«غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی باکسب جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی بوسان، فرصت تازه‌ای برای ورود به رقابت اسکار بهترین فیلم بین‌المللی پیدا کرده اما آنچه حضور مجیدی دراین رویداد را فراتر از یک موفقیت حرفه‌ای می‌کند، سخنان او درباره ایران است.

سینمای ایران این روزها دو مسیر متفاوت را برای رسیدن به اسکار پیش رو دارد؛ از یک سو «سرزمین فرشته‌ها» ساخته بابک خواجه‌پاشا به‌عنوان نماینده رسمی ایران معرفی شده و از سوی دیگر «غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی با کسب جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی بوسان، فرصت تازه‌ای برای ورود به رقابت اسکار بهترین فیلم بین‌المللی پیدا کرده است اما آنچه حضور مجیدی در این رویداد سینمایی را فراتر از یک موفقیت حرفه‌ای می‌کند، سخنان او درباره ایران است؛ فیلمسازی که وقتی در برابر دوربین‌های رسانه‌های بین‌المللی جایزه‌اش را گرفت، از مردم کشورش گفت، از تحریم‌هایی که زندگی عادی ایرانیان را نشانه گرفته، از کودکانی که قربانی جنگ شده‌اند و از ملتی که با وجود همه فشارها سر خم نکرده است.
مجیدی در اختتامیه سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم بوسان، جایزه بهترین فیلم را برای «غذای نیمروز» دریافت کرد؛ جایزه‌ای که افزون بر اعتبار سینمایی، ۳۷هزار دلار نیز برای او به ارمغان آورد. با این حال، اهمیت این اتفاق برای سینمای ایران فقط در کسب یک جایزه بین‌المللی نبود. براساس مقررات جدید آکادمی اسکار، برگزیده جایزه اصلی بوسان می‌تواند از مسیری مستقل از انتخاب رسمی کشورها، واجد شرایط رقابت در بخش بهترین فیلم بین‌المللی اسکار شود. ازاین‌رو فیلم مجیدی نیز در کنار نماینده رسمی ایران، امکان ورود به این رقابت را پیدا کرده است؛ فرصتی تازه برای سینمای
ایران.
اما بوسان برای مجیدی فقط فرصتی برای نمایش فیلمش و رقابت با دیگر آثار سینمای جهان نبود. او همزمان با نمایش «غذای نیمروز» کوشید تصویری از ایران و مردمش به مخاطبان جهانی ارائه دهد؛ تصویری که در آن، مردم ایران نه فقط سوژه‌ای در میان اخبار و تحلیل‌های سیاسی، بلکه انسان‌هایی شریف، مستقل و مقاوم‌اند که می‌خواهند در صلح زندگی کنند و استقلال داشته باشند.
مجیدی هنگام دریافت جایزه، پس از قدردانی از برگزارکنندگان جشنواره و عوامل فیلم، از رنج و ایستادگی مردم ایران گفت. او یادآوری کرد ایرانیان نزدیک به ۴۸سال با شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و دارویی روبه‌رو بوده‌اند؛ فشارهایی که به گفته او، حتی دسترسی بیماران از جمله کودکان مبتلا به سرطان را به دارو، دشوار کرده است اما پیام او روشن بود؛ مردم ایران در تمام این سال‌ها با وجود فشارهای اقتصادی و تحریم‌های تحمیلی، تسلیم نشده‌اند. مجیدی سپس به حملات نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران اشاره کرد و گفت در حالی که فشارهای اقتصادی نتوانسته مردم را به تسلیم وادارد، کشورمان در معرض حملات شدید نظامی نیز قرار گرفته و شهرهای ایران بارها هدف بمباران دشمن بوده‌اند.
این فیلمساز خوشنام کشورمان جایزه خود را به مردم شجاع ایران تقدیم و بر این نکته تأکید کرد که با وجود همه فشارها، ایرانیان در برابر ظلم ایستاده‌اند. او همچنین از حمله به مدرسه میناب و جان ‌باختن کودکان یاد کرد؛ کودکانی که نام و سرنوشتشان در روزهای جنگ، به یکی از تلخ‌ترین وقایع تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان تبدیل شد.
او جایزه فیلم «غذای نیمروز» را به مردم ایران و کودکان شهید میناب تقدیم کرد و از پایداری مردم در برابر جنگ و ویرانی سخن گفت. تأکید او بر اینکه ایرانیان سر فرود نخواهند آورد و ویرانی‌ها را دوباره خواهند ساخت، در کنار تقدیم جایزه‌اش به مردم، معنایی روشن داشت؛ اینکه یک سینماگر ایرانی در یک صحنه جهانی حاضر شده بود تا از ملتی بگوید که نمی‌خواهند سرنوشتشان را بیگانه تعیین کند.

فیلمی درباره انتخاب‌های دشوار

«غذای نیمروز» نخستین نمایش جهانی خود را در بخش رقابتی جشنواره بوسان تجربه کرد. این فیلم، پس از ۶سال دوری مجیدی، پس از «بچه‌های خورشید» بار دیگر او را به صحنه سینما بازگرداند؛ فیلمسازی که بخش مهمی از کارنامه‌اش را با روایت زندگی کودکان، خانواده‌های محروم و انسان‌هایی ساخته که با وجود تنگدستی برای حفظ کرامت و امید خود تلاش می‌کنند.
داستان فیلم «غذای نیمروز» در روستایی محروم در منطقه چابهار می‌گذرد. جایی که «سولان» معلمی قراردادی با امید به استخدام رسمی و فراهم کردن زندگی بهتر برای خود و مادر سالخورده‌اش به کار در مدرسه ادامه می‌دهد اما زندگی مدرسه به کمک‌های یک خیر وابسته است؛ مردی که هزینه غذای دانش‌آموزان را تأمین می‌کرد و با مرگ او، این حمایت نیز متوقف می‌شود. برای بسیاری از دانش‌آموزان، وعده ناهار مدرسه انگیزه‌ای برای حضور در کلاس درس است. وقتی غذا قطع می‌شود، بچه‌ها یکی‌یکی مدرسه را ترک می‌کنند و آینده شغلی سولان نیز به خطر می‌افتد. او که نمی‌خواهد مدرسه تعطیل شود و کودکان از آموزش محروم بمانند، پس‌انداز اندک خود را صرف تهیه غذا می‌کند و حتی همراه مادرش در مدرسه ساکن می‌شود اما با افزایش تعداد دانش‌آموزان و تمام شدن منابع مالی، ناچار به قاچاق سوخت می‌شود تا هزینه غذای کودکان را فراهم کند.
سولان معلمی است که می‌خواهد کار درستی انجام دهد اما برای رسیدن به هدفی انسانی، وارد مسیری غیرقانونی می‌شود و فیلم از این منظر در موقعیتی پرسش‌برانگیز قرار می‌گیرد، در واقع مجیدی، شخصیت اصلی را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که هر تصمیم، هزینه‌ای تازه به همراه دارد. سولان نه قهرمانی بی‌نقص است و نه انسانی بی‌تفاوت؛ او میان وجدان، نیازهای شخصی و مسئولیتی که در برابر دانش‌آموزان احساس می‌کند، گرفتار شده است. همین تناقض، هسته اخلاقی فیلم را شکل می‌دهد.

نگاه منتقدان جهانی به تازه‌ترین ساخته مجیدی

غذای نیمروز در نخستین نمایش جهانی خود توجه رسانه‌های تخصصی سینما را جلب کرد. در ارزیابی‌های منتشرشده، بازی محمد رحیمی در نقش سولان و شیوه روایت مجیدی از جمله نقاط قوت فیلم بوده که مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است. توجه به جزئیات زندگی روزمره، فضاسازی در منطقه‌ای محروم و تبدیل یک مسئله اجتماعی به بحران اخلاقی از ویژگی‌هایی است که در نگاه منتقدان برجسته شده است.
تصاویر فیلم از منطقه چابهار به‌ویژه چشم‌اندازهای کوهستانی و تماشایی این منطقه، نقش مهمی در ساخت فضای فیلم داشته است. هومن بهمنش، مدیر فیلم‌برداری فیلم نیز با بهره‌گیری از نماهای هوایی و حرکت‌های روان دوربین، تنهایی و استواری شخصیت اصلی را در دل طبیعتی خشن و در عین حال چشم‌نواز به تصویر کشیده است. به باور منتقدان این انتخاب بصری، فقط زیبایی‌شناسانه نیست بلکه گستره طبیعت در برابر زندگی دشوار مردم منطقه قرار می‌گیرد و به روایت، مضمونی تأمل‌برانگیز می‌دهد. از سوی دیگر، انتخاب بازیگران بومی و استفاده از چهره‌هایی که تجربه حرفه‌ای بازیگری ندارند به فضای واقع‌گرایانه فیلم کمک کرده است.
«محمد رحیمی» در نقش سولان، شخصیتی درون‌گرا و محتاط خلق می‌کند که نگرانی، همدلی و ترس فزاینده‌اش را بدون اغراق نشان می‌دهد. «خیری ذاکری» نیز در نقش مادر سولان با اجرایی آرام و باورپذیر به یکی از تکیه‌گاه‌های عاطفی فیلم تبدیل شده است.
نکته مهم در واکنش‌های اولیه به فیلم، این است که «غذای نیمروز» نمایش فقر و محرومیت نیست بلکه فیلم از دل شرایط دشوار یک مدرسه، پرسشی جهانی بیرون می‌کشد؛ اینکه وقتی انسانی برای کمک به دیگری ناچار به انتخابی دشوار ‌شود، چه چیزی مرز میان مسیر درست و نادرست را تعیین می‌کند؟ این پرسش به‌ویژه در شرایط تحریم و پیامدهای جنگ علیه ایران، دامنه‌ معنایی گسترده‌تری می‌یابد.

تریبونی برای ایران

موفقیت مجید مجیدی در بوسان را باید در دو سطح دید؛ نخست، بازگشت فیلمسازی شناخته‌شده با اثری تازه که توانسته جایزه اصلی یک جشنواره مهم آسیایی را بگیرد و دوم، استفاده از همین موقعیت برای سخن گفتن درباره مردم ایران.
مجیدی در زمان دریافت جایزه می‌توانست به عوامل فیلم، مسیر حرفه‌ای خود یا دشواری‌های تولید اشاره کند اما بخش مهمی از حرف‌هایش را به مردم کشورش اختصاص داد. او از تحریم‌های اقتصادی و دارویی گفت، از کودکان میناب یاد کرد و تأکید داشت که مردم ایران با وجود فشارهای دشمن، تسلیم نشده‌اند. این سخنان، در کنار داستان فیلمش درباره کودکان محروم و معلمی که برای حفظ مدرسه از داشته‌های خود می‌گذرد، معنایی مضاعف پیدا می‌کند. در هر دو، مسئله اصلی انسان‌هایی هستند که در شرایط دشوار برای حفظ زندگی و کرامت خود تلاش می‌کنند.
شاید سینما نتواند به‌تنهایی ویرانی‌های جنگ را جبران کند یا رنج مردم را از بین ببرد اما می‌تواند روایت آنان را به گوش جهانیان برساند. مجیدی در بوسان از همین امکان استفاده کرد؛ او از جایزه‌ای که برای فیلمش گرفت، پلی ساخت برای سخن گفتن از مردمی که می‌خواست صدایشان به گوش جهان برسد.
«غذای نیمروز» اکنون با جایزه بوسان و فرصت تازه اسکار، فصل جدیدی از حضور بین‌المللی خود را آغاز کرده است اما اهمیت این حضور فقط در مسیر جشنواره‌ای فیلم خلاصه نمی‌شود. در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان زیر سایه جنگ و منازعات سیاسی قرار دارد، سخنان مجیدی یادآور این نکته است که پشت این تصویر رسانه‌ای، مردمی زندگی می‌کنند که می‌خواهند مستقل باشند، در صلح زندگی کنند و آینده کشور و فرزندانشان را بسازند.
او از بوسان با یک تندیس بازگشت اما پیامی که در آن مراسم گفت از خود جایزه فراتر رفت؛ مردم ایران با همه دشواری‌ها و زخم‌هایی که تحمل کرده‌اند همچنان ایستاده‌اند. این همان تصویری است که مجیدی می‌خواست در قاب سینمای جهان ثبت کند؛ تصویر ملتی مقاوم که صاحب اراده و سرنوشت خودش است.