بیرجند- ایرنا- سال‌ها قبل، وقوع یک سانحه رانندگی زندگی «فاطمه برنا» که در محله‌ای در شهر بیرجند روزگار می‌گذارند را در نقطه‌ای حساس قرار داد؛ روزهایی که شاید برای هر کسی رنگِ پایان داشت برای او نقطه‌عطفی شد تا با تکیه بر اراده، سرنوشت دیگری برای خود و محله‌های اطراف رقم بزند.

به گزارش ایرنا، گاهی زندگی درست از همان نقطه‌ای تغییر می‌کند که تصور می‌کنیم همه راه‌ها به پایان رسیده‌اند؛ گاهی یک حادثه، مسیر آدمی را چنان دگرگون می‌کند که ناچار می‌شود معنای تازه‌ای برای ادامه دادن پیدا کند. هستند آدم‌هایی که به‌جای تسلیم شدن در برابر دشواری، از دل محدودیت‌ها راهی تازه می‌سازند؛ راهی که نه‌تنها خودشان را به مقصد می‌رساند، بلکه چراغ راه دیگران نیز می‌شود.

روایت امروز، قصه زنی است که پس از یک حادثه سنگین و آسیب جدی نخاعی، روزهای دشواری را پشت سر گذاشت؛ اما قرار نبود قصه زندگی‌اش در همان نقطه متوقف شود. او به‌جای تسلیم شدن در برابر شرایط تازه، مسیر دیگری برای ادامه زندگی انتخاب کرد؛ مسیری که با ایمان، اراده و امید آغاز و به فرصتی برای اثرگذاری بر زندگی دیگران تبدیل شد.

حکایت غلبه بر محدودیت؛ وقتی حادثه آغاز یک مسیر تازه شد// پیشنهاد اصلی

فاطمه برنا، حافظ کل قرآن کریم و فعال عرصه آموزش و ترویج حفظ قرآن در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا از مسیری می‌گوید که از یک حادثه تلخ آغاز شد و با تکیه بر ایمان، اراده و صبر، به شکل‌گیری مجموعه‌ای قرآنی با بیش از ۲۰۰ قرآن‌آموز و ۲۰ مربی انجامید.

سال ۱۳۸۸، برای ادامه تحصیل در مقطع متوسطه دوم باید از روستای محل زندگی‌اش خارج می‌شد؛ چراکه امکان ادامه تحصیل در این مقطع در روستا وجود نداشت. اما در یکی از همین رفت‌وآمدها، حادثه‌ای سنگین اتفاق افتاد. سرعت زیاد خودرو و خستگی راننده، به واژگونی ماشین و تصادفی منجر شد که آسیب جدی به نخاع او وارد کرد.

پس از آن حادثه، چند سالی از ادامه تحصیل بازماند. روزهایی که شاید برای بسیاری می‌توانست نقطه پایان آرزوها و برنامه‌های زندگی باشد، اما برای فاطمه برنا پایان مسیر نبود.

او در مواجهه با شرایط جدید جسمی، بیش از هر چیز از لطف خداوند، صبر و همراهی خانواده سخن می‌گوید. به اعتقادش، انسان در برابر هر مصیبتی، به اندازه همان ابتلا از صبر الهی بهره‌مند می‌شود؛ نعمتی که در کنار حمایت خانواده و حضور استادان خوب، می‌تواند انسان را در سخت‌ترین روزها سرپا نگه دارد.

حکایت غلبه بر محدودیت؛ وقتی حادثه آغاز یک مسیر تازه شد// پیشنهاد اصلی

برنا چهار اصل را رمز موفقیت در زندگی می‌داند؛ چهار اصلی که آن‌ها را برای عبور از دشواری‌ها ضروری می‌شمارد: توکل، توسل، تفکر و تلاش.

از نگاه او، انسان پیش از آغاز هر مسیری باید بداند چرا آن را انتخاب کرده است. داشتن یک چرایی محکم، همان نیرویی است که در روزهای سخت اجازه نمی‌دهد آدمی از ادامه راه منصرف شود. پس از آن، توکل به خداوند و توسل به اهل‌بیت(ع) معنا پیدا می‌کند و در نهایت، تلاش است که این باورها را به حرکت و نتیجه تبدیل می‌کند.

این حافظ قرآن کریم تاکید می‌کند که دعا و توسل، بدون تلاش و حرکت کافی نیست؛ همان‌طور که انسان در کنار تلاش، نباید از توکل و توجه به خداوند غافل شود.

حکایت غلبه بر محدودیت؛ وقتی حادثه آغاز یک مسیر تازه شد// پیشنهاد اصلی

اما قرآن چگونه وارد زندگی فاطمه برنا شد و چه شد که حفظ و آموزش آن به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش تبدیل شد؟

پاسخ او به این پرسش، به ریشه‌های تربیتی خانواده بازمی‌گردد؛ به پدری که حتی در کارگری ساده نیز نسبت به حلال بودن روزی و درست انجام دادن کار حساس بود و مادری که مراقبت از فضای معنوی خانه و توجه به نماز فرزندان را جدی می‌گرفت.

در خانه آن‌ها، نماز اول وقت فقط یک توصیه زبانی نبود؛ پدر و مادر خود پیش از دیگران به آن پایبند بودند و همین رفتار عملی، در کنار حساسیت نسبت به رزق حلال، رعایت ادب و احترام به دیگران، زمینه رشد معنوی فرزندان را فراهم کرده بود.

برنا معتقد است بخش مهمی از توفیقاتی که انسان در مسیر زندگی به دست می‌آورد، ریشه در همین برکت‌ها و تربیت‌های خانوادگی دارد؛ نعمت‌هایی که شاید در ظاهر ساده باشند، اما اثرشان در تمام زندگی باقی می‌ماند.

مسیر حفظ قرآن برای فاطمه برنا از سال ۱۳۹۲ آغاز شد؛ مسیری که به‌تدریج از یک علاقه و ارتباط شخصی با کلام الهی فراتر رفت و زمینه فعالیت‌های آموزشی و تربیتی او را فراهم کرد.

سال ۱۳۹۶، آغاز فصل تازه‌ای در زندگی او بود. فعالیت آموزشی‌اش را با تدریس قرآن به کمتر از ۱۰ نفر آغاز کرد؛ مسیری که در ابتدا تنها به حضور خودش به‌عنوان مربی محدود می‌شد.

اما این شروع کوچک، به‌تدریج گسترش پیدا کرد. سال‌ها صبر، همراهی قرآن‌آموزان و شناسایی استعدادهایی که توانایی مربی شدن داشتند، زمینه شکل‌گیری یک شبکه آموزشی را فراهم کرد.

حکایت غلبه بر محدودیت؛ وقتی حادثه آغاز یک مسیر تازه شد// پیشنهاد اصلی

یکی از دغدغه‌های اصلی او، مسیر طولانی رفت‌وآمد قرآن‌آموزان از محله‌هایی مانند مهرشهر، حاجی‌آباد و امیرآباد بود. همین موضوع باعث شد به فکر تربیت مربیانی از میان خود قرآن‌آموزان بیفتد تا هرکدام بتوانند در محله خود کلاس‌های قرآن برگزار کنند.

این ایده به‌تدریج به ثمر نشست و نوجوانانی که روزی خود برای یادگیری قرآن به کلاس می‌آمدند، حالا به مربیانی تبدیل شده بودند که دیگران را نیز در این مسیر همراهی می‌کردند.

برای نمونه، فعالیت قرآنی در مهرشهر که ابتدا با حضور یک مربی آغاز شده بود، به هفت مربی رسید و در محله‌های دیگر نیز حلقه‌های آموزشی تازه‌ای شکل گرفت.

حالا این مجموعه با بیش از ۲۰۰ قرآن‌آموز و ۱۷ مربی فعالیت می‌کند؛ مربیانی که بسیاری از آن‌ها هنوز نوجوان هستند و با وجود سن کم، مسئولیت آموزش قرآن به همسالان خود را بر عهده گرفته‌اند.

البته رسیدن به چنین نتیجه‌ای آسان نبوده است. تربیت مربی، کادرسازی و همراه کردن نوجوانان، صبر زیادی می‌طلبد. گاهی باید از برخی خطاها چشم‌پوشی کرد و گاهی نیز لازم است اشتباهات با دقت و ظرافت به فرد تذکر داده شوند. برنا معتقد است ساختن یک مجموعه قرآنی و تربیت نیروهایی که بتوانند در آینده مسئولیت‌های بزرگ‌تری بر عهده بگیرند، مسیری طولانی است و تلاش در آن هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود.

شیرین‌ترین بخش این مسیر برای او، دیدن رشد قرآن‌آموزانی است که سال‌ها پیش در کودکی وارد کلاس شده‌اند و حالا در قامت نوجوانانی اثرگذار و حتی مربی قرآن فعالیت می‌کنند.

وی این اتفاق را از برکت ارتباط مستمر با قرآن می‌داند. از نگاه او، حفظ قرآن به دلیل نیاز به تکرار و مرور روزانه، زمینه ارتباط مداوم فرد با کلام الهی را فراهم می‌کند؛ ارتباطی که به‌مرور در رفتار، شخصیت و نگاه او به زندگی اثر می‌گذارد.

حکایت غلبه بر محدودیت؛ وقتی حادثه آغاز یک مسیر تازه شد// پیشنهاد اصلی

برنا در مواجهه با کسانی که به دلیل مشکلات جسمی، مالی یا شرایط دشوار زندگی، خود را از انجام کارهای بزرگ ناتوان می‌دانند، بر اهمیت نگرش و داشتن هدفی روشن تأکید می‌کند. به باور او، شرایط زندگی ممکن است محدودیت‌هایی ایجاد کند، اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، هدفی است که انسان برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.

اگر هدف انسان روشن، ارزشمند و مقدس باشد، سختی‌های مسیر نیز معنای دیگری پیدا می‌کنند و دیگر صرفاً مانعی برای ادامه راه نخواهند بود.

برنا معتقد است تا زمانی که خدا هست، انسان نباید ناامید شود و نباید سختی‌های مسیر او را از ادامه راه بازدارد و با لحنی صمیمی و فروتنانه، مخاطبان را به رفاقت با قرآن دعوت می‌کند و می‌گوید: «با قرآن رفیق بشیم»؛ چراکه به باور او، بهترین رفیق انسان قرآن و اهل‌بیت(ع) هستند و انسان با همراهی آن‌ها به آرامش درونی می‌رسد.

او همچنین با اشاره به توصیه‌ای از رهبر انقلاب درباره اهمیت انس با قرآن، یادآور می‌شود که نباید کمبود وقت را بهانه‌ای برای دوری از قرآن قرار داد؛ چراکه قرآن نه‌تنها از برکت زمان انسان نمی‌کاهد، بلکه می‌تواند به زندگی او برکت ببخشد.

از نگاه او، ارتباط با قرآن نه‌تنها از کارهای روزمره انسان کم نمی‌کند، بلکه می‌تواند به زندگی و زمان او برکت ببخشد.

قصه فاطمه برنا، قصه زنی است که یک حادثه، جسمش را با محدودیت‌هایی روبه‌رو کرد، اما نتوانست افق آرزوهایش را محدود کند. او از روزهایی که برای ادامه تحصیل با دشواری روبه‌رو بود، به روزهایی رسید که مسیر یادگیری و آموزش قرآن را برای دیگران هموار کرد.

شاید مهم‌ترین پیام این روایت همین باشد: برای اثرگذاری در جهان، لازم نیست همه مسیرها برایمان هموار باشند؛ کافی است هدفمان روشن باشد، به خدا تکیه کنیم و قدم بعدی را برداریم. گاهی یک انسان، با وجود تمام محدودیت‌ها، چنان راهی می‌سازد که دیگران نیز می‌توانند سال‌ها در آن قدم بردارند.