ایران در نزدیک ۵ دهه پیش از این همواره دچار تنشهای مختلفی بوده است، جنگ و بازسازی، فراز و فرودهای قیمت نفت، تحریمهای بینالمللی، توافقهای سیاسی و دورههای نااطمینانی طولانی تجربیاتی است که کل آحاد جامعه را درگیر نموده است.
سیاوش ملکپور: از آنجائی که روسای کل بانک مرکزی در شرایط یکسانی مسئولیت نداشتهاند، برای بررسی میراث هر دوره باید نتایج آماری را در کنار شرایط اقتصادی و مدت مسئولیتشان قرار داد، این مقاله در صدد یافتن پاسخ این پرسش است که سرعت افزایش نرخ دلار آزاد در کدام دوره بیشتر بوده است و آیا میتوان از این رتبهبندی به تنهایی درباره کیفیت مدیریت پولی داوری کرد؟
افزایش تجمعی قیمت دلار بدون توجه به طول دوره عهده داری سمت رییس کل میتواند گمراه کننده باشد. در این بررسی، رشد مرکب ماهانه به عنوان نرخ ثابت فرضیه رشد در هر ماه تعریف میشود که ارتباط بین قیمت آغاز دوره و قیمت پایان دوره را برقرار می کند.
مدت تصدی بر حسب ماه در نظر گرفته می شود، برای نمونه افزایش نرخ دلاراز ۳۰ هزار تومان به ۶۵ هزار تومان طی ۱۲ ماه نرخ رشد مرکب ماهانه حدود ۶.۶۵ درصد و همین افزایش طی ۶ ماه موجب رشدی حدود ۱۳.۷۵ درصد خواهد شد. البته این شاخص مسیر واقعی نوسانهای میان دورهای را نشان نمیدهد.
رتبهبندی دورهها بر اساس رشد مرکب ماهانه دلار
با توجه به تفاوت در مدت زمان تصدی استفاده از روش درصد رشد مرکب ماهانه، عملاً بهترین روش برای بررسی عملکرد هر رییس کل در طی دوران مدیریت است.
| رتبه |
رئیس کل |
مدت تصدی ماه |
دلار آغاز تومان |
دلار پایان |
درصد رشد مرکب ماهانه |
| ۱ |
همتی دور دوم |
۱۰ |
۱۳۵,۰۰۰ |
۲۶۸,۰۰۰ |
۷.۱۰ |
| ۲ |
فرزین |
۳۶ |
۴۱,۰۰۰ |
۳.۳۷ |
|
| ۳ |
صالحآبادی |
۱۴ |
۲۷,۰۰۰ |
۳.۰۳ |
|
| ۴ |
کمیجانی |
۲۴,۰۰۰ |
۲.۹۹ |
||
| ۵ |
مولوی |
۱۲ |
۲.۸۴ |
||
| ۶ |
نوبری |
۲۴ |
۲۷ |
۲.۷۷ |
|
| ۷ |
همتی دور اول |
۳۴ |
۱۰,۰۰۰ |
۲.۶۱ |
|
| ۸ |
بهمنی |
۵۸ |
۹۶۶ |
۳,۲۰۰ |
۲.۰۹ |
| ۹ |
سیف |
۶۰ |
۱.۹۲ |
||
| نوربخش دور اول |
۷۴ |
۱.۶۹ |
|||
| ۱۱ |
قاسمی |
۱۲۰ |
۱.۳۵ |
||
| عادلی |
۲۶۳ |
۱.۳۲ |
|||
| ۱۳ |
نوربخش دور دوم |
۱۰۸ |
۸۳۲ |
۱.۰۷ |
|
| مظاهری |
۹۳۵ |
۰.۲۵ |
|||
| ۱۵ |
شیبانی |
۵۳ |
۰.۲۲ |
جدول ۱- ترتیب مقدماتی دورهها بر اساس رشد مرکب ماهانه نرخ دلار آزاد
مقایسه مدت زمان دورههای تصدی
در این جدول پیش رو طول دوره تصدی روسای کل مورد بررسی قرار گرفته است. محسن نوربخش طولانیترین دوره تصدی ریاست کلی بانک مرکزی را در دو دوره مسئولیت خود داشته است. باید در نظر داشت شوکهای مقطعی میتوانند نرخ رشد ماهانه را در دورههای کوتاه به شدت تغییر دهند. آثار سیاستهای پولی نیز غالباً با وقفه نمایان میشوند، از این رو لازم است مدت تصدی و رشد نرخ ارز توامان مورد بررسی قرار گرفته و در دورههای کمتر از یک سال به صورت جداگانه نیز بررسی شود.
| رتبه طول دوره |
مدت تقریبی ماه |
||
جدول ۲- ترتیب دورهها بر اساس مدت تصدی
حال باید شرایط اقتصادی و سیاسی، کدام تنش اقتصادی در هر دوره اتفاق افتاده است را بررسی کرد. جنگ، نوسانهای شدید در درآمدهای نفتی، تحریم، محدودیتهای دسترسی به منابع ارزی و انتظارات تورمی، مسیرهای احتمالی اثرگذاری بر ارزش اسعار خارجی میباشد، همزمانی یک رویداد با افزایش نرخ دلار به خودی خود رابطه علّی را اثبات نمیکند.
| دوره ریاست |
سالهای تقریبی |
رویدادهای مهم اقتصادی و سیاسی |
| ۱۳۵۷-۱۳۵۸ |
انقلاب ۱۳۵۷؛ ملیشدن بانکها؛ بحران سفارت آمریکا |
|
| ۱۳۵۸ -۱۳۶۰ |
آغاز جنگ ایران و عراق ۱۳۵۹؛ مسدودسازی داراییهای ایران |
|
| نوربخش |
۱۳۶۰ -۱۳۶۵ |
تداوم جنگ؛ افت قیمت نفت ۱۳۶۴–۱۳۶۵ |
| ۱۳۶۵ -۱۳۶۸ |
پایان جنگ و قطعنامه ۵۹۸ ۱۳۶۷؛ آغاز بازسازی |
|
| ۱۳۶۸- ۱۳۷۳ |
برنامه دور اول توسعه؛ تعدیل اقتصادی؛ اصلاحات ارزی |
|
| ۱۳۷۳- ۱۳۸۲ |
بحران ارزی ۱۳۷۴؛ افت نفت ۱۳۷۷؛ نا آرامی های اجتماعی ۱۳۷۸یکسانسازی ارز ۱۳۸۱ |
|
| ۱۳۸۲- ۱۳۸۶ |
رشد درآمد نفت؛ قطعنامههای هستهای شورای امنیت |
|
| ۱۳۸۶- ۱۳۸۷ |
بحران مالی جهانی ۲۰۰۸؛ نوسان قیمت نفت |
|
| ۱۳۸۷- ۱۳۹۲ |
انتخابات ۱۳۸۸هدفمندی یارانهها ۱۳۸۹؛ تحریم نفت و بانک؛ جهش ارز ۱۳۹۱ |
|
| ۱۳۹۲- ۱۳۹۷ |
توافق برجام ۱۳۹۴؛ اجرای برجام ۱۳۹۴؛ نا آرامی های اجتماعی ۱۴۰۴خروج آمریکا ۱۳۹۷ |
|
| ۱۳۹۷- ۱۴۰۰ |
بازگشت تحریمها؛ افزایش قیمت بنزین ۱۳۹۸؛ کرونا ۱۳۹۸–۱۳۹۹ |
|
| ۱۴۰۰ |
تغییر دولت؛ تداوم تحریمها و مذاکرات هستهای |
|
| ۱۴۰۰- ۱۴۰۱ |
جنگ روسیه و اوکراین ۱۴۰۰؛ حذف ارز ۴۲۰۰ ۱۴۰۱ نا آرامی های اجتماعی ۱۴۰۱ |
|
| ۱۴۰۱- ۱۴۰۴ |
مرکز مبادله ارز و طلا ۱۴۰۱؛ درگیری مستقیم ایران و اسرائیل ۱۴۰۳؛ جنگ دوازدهروزه ۱۴۰۴ |
|
| ۱۴۰۴- ۱۴۰۵ |
ناآرامی های دی ماه ۱۴۰۴ پیامدهای جنگ ۱۴۰۴؛ نااطمینانی سیاسی و محدودیت تجارت خارجی |
جدول ۳- رویدادهای مهم اقتصادی و سیاسی در طی دوره تصدی
آیا رکورد جهش دلار به معنای بدترین عملکرد است؟
حال این سئوال مطرح ایت که آیا رکورد جهش دلار به معنای بدترین عملکرد است. پاسخ به این سئوال البته منفی است. شاخص رشد مرکب ماهانه نشان میدهد در فاصله آغاز و پایان یک دوره، دلار با چه سرعت متوسطی افزایش یافته است اما نسبت دادن این تغییر به شخص رئیس کل مستلزم بررسی سیاستهای مالی دولت، نقدینگی، جنگ، درآمدهای ارزی، انتظارات و حتی میراث دوره پیشین است و برای قضاوت علّی تحلیل اقتصاد سنجی با متغیرهای کنترلی ضروری میباشد.
وعدههای تکراری، میراثی ماندگار
مرور نزدیک به پنج دهه مدیریت بانک مرکزی ایران، فارغ از تفاوت شرایط سیاسی و اقتصادی هر دوره، یک وجه مشترک قابل تأمل را آشکار میسازد: امید به ساماندهی بازار ارز در آغاز مسئولیت و تداوم چالشهای پولی و ارزی در پایان بسیاری از دورهها.
رؤسای کل بانک مرکزی، هر یک در مقطعی متفاوت و با رویکردها و سیاستهای گوناگون، مسئولیت هدایت سیاست پولی کشور را بر عهده گرفتهاند. در مواضع و برنامههای اعلامی بسیاری از آنان، مفاهیمی همچون ثبات بازار ارز، حفظ ارزش پول ملی، مدیریت نقدینگی و بازگرداندن آرامش به اقتصاد جایگاه ویژهای داشته است. بااینحال، آنچه در بررسی روند بلندمدت نرخ ارز مشاهده میشود، استمرار کاهش ارزش ریال در برابر دلار و انتقال بخش قابلتوجهی از مشکلات حلنشده از یک دوره مدیری تی به دوره بعد است.
البته نمیتوان تمامی این تحولات را صرفاً به تصمیمات رؤسای بانک مرکزی نسبت داد. جنگ، تحریمهای اقتصادی، محدودیت منابع ارزی، کسری بودجه دولت، ناترازی نظام بانکی و تحولات سیاسی، در دورههای مختلف بر عملکرد سیاستگذار پولی اثر گذاشتهاند. اما تکرار این توضیحات در طول چند دهه، خود پرسش مهمتری را مطرح میکند: چرا با وجود تغییر مدیران، سیاستها و شرایط اقتصادی، مسئله بیثباتی ارزی همچنان پابرجا مانده است؟
شاید مهمترین یافته این بررسی آن باشد که مسئله اقتصاد ایران را نمیتوان تنها در موفقیت یا ناکامی یک رئیس کل خلاصه کرد. هنگامی که مدیران مختلف، با دیدگاههای متفاوت، در نهایت با چالشهایی مشابه مواجه میشوند، باید در کنار ارزیابی عملکرد فردی، به محدودیتهای ساختاری و نهادی سیاستگذاری پولی نیز توجه کرد.
بااینهمه، پذیرش نقش عوامل بیرونی و مشکلات ساختاری نباید به معنای نادیدهگرفتن مسئولیت مدیران اقتصادی باشد. همانگونه که وعدهها و برنامههای آنان در آغاز مسئولیت مورد توجه قرار میگیرد، نتایج قابل اندازهگیری دوره مدیریتشان نیز باید مبنای ارزیابی قرار گیرد.
میراث رؤسای بانک مرکزی را نه صرفاً باید در وعدههای آغاز مسئولیت جستوجو کرد و نه تنها در توجیهات پایان آن؛ بلکه باید در فاصله میان آنچه وعده داده شد و آنچه در عمل تحقق یافت، به قضاوت نشست.
و شاید پرسش نهایی این باشد: آیا رؤسای بانک مرکزی میراثدار بحرانهای پیشینیان بودهاند یا خود نیز بخشی از همان میراث را برای جانشینانشان به جا گذاشتهاند؟
