کلام ظریف در این سخنرانی خبرساز، دست گذاشتن بر روی یک آسیب ساختاری عمیق در ادبیات حکمرانی ما و نقد نگاه «تهدیدمحور» است. ادبیاتی که درباره ظریف تازه نیست و بارها در مقالات و همچنین سخنرانی‌های او در دوره های مختلف به زبان‌های مختلف تکرار شده است. او هشدار می‌دهد که وقتی مناسبات بین‌المللی و حتی زیست روزمره جامعه را بر مدار «تهدید» بازتعریف کنید، خروجی کار چیزی جز فلج شدن دیپلماسی و امنیتی شدن تمام حوزه‌ها نخواهد بود.

ظریف با برشمردن نمونه‌های عینی توضیح می‌دهد که چطور نگاه تهدیدمحور باعث شده تا حاکمیت حتی مسئله اجتماعی حجاب، سبک زندگی فرزندان، شبکه اینترنت و تعامل با همسایگان را به عنوان «خاکریز جنگی» ببیند. ظریف می گوید «ما همه چیز را تهدید می بینیم، ما حجاب را خاکریز می بینیم. کجا یک مساله اجتماعی به یک مساله جنگی تبدیل می شود؟»

به باور ظریف، تبعات این نگاه انقباضی و خودمحدودکننده، مستقیماً در عرصه سیاست خارجی و منطقه‌ای سربرآورده است. ظریف پیشنهاد می دهد که برای خارچ شدن از این نگاه تهدیدمحور باید «نگاه را تغییر داد». او با مقایسه ساختار دیپلماسی ایران در کشور‌های همسایه و منطقه اشاره می‌کند که به دلیل غلبه همین عینک امنیتی، نمایندگان و سفرای کشور در بسیاری از پایتخت‌های منطقه‌ای نه بازرگانان، متخصصان توسعه و دیپلمات‌های اقتصادی، بلکه نمایندگان ساختار نظامی و میدان بوده‌اند؛ رویکردی که اگرچه در بحران‌های منطقه‌ای توجیه‌گر بوده، اما فرصت‌های عظیم اقتصادی، تجاری و موازنه نرم با همسایگان را سوزانده است.

در بخشی از این اظهارات ظریف به یک گزاره شبه طبقه‌بندی شده در سیاست خارجی ایران اشاره مستقیمی می کند؛ گزاره ای که سالها در محافل رسانه ای به صورت غیر رسمی تایید شده بود اما هیچگاه یک وزیر خارجه سابق یا مستقر به واقعیت آن اذعان نکرده بود؛ اینکه سفرای ایران در کشور‌های منطقه نمایندگان سپاه قدس هستند. او به این سیاست انتقاد کرده و تاکید دارد تا زمانی که سیاست خارجی فرصت‌محور جایگزین این الگوی دفاعی نشود، ایران قادر نخواهد بود از ظرفیت‌های استراتژیک خود برای جهش اقتصادی و تثبیت موقعیت منطقه‌ای بهره ببرد.

ظریف در بخشی از این سخنرانی با اشاره مستقیم به این رویکرد می‌گوید: «اگر نگاه ما به منطقه تهدیدمحور باشد، باید سفیران نماینده قدس باشند، اما اگر نگاه ما فرصت‌محور باشد، باید سفیران ما بازرگان و دیپلمات باشند ... مشکل این است که ما همه‌چیزو تهدید دیدیم؛ زن، بچه، اینترنت و همسایه‌ها را تهدید دیدیم. ما حجاب رو خاکریز می‌بینیم...»

در تله گذشته؛ از خودزنی‌های پسابرجام تا افسانه خزر

بخش دیگر سخنان جنجالی ظریف، نقد روان‌شناختی رفتار‌های سیاسی در داخل کشور و «زندانی گذشته بودن» است. او با بازخوانی پرونده برجام، یادآور می‌شود که چطور پس از حصول توافق هسته‌ای، جریان‌های داخلی به جای تلاش برای استفاده از دستاورد‌های اقتصادی آن، تمام وقت و توان خود را صرف جنگ‌های نیابتی سیاسی و دوقطبی‌سازی کردند تا ثابت کنند برجام «عالی» یا «نابودکننده» بوده است.

او با کنایه‌ای آشکار به تریبون‌های رسمی، مداحانی همچون میثم مطیعی و کسانی که با شعرخوانی در نماز عید فطر علیه توافق هسته‌ای خط‌ونشان کشیدند یا با تسخیر سفارت عربستان ضربه‌ای جدی به دیپلماسی کشور زدند، یادآوری می‌کند که بخش عمده‌ای از هزینه‌های تحمیل‌شده بر سیاست خارجی، دست‌پخت رفتار‌های هیجانی و کاسبی‌های سیاسی در داخل بوده است؛ رفتار‌هایی که اندکی بعد، همان جریان‌ها را مجبور ساخت تا شاهد نشستن مقامات عالی نظام در کنار مسئولان ارشد همان کشور‌های منطقه باشند، بدون آنکه کسی پاسخگوی هزینه‌های سنگین فرآیند گذشته باشد.

ظریف این نقد را به تاریخ نگاری نیز تعمیم می‌دهد و با رد ادعا‌های پوپولیستی و تحریف‌شده درباره دریای خزر یا مقایسه‌های طیف اپوزیسیون و پادشاهی‌خواه، صراحتاً عنوان می‌کند که جمهوری اسلامی تنها حکومتی در تاریخ ایران - پس از عصر نادرشاه - است که حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور را بدون از دست دادن حتی یک وجب خاک حفظ کرده است.

ظریف با ادبیاتی صریح و افشاگرانه خطاب به مدعیان تاریخ می‌گوید: «اگر از نیروی دریایی زمان شاه بپرسید، ما جرأت نداشتیم بالای خط آستارا-حسینقلی حرکت کنیم. می‌گویند نصف خزر مال ما بوده، اما در باکو ۱۰۰ سال است نفت استخراج می‌کنند؛ پس چرا یک نفر زمان علی‌حضرت نرفت به روس‌ها بگوید پول ما را بدهید؟ به آن فلان‌شده‌هایی که می‌خواهند ما را در تاریخ زندانی کنند بگویید چرا علی‌حضرت شما نرفت سهم ما را بگیرد؟»

او هشدار می‌دهد که خودتحقیری‌های کاذب و زندانی شدن در افسانه‌های تاریخی بی‌اساس، تنها خوراک فکری به جریان‌هایی می‌دهد که می‌خواهند دست کشور را در حرکت به سمت آینده و اتخاذ دیپلماسی واقع‌بینانه ببندند.

ظریف با شاهد آوردن از مدل مائو در چین، یادآور می‌شود که توسعه واقعی زمانی آغاز شد که مائو به یک قرن تحقیر چین پایان داد و مسیر گفت‌وگوی منطقی با جهان را گشود.

توپخانه سنگین رادیکال‌ها علیه ظریف

به محض انتشار این سخنان، ماشین تخریب تخریبگران سیاسی و رسانه‌های جریان راست با حداکثر توان به حرکت درآمد. موج نخست حملات در شبکه‌های اجتماعی با ادبیاتی بسیار تند، هتّاکانه و خارج از عرف رسانه‌ای شکل گرفت؛ جایی که کاربران معروف به ارزشی، ظریف را به خیانت، ساده‌لوحی، تضعیف توان دفاعی و چشم‌بستن بر تهدیدات واقعی دشمنان متهم کرده و فحش و ناسزا گفتند.

آنان با تاکید بر اینکه امنیت امروز کشور مدیون بازدارندگی نظامی و ایثار نیرو‌های قدس است، تلاش کردند سخنان او را در تعارض مستقیم با اقتدار منطقه‌ای نشان دهند و حتی کار را به تهدید‌های جانی و اهانت‌های شخصیتی بکشانند.

در لایه دیگر، چهره‌ها و رسانه‌های جناح راست وارد معرکه شدند تا سخنان ظریف را از منظر نظری زیر سوال ببرند. آنان با متهم کردن ظریف به «غیبت رئال‌پولیتیک (سیاست واقع‌گرایانه)» و اتکا بر نگاه‌های ساده‌انگارانه برساخت‌گرایانه، مدعی شدند که روابط بین‌الملل و مناسبات خشن خاورمیانه، «میهمانی چای و شیرینی» نیست که با تغییر عینک ذهنی، لبخند یا حسن نیت اصلاح شود.

در همین راستا عبدالرضا داوری، فعال سیاسی اصولگرا با نقد زیربنای نظری ظریف نوشت: «تضاد میان قدرت‌ها در منطقه و جهان، دعوای میان دو باجناق نیست که با وساطت بزرگان، رفع سوءتفاهم و صرف چای و شیرینی ناپلئونی خاتمه یابد! جهان با حسن‌نیت اداره نمی‌شود، بلکه با موازنه منافع و قدرت مهار می‌شود. خطای آقای ظریف این است که غفلت از الزامات رئال‌پولیتیک را به تمام واقعیت تبدیل می‌کند.»

به زعم این منتقدان، رقابت‌های منطقه‌ای ریشه در ابزار‌های قدرت ملموس مثل توان موشکی، موازنه وحشت و حضور میدانی دارد و مائو نیز زمانی توانست با آمریکا به توافق برسد که چین به بازدارندگی اتمی و قدرت نظامی دست یافته بود.

کاربری در نقدی تند به ظریف نوشت: «آقای ظریف تاریخ را وارونه خوانده است! آمریکا هیچ‌وقت چین مائو را به رسمیت نمی‌شناخت اگر چین ابزار‌های قدرتی مانند دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای و توان موشکی را خلق نکرده بود... دیپلماسی ابزاری است برای نقد کردن قدرت ملموس روی زمین؛ اگر در میدان قدرتی نداشته باشید، در پشت میز مذاکره هم چیزی برای چانه زدن نخواهید داشت.»

برخی‌رسانه‌ها، خاصه در طیف رادیکال فراتر رفته و قوه قضاییه را مخاطب قرار داده و خواستار برخورد با ظریف شدند. در همین راستا رجانیوز، ارگان رسانه‌ای جبهه پایداری با اشاره به ماجرای فایل صوتی ظریف درباره سپاه قدس و قاسم سلیمانی، نوشت: «باید منتظر ماند و دید آیا هتاکی مجدد به نیروی قدس سپاه از سوی قوه قضائیه نیازمند رسیدگی تشخیص داده می‌شود یا این مورد هم مانند پرونده حسن روحانی با صدهاهزار شاکی با بی‌توجهی کنار گذاشته می‌شود؟»

زمان‌پریشی آگاهانه؛ بازنشر یک سخنرانی قدیمی با اهداف تازه

اما در پس این غوغا و گردوخاکی که اصولگرایان به پا کرده‌اند، یک حقیقت کلیدی نهفته است که ابعاد این سناریو را کاملاً روشن می‌سازد؛ سخنرانی ظریف به هیچ وجه جدید نیست. بر اساس داده‌های موثق، خبرنگاران ارشد حوزه سیاست خارجی و کارشناسان بین‌الملل تأیید کرده‌اند که ویدیوی مذکور متعلق به اردیبهشت سال گذشته (حدود یک سال و نیم پیش) در یک نشست خصوصی و نخبگانی است؛ لذا بازنشر آن در این مقطع زمانی و میانه جنگ به نظر برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند می‌رسد. سخنان قدیمی ظریف درست در شرایطی که کشور با مخاطرات پیچیده منطقه‌ای، فشار‌های اقتصادی و لزوم تصمیم‌گیری‌های شجاعانه در سیاست خارجی روبروست، ناشی از یک نیاز مبرم سیاسی در جریان رادیکال است. آنان با پیش‌کشیدن این فایل قدیمی و بازآفرینی دوقطبی‌های کاذب، چند هدف هم‌زمان را دنبال می‌کنند. نخست، انحراف ذهن افکار عمومی از ناکارآمدی‌های جاری و چالش‌های عمیق معیشتی؛ دوم، تخریب چهره‌های عقلانی و بستن منافذ آسیب‌شناسی سیاست خارجی؛ و سوم، ایجاد ارعاب سیاسی تا هیچ شخصیت یا جریانی جرأت نکرد رویکرد‌های انقباضی و هزینه تراش را به چالش بکشد.

صراحت ظریف در آن جلسه خصوصی -حتی با وجود گذر زمان- بار دیگر نشان داد که چرا تندرو‌ها تا این حد از زاویه دید او هراس دارند. مسئله آنان صرفاً دفاع از یک دکترین نظامی یا پاسخ به یک نظریه آکادمیک نیست؛ خشم آنان از این است که الگوی «دیپلماسی فرصت‌محور»، دست دادن با جهان بر پایه منافع ملی و ترجیح دادن توسعه اقتصادی بر شعار‌های پرهزینه، هنوز در جامعه خریدار دارد و می‌تواند منطق «امنیتی‌سازی همه‌چیز» را بی‌اعتبار کند. هجمه سنگین امروز به ظریف، بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت منتقدانش باشد، گواهی است بر هراس عمیق آنان از زنده شدن منطق عقلانیت و خردورزی در حکمرانی کشور.