حوزه/ در رویداد رسانهای « جریان» با محوریت « الگوی سوم زن و خیابان»، کارشناسان با اشاره به ۲۴۰ شب حضور مردم در خیابانها تأکید کردند: زنان در این دوره با حفظ هویت زنانه و خانوادگی خود، خیابان را تبدیل به فضایی «خانوادگی» کردند و همزمان در متن جامعه، سیاست، امنیت و دفاع حاضر شدند؛ روندی که به گفته آنان، خیابان را از ساحتی خنثی به اصلیترین میدان مناظره بر سر تعریف زن ایرانی و صحنه ظهور الگوی سوم تبدیل کرده است.
به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، رویداد رسانهای « جریان» با محوریت « الگوی سوم زن و خیابان» با حضور زهرا ابوالحسنی، عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری؛ زینب تاجیک، عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده؛ عاطفه صادقی، پژوهشگر سیاست و جنسیت و به میزبانی دکتر علیرضا زادبر، استاد دانشگاه و پژوهشگر، از شبکه یک سیما پخش شد و ابعاد مختلف « الگوی سوم زن» و نسبت آن با خیابان، تاریخ، رسانه و تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
در مقدمه این برنامه، سرگذشت چند زن شاخص ایرانی مورد اشاره قرار گرفت؛ « مهسا طاهری» دختر متولد دهه هفتاد، دانشآموخته شیمی فیزیک و یکی از محققان صنعت موشکی ایرا بود که در ۱۳ اسفند با اصابت موشک دشمن به شهادت رسید. چند ماه بعد « افسانه عقیلا» فرمانده حوزه بسیج خواهران مهرستان در استان سیستان و بلوچستان و مادر چهار فرزند، وقتی به خانه بازگشت هدف گلوله قرار گرفت و در همان حریم خانه و خانواده شهید شد. « نصرت افتخاری» معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس سیستان و بلوچستان نیز هنگامی که برای مردمیاری و رسیدگی به مسائل اقوام و طوایف حاشیه زاهدان به منطقه رفته بود، در انفجار بمب کنار جادهای به شهادت رسید.
در ادامه مقدمه برنامه، این مبحث مورد بررسی قرار گرفت که تقریباً همزمان، تصویر دیگری از زن ایرانی در رسانهها مخابره میشد؛ « فاطمه مجللی» صاحب نخستین طلای روئینگ بانوان ایران در بازیهای آسیایی شد و نخستین مدال تاریخ وزنهبرداری زنان ایران نیز توسط « ریحانه کریمی» به دست آمد. « ساغر مرادی» در تکواندو طلایی شد و « زهرا زارعی» با مدال دوی ۴۰۰ متر، تاریخی تازه برای دوومیدانی زنان نوشت. در این بخش تأکید شد که فضای آزمایشگاه، خانه، خیابان، اداره، سکوی قهرمانی و پایگاه بسیج ظاهراً هیچ نسبتی با هم ندارند؛ اما شاید کنار هم گذاشتن همین تصاویر مسئلهای را درباره هشت ماه گذشته آشکار کند.
سخنان رهبر شهید درباره تصویر زن مسلمان ایرانی در ادامه مقدمه برنامه بازخوانی شد؛ آیتالله خامنهای شهید کوشیده بود تصویر زن مسلمان ایرانی را از میان دو تصور رقیب بیرون بکشد؛ دو تصویر رقیب یعنی زنی که برای حفظ هویتش باید از متن جامعه کنار برود و زنی که برای ورود به متن جامعه باید بخشی از هویت زنانه و فرهنگی خود را کنار بگذارد. در صورتبندی رهبر شهید، زن در الگوی سوم میتوانست هم حجاب زنانه و لطافت خود را حفظ کند و هم در علم و تحقیق و سیاست و فعالیت اجتماعی پیشرو باشد.
الگوی سوم؛ گسترش امکان «زن بودن»
ادامه مقدمه به تشریح این مبحث پرداخت که « افسانه عقیلا» و « نصرت افتخاری» برای ایفا مسؤولیت اجتماعیشان مادر بودن را کنار نگذاشته بودند و « مهسا طاهری» برای حفظ هویت خود از ورود به مرزهای دانش و فناوری دفاعی عقب ننشسته بود؛ دختران ورزشکار ایران هم برای ایستادن روی سکوی قهرمانی لازم نبود شبیه تصویر دیگری از زن شوند. در این بخش تصریح شد که تفاوتهایشان اتفاقاً اصل ماجراست؛ الگوی سوم قرار نیست زنانی یکشکل تولید کند، بلکه میخواهد امکانات بیشتری برای زن بودن بگشاید. آنچه سالها در سطح تئوری با نام الگوی سوم صورتبندی شده بود، حالا بیش از گذشته صاحب تصویر شده است. تئوری وقتی به کف جامعه میرسد که دیگر برای اثباتش نیاز به توضیح مدام نباشد؛ کافی است آدمهایی وجود داشته باشند که آن را زندگی کنند و بتوان به آنها اشاره کرد. هیچ الگوی اجتماعی با کتاب و سخنرانی تثبیت نمیشود؛ باید انسانی متناسب با آن به وجود بیاید، باید نسلهایی آن را زندگی کنند تا یک نظریه آرامآرام به عادت اجتماعی، شخصیت انسانی و در نهایت به تصویر عمومی یک جامعه تبدیل شود.
اشاره به هشت ماه اخیر و صحنهگردانی قابل توجه زنان در طول درگیری ایران با ائتلاف آمریکایی- صهیونی نیز در ادامه مورد اشاره قرار گرفت؛ زنانی که خیابانهای ایران را مملو از حضور مقدس خود ساختهاند و در صحنههای مختلف از جمله تشییع شهدا، بیمارستانها، رسانه، امدادرسانی و فعالیتهای اجتماعی نقشآفرینی میکنند و مهمترین عامل خانوادگی شدن خیابان و خیابانی شدن سیاست هستند و به این ترتیب خیابان را به عنوان یکی از اصلیترین میدانهای مناظره بر سر تعریف زن ایرانی تبدیل کردهاند؛ پیش از این، بدن و پوشش زن گاه چنان به مرکز این نزاع بدل شده بود که زنانهگی پشت تصاویری که از زن برساخته بودند ناپدید میشد؛ اما جنگ مناسبات این میدان را هم تغییر داد و خیابانی که قرار بود منشأ تغییر الگوی زیست زنانه باشد، صحنهای برای قدرتنمایی الگوی سوم شد.
الگوی سوم در عالم نظر؛ میانه فطرت و تعالی
زهرا ابوالحسنی، عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری در پاسخ به این پرسش که « مقصود از الگوی سوم زن چیست و چه نگاهی را به این نام میخوانند؟» گفت: الگوی سوم را میتوان هم در سطح نظری تعریف کرد و هم با مثالهای عینی که امروز بهطور ویژه در ایران وجود دارد، ملموس و قابل مشاهده ساخت. در عالم نظر، به عبارت ساده، الگوی سوم در برابر دو الگوی دیگر قرار میگیرد یعنی « الگوی سنتی و متحجر» که تا پیش از انقلاب وجود داشت و « الگوی غربی» که نگاهی کالایی و مصرفی نسبت به زن ارائه میکرد. الگوی سوم نه بازتولید نگاه سنتی و متحجرانه است و نه پذیرش نگاه کالایی غربی؛ بلکه تعریفی متفاوت از حضور و جایگاه زن ارائه میدهد.انقلاب اسلامی تلاشش بر این بود که یک الگوی میانه و معتدل ارائه کند که اتفاقاً سازگار با فطرت زن و از طرفی متناسب با رشد و تعالی او و تعالی جامعه باشد.
وی افزود: الگوی سوم میتواند میان نقش و نیازهای خانوادگی زن و تأثیر و کنشگری اجتماعی او جمع کند؛ میان این دو تعارضی نمیبیند و در عین حال خانواده و نقش مادری و همسری را در اولویت قرار میدهد.
عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری مطرح کرد: مسئله همیشگی در تعریف نظری الگوی سوم این بوده است که در لایههای نظری نمیتوان همه جزئیات را شرح داد و روشن کرد که در تعارض میان اجتماع و خانواده باید چه کرد؛ اما در میدان عمل، گونهای از حضور و وجود زنانه شکل میگیرد که همان الگوی سوم است و عملاً مسئلههای نظریِ توضیحناپذیر را حل میکند. این نکته نشان میدهد الگوی سوم بیش از آنکه یک تعریف انتزاعی باشد، الگویی است که در تجربه زیسته و حضور اجتماعی زنان قابل مشاهده و اعتبارسنجی است.
از نهضتگردانی تا نقطه اوج حضور؛ کنشگری زنانه به روایت تاریخ
ابوالحسنی با اشاره به پیشینه حضور زنان در مناسبات اجتماعی گفت: بهترین موارد حضور زنانه بعد از انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفته است؛ حتی میتوان گفت از بعد از شروع نهضت. امام خمینی رحمتاللهعلیه ظرفیت زنان را کشف کرد، این ظرفیت حتی در فضای علما نیز بهراحتی پذیرفته نمیشد و حضور زنان در تظاهرات به این شکل مورد قبول نبود؛ امام اما همانگونه که ظرفیت مردم را باور کرد و به آن اتکا کرد، ظرفیت زنان را نیز کشف و باور کرد. بنابراین حضور زنان از ابتدای نهضت آغاز شد و پس از انقلاب، هم در اندیشه و هم در میدان عمل، ویژهتر و بسطیافتهتر شد. این میدانها زمینه شکوفایی و تحقق عملی الگوی سوم هستند.
وی تصریح کرد: شاید بتوان گفت اکنون جایگاه الگوی سوم زن مسلمان در یک نقطه عطف و ویژهای قرار گرفته است. بعد از دوره شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای و بعثت حیرتانگیزی که در تمام لایههای مردمی شکل گرفت، زنان در یک جایگاه خیلی ویژهتری حضور دارند و آن الگوی سومی که از آن سخن گفته میشود، الان نمود خیلی ویژهتری پیدا کرده است. الگوی سوم نه صرفاً یک بحث نظری، بلکه فرایندی تاریخی است که پس از انقلاب بسط یافته و اکنون در کنشگری زنان نمود بیشتری یافته است.
الگوی اول و دوم؛ نگاه اندیشه شرقی و غربی به زن
زینب تاجیک، عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده نیز در ادامه عنوان کرد: قبل از پردازش به الگوی سوم، الگوی اول و دوم باید به خوبی تعیین شود؛ الگوی اندیشه شرقی در حیطه زنان الگوی نخست و الگوی اندیشه غربی در حیطه زنانه الگوی دوم نامیده میشود؛ منظور از شرق و غرب، مبانی اندیشه شرق و غرب است نه شرق و غرب جغرافیا.
وی ادامه داد: بر اساس اصول نظری نوع نگاه به زن و میزان فعالیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که برای او تعریف میشود، برگرفته از مجموعهای از مبانی اساسی در حوزههای هستیشناسی، انسانشناسی، ارزششناسی و حتی عرفانشناسی است. به عبارت دیگر، نقطه تفاوت الگوی سوم زن انقلاب اسلامی با الگوی اول و دوم که به تعبیری میتوان آنها را الگوی شرقی و الگوی غربی نامید، در نوع نگاهی است که از سویی نسبت به خود زن، ماهیت زنانگی و جنسیت زنانه دارد؛ و از سوی دیگر نوع رابطهای که زن در این عالم و با خالق هستی برای خود تعریف میکند. جایگاه و تکلیفی که زن برای خود در این عالم قائل است سومین نقطه تفاوت با دو الگوی دیگر محسوب میشود. مهمترین کاری که الگوی سوم زن انقلاب اسلامی انجام داده، تعریف یک کیفیت جدید برای زن است. آنچه که در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و سایر عرصهها از زن مکتب انقلاب اسلامی دیده میشود و آنقدر خوش میدرخشد، در حقیقت حلقه آخر زنجیرهای است که در حال وقوع است.
عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده با تشریح زنجیرهای که درخشش زن انقلاب اسلامی را رقم میزند، گفت: حلقه اول این زنجیره، کیفیت متفاوت و خودآگاهی است که در طول این ۴۰ سال و حتی پیش از آن، در جریان شکلگیری انقلاب اسلامی به واسطه تربیتی که خمینی کبیر و خامنهای شریف برای این زن انجام دادند، درون زنان ایجاده شده است. زن به یک کیفیت جدید و خودآگاهی جدید رسیده، ساخته و اراده شده است و در خلال تمام اینها، این حلقه آخر چیزی است که در این هشت ماه اخیر از زن انقلاب اسلامی در میدانها مشاهده میشود.
تاجیک تصریح کرد: الگوی اول زن یا الگوی شرقی به شدت تحت تأثیر مبانی یونان باستان و ادیان تحریفی بوده و در این رویکرد، زنانگی ذاتاً با نگاهی فروکاهشی همراه بوده و صرفاً به عرصه خصوصی منحصر شده است؛ یعنی زن صرفاً به خاطر زن بودنش، نه به خاطر هیچ ویژگی دیگری حق ندارد در مناسبات اجتماعی شرکت کند چون مناسبات اجتماعی صرفاً با ویژگیهای مردانه تعریف شده و از نظر آنان حضور زنان قابلیتها و ظرفیتهای لازم برای کنشگری اجتماعی را ندارد. در نگاه اندیشه شرقی، مردانگی همیشه اصل ماجرا قرار گرفته و زنانگی مستلزم یک فساد و برهم زدن مناسبات اجتماعی است و حضور زنان برای قداست مردان تهدید به حساب میآمده است؛ نتیجه دیدگاه شرقی این میشود که زنان قابلیت اجتماعی ندارند و در مناسبات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کاملاً کنار گذاشته میشوند.
وی در نقطه مقابل، به شکلگیری الگوی زن غربی و فمینیستی اشاره کرد و گفت: الگوی زن غربی و فمینیستی در واقع نوعی کنش نسبت به دیدگاه زن شرقی است. مهمترین ویژگیهای الگوی غربی این است که حضور اجتماعی زن به ویژگیهای بدن و جذابیتهای جنسی زن تقلیل پیدا میکند یا در نگاه فمینیسم لیبرال، زنانگی کنار گذاشته میشود و شاهد مردواره شدن زنان هستید؛ یعنی اگر قرار است زن در جامعه نقشآفرینی کند باید مثل مردان بیندیشد، مثل مردان کار کند و مثل مردان رفتار کند و اساساً زنانگی اینجا باید حذف شود. مهمترین بحث این است که انقلاب اسلامی با حفظ هویت زنانه، نقشآفرینی زنان را در عرصههای مختلف ممکن کرد.
تولد ایده «الگوی سوم زن» توسط رهبر شهید انقلاب
عاطفه صادقی، پژوهشگر عرصه سیاست و جنسیت، در پاسخ به این پرسش که « ایده الگوی سوم زن از چه کسی بود و چقدر در جامعه و فضای آکادمیک درباره آن صحبت میشود» گفت: همانند خیلی از ایدههای دیگری که از حیث مفهومی بعد از انقلاب اسلامی متولد شدند ایده الگوی سوم نیز برای نخستین بار توسط رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۹۲ متولد شد و طی پیامی که به کنگره شهدای زن صادر کردند، مطرح شد؛ ولی مسئله این نیست. مسئله این است که اگرچه طرح مفهومی آن به واسطه انقلاب اسلامی رقم خورد، ولی اینگونه نبود که زن ایرانی در نحوه بودنش و نحوه حضورش طرحی از الگوی سومی که اکنون مطرح شده نداشته باشد.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی حضور فعال زن مسلمان در ایران افزود: در ایران با زنی روبهرو هستید که پیشینه فعالیتش روشن است. در دوره قاجار، وقتی میخواستند آیتالله آشتیانی را دستگیر کنند، زنان صبح زود وارد بازار تهران میشوند. زودتر از بازاریها بازار را قرق میکنند. کنار خانه آیتالله آشتیانی جمع میشوند، شعار میدهند و فریاد میزنند و مانع دستگیری او توسط حکومت میشوند. در بحران نان هم که از نظر تاریخی نقشآفرینی زنان روشن است. در مشروطه نیز نقش زنان قابل توجه است. نحوه حضور زن ایرانی چنین بوده است و همیشه بستر اجتماعی و اقتصادی خود را بررسی میکرده و متناسب با آن در فعالیتهای اجتماعی حاضر میشده است، اما این حرکت طبیعی در مقطعی دچار اختلال شده است؛ در دوره پهلوی خصوصاً پهلوی اول، اجبار رضاخانی برای منع حجاب، مانع حضور طبیعی اجتماعی زن شده است.
نوسازی تحمیلی و پرسش از کیفیت حضور
این پژوهشگر عرصه سیاست و جنسیت عنوان کرد: برخی باور اشتباهی دارند مبنی بر اینکه پهلوی به زنان فرصت داد در جامعه حاضر شوند و به آنان حق رأی داد ولی در پاسخ به آنان باید گفت که این نوسازی تحمیلی نمیتواند به معنای حضور و اثرگذاری باشد. مسئله این است که از چه نحوه حضور زنان صحبت میشود.
صادقی تشریح کرد: برخی میپرسند آیا زن در دهه ۴۰ اثرگذار نبود؟ بگذارید پاسخ از متن کتاب « زنانه شدن شهر» ارائه شود؛ این کتاب تاریخ تحولات ۱۰۰ ساله اخیر ایران را بررسی کرده و بر اساس « تاریخ ایران مدرن» آمار را ارائه کرده است یعنی از سال ۱۲۸۵ تا ۱۳۸۵؛ یکی از مباحث بررسی شده در این بازه زمانی، مسئله سلامت جامعه زنان است که میگوید میزان مرگ و میر نوزادان ۵۰۰ مورد به ازای هر یک هزار مورد بوده است اما این رقم بعد از انقلاب اسلامی در ایران به پنج مورد به ازای هر یک هزار مورد میرسد؛ سلامت موضوع مهمی است که تأثیر خاصی بر بحث زنان دارد، اگر فقط همین یک مؤلفه مورد توجه قرار گیرد علت تفاوت کنشگری زنان در برهههای مختلف کاملاً مشخص میشود؛ مگر یک زن بدون دریافت خدمات درست میتواند در عرصه اجتماعی اثرگذار باشد؟
شهر، خیابان و زنانه شدن تاریخ
وی اذعان کرد: نویسنده کتاب « زنانه شدن شهر» میگوید دو مؤلفه اصلی برای تحولات ایران دیده میشود؛ یکی شهر و یکی زنان. بعد توضیح میدهد که چطور شهرها، خصوصاً شهرهای بزرگ از جمله تهران، زنانه شده است. انقلاب اسلامی ایران فرایندی را رقم زده است که زن نحوهای متمایز از بودن را به میدان آورده، خدماتی دریافت کرده، هم از حیث وجودی رشد کرده و هم عاملیت اصلی را در تحولات سیاسی و اجتماعی معاصر داشته است و هم اینکه خود پروژه سیاست و سرنوشت را در جمهوری اسلامی این زن رقم میزند.
پیوستار تاریخی؛ نه انقطاع دهه شصت
تاجیک در ادامه مطرح کرد: طبق صورتبندی مورد اشاره، الگوی سوم را حتی خیلی قبلتر از انقلاب ایران یعنی در تاریخ اسلام و بهویژه در تاریخ شیعه به وفور میتوان یافت. نکته مهم این است که انقلاب اسلامی و امام خمینی و شهید خامنهای، این نگاه را روایتسازی، تبیین، صورتبندی و به نحوی وارد مناسبات سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی کردند. اینکه قبلاً هم زن در بخشهای فرهنگی حضور داشته، قطعاً همینطور است. اساساً به خاطر این پیشینهای که زن ایرانی داشته، با جریان انقلاب همراه شد، چون دور از خودش نمیدید. مسئلهای که نیازمند توجه است این است که باید میان دو امر تفاوت قائل شد، صرف بودن در اجتماع و خیابان و شهر با نحوه بودن در اجتماع و خیابان و شهر.
ابوالحسنی نیز در ادامه این برنامه بیان کرد: الگوی سوم مجموعه فرایندهای جدی در زیر ایدهای که اسلام برای زنان و حضورشان در اجتماع دارد، مطرح میسازد؛ ولی آن چیزی که بهطور جدیتر بعد از انقلاب دیده میشود حضور زنان در نهضتها است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا قبل از جنگ حضور زنان را در جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی و ... مشاهده میکنید. بعد از جنگ نقش ویژه زنان در پشتیبانی جنگ و حتی حضور نظامی آنان را میبینید که البته حضور نظامی کمتر است. اکنون به نظر میرسد حضور ویژهتر و تصویر واضحتری از الگوی سوم زن در زنان ایرانی نمایان شده است.
وی ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران مدام تلاش میکردند نشان دهند که این مردم همچنان همان مردم معتقد و متعهد هستند، جوانان امروز از جوانان دهه شصت اگر بهتر نباشند کمتر نیستند، یا حتی در مورد کلیت مردم این را میگفتند و دائماً به مثالهایی اشاره میکردند. در فروردین ۱۴۰۴ رهبر شهید در چندین سخنرانی تلاش میکردند نشان دهند این مردم هنوز پای کارند، هنوز مؤمن هستند، هنوز امیدوارند و به شواهدی اشاره میکردند. خیلی وقتها مثالها به این سمت میرود که آن اتفاقات برخاسته از ایمان و اعتقاد مربوط دهه شصت یا زمان جنگ بود و تمام شد. ولی آقای شهید ایران با مثالهایی که میآوردند، نشان میدادند که مردم الآن همان ایمان و اعتقادات را دارا هستند و مأیوس نشدهاند؛ این یک پیوستار کامل داشته است. از ۱۴۰۳ اتفاقات را ببینید؛ از شهادت شهید رئیسی و اینکه مردم آمدند پای کار نظام و این اتفاق را پشت سر گذاشتند تا پایان سال که پویش اهدای طلا اتفاق افتاد و آن پشتیبانی که کل ملت ایران داشتند.
از محاسبات ناکام دشمن تا دفاع رهبر شهید از جوان ایرانی
عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری تصریح کرد: رهبر شهید ایران جریانات سال ۱۴۰۱ را به گونهای کارشناسانه روایت میکرد؛ او میفرمود اتفاقاً دشمن آمده بود روی بخشی از زنان فریبخورده ایران حساب کند و اتفاقاً آن ظرفیتی از زنان که روی آن حساب کرده بود، حمایت نکردند و به خاطر همین آن کودتا شکست خورد. در همان ۱۴۰۱ روایتی که از نوجوان ایرانی بیرون آمد این بود که نسل گسسته یا به اصطلاح نسل زد است ولی حضرت آقا کاملاً مخالفت کردند. نمونه دیگر سال ۱۴۰۴ بود؛ بلافاصله فردای ۱۸ دی ماه و آن اتفاقات ناگوار، ۱۹ دی آقای شهید سخنرانی کردند و بخش مبسوطی از سخنرانیشان در دفاع از جوان ایرانی بود. شب قبل اتفاقاتی در تهران افتاده بود و فردای آن شب رهبر شهید درباره جوان ایرانی صحبت میکند و میگوید جوان ایرانی این نیست و کاملاً مفصل در خصوص نسبت جوان ایرانی با استکبار، تدین، اسلام و ایران سخن میگوید. این یک پیوستار است؛ اینگونه نبوده که دهه شصت انقطاع داشته باشد دوباره روشن شود.
علیرضا زادبر، میزبان برنامه و استاد دانشگاه و پژوهشگر نیز در ادامه این برنامه مطرح کرد: امشب ۲۴۰ شبی است که مردم در خیابانها هستند؛ هشت ماه دفاع مقدس. این هشت ماه را ببینید؛ زمستان در خیابان بودید، بهار در خیابان بودید، تابستان سوزان در خیابان بودید، حالا پاییز از راه رسیده است؛ چهار فصل است که مردم ایران دارند از ایران دفاع میکنند. نتیجه نهایی جنگ تحمیلی دشمن را آسمان و بمباران و جنگنده و اف-۳۵ تعیین نمیکند؛ خیابانها تعیین کننده نتیجه جنگ هستند، خیابان خیلی مهم است.
خیابان؛ از امری خنثی تا میدانی قدسی
صادقی در ادامه تصریح کرد: زنانه شدن خیابان موضوعی تاریخی است که میتوان دربارهاش بحث کرد. هم در دهه اول انقلاب و هم پیش از آن. اما حضور بروزیافته امروز را شاید بتوان حدود ۱۷ ماه اخیر دانست؛ از جنگ ۱۲روزه به این سو که کشور درگیر جنگ ترکیبی و نظامی است. البته اتفاقات مهمی هم در سالهای قبل افتاده است. برای خیابانهای ایران اتفاقی افتاده است. خیابان هم مانند دیگر امور، در تاریخ جمهوری اسلامی و پس از انقلاب، حرکت و تحولی داشته که نمیتوان آن را نادیده گرفت. در ابتدا خیابان ساحتی خنثی و حتی سکولار دیده میشد. وقتی از خیابان صحبت میشود، مؤلفههایی به ذهن میآید که میتوان همانها را در چین، اروپا، هند یا کشورهای همسایه هم دید؛ بوتیکها، فستفودها، کلینیکهای زیبایی، بانکها و آدمهایی که در حرکتاند. اما پرسش این است که آیا کسانی که در خیابان حرکت میکنند، افرادی بینظرند؟ آیا آنها از جنس همین بوتیکها و مغازههای خیاباناند؟ در واقع این افراد هستند که مشخص میکنند خیابان، خیابان یک کشور اسلامی است یا نه. چون دیگر گذرهای خیابان شبیه هم شدهاند. پس چه کسانی این را مشخص میکنند؟ مردان یا زنان؟ مسئله این نیست که الان گذرگاههای ایران در ظاهر اسلامی هست یا نه؛ بحث این است که جمهوری اسلامی تلاشی برای اسلامی و قدسی نگه داشتن خیابان داشته است. مثلاً در دهه ۸۰ نحوه پوششی از زنان در خیابان دیده میشد یا اتفاقاتی میافتاد که جوانی احساس غیرت میکرد و وارد درگیری میشد؛ تا جایی که به شهادت یا مرگ آن جوان میانجامید؛ یعنی نوعی جدال جدی میان جان و آرمان. اتفاقی که میافتد این است که جوانانی که مسئله خیابان برایشان پررنگ است یعنی قدسی و متعالی بودن خیابان برایشان مهم است حتی جان خود را وسط میگذارند تا این خیابان در جمهوری اسلامی همچنان اسلامی بماند.
وی در پاسخ به سؤال میزبان برنامه مبنی بر اینکه « مصداق اینکه خیابان، خیابان جمهوری اسلامی بماند چیست؟ آیا فقط حجاب است؟» گفت: قطعاً یکی از مصادیق جدی، حجاب است. در گذشته مصادیق دیگری هم وجود داشته است؛ نه اینکه خیابان مقدس نیست. در خیابان بسترهای دیگری هم اتفاق افتاده است. مثلاً دشمن استفاده کرد و خیابان محمل اغتشاش شد. این مسئله تکساحتی نیست. اتفاقاً حجاب مسئلهای بود که اغتشاش را هم رقم زد؛ نمیتوان گفت فقط از منظر حجاب میتوان نگریست. ببینید همین الان جدالی که در آذربایجان و فرانسه صورت میگیرد چیست؟ جهان سکولار آنقدر نمیتواند حجاب را تحمل کند و آنقدر احساس میکند حجاب نظم خیابانش را به هم میزند که حتی اجازه نمیدهد دختران محصل با حجاب به مدرسه بروند. یعنی مسئله خیلی بدیهی است. در چنین وضعیتی اتفاقی میافتد. علاوه بر اینکه خیابان محمل اغتشاش است و جمع زیادی از مردم ایران صبوری میکنند، یکدفعه در اسفند سال گذشته رهبر ایران شهید میشود. مردم احساس میکنند شاید دلیلش این بوده که پیش از این، خیابان را پوشش نداده بودند. اتفاقی که اسفند سال گذشته افتاد، این بود که مردم احساس کردند مهمترین مسئلهشان شهید شده است و آن ولی خدا بود.
نیت و کیفیت حضور؛ تفاوت الگوی سوم با رقبا
تاجیک در ادامه این برنامه با اشاره به تفاوت نیت و انگیزه ورود زنان به عرصههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بیان کرد: در زمانها و مناسبات مختلف ممکن است زنان وارد عرصه اجتماعی شوند، اما نیتی که به دنبال آن است و علتی که آنها را به این عرصهها کشانده، میتواند بسیار متفاوت باشد. تفاوت مهم زن انقلاب اسلامی با الگوهای رقیب از جمله الگوی زن غربی، در نحوه درک، فهم و آگاهی برای این حضور است.
وی با اشاره به ساختارمند بودن گفتمان الگوی سوم زن انقلاب اسلامی در طول ۴۰ سال گذشته و حتی پیش از آن، افزود: در این گفتمان همهچیز ساختارمند شده و برای آن برنامهریزی شده است و اتفاقاً برنامهریزی بسیار پررنگی بوده که در بیانیه رهبر شهید کاملاً قابل حس است.
عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده در ادامه با پیوند دادن این مفهوم به خیابان و بزنگاه تاریخی و تمدنی، به روایت صحنهای از دوران جنگ پرداخت و گفت: در زمان بحرانی جنگ که ترس و اضطراب طبیعی است، شبی پالایشگاه نفت شهرری بمباران شد و مخازن نفت به شدت آتش گرفت. صحنهای که در شهرری دیده میشد واقعاً وحشتناک بود؛ چند بار آسمان شهرری به طرز فجیعی قرمز میشد و صدای پدافندها و جنگندهها قطع نمیشد. در این میان و در این شرایط، زنانی دیده شدند که نه فرار کرده بودند و نه جایی پناه گرفته بودند؛ زنانی که با یک دست پرچم ایران را گرفته بودند و با دست دیگر عزیزترین افراد زندگی، فرزندانشان را در آغوش کشیده بودند و بلندتر تکبیر میگفتند.
تاجیک در پاسخ به این پرسش که « مگر در تاریخ کشورهایی مانند اوکراین، چین یا ویتنام زنان مقاومت نکردند؟» تصریح کرد: بحث این است که چرا مقاومت میکنند. زنی که در این شرایط چنین ایستاده است پشتوانه فکری عمیقی دارد؛ در همان شب واقعه انفجار مخازن در شهرری زن دیگری دیده شد که تصویرش هم پخش شد در حالیکه زیر آسمان، کتاب مفاتیحی را درآورده بود و در حال برقراری ارتباط با خالق هستی بود. آن زنی که نقطه مقابل این نگاه است، چه کسی است؟
رسانه، روایت و تکثر تجربههای زنانه
زادبر، میزبان برنامه در ادامه با اشاره به اهمیت پرداختن رسانهها به مباحث بانوان گفت: واقعاً مسائل حوزه زنان بحث مهمی است. کمکاری شده است؛ این را رسانهها باید بگویند. بانوان نیمی از جمعیت کشور هستند؛ رسانه، دانشگاه، حوزه و دستگاههای تبلیغی باید بیشتر به این قضیه بپردازند. جایی که قرار است در مورد زنان صحبت شود، نباید مردان صحبت کنند؛ این سخن را جنسیتی و فمینیستی برداشت نکنید.
شاخص کلیدی سنجش دینداری زنان، ایستادن در برابر استکبار است
ابوالحسنی در ادامه این برنامه با اشاره به احتمال تعارض میان تأثیرهای مختلف گفت: دو نکته را باید مطرح کرد. نخست اینکه ممکن است تعارضی شکل بگیرد؛ همانگونه که گفته شد، تأثیرهای مختلفی دیده میشود و این پرسش مطرح است که کدام یک از این پدیدهها، حقیقت را شکل میدهد. برای فهم اینکه زن ایرانی کدام است، نمیتوان تنها به آنچه شبها در خیابان دیده میشود یا آنچه که افراد میگویند روزها در خیابان میبینند بسنده کرد. نکته مهم این است که در سنجش وضعیت تدین یا دینداری زنان، حجاب انکار نمیشود و موضوعی کلیدی است؛ اما ایستادن در برابر استکبار و نهراسیدن، شاخص قطعاً کلیدیتری برای سنجش وضعیت یک جامعه زنانه است. حتی بر اساس بحثهای دینی نیز میتوان اثبات کرد که آنچه در « لا اله الا الله» تجلی مییابد، ایستادن در برابر طاغوت زمان است.
وی افزود: البته قصد کوچککردن حجاب یا معنای آن وجود ندارد؛ اما در شاخصهایی که میتواند یک پدیده را بسنجد، وقتی یک ملت و تمام زنان آن سنجیده میشود، همانگونه که اشاره شد تنوع و تکثر زیادی وجود دارد؛ آنچه میتواند گویایی بیشتری برای سنجش وضعیت کلی این زنان داشته باشد، حضور زنانه است؛ همانگونه که اشاره شد ۶۰ درصد حداقل یک بار حضور داشتهاند و ۹۰ درصد همراه بودهاند و این ۹۰ درصد بسیار معنادار است. این نکته اول.
عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری در ادامه تصریح کرد: نکته دوم این است که اتفاقی که اکنون در حال وقوع است، همانگونه که گفته شد، یک پیوستار تاریخی است؛ یعنی وضعیت زنان همیشه اینگونه بوده است. آنچه اکنون شاید عجیب به نظر میرسد یا این احساس را ایجاد میکند که وضعیت زن، شاید آن تجمعات شبانه نیست و چیزی دیگر است، ریشه در یک جریان جدی روایتسازی دارد؛ جریان غربزدهای که از زمان قاجار وجود داشته و خودتحقیری نسبت به مردم و زنان را با خود حمل کرده است. این جریان همواره میخواسته بگوید مردم ایران این نیستند، زنان ایران این نیستند و جوان ایرانی این نیست. این جریان بهصورت پرفشار روایت دیگری را القا میکند تا جایی که گاهی این باور حتی در میان حزباللهیها نیز شکل میگرفت؛ هنگام دیدن پدیده تجمعات، غافلگیر شدن مردم از دیدن این رویدادها و نداشتن انتظار رویت چنین وقایعی نیز ناشی از همان روایت است.
طنین فریادهای الله اکبر در خیابان و حفاظت از شریان امنیت
صادقی در ادامه اذعان کرد: مسئله مهم این است که چرا شعارهایی مانند الله اکبر و شعارهایی که در تاریخ اسلام ریشه دارند، بیشتر توسط زنان به میدان آمد. امور روزمره در خیابان جاری و ساری است. مهم، حفاظت از خیابان بهعنوان اصلیترین جریان و شریان امنیت در همه شهرهای ایران بهویژه شهرهای بزرگ و حتی روستاهای کشور است؛ از این جهت که مردم بگویند ما هستیم و ایستادهایم. شعار الله اکبر نیز از همین جهت مطرح شد؛ شعاری که نشان میداد خدا بالاتر و بزرگتر از همه قدرتهایی است که جهان آنها را ارائه داده است. این بخش بسیار پررنگ ماجرا است.
وی ادامه داد: اکنون در شرایط فعلی، به واسطه فقدان ولی و شهادت ایشان، امکانی بروز یافت که زنان به خیابان بیایند؛ زنانی که پیش از این شاید تصویری از آنها نبود. این نکته بسیار قابل توجه است که در جریان این حدود ۲۴۰ روز، خانمهای مسن را میبینید که تمام بعد از ظهرهای خود را صرف رسیدگی به امور بسیج میکنند و شبها در تجمعات هستند و صبح تا ظهر به اصلاح امور محل میپردازند. پیش از این نیز این بانوان در دوران جوانی در ایام دفاع مقدس فعالیتهایی در پشتیبانی از جبههها انجام دادهاند؛ ولی مسئله این است که رسانهای که آنها را توضیح بدهد و تصویر کند، نبود. تصویری که پیش از این تجمعات شبانه وجود داشت این بود که زنان از دست رفتهاند و جمهوری اسلامی نمیتواند در مقابل این نیرو بایستد و تقابل کند. یا تصور این بود که جمهوری اسلامی برای زنان هیچ کاری نکرده است. از همین جهت کتاب « زنانه شدن شهر» نوشته آقای نعمتالله فاضلی را مثال زدم.
پژوهشگر عرصه سیاست و جنسیت در ادامه با اشاره به ماهیت الگوی سوم زن گفت: الگوی سوم زن، نه یک قالب از پیش ساخته و نه تعریفی تحمیلی است؛ بلکه یک پیوستار تاریخی، یک کیفیت جدید از حضور و یک روایت زنده است که همزمان در خیابان، خانواده، علم، ورزش، رسانه و مسؤولیت اجتماعی ظهور کرده است. آنچه در این هشت ماه بیش از پیش دیده شد، زنانی بودند که هم هویت زنانه و خانوادگی خود را حفظ کردند و هم در متن جامعه، سیاست، امنیت و دفاع حاضر شدند؛ و همین تکثر و تنوع، به جای آنکه نقطه ضعف الگوی سوم باشد، اصل و جوهر آن است.
