روانشناس سالمندان، با تأکید بر اینکه سن تقویمی معیار جامعی برای پویایی انسان نیست، حفظ استقلال و سلامت روان در دوران سالمندی را ضروری دانست.
هما مردان، با تبیین جایگاه سالمندی در هرم رشد انسانی اظهار کرد: سالمندی هرگز به معنای رکود یا پایان فعالیت نیست، بلکه اوج کمال روحی، معنوی و تجمیع تجارب زیسته به شمار میرود؛ حتی در شرایطی که قوای جسمانی تا حدی رو به تحلیل میگذارد، فرد میتواند با سازگاری، مراقبتهای پزشکی و تقویت آرامش درون، کیفیتی بسیار بالا از زندگی را تجربه کند.
وی با اشاره به تقسیمبندی دورههای کهنسالی افزود: در الگوهای بهداشتی کشور، افراد ۶۵ سال به بالا سالمند تلقی میشوند که خود به سه گروه سالمند جوان از ۶۵ تا ۷۵ سال، سالمند میانسال و سالمند پیر تفکیک میگردند؛ بخش عمدهای از سالمندان جوان دارای نشاط و انرژی بالا هستند و جامعه باید با فراهمساختن زیرساختهای سالمند دوست، بستری برای بهرهگیری از این سرمایههای اجتماعی فراهم نماید.
این روانشناس در پاسخ به پرسشی درباره انزوای ناشی از فقدان شریک زندگی در سالمندان تصریح کرد: تجربه ازدستدادن همسر، فقدانی عمیق است که فرد را با بحران هویت و تنهایی شدید مواجه میسازد؛ بروز بیحوصلگی، گریه و پرخاشگری در ماههای نخست، بخشی طبیعی از فرایند سوگواری است و اطرافیان نباید این واکنشها را نابهنجار تلقی کنند یا به دنبال تحمیل برنامههای شتابزده بر سالمند باشند.
وی حفظ استقلال فردی و مدارا را کلید تعامل با کهنسالان دانست و خاطرنشان کرد: بزرگترین خطا در برابر سالمند، تحمیل خواستهها یا نقض خودمختاری او به بهانه دلسوزی است؛ خانوادهها باید با همدلی، احساسات او را به رسمیت بشناسند و بهجای اجبار به ترک خانه، در محیط آرامشبخش زندگی در کنارش حضور داشته باشند تا احساس تنهایی کاهش یابد.
مردان پیرامون بازگرداندن انگیزه زیستن به سالمندان افسرده یادآور شد: احیای حس ارزشمندی و کارآمدی، مؤثرترین داروی التیامبخش در این سنین است؛ فرزندان میتوانند با واگذاری مسئولیتهای سبک، مشورتگرفتن در امور خانواده و برجسته ساختن جایگاه پدری یا مادری، نقش هویتی آنان را زنده نگاه دارند؛ همچنین در صورت استمرار نشانههای افسردگی فراتر از ۶ ماه، همراهی همزمان روانپزشک و روانشناس در بهبود کیفیت زندگی سالمند راهگشا خواهد بود.
بازنشستگی نباید به معنای توقف و گوشهنشینی باشد
وی با تحلیل پیامدهای روانی آغاز دوره بازنشستگی گفت: اشتغال نقشی اساسی در تعریف هویت اجتماعی افراد ایفا میکند و قطع ناگهانی این پیوند میتواند احساس پوچی، بیحوصلگی و احساس سربار بودن را در محیط خانه به همراه داشته باشد.
این روانشناس در مصاحبه با رادیو گفتوگو با بیان اینکه این بحران ارتباطات خانوادگی و آرامش فرد را دستخوش چالش میسازد، افزود: افراد باید بدانند که بازنشستگی نقطه پایان فعالیت نیست، بلکه آغازی برای پیگیری اهداف و علایقی است که در دوران خدمت فرصت پرداختن به آنها فراهم نبوده است.
وی به طرح پیشنهادی خود برای پیشگیری از بحرانهای این مقطع اشاره کرد و یادآور شد: سازمانهای دولتی و نهادهای کارفرمایی موظفاند دستکم دو تا پنج سال پیش از موعد بازنشستگی نیروها، دورههای آمادگی و تفاهمنامههای مهارتی با مراکزی همچون فنی و حرفهای منعقد کنند.
مردان تصریح کرد: با این سازوکار، کارکنان متناسب با رغبت شخصی در حرفههای جایگزین مهارت کسب کرده و پس از اتمام خدمت رسمی، باانگیزه وارد فعالیتهای نو یا کارآفرینی میشوند.
وی پدیده خودغفلتی را آسیبی جدی در دوران کهنسالی دانست و خاطرنشان کرد: خودمراقبتی عنصری کلیدی در سلامت روان است و سالمندان باید علاوه بر مراقبتهایی که از سوی خانواده دریافت میکنند، نقش فعالی در رسیدگی بهسلامت تن و روان خود داشته باشند.
این روانشناس بیان کرد: توجه به خواب منظم، نوشیدن آب کافی، تحرک روزانه و انجام کارهای کوچک و امیدبخش مانند نگهداری گلوگیاه یا پرداختن به مطالعه و دعا، مانع از تحلیل قوای روحی میشود.
وی درباره اهمیت روابط اجتماعی و مهار انزوای سالمندان افزود: تداوم ارتباط با دوستان قدیمی، شرکت در جمعهای محلی و همنشینیهای خانوادگی نقشی درمانگر دارد.
مردان تأکید کرد: فرزندان و نوهها باید با صبوری و احترام، ارتباطات بیننسلی را حفظ کنند و حتی در صورت دوری مسافت، از طریق تماسهای تصویری و مکالمات روزمره، حس ارزشمندی و حضور در جمع را به سالمندان منتقل نمایند.
وی به لزومایمنسازی محیط زندگی سالمندان اشاره کرد و گفت: تعبیه دستگیره در حمام و سرویسهای بهداشتی، حذف فرشهای لغزنده و توجه به نور مناسب فضا، از رخداد حوادث جسمی و به دنبال آن آسیبهای سایکوسوماتیک جلوگیری میکند.
این روانشناس تأکید کرد: بهرهگیری از خرد و تجارب گرانسنگ بازنشستگان و نگاه جامعه به آنان بهعنوان پیشکسوتان پرتوان، ضامن پویایی و سلامت اجتماعی کشور است.
