محسن جلیلوند در گفتگو با فرارو تحلیل کرد
یک تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با فرارو با اشاره به تفاوت میان برخورداری از ظرفیت بازدارندگی و استفاده از آن، تأکید میکند که مسئله تقابل ایران و غرب را نمیتوان صرفاً در موضوع سلاح هستهای خلاصه کرد.
فرارو- برخی چهرههای تندرو و تحلیلگران نزدیک به این جریان، خواهان بازنگری در سیاست هستهای ایران و حتی خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) هستند. این درخواست، بار دیگر بحث نسبت میان توانمندی هستهای، بازدارندگی و امنیت ملی ایران را مطرح کرده است.
به گزارش فرارو، در این میان، این پرسش مطرح است که آیا دستیابی به ظرفیت ساخت سلاح هستهای، بدون استفاده از آن، میتواند بهعنوان ابزاری بازدارنده عمل کند و اساساً اختلافات ایران و غرب تا چه اندازه به پرونده هستهای محدود است؟
محسن جلیلوند، استاد روابط بینالملل و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با فرارو با اشاره به تفاوت میان برخورداری از ظرفیت بازدارندگی و استفاده از آن، تأکید میکند که مسئله تقابل ایران و غرب را نمیتوان صرفاً در موضوع سلاح هستهای خلاصه کرد.
تفاوت میان ظرفیت نظامی و تصمیم به استفاده از آن
محسن جلیلوند در گفتوگو با فرارو، با اشاره به توانمندیهای ایران در برابر اسرائیل گفت: «برخورداری از فناوری و ظرفیت نظامی لزوماً به معنای استفاده از آن نیست. باید میان داشتن یک ابزار و تصمیم به استفاده از آن تفاوت قائل شد. یک ظرفیت نظامی میتواند نقش بازدارنده داشته باشد، بیآنکه الزاماً در میدان عمل به کار گرفته شود.»
این استاد روابط بینالملل با تشریح منطق بازدارندگی افزود: «در واقع، منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که طرف مقابل از هزینههای احتمالی اقدام خود آگاه باشد. از این منظر، اهمیت یک توانمندی صرفاً به استفاده عملی از آن محدود نمیشود، بلکه ممکن است همین برخورداری از آن، در محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد.»
جلیلوند در ادامه تاکید کرد: «داشتن یک ظرفیت و نحوه استفاده از آن دو مسئله متفاوت هستند و تصمیم به استفاده از چنین ظرفیتی میتواند به شرایط و میزان تهدید علیه کشور بستگی داشته باشد.»
بازدارندگی در آستانه؛ اثرگذاری ظرفیت فنی بر محاسبات امنیتی
این کارشناس سیاست خارجی گفت: «این دیدگاه در بخشی از طیف سیاسی ایران وجود دارد که ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست و فتوای رهبر فقید نیز در بحث مربوط به موضع رسمی ایران در قبال تسلیحات هستهای مورد استناد این دیدگاه قرار میگیرد.»
وی در تشریح بحثهای مکمل در این خصوص اظهار کرد: «در کنار این موضع، بحث دیگری نیز مطرح است که آیا میتوان با حفظ توانمندی فنی و نزدیک شدن به آستانه ساخت سلاح، بدون عبور از این مرحله، نوعی بازدارندگی ایجاد کرد؟ در این برداشت، برخورداری از ظرفیت فنی میتواند در محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد، حتی اگر به تولید و استفاده از سلاح منجر نشود.»
جلیلوند اضافه کرد: «ایده افزایش تدریجی سطح بازدارندگی نیز وجود دارد؛ موضوعی که در آن، توانمندیهای موجود میتوانند بهعنوان بخشی از محاسبات امنیتی کشور در نظر گرفته شوند.»
حساسیت غرب نسبت به پیوند موشکی و بازیگران منطقهای
این تحلیلگر با اشاره به ابعاد تقابل گفت: «تلاش آمریکا و اسرائیل برای شکل دادن به یک روایت مشخص درباره توانمندیهای نظامی ایران نیز قابل تامل است.»
جلیلوند یادآور شد: «در محافل غربی این نگرانی برجسته شده است که دستیابی ایران به فناوریهای نظامی، از جمله فناوری موشکی، ممکن است به تقویت بازیگران منطقهای همسو با تهران منجر شود. گروههایی مانند حزبالله لبنان و حوثیها به یکی از محورهای نگرانی درباره افزایش توانمندیهای ایران تبدیل شده اند.»
این کارشناس خاطرنشان کرد: «بر این اساس، بحث صرفاً بر سر برخورداری ایران از یک فناوری نیست، بلکه به برداشتهایی نیز مربوط میشود که درباره نحوه استفاده از این توانمندیها و پیامدهای منطقهای آن شکل گرفتهاند. چنین نگرانیهایی در فضای سیاسی غرب بازتاب پیدا کرده و به بخشی از بحثهای مرتبط با برنامههای راهبردی ایران تبدیل شده است.»
وی افزود: «در نتیجه، موضوع توانمندی هستهای نیز در بستری گستردهتر از اختلافات فنی و حقوقی درباره فعالیتهای هستهای ایران بررسی میشود.»
رصد موازنه قوا توسط ترکیه و عربستان و ابعاد گسترده مناقشه
جلیلوند با اشاره به واکنش دیگر کشورهای خاورمیانه گفت: «ترکیه و عربستان سعودی از جمله بازیگرانی هستند که تحولات مرتبط با توانمندیهای راهبردی ایران را از منظر توازن قوا در خاورمیانه دنبال میکنند.»
وی عنوان کرد: «در چنین شرایطی، تغییر در وضعیت راهبردی ایران صرفاً بر روابط تهران و واشنگتن یا تهران و تلآویو اثر نمیگذارد، بلکه ممکن است محاسبات امنیتی دیگر کشورهای منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.»
این استاد دانشگاه افزود: «از همین رو، بحث درباره سیاست هستهای ایران را نمیتوان جدا از رقابتهای منطقهای و حساسیت کشورها نسبت به موازنه قدرت بررسی کرد.»
جلیلوند تأکید کرد: «نباید مسئله تقابل ایران و غرب را صرفاً به برنامه هستهای تقلیل داد. اختلافات موجود ابعاد گستردهتری دارد و پرونده هستهای را نمیتوان تنها عامل تعیینکننده در مناسبات ایران با آمریکا و اسرائیل دانست. حتی اگر بحث بازدارندگی هستهای به یکی از محورهای اصلی مناقشه تبدیل شود، همچنان باید اختلافات سیاسی و راهبردی گستردهتر را نیز در نظر گرفت.»
این تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به احتمالات پیرامون انتقال سوخت گفت: «در همین چارچوب، گمانهزنیهایی نیز درباره احتمال انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران به روسیه و ایجاد یک سازوکار نظارتی مشترک مطرح شده است.»
وی تشریح کرد: «بر اساس این گمانهزنی، سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به ایران میتواند از منظر طرح چنین احتمالی مورد توجه قرار گیرد.»
جلیلوند در پایان یادآور شد: «هرچند این موضوع در حد گمانهزنی است و نمیتوان آن را بهعنوان توافقی قطعی یا تصمیمی تأییدشده مطرح کرد.»
